مروری بر روابط جمهوری اسلامی ایران و جهان غرب 4 -ادامه


حسن شریعتمداری

-----------------------------
قسمت اول (کليک کنيد)
-----------------------------

...ادامه
بر اساس این محاسبات خوش‌بینانه، آقای احمدی نژاد از ابتدای رئیس جمهوری شروع به نامه‌نگاری به سران جهان کرده است و ایران سیاست تهاجمی خود را در همه ابعاد ادامه می‌دهد.
بدیهی است که نتیجه چنین سیاستی به‌همراه طرحهای عملیاتی و اجرائی پیوسته به آن، غرب را در موقعیت دشوار یک چالش اساسی قرار داده است.
این چالش اساسی از رو در رویی فرهنگی و سیاسی به تقابل علنی ارتقاء یافته است.
محاسبات حاکمان جمهوری اسلامی هر چند پایه قابل توجهی در واقعیات موجود سیاسی و استراتژیک و اقتصادی دارد ولی در چند مورد از خوش‌خیالی مفر‌طی رنج می‌برد که می‌تواند صحنه را به عکس انتظارات آنان تبدیل نماید:
1. بزرگ شدن خطر دستیابی به سلاح‌های غیر متعارف و نزدیک شدن آن به عمل در مورد حکومت فعلی ایران برای دنیا ریسکی تحمل‌ناپذیر است و ممکن است حتی روسیه و چین را از جرگه پشتیبانان ایران خارج کند.
2. حمله نظامی فقط به حمله سراسری و حمله محدود منحصر نمی‌شود و از بر‌انگیختن دیگران برای حمله به ایران (‌مانند تحریک صدام در ابتدای انقلاب‌) شروع می‌شود تا پیاده کردن نیرو در خوزستان و یا ایالات مرزی باهدف تجزیه ایران ادامه می‌یابد
این طرحها متأسفانه هر روز بیشتر از کشوی میزهای ژنرال‌های آمریکایی خارج شده و به روزنامه‌ها و محافل دیپلماتیک درز می‌کند.
3. تحریم اقتصادی عملاً از مدتها قبل شروع شده است جو منفی و تنش روز‌افزون با ایران عملاً شرکت‌های مآل‌اندیش بزرگ و بانک‌های اصلی جهان را نسبت به داد و ستد با ایران محتاط کرده است.
لطمه اقتصادی همین امور تأثیر بزرگی بر آینده سرمایه‌گذاری در ایران دارد.
مضافاً که اگر ایران با تحریم اقتصادی وسیع روبرو شود، اقتصاد ایران بسیار شکننده است و بسیار کمتر از اقتصاد جهان در مقابل گرانی مقطعی انرژی دوام خواهد آورد.
4. آثار مخرب تحریم اقتصادی و جنگ که هیچ منفعتی در جهت ارتقاء منافع ملی ایران نخواهد داشت، نسل‌ها کشور ما را دچار عقب‌افتادگی می‌کند.
گروه حاکم این خطر را در مقابل دشمنی با غرب و اسرائیل و جاه‌طلبی غیر متعارف و ناشی از توهم خود بسیار کم بها می‌دهند و در تنظیم سیاست خارجی و محاسبات استراتژیک خود به‌هیچ می‌گیرد.
در صورتیکه هر حکومت عاقلی در جهان قبل از هر چیز به دوری از خطر جنگ و انزوای بین‌المللی می‌اندیشد و با تمام نیرو در احتراز از این دو خطر مهلک می‌کوشد.
5. اصرار بر ادامه این راه کشورهای منطقه را ترسانده و هر روز آنان را وادار به دشمنی بیشتر و علنی‌تر با ایران خواهد کرد.
آنان نا‌چارند هر روز به بنیه نظامی و تسلیحا‌تی خود بیا‌فزایند و توان اقتصادی خود را صرف تجهیزات نظامی (‌و در صورت موفقیت ایران در بدست آوردن سلاح اتمی‌) و اتمی کنند. خاورمیانه به زرادخانه‌ای از سلاح‌های متعارف و غیر متعارف تبدیل خواهد شد که با توجه به ماهیت حکومت‌های آن احتمال درگیری نظامی در این منطقه بسیار زیاد و برای آینده جهان و هم‌چنین ایران خطرناک خواهد بود.
6. در میان‌مدت حتی اگر بر‌غم همه این عوامل ایران بتواند به سلاح اتمی دست یابد، در شرایط انزوای جهانی و منطقه‌یی باید همه توان اقتصادی، علمی و سیاسی خود را یک‌کاسه کرده صرف رقابت سیاسی، اقتصادی و نظامی روزافزون با کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی نماید.
نتیجه این مسابقه از پیش معلوم است.
کشوری عقب‌افتاده، مفلوک و منزوی که بجای همه‌چیز چند بمب اتمی و موشک قاره‌پیما دارد و مورد تنفر همه جهان و همسایگان خود است.
حتی توده مسلمان نیز که اکثریتشان عرب و سنی مذهب‌اند در رقابت موجود بین هلال شیعی و اکثریت سنی در آینده‌یی نه‌چندان دور، جذب رهبران عرب و یا سنی مذهبی خواهند شد که در این بازار آشفته در رقابت با حاکمان ایران، آنان نیز راه‌های جدیدی برای جلوگیری از جذب توده‌های خود به ایران، خواهند یافت.
تجربه اخیر نشان داد که چقدر زود تصاویر سیدحسن نصرالله در سراسرجهان عرب جایگزین تصاویر آقای خامنه‌ای شد و چقدر عنصر عربیّت در این جایگزینی مؤثر بود.
حکومت ایران در این خیال خام، هم چوب را خواهد خورد و هم پیاز را و متأسفانه هزینه گزاف آنرا، ایرانیانی خواهند پرداخت که نقشی در این ماجراجویی نداشته‌اند. البته اگر عدم حساسیت بموقع و حتی عدم آگاهی کافی را در این میان به حساب بدهکار هموطنان خود و نیروهای سیاسی و نخبگان جامعه نگذارید.
د : نتیجه‌گیری پایانی

آنچه که در این سلسله مقالات آمد، ترسیم تفصیلی وضعیت فوق‌العاده خطرناکی است که حاصل بهم رسیدن سه پدیده جهانی شدن – بحران هویت و خلاء قدرت می‌باشد.
خاورمیانه محل تلاقی این هر سه عامل و ایران به علت موقعیت فوق‌العاده استراتژیک و ژئوپولتیک خود گره‌گاه اصلی آن می‌باشد.
ما می‌توانستیم و هنوز می‌توانیم در این نقطه عطف تاریخی که جابجایی مؤلفه‌های قدرت در جهان و جریان جهانی شدن به رایگان ما را در مرکز آن قرار داده است، نقش بسیار برجسته‌یی داشته باشیم و با دیدی واقع‌گرایانه به آدم و عالم جای خود را در آن به مقتضای موقعیت طبیعی، جایگاه فرهنگی و توان نرم‌افزاری و سخت‌افزاری واقعی خود بازتعریف نموده با کشورهای بزرگ و همسایگان خود روابطی بر اساس تغییرات سریع و جدید جهان و منطقه و تطبیق قابلیتهای خود با آن و جلب احترام و همکاری آنان برای حفظ صلح جهان و امنیت منطقه داشته باشیم و یا برعکس با تخمین غیر واقعی جایگاه، توان و قابلیتهای خود و بلند پروازیهای ناشی از این محاسبات غلط منافع ملی و آینده این کشور باستانی را با خطراتی مهلک و چالشهای سخت همراه با هزینه‌هایی غیر قابل پیش‌بینی رو در رو کنیم که چه بسا کشورما را با خطر نابودی، تجزیه و یا عقب‌ماندگی بیش از پیش و پاشیدگی شالوده اجتماعی آن دچار نماید.
هرچند در انتخاب این دو مسیر، عامل اصلی گردانندگان سکّان سیاست و صاحبان قدرت در ایران می‌باشند ولی آگاهی عمومی و بیداری ملی می‌تواند همچون سدی در مقابل سوء تدبیر و مسیر غلط انتخابی آنان بایستد.
در نهایت این ظرفیّت فرهنگ ملی ما است که تقدیر نهایی را رقم خواهد زد و نشان خواهد داد که عنصر ایرانی در مقابله با تند باد حوادث سهمگین تاریخی سکّان کشتی خویش را خود بدست خواهد گرفت و با درایت از این پیچ تند و گرداب مهیب خواهد گذشت و یا با واگذاری آن بدست خام خیالان بی لیاقت و متهِوّر‌ان متو‌ّهم سرنوشت و آینده خود را به طوفان ناشی از جاه‌طلبی و ندانم‌کاری آنان گره خواهد زد.
تاریخ قاضی بی گذشتی است و هیچ کس را در این کوتاهی نخواهد بخشید. ملت ما باید از خلسه رویای شیرین قدرت یک‌شبه و بزرگی بی دلیلی که این جاهلان حاکم سعی در القاء آن دارند بیدار شود و نتایج چنین بازی خطرناکی را در همه ابعاد آن درک نماید.
بدلایل بسیاری که در این مقاله سعی شده فهرست‌وار به آن اشاره شود، در نخبگان و روشنفکران ما نیز دلایل ایدئولوژیک، تاریخی و روانی بسیاری وجود دارد که تحت تأثیر چنین القائاتی قرار گیرند و به حاکمان جاهل و فاسد نشسته بر مسند کنونی این احساس را بدهند که بازیچه تمایلات و تصمیمات خطرناک آنان قرار گرفته‌اند.
این مقاله کوشش ناچیزی است که تلنگری باشد بر ذهن آنان که خود ذهنیت جمعی ایرانیان را تحت تأثیر گفته‌‌ها و نوشته‌های خود قرار می‌دهند.
با ناامیدی بسیار سعی در برافرو‌ختن و روشن نگهداشتن شعله لرزان واقع‌گرایی و خرد و مصلحت در طوفان مهلک جهالت ناشی از فناتیسم، جاه‌طلبی و بحران هویت مزمنی است که همچون خوره بجان و روان ما افتاده است و عارف و عامی را با خود می‌برد.
ناامیدی از دیری و نابهنگامی .
از اینکه خطرات را نخبگان کم انگارند و مردم را به جد به بیداری و هوشیاری دعوت نکنند و اگر دعوت کنند دراین هیاهوی جنون و جهالت کسی را گوش هوش به پیام ضعیف و ناتوانشان نباشد و بر ما رود آنچه که از تصورش نیز انسان بیمناک است.
باید به دقت مغالطا‌تی را که استدلالات عامه پسند و نظرات طراحی شده متخصصان پروژه های روانی و استراتژیستهای در استخدام حاکمیت ارائه نموده‌اند و جاه‌طلبی را در لباس منافع ملی ، توحش را در قالب مذهب، روان‌پریشی را در پوشش عرفان، ماجراجویی را در چهارچوب حق مسلم بخورد عارف و عامی می‌دهند باز شکافت و تناقضات را بر ملا کرد و آینده را تا آنجا که ممکن است ترسیم نمود و فرق بین حقوق قابل دستیابی و روش بخردانه برای حصول به این حقوق با خیال‌پروری و ماجراجویی و نتایج داخلی و منطقه‌یی و بین‌المللی آن را برای عموم توضیح داد.
از جمله باید نخبگان و تصمیم‌گیران ما بیاموزند که هرکس که سودای شرکت در سیاست را به معنای حرفه‌یی آن دارد مقدم بر هرچیز باید واقع‌بین بوده و مسئولیت شرکت در حرفه سیاست را که حفظ منافع واقعی ملی است بر هر سودای دیگری مقدم دارد.
سیاستمدار به واقعیت‌گرایی محکوم است و باید الزامات حرفه‌ی خویش را بداند و آنرا بپذیرد و مرز اظهار نظر و کوشش عملی خود را با دیگر روشنفکران از جمله فعالان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران و هنرمندان درک نماید.
یک فعال حقوق بشری در درجه اول برای حقوق همه انسانها می‌کوشد.
یک هنرمند ممکن است دیدی سورئالیستی به واقعیات داشته باشد.
یک روزنامه‌نگار برحسب الزامات حرفه‌ئی‌یش ناگزیر نیست که در چهارچوب تنگ منافع ملی قلم بزند ولی یک سیاستمدار باید مسؤلیت خود را که تولید سیاست است و اثری را که در سرنوشت تک‌ تک انسانها دارد درک کند.
او در درجه اول مسئول بهر‌وزی و سعادت و رفاه مردم حیطه جغرافیایی خود است و از آن عینک است که باید به دنیا نگاه کند.
او رسالت تغییر همه روابط عالمیان و آدمیان را ندارد.
او باید در بین دو سنگ آسیاب به دنبال آردی باشد که بدرد مردم مملکت خودش می‌خورد .
شاید این حرفها تکراری تلقی شود ولی باور بفرمائید که درد مزمن الیت سیاسی ما بر حسب تجربه درازمدت من همین است که وظیفه و الزامات حرفه خود را تشخیص نمی‌دهند و مرز روشنی با دیگر روشنفکران و کوشندگان اجتماعی برای نوع فعالیت خود قائل نیستند.
این فقط احمدی نژاد نیست که درصدد هدایت جرج بوش و آنگلامرکل و احقاق حقوق فلسطینیان و دیگرانی است که مورد ستم‌اند و احوال و روزگار هموطنان ساکن بیقوله‌ها و زورآبادهای وطن را فراموش می‌کند و برای خود رسالتی جهانی قائل است که پاسخی به روان پریش و جاه‌طلب اوست.
گر نیک بنگری دور اگر بدست بسیاری دیگر نیز بیافتد یادشان خواهد رفت که از برکت و دولت چه کسانی به آنجایی که هستند رسیده‌اند و نماینده که هستند و منافع و حقوق چه کسانی مقدم بر سایر انسانها است که در اینجا و آنجای جهان تحت ظلم و ستم می‌باشند.
و‌انگهی این نگاه بلند مغرور که به تاریخ و گذشته بیش از واقعیات امروز خیره است، اکثر ما را از واقع‌بینی و درک جایگاه حقیقی‌مان محروم کرده است.
ما با یک مویز چنان گرمیمان می‌شود که جهانی جلودارمان نیست. آنان که در این حکومت یکه‌تازی می‌کنند خلقیات مشترکی با بسیاری از ما دارند.
آنان برآمده از روان پریش ما هستند.
از کوزه همان برون ترآود که در اوست.
این حکومت آنجا که جایگاه اعمال حق عمومی در پرتو حکومت قانون است و به آن اشراف و اقتدار دارد یعنی محیط جغرافیایی ایران، منکر وجود حق مردم و مانع استقرار حکومت قانون است که تنها وسیله استیفای حق عمومی و منافع واقعی ملی است و آنجاکه فضای تعادل قوای سیاسی است و به هرکس باندازه زورش حقش را می‌دهند یعنی فضای بین‌المللی، با لجاج و ماجراجویی، در لباس حق مسلم مردم ایران و منافع ملی، جاه‌طلبی‌های خود را تعقیب می‌کند.
کسی نیست که به آنان بگوید: اگر واقعاً حقوق ملت این قدر برای شما قابل چشم‌پوشی نیست که با عالمی به خاطر آن در‌می‌افتید، چرا آنجا که بی هیچ مانعی می‌توانید حق را به حقدار بدهید استنکار و خیره‌سری می‌نمائید! چرا مردم را از حکومت قانون و حکومت قانونی محروم می‌کنید؟ این کدام منافع ملی است که تعقیب آن ما را به انزوای بین‌المللی، محاصره اقتصادی و خطر جنگ می‌کشاند؟ این ملت کیست که تعقیب منافع‌اش مستلزم خطر نابودیش می‌باشد؟
گیرم شما از این مهلکه به سلامت رستید و صاحب سلاح اتمی شدید، آیا با شکست جهان از تعقیب منع گسترش سلاحهای اتمی و مسابقه منطقه در جهت اتمی کردن قوای نظامی‌شان، در چنین جهنمی از تسلیحات اتمی تا کی قادر به تأمین امنیت ‌ملی ایران خواهید بود!
آیا در شما توان آن هست که سالیان متمادی به رقابت تسلیحاتی با جهان بپردازید و همه نیروی ناچیز مادی ملت ایران را در این راه بگذارید؟ آنگاه تکلیف این همه استان محروم، مردم فقرزده، جوانان بی‌شغل و بی‌آتیه ایران چه خواهد شد؟ با انزوای ناشی از محاصره اقتصادی چه خواهید کرد؟ با بنیادگرایی سنی سلفی رقیب که هدفش پاک کردن جهان از عنصر شیعه رافضی است چه می‌کنید؟ با اسرائیل و اعراب چه می‌کنید؟ و از همه مهمتر با مردم خود چه می‌کنید؟
آیا واقعاً تا همه پلها خراب نشده است هیچ قصد بازگشتی نیست؟
چرا آن بخش از حاکمیت که این خطرات را درک می‌کند چنان فلج شده است که نمی تواند حساب خود را از جاه‌طلبان جدا کند؟ و بدنیا نشان بدهد که با آنان همسویی ندارد؟ و به ملت ایران حقایق را بگوید؟
چرا نخبگان ما مجذوب و محصور شعبده‌بازیهای این جاه‌طلبان شده‌اند؟
ما را توان در‌افتادن با جهان نیست.
ما امکان رهبری جهان اسلام را نداریم.
ما رهبر خاورمیانه جدید نیستیم.
ما کشوری هستیم متوسط و در چهارراه حوادث، همین و بس.
در خانه اگر کس است یک حرف بس است .
حسن شریعتمداری – هامبورگ
سپتامبر2006
Email: GT1023@aol.com


مراجعات

- Nye Joseph S. , Soft Power, The means to success in World Politics, New York, 2004
- Nye Joseph S. , Donahue John D., Governance in a Globlizing World, New York, 2000
- Hardt Michael, Antonie Nogri, Empire : Die neue Weltordnung, Campus Verlag, 2003
- Poggi G., Forms of power, Oxford ,2001
- Huntington Samuel P., The Clash of Civilizations and the remaking of World order, 1996
- Merkel W., Puhle Hans J., Von der Diktatur zur Demokratie, 1999
- Poloff Carlo, Masala Ralf, Herausforderungen der Realpolitik, Beiträge zur Theoriedebatte
in der Internationalen Politik, 1998
- Bayles John, Smith Steve, The Globalization of World Politics : an introduction to
International Relations, Oxford Univercity Press, USA, 2001
- Baldwin, David,Interdependence and Power, A Conceptual Analysis, in:
International Organization, 2003
- Gowa, Joanne,Power Politics and International Trade, in: The American
Political Science Review, Vol. 87, Nr. 2 (1993),.
- Haas, Ernst, Beyond the Nation-State: Funktionalism and International Organisation, Stanford 1964


- شیرازی،صدرالدین محمد،الکحمه المتعالیه،تهران،1989
- افلاطو ن، مترجم: فوادروحانی ، جمهور، تهران ،2000
- روسو ، ﮋﺍﻥ ﮋﺍﻚ ، مترجم: مرتضی کلا نتریان، قر ﺍﺮﺪﺍﺪاجتماعی ، تهران،2000
- هابرماس ، یوﺮگن، مترجم: کمال‌پولاﺪی، جهانی شدن وآینده دموکراسی، تهران،2001
- هابز ، توماس ، مترجم: حسین بشیریه، لویاتان، تهران،2001
- شاﺋﻮل، شاکه، مترجم: مرتضی ثاقب فر،ازایران زردشتی تااسلام، تهران،2003
- رودلف،ماکاس، مترجم: رضاحریری، فرصتهاو چالشهادر نظام چند جانبه تجاری وجایگاه ایران، تهران،1998
- انجمن جامعه شناسی ایران، آسیبهای اجتماعی و روندتحول آن درایران، تهران،2003
- قاضی مرادی، حسن، در پیرامون خودمداری ایران،رساله ئی در روا نشناسی اجتماعی ایران، تهران،2000
- گل محمدی،احمد، جهانی شدن ،فرهنگ، هویت، تهران،2002
- استیلگیتز ،جوزف، مترجم: گلریز، حسن ،جهانی شدن ومسائل آن، تهران،2003
- هانتینگتون،ساموئل ، مترجم: دکتراحمدشهسا، موج سوم دموکراسی، تهران،1994
- نعمه،شیخ عبدالله ، مترجم: سیدجعفرغضبان،فلاسفه شیعه، تهران،1989
- کربن،هانری، مترجم: سیدضیاﺀالدین دهشیری،ارض ملکوت، تهران،2004
- برتلس ،ادواردویچ یوگنی، مترجم: سیروس ایزدی،تصوف و ادبیات تصوف، تهران،2003
- لویزن، لئونارد، مترجم: دکترمجدالدین کیوانی، میراث تصوف ، تهران،2005