شجاعانه‌ترين كار فرار است


مايكل مور/برگردان: پوراندخت مجلسي

Dec. 4, 2006

مسووليت پايان دادن به اين جنگ اكنون به عهده دموكرات‌ها افتاده است. كنگره تنها هزينه‌ها را كنترل مي‌كند و قانون اساسي مي‌گويد تنها كنگره مي‌تواند اعلام جنگ كند. آقاي ريد و خانم پلوسي (از رهبران دموكرات‌ها) اكنون اين قدرت را دارند كه به اين ديوانگي پايان بخشند. شكست در اين امر، خشم راي‌دهندگان را به دنبال خواهد داشت.

اتحاد شوروي طي 36 هفته از افغانستان خارج شد. بله، آنها اين كار را كردند و هنگام خروج تلفاتي هم نداشتند. آنها متوجه اشتباه خود شدند و نيروهاي خود را بيرون بردند. جنگ داخلي پس از آن در افغانستان پيش آمد، آدم‌هاي بد پيروز شدند. بعدها ما بر اين آدم‌هاي بد غلبه كرديم. آدم‌بدها و همه پس از آن به خوشبختي زيستند! ببينيد، سرانجام همه چيز درست مي‌شود!!

مسووليت پايان دادن به اين جنگ اكنون به عهده دموكرات‌ها افتاده است. كنگره تنها هزينه‌ها را كنترل مي‌كند و قانون اساسي مي‌گويد تنها كنگره مي‌تواند اعلام جنگ كند. آقاي ريد و خانم پلوسي (از رهبران دموكرات‌ها) اكنون اين قدرت را دارند كه به اين ديوانگي پايان بخشند. شكست در اين امر، خشم راي‌دهندگان را به دنبال خواهد داشت.

دموكرات‌ها! اين شوخي نيست، اگر باور نداريد بفرماييد و اين جنگ را ادامه دهيد. آن‌وقت ما با شما سخت‌تر از آن كه با جمهوريخواهان جنگيديم مي‌جنگيم. اين است آنچه ما مي‌خواهيم: نيروهاي آمريكايي را هم‌اكنون به وطن برگردانيد، نه 6 ماه ديگر، هم‌اكنون. اين فكر را رها كنيد كه راهي براي پيروزي بيابيد. ما نمي‌توانيم پيروز شويم. ما شكست خورده‌ايم. گاهي وقت‌ها آدم شكست مي‌خورد. اين از همان وقت‌ها است. شجاع باشيد و آن را بپذيريد.

از سربازانمان عذرخواهي كنيد. به آنها بگوييد از اينكه آنها را در جنگي شركت داده‌ايد كه به امنيت ملي‌مان ارتباطي نداشته است، متاسفيد.

ما بايد ستمي را كه بر مردم عراق رفته است جبران كنيم. در جهان شايد تنها چندين آدم شرور بدتر از اينها وجود داشته باشند كه بر اساس يك دروغ بر طبل جنگ كوبيدند و به كشوري حمله بردند، چون آن كشور ثروتي را زير خاك خود دارد.

اكنون باز هم افراد زيادي خواهند مرد و خون همه آنها به گردن ما است صرف‌نظر از اينكه به چه كسي راي داده‌ايم. ما با دادن ماليات در پرداخت هزينه‌اي شريكيم كه اكنون به هفته‌اي 3 ميليارد دلار رسيده است تا عراق را به جهنمي تبديل كنيم. وقتي جنگ به پايان برسد اگر از ما خواسته شود بايد به بازسازي اين كشور بشتابيم و خرابي‌ها را بدون دريافت هزينه‌هاي آن جبران كنيم.

موضوع ديگري را هم حتما بايد بگويم. ما آمريكاييان خيلي بهتر از آنيم كه به نام‌مان انجام مي‌گيرد. اكثريتي از ما پس از رويداد 11 سپتامبر افسرده و خشمگين شديم تا سرحد ديوانگي. ما نمي‌توانستيم درست فكر كنيم. ما كاملا از دنيا بي‌خبر بوديم و هرگز هم به نقشه‌اي نگاه نكرده بوديم زيرا ما در سيستم آموزش و پرورش اسف‌انگيز خود و روزنامه‌هاي كم‌كار و بي‌خيال خود، بي‌خبر و احمق نگاه داشته شده‌ايم. ما از تاريخ چيزي نمي‌دانيم، حتي از تاريخ زمان خودمان. مثلا نمي‌دانستيم اين ما بوديم كه سال‌ها پول و سلاح در اختيار صدام قرار داديم، از جمله سلاح‌هايي كه براي كشتار كردها به كار رفت. صدام از خود ما بود. 80 درصد افراد بالغ جوان ما حتي نمي‌توانستند عراق را روي نقشه پيدا كنند. رهبران ما از حماقت ما سوءاستفاده كردند و ما را با دروغ‌هاي خود تا سرحد مرگ ترساندند. امروز اما، اكثريت مردم واقعيت را مي‌دانند و احساس تاسف و گناه مي‌كنند و اميدوارند كه بشود دوباره همه چيز را درست كرد