استراتژي براي منطقه نه فقط عراق


فريد زكريا ، ترجمه: كاوه شجاعي

13 نوامبر 2006

تنها اهرم واقعي آمريكا تهديد به خروج از عراق است. شماري از خارجي‌ها ميزان واقعي قدرت سياسي ايالات متحده در عراق را درك نمي كنند. حتي اگر بوش تصميم بگيرد آمريكايي‌ها نمي توانند عراق را تجزيه يا درآمدهاي نفتي را تقسيم كنند. اما واشنگتن مي‌تواند گروه‌هاي عراقي را تهديد كند در صورت نپذيرفتن شرايط آمريكا، سربازان اين كشور عقب نشيني از عراق را آغاز مي‌كنند.

انتشار بخش‌هايي از گزارش كميته بيكر - هميلتون در رسانه‌ها كمي اميدوارم كرد. اين گزارش پيشنهاداتي را درباره راه برون رفت از بن‌بست فعلي در عراق ارائه مي‌كند. كميته مي‌گويد استراتژي آمريكا در عراق بايد در يك زمينه گسترده‌تر منطقه‌اي تعيين شود.

در طول سه سال گذشته سياست آمريكا در عراق بقيه خاورميانه را كاملا ناديده مي‌گرفت. اين اتفاقي نبود. نومحافظه كاران تصور مي‌كردند عراقي نوين چاره دردها و بحران‌هاي جهان عرب است. قبل از اشغال سياستگذاران آمريكايي معتقد بودند كه دولت پس از جنگ در عراق اسرائيل را هم به رسميت خواهد شناخت. كمي پس از جنگ يك ديپلمات بلندپايه خارجي كه نيروهاي ائتلاف را در عراق همراهي مي‌كرد و مي‌خواست به كشورهاي همسايه سفر كند، به پل برمر حاكم آمريكايي موقت گفت كه چه پيامي براي آنها ببرد. جواب برمر يك كلمه بود: هيچ! از ديد آمريكا منطقه مشكل بود نه راه حل. ‌

فقدان يك استراتژي منطقه‌اي باعث آسيب پذيري گسترده عراق در مقابل همسايگانش شد. آنها به گسترش خشونت‌ها در عراق كمك كردند. آنقدر كشورهاي شيعه از شيعيان و عربستان سعودي و عرب‌هاي پولدار از سني‌ها حمايت كردند تا آتش جنگ‌هاي فرقه‌اي شعله‌ور شد. با اين حال هيچ كدام از همسايگان از سقوط كامل عراق نفعي نمي‌برند، چون درگيري بر سر مرزها آغاز مي‌شود، سيل پناهندگان به ديگر كشورها هجوم مي‌آورند و بي ثباتي از عراق به سراسر منطقه سرايت مي‌كند. هنوز مي‌شود جلوي چنين سرانجامي را گرفت، اما تنها با حمايت فعالانه همسايگان. انتظار مي‌رود كميسيون بيكر- هميلتون چنين تلاش‌هاي منطقه‌اي را پيشنهاد دهد. ‌

گزارش كميسيون علاوه بر اين توصيه مي‌كند فشار بر تمام گروه‌هاي عراقي براي امضاي يك پيمان ملي افزايش يابد. عناصر چنين پيماني مشخص است: خودمختاري منطقه اي، تقسيم درآمدهاي نفتي، عفو عمومي و خلع سلاح گروه‌هاي شبه نظامي يا ادغام آنها در ارتش. اين توافق سياسي بدون شك در كاهش خشونت‌ها موثر است. ‌

اما اگر كميسيون تنها به همين پيشنهادات بسنده كند، فرصت را از دست داده است. اينها پيشنهاداتي ملايم و جذابند كه هر كسي مي‌پذيرد. اما بخشي از آن پيش از اين آزموده شده است. ايالات متحده آمريكا قبلا بر عراقي‌ها فشار آورده بود تا به توافقي سياسي برسند. دولت عراق هم اخيرا به همسايگانش توجه بيشتري نشان مي‌دهد و گفت‌وگوهايي با ايران هم آغاز شده است. ‌

اما اين كافي نيست. نقش ايران و سوريه در ثبات عراق بسيار حياتي است، اما در صورت همكاري كامل آنان هم احتمال تغييرات بزرگ بعيد به نظر مي‌رسد. خشونت در عراق حالا به هيچ كشوري وابسته نيست، مستقل شده است. ساختار اقتدار سياسي در عراق چندپاره شده و مركزيت خود را از دست داده است. اگر نخست وزير نوري مالكي و آيت‌ا... سيستاني نمي توانند از خشونت پيروان و همراهان شيعه خود بكاهند، چگونه ايران و سوريه از راه دور مي‌توانند؟

با پرسشي سخت روبرو هستيم: اهداف آمريكا در عراق چيست و چگونه مي‌توانيم به آنها برسيم؟ با 140 هزار سرباز آمريكايي مستقر در عراق چه كاري مي‌توانيم از پيش ببريم؟ ماموريت آنها چيست؟ اگر هدفي جديد تعيين كنيم به نيروهاي بيشتري نياز داريم؟ ‌

اين روزها كسي با اين پرسش‌ها دست و پنجه نرم نمي كند. اما براي پاسخ به آنها بايد به اين سه عامل توجه كنيم:

اول: عراق صفحه شطرنج ما نيست. دولت عراق مسوول تمامي امور سياسي كشور است. ممكن است ما درباره فدراليسم، تقسيم درآمدها و عفو عمومي نظرات جالبي داشته باشيم، اما ائتلاف حاكم بايد آن را بپذيرد و مهم تر از آن اجرا كند. تا اينجا كه با وجود تلاش‌هاي ما دولت عراق اين مسائل را نپذيرفته است. نومحافظه كاران مي‌خواهند سربازان بيشتري عازم عراق شوند و مدت زمان حضور آمريكا در اين كشور افزايش يابد. اما يك استراتژي نظامي جديد - حتي با حضور نيروهاي كافي - بدون تحركات حمايت آميز سياسي محكوم به شكست است؛ درست مانند آن چيزي كه همين حالا در عراق رخ مي‌دهد.

تلاش‌هاي نظامي آمريكا و اقدامات دولت عراق همديگر را خنثي مي‌كنند. حقيقت تلخ آنجاست كه شريك عراقي ما علاقه اي به گرفتن تصميمات دشوار ندارد. ‌

دوم: زمان به نفع آمريكا نيست. ماه به ماه از ميزان تاثير ايالات متحده در عراق كاسته مي‌شود. ديگر نمي توان مانند سال 2003 با گروه‌هاي رقيب عراقي پاي ميز مذاكره نشست و به توافق رسيد. يك سال پيش سفير ايالات متحده در عراق واقعا شخصيت تاثيرگذاري بود. حالا او به حاشيه رانده شده است. اتخاذ هر سياست جديدي نيازمند رويكردي جديد در برخورد با همسايگان است. در اين مرحله هم مذاكرات طولاني مدت ضروري به نظر مي‌رسد. ‌

سوم: تنها اهرم واقعي آمريكا تهديد به خروج از عراق است. شماري از خارجي‌ها ميزان واقعي قدرت سياسي ايالات متحده در عراق را درك نمي كنند. حتي اگر بوش تصميم بگيرد آمريكايي‌ها نمي توانند عراق را تجزيه يا درآمدهاي نفتي را تقسيم كنند. اما واشنگتن مي‌تواند گروه‌هاي عراقي را تهديد كند در صورت نپذيرفتن شرايط آمريكا، سربازان اين كشور عقب نشيني از عراق را آغاز مي‌كنند. ‌

و آخرين نكته: براي جدي نشان دادن اين تهديد، بايد براي عملي كردن آن آماده باشيم!
نيوزويك
منبع: اعتماد ملی