ايران نبايد زمان را از دست بدهد
جرج بوش در پايان سفر خود به اروپا، در مصاحبه مطبوعاتي مشترک با پوتين، نتيجه توافق عمومي خود با رهبران اروپا و ظاهرا رئيس جمهور روسيه را در يک کلام اعلام داشت: «ايران نبايد به بمب اتمي دست پيدا کند.»
برنامه اتمي جمهوري اسلامي مهم ترين موضوع سفر بوش به اروپا و مساله اصلي مذاکرات او در بروکسل، پاريس و ماينز آلمان بود و هدف از اين مذاکرات رسيدن به يک سياست واحد، بخصوص با دولت فرانسه و آلمان در اين مورد بود که با بريتانيا سه کشور طرف مذاکره با ايران محسوب مي شوند. در حالي که سياست آمريکا هم چنان احاله پرونده اتمي جمهوري اسلامي به شوراي امنيت سازمان ملل است، اروپا تاکنون هم چنان بر گزينه ترغيب جمهوري اسلامي براي دست شستن از غني سازي اورانيوم از طريق دادن امتيازات در زمينه هاي ديگر، بخصوص اقتصادي، پافشاري نموده است. قبول عضويت ايران در «سازمان تجارت جهاني» (WTO ) يا صدور مجوز فروش هواپيماي «ايرباس» به ايران که در خلال مذاکرات اخير در آلمان مطرح شدند، از آن جمله اند.
جرج بوش وقتي که عازم اروپا بود و در جريان سفرش در اروپا، در مصاحبه ها و سخنراني هاي خود، در عين اعلام حمايت از مذاکرات سه کشور اروپائي با ايران و حل مساله از طريق سياسي، استفاده از همه وسائل براي جلوگيري از دست يابي جمهوري اسلامي به بمب اتمي را، منتفي ندانست. او در پايان سفر خود نيز اعلام کرد، پيشنهادات متحدين اروپائي اش را شنيده است و درباره آن ها فکر خواهد کرد.
شکي نيست که جمهوري اسلامي ايران بايد فکر دست يابي به بمب اتمي را از سر بيرون کند، دول اروپائي هم مثل آمريکا بر اين امر مصرند و با دولت آمريکا همزباني دارند. و در مذاکرات با بوش هم ، همه تاکيد روي اين همزباني گذاشته شد. نتيجه اين همزباني هم بود که در توافق استراتژيک براي جلوگيري از هر گونه امکان دسترسي جمهوري اسللامي به بمب اتمي منعکس شد. از اين اشتراک مهم که بگذريم، اروپا بر ادامه مذاکره با جمهوري اسلامي تاکيد کرد و بوش بر باز بودن راه هر اقدامي در اين مورد. اما روشن است که بعد از توافقات اخير نه مذاکرات اروپا مي تواند مدت طولاني ادامه و کش و قوس پيدا کند و نه اروپائي ها در مقابل خواست آمريکا براي اعمال فشار جدي تر عليه جمهوري اسلامي هم چنان مقاومت خواهند کرد.
آن چه که روشن است، آمريکا، به موفقيت مذاکره با جمهوري اسلامي براي ترغيب حکومت به دست شستن از ماجراجوئي اتمي اش اميدوار نيست. هر چند در حرف از اقدامات اروپائي ها حمايت مي کند، اما در عمل آماده پيوستن به اين مذاکرات نيست. در صحبت از اقداماتي هم که امريکا مد نظر دارد، با توجه به تجربه جنگ عراق و تلاش براي زدودن اثراتي که لحن حاکم بر اختلاف برسر اين جنگ در روابط با اروپا برجاي گذاشته است، ترجيح داده مي شود که هنوز به جاي سخن از هدف قرار دادن تاسيسات اتمي ايران، شکيبايي به خرج داده شود و هم چنان راه براي اتخاذ سياست هاي ديگر باز گذاشته مي شود، بوش با توجه به اين امر هم بود که در مقابل سوال خبرنگاران در عين احمقانه خواندن، نقشه حمله به ايران، تاکيد کرد که در اين مورد هم، رييس جمهور آمريکا "هرگز نبايد بگويد هرگز!"
از طرف ديگر در اروپا هم، لحن صحبت بر سر مسائل اتمي جمهوري اسلامي، با گذشت زمان تند تر مي شود. تفسير از توقف غني سازي اورانيوم، توسط جمهوري اسلامي، اصلي ترين مساله مورد اختلاف است. از يک سو، براساس تعهدي که دولت ايران در توافقنامه پاريس به سه دولت اروپائي داده است، پذيرفته است که از سر گيري غني سازي اورانيوم را موکول به زماني بکند که اروپائي ها تشخيص مي دهند که اين عمل منجر به توليد جنگ افزار اتمي نمي شود. تفسير اروپائي ها از تعهد حکومت اسلامي، توقف هميشگي غني سازي است. از طرف ديگر جمهوري اسلامي مدعي است که اين توقف موقتي بوده و اين دولت هر لحظه مي تواند آن را از سر گيرد. اختلاف در اين مورد در مواضع دول اروپائي را هم تاثير گذاشته است. بخصوص دولت انگلستان در اين مورد به موضع آمريکا در ارسال پرونده اتمي جمهوري اسلامي به شوراي امينت نزديک تر شده است. سخنگوي وزارت خارجه بريتانيا همزمان با حضور بوش در اروپا، تأکيد نمود که «اروپاييها همچنان نسبت به فعاليت اتمي ايران نگرانيهايي دارند» و تهديد کرد که « به محض اينکه ايران برنامه غني سازي اورانيوم را از سرگيرد، (اروپائي ها) از شوراي امنيت سازمان ملل متحد خواهند خواست تا براي برخورد با ايران تصميم بگيرد.»
بوش به آمريکا بازگشت. نتيجه محسوس مذاکرات او در اروپا اعلام يک صداي اين تصميم بود که «حکومت ايران نبايد به بمب اتمي دست پيدا کند». اما در مورد آن بخش از مذاکرات و توافقات که چگونه اين کار بايد عملي شود، توافقي اعلام نشد. از قرائن بر مي آيد که چگونگي پيگيري اين تفاهم عمومي، فعلا سپردن سکان به دست اروپا و ادامه گزينه مذاکره با حکومت ايران است. بوش هم چاره اي نديد که فعلا به اروپائي ها نمايندگي بدهد. همه چيز به نتايج اين مذاکرات در ماه هاي آينده بستگي خواهد داشت.
هنوز بوش در اروپا بود که حسن روحاني براي اطلاع از نتايج مذاکرات او عازم پاريس شد. بعد از مذاکره با ژاک شيراک راهي برلين شد، اما از سفر به انگلستان خودداري نمود. اما همزمان اعلام شد که رئيس سازمان انرژي اتمي روسيه براي امضاي قرارداد تامين سوخت نيروگاه اتمي بوشهر، راهي تهران شده است. براساس موافقت نامه اي که در تهران امضا مي شود، سوخت مصرف شده يک راکتور هسته اي در نيروگاه بوشهر، توسط روسيه تامين و بعد از مصرف به روسيه بازگردانده خواهد شد. بدون شک با اين قرارداد پرونده هسته اي جمهوري اسلامي، وارد مرحله جديدي مي شود. به نظر نمي رسد که امضاي چنين قراردادي گام مناسبي براي آغاز دور جديدي از مذاکرات جدي با اروپا باشد.
وزير خارجه آلمان نيز بعد از مذاکره با روحاني تاکيد نموده است که « گذر از اختلافات موجود، مشكل است» و «مسأله اصلي» براي اروپا هم چنان «مربوط به چگونگي كيفيت دستيابي به ضمانتهاي واقعي براي استفاده مسالمتآميز از برنامه هستهاي ايران است.»
موضع دولت انگليس روشن ساخته است که اروپا تا ابد به انتظار توافق نهائي نخواهد نشست. ايران نبايد زمان را از دست بدهد. اکنون تصميم در اين مورد بعهده سران حکومت اسلامي گذاشته شده است. اما عواقب هر تصميمي فقط دامن آن ها را نخواهد گرفت. قطعا آن ها که کشور ما را وارد چنين پروسه اي کرده اند و هم چنان بر طبل ادامه برنامه هاي اتمي خود می کوبند، بدون توجه به ابعاد و دامنه بحراني که با عدم شفافيت و صراحت خود در اين زمينه ایجاد کرده اند. آنها حيات خود را به اين قبيل بحران سازي ها بسته اند. اما ايران فقط همين ها نيستند، همه کساني هستند که مي توانند در مقابل اين اقليت در قدرت بايستند و خواستار توقف ماجراجوئي بر سر منافع ملي مردم ايران و شفافيت در مسائل مربوط به برنامه هاي اتمي و همکاري بدون قيد و شرط با آژانس انرژي اتمي سازمان ملل شوند.
ايران نبايد زمان را از دست بدهد
جرج بوش در پايان سفر خود به اروپا، در مصاحبه مطبوعاتي مشترک با پوتين، نتيجه توافق عمومي خود با رهبران اروپا و ظاهرا رئيس جمهور روسيه را در يک کلام اعلام داشت: «ايران نبايد به بمب اتمي دست پيدا کند.»
برنامه اتمي جمهوري اسلامي مهم ترين موضوع سفر بوش به اروپا و مساله اصلي مذاکرات او در بروکسل، پاريس و ماينز آلمان بود و هدف از اين مذاکرات رسيدن به يک سياست واحد، بخصوص با دولت فرانسه و آلمان در اين مورد بود که با بريتانيا سه کشور طرف مذاکره با ايران محسوب مي شوند. در حالي که سياست آمريکا هم چنان احاله پرونده اتمي جمهوري اسلامي به شوراي امنيت سازمان ملل است، اروپا تاکنون هم چنان بر گزينه ترغيب جمهوري اسلامي براي دست شستن از غني سازي اورانيوم از طريق دادن امتيازات در زمينه هاي ديگر، بخصوص اقتصادي، پافشاري نموده است. قبول عضويت ايران در «سازمان تجارت جهاني» (WTO ) يا صدور مجوز فروش هواپيماي «ايرباس» به ايران که در خلال مذاکرات اخير در آلمان مطرح شدند، از آن جمله اند.
جرج بوش وقتي که عازم اروپا بود و در جريان سفرش در اروپا، در مصاحبه ها و سخنراني هاي خود، در عين اعلام حمايت از مذاکرات سه کشور اروپائي با ايران و حل مساله از طريق سياسي، استفاده از همه وسائل براي جلوگيري از دست يابي جمهوري اسلامي به بمب اتمي را، منتفي ندانست. او در پايان سفر خود نيز اعلام کرد، پيشنهادات متحدين اروپائي اش را شنيده است و درباره آن ها فکر خواهد کرد.
شکي نيست که جمهوري اسلامي ايران بايد فکر دست يابي به بمب اتمي را از سر بيرون کند، دول اروپائي هم مثل آمريکا بر اين امر مصرند و با دولت آمريکا همزباني دارند. و در مذاکرات با بوش هم ، همه تاکيد روي اين همزباني گذاشته شد. نتيجه اين همزباني هم بود که در توافق استراتژيک براي جلوگيري از هر گونه امکان دسترسي جمهوري اسللامي به بمب اتمي منعکس شد. از اين اشتراک مهم که بگذريم، اروپا بر ادامه مذاکره با جمهوري اسلامي تاکيد کرد و بوش بر باز بودن راه هر اقدامي در اين مورد. اما روشن است که بعد از توافقات اخير نه مذاکرات اروپا مي تواند مدت طولاني ادامه و کش و قوس پيدا کند و نه اروپائي ها در مقابل خواست آمريکا براي اعمال فشار جدي تر عليه جمهوري اسلامي هم چنان مقاومت خواهند کرد.
آن چه که روشن است، آمريکا، به موفقيت مذاکره با جمهوري اسلامي براي ترغيب حکومت به دست شستن از ماجراجوئي اتمي اش اميدوار نيست. هر چند در حرف از اقدامات اروپائي ها حمايت مي کند، اما در عمل آماده پيوستن به اين مذاکرات نيست. در صحبت از اقداماتي هم که امريکا مد نظر دارد، با توجه به تجربه جنگ عراق و تلاش براي زدودن اثراتي که لحن حاکم بر اختلاف برسر اين جنگ در روابط با اروپا برجاي گذاشته است، ترجيح داده مي شود که هنوز به جاي سخن از هدف قرار دادن تاسيسات اتمي ايران، شکيبايي به خرج داده شود و هم چنان راه براي اتخاذ سياست هاي ديگر باز گذاشته مي شود، بوش با توجه به اين امر هم بود که در مقابل سوال خبرنگاران در عين احمقانه خواندن، نقشه حمله به ايران، تاکيد کرد که در اين مورد هم، رييس جمهور آمريکا "هرگز نبايد بگويد هرگز!"
از طرف ديگر در اروپا هم، لحن صحبت بر سر مسائل اتمي جمهوري اسلامي، با گذشت زمان تند تر مي شود. تفسير از توقف غني سازي اورانيوم، توسط جمهوري اسلامي، اصلي ترين مساله مورد اختلاف است. از يک سو، براساس تعهدي که دولت ايران در توافقنامه پاريس به سه دولت اروپائي داده است، پذيرفته است که از سر گيري غني سازي اورانيوم را موکول به زماني بکند که اروپائي ها تشخيص مي دهند که اين عمل منجر به توليد جنگ افزار اتمي نمي شود. تفسير اروپائي ها از تعهد حکومت اسلامي، توقف هميشگي غني سازي است. از طرف ديگر جمهوري اسلامي مدعي است که اين توقف موقتي بوده و اين دولت هر لحظه مي تواند آن را از سر گيرد. اختلاف در اين مورد در مواضع دول اروپائي را هم تاثير گذاشته است. بخصوص دولت انگلستان در اين مورد به موضع آمريکا در ارسال پرونده اتمي جمهوري اسلامي به شوراي امينت نزديک تر شده است. سخنگوي وزارت خارجه بريتانيا همزمان با حضور بوش در اروپا، تأکيد نمود که «اروپاييها همچنان نسبت به فعاليت اتمي ايران نگرانيهايي دارند» و تهديد کرد که « به محض اينکه ايران برنامه غني سازي اورانيوم را از سرگيرد، (اروپائي ها) از شوراي امنيت سازمان ملل متحد خواهند خواست تا براي برخورد با ايران تصميم بگيرد.»
بوش به آمريکا بازگشت. نتيجه محسوس مذاکرات او در اروپا اعلام يک صداي اين تصميم بود که «حکومت ايران نبايد به بمب اتمي دست پيدا کند». اما در مورد آن بخش از مذاکرات و توافقات که چگونه اين کار بايد عملي شود، توافقي اعلام نشد. از قرائن بر مي آيد که چگونگي پيگيري اين تفاهم عمومي، فعلا سپردن سکان به دست اروپا و ادامه گزينه مذاکره با حکومت ايران است. بوش هم چاره اي نديد که فعلا به اروپائي ها نمايندگي بدهد. همه چيز به نتايج اين مذاکرات در ماه هاي آينده بستگي خواهد داشت.
هنوز بوش در اروپا بود که حسن روحاني براي اطلاع از نتايج مذاکرات او عازم پاريس شد. بعد از مذاکره با ژاک شيراک راهي برلين شد، اما از سفر به انگلستان خودداري نمود. اما همزمان اعلام شد که رئيس سازمان انرژي اتمي روسيه براي امضاي قرارداد تامين سوخت نيروگاه اتمي بوشهر، راهي تهران شده است. براساس موافقت نامه اي که در تهران امضا مي شود، سوخت مصرف شده يک راکتور هسته اي در نيروگاه بوشهر، توسط روسيه تامين و بعد از مصرف به روسيه بازگردانده خواهد شد. بدون شک با اين قرارداد پرونده هسته اي جمهوري اسلامي، وارد مرحله جديدي مي شود. به نظر نمي رسد که امضاي چنين قراردادي گام مناسبي براي آغاز دور جديدي از مذاکرات جدي با اروپا باشد.
وزير خارجه آلمان نيز بعد از مذاکره با روحاني تاکيد نموده است که « گذر از اختلافات موجود، مشكل است» و «مسأله اصلي» براي اروپا هم چنان «مربوط به چگونگي كيفيت دستيابي به ضمانتهاي واقعي براي استفاده مسالمتآميز از برنامه هستهاي ايران است.»
موضع دولت انگليس روشن ساخته است که اروپا تا ابد به انتظار توافق نهائي نخواهد نشست. ايران نبايد زمان را از دست بدهد. اکنون تصميم در اين مورد بعهده سران حکومت اسلامي گذاشته شده است. اما عواقب هر تصميمي فقط دامن آن ها را نخواهد گرفت. قطعا آن ها که کشور ما را وارد چنين پروسه اي کرده اند و هم چنان بر طبل ادامه برنامه هاي اتمي خود می کوبند، بدون توجه به ابعاد و دامنه بحراني که با عدم شفافيت و صراحت خود در اين زمينه ایجاد کرده اند. آنها حيات خود را به اين قبيل بحران سازي ها بسته اند. اما ايران فقط همين ها نيستند، همه کساني هستند که مي توانند در مقابل اين اقليت در قدرت بايستند و خواستار توقف ماجراجوئي بر سر منافع ملي مردم ايران و شفافيت در مسائل مربوط به برنامه هاي اتمي و همکاري بدون قيد و شرط با آژانس انرژي اتمي سازمان ملل شوند.