پيام قطعنامه: اجماع جهاني ممکن است
گفت و گوي آرش بهمنی بااحمد شيرزاد
سه شنبه 5 دی 1385
اظهارات نسنجيده مقامات چيزي است که مي تواند به پرونده سرعت دهد. البته در سطح تبليغات و رسانه ها و سخنراني ها تاثير روشني ندارد. ولي اقدامات و صحبت هاي تند در مورد مسايل مهم، مثل هولوکاست، روند را تسريع مي کند و روند اجماع بعدي را سرعت مي بخشد.
احمد شيرزاد، نماينده مجلس ششم در گفت و گو با روز، قطعنامه شوراي امنيت در ارتباط با پرونده هسته اي ايران را، قطعنامه اي ملايم مي خواند که در عين حال "پيامي سياسي" دارد. متن گفت و گو را مي خوانيد.
آقاي شيرزاد لحن قطعنامه اخير را چگونه مي بينيد؟
قطعنامه هاي شوراي امنيت معمولا متن حقوقي و کاملا فني دارد و گزاره هاي سياسي کمتر در آن ها پيدا مي شود. مهم محتواي تصميم هايي است که در قطعنامه ها ديده مي شود. اين قطعنامه در مقايسه با آنچه که خواست آمريکايي ها بوده، نسبتا قطعنامه ملايمي است. شايد بتوان گفت بيشتر قطعنامه اي سمبليک است و محدوديت هايي که در عمل انجام مي گيرد اثر فوري ندارد.
يعني به نظر شما اين قطعنامه جدي نيست؟
جدي است. يعني در هر مرحله اي تصويب شود لازم الاجراست و با توجه به اينکه هر 15 عضو شوراي امنيت به آن راي داده اند و در کميته اي که بر تحريم نظارت خواهد کرد هم هر 15 عضو مشارکت دارند، علي القاعده لازم الاجراست و بايد به آن عمل شود. اما نکته اي که هست اين است که حدود تحريم ها شديد نيست و بيشتر مي توان آن را يک پيام سياسي به ايران تعبير کرد که اولا نشان دهنده جدي بودن شوراي امنيت در اين زمينه است و ثانيا اينکه علي رغم تحليلي هايي که در ايران بود امکان حصول توافق بين قدرت هاي جهاني وجود دارد. ممکن است اين توافق ها به خواست هاي آمريکا به طور کامل نزديک نباشد اما به هر حال نوعي توافق قابل حصول است.
چرخش چين و روسيه را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
به نظر من چرخش نکردند، از ابتدا چنين مواضعي داشتند. آنها با اعمال تحريم شديد عليه ايران مخالف بودند و اساسا دوست داشتند مسئله از طريق مذاکره حل شود. اما وقتي در مذاکرات نتيجه اي نگرفتند چاره اي جز تصويب قطعنامه نداشتند. اما مهم ترين جايي که آنها مي توانند روي قطعنامه تاثير داشته باشند يکي اين است که سرعت حرکت را بگيرند و براي ايران ايجاد فرصت کنند؛ ديگر اينکه مفاد قطعنامه ها را تعديل کنند و به مسايل ضعيف تري تنزل دهند.
فکر مي کنيد مقامات ايراني تاکنون واکنش مناسبي به موضوع نشان داده اند؟
اولين واکنش ها همان طور که انتظار مي رفت محکوميت قطعنامه است؛ مثل بيانيه وزارت امور خارجه. اما اينکه نهايتا ايران چه تصميم عملي براي مقابله با تحريم بگيرد طبيعتا مدتي زمان خواهد برد. در روزهاي اخير صحبت هاي تهديد آميزي مثل واکنش شديد ايران در مقابل کشورهايي که به قطعنامه راي مثبت مي دهند شنيده شد که مخاطب آنها، قدرت هاي بزرگ شورا مثل آمريکا يا اروپا نبودند، بلکه کشورهاي ديگر عضو شورا مثل قطر را شامل مي شد. اما در هر حال من بعيد مي دانم ايران بتواند تصميم تندي بتواند بگيرد. در مورد مساله ساخت 300 سانتريفوژ هم، بايد توجه داشت که درعملي شدن آن، چه به لحاظ فني و چه سياسي، جاي شک و ترديد زيادي دارد.
و در صورت عملي کردن اين تهديدات توسط ايران، چه خواهد شد؟
سير اين پرونده برخلاف تصوري که در ابتداي کار وجود داشت ـ منظورم زماني است که پرونده به شوراي امنيت ارجاع شد ـ بسيار کند خواهد بود. الان ديگر مشخص شده که روند حرکت بطئي است. البته در ماه هاي پاياني سال 84 که موضع گيري تند ياران باعث اجماع عليه ايران شد موضع گيري ها عليه ايران هم تند شد. اما در اين مدت هم مواضع ايران تعديل شد و هم آمريکايي ها با مشکلات جدي رو به رو شدند؛ از جمله درگيري ها در عراق و مخالفت روسيه و چين با تصميمات آمريکا. به هر حال روشن است که اولين اقدام، در دست ترين اقدام است. بنابراين هر چند آنچه صورت گرفته براي هر ايراني بسيار تلخ و ناگوار است، اما هنوز خيلي از راه ها باز است و بعيد مي دانم کار تندي عليه ايران انجام شود.
موضع گيري مقامات ايراني روي اجماع عليه ايران چه قدر اثر دارد؟
اظهارات نسنجيده مقامات چيزي است که مي تواند به پرونده سرعت دهد. البته در سطح تبليغات و رسانه ها و سخنراني ها تاثير روشني ندارد. ولي اقدامات و صحبت هاي تند در مورد مسايل مهم، مثل هولوکاست، روند را تسريع مي کند و روند اجماع بعدي را سرعت مي بخشد. با توجه به مشکلات آمريکا، اين مهم ترين اجماعي است که آمريکايي ها توانستند انجام دهند و اجماع بعدي سخت است؛ اما آنها اين مسير را به همين صورت و به آرامي پيش خواهند برد. فکر مي کنم ما نهايتا به راحتي قادر به باز کردن بن بست رو به روي خود نيستيم ولي طرف مقابل هم چنين مشکلي خواهد داشت.
يعني هنوز نمي توان در مورد سرنوشت پرونده صحبت کرد؟
من فقط به يک نکته اشاره مي کنم. شايد براي ما به عنوان شهروندان ايراني خيلي مهم نباشد که آمريکا به اهداف خود رسيد يا نرسيد، مهم اين است که ما به چه هدفي مي رسيم و چه چيزي به دست مي آوريم يا از دست مي دهيم. متاسفانه انتقاداتي که در بسياري از گفتمان هاي رسمي وجود دارد همين است که امريکا نتوانست نتيجه اي را که مي خواست بگيرد و به همين دليل آن را پيروزي تلقي مي کنند؛ حداقل در اين مورد خاص طرف مقابل يک گام به جلو برداشته است. بحث هاي فني اين مساله هم طولاني است و من قبلا نوشته ام. حتي اگر ما بتوانيم همه مشکلات سياسي را نيز از جلوي راهمان برداريم و تمام مسايل فني مرتبط با غني سازي را پشت سر بگذاريم آن چه عايدمان مي شود افزايش حدود 2 درصد توليد برق کشور است که فکر مي کنم قيمت آن برق با توجه به هزينه هاي سياسي و اقتصادي صدها برابر هزينه هاي ايجاد شده براي کشور است. وقتي هم که مساله را ناموسي و ملي مي کنند اين گونه گره مي خورد.
منبع: روزآنلاين