آرايش سياسى - فكرى خبرگان چهارم، ائتلاف عملگرايان و اصلاح طلبان
مجلس خبرگان آتى با ۴ جبهه روبهرو است؛ «جبهه سنتگرايان»، «عملگرايان»، «اصلاحطلبان» و «اصولگرايان راديكال». با وجود اقليت بودن اصولگرايان راديكال امكان دارد كه نوع جبههگيرى در درون مجلس خبرگان ميان «جبهه سنتگرايان با محوريت اكثر اعضاى جامعه مدرسين و جامعه روحانيت منهاى حاميان جدى هاشمی» و «جبهه اصلاحطلب موتلف با عملگرايان با حمايت هاشمیرفسنجانی» شكل گيرد و تمامى مباحث در درون خبرگان بين «حفظ وضع موجود خبرگان و عدم تغيير روال گذشته» و در مقابل «تغيير وضع موجود، اطلاعرسانى عمومى و نظارت جدی» در چالش قرار گيرد.
آرايش سياسى – فكرى خبرگان چهارم، ائتلاف عملگرايان و اصلاح طلبان
مجلسى ٨۶ نفره كه روحانيون ارشد در آن با عالیترين مقام نظام مرتبط هستند و او را در صورت لزوم انتخاب میكنند، مكانى متفاوت با ساير اركان نظام جمهورى اسلامى است. نوع تعاملات و علقههاى سياسى اعضاى اين مجلس كلانتر از ساير نهادها است و فراكسيونبندیها آنقدر شفاف و بنابر خطكشیهاى سياسى تحليل نمیشود اما همچون ساير نهادهاى موثر در قدرت در چشمان سياسيون قابل تحليل و رقابت است.
در مجلس خبرگان رهبرى دوره اول و دوم همواره دو جناح فكرى – سياسى نقش خود را ايفا میكرد.
جناحى برآمده از انديشههاى چپگرايانه مذهبى و مدافع اقدامات انقلابى با محوريت روحانيون ارشدى كه پس از مدتى «مجمع روحانيون مبارز» را شكل دادند و از «جامعه روحانيت» انشعاب كردند. در مقابل آنان روحانيون راستگرايى قرار داشتند كه چپگرايان روحانى آنان را «محافظهكار» میناميدند تا با اين برچسب خود را به رهبر فقيد انقلاب نزديك نشان دهند كه البته تا حدودى اين نزديكى جدى بود و انتقادات امام خمينى به برخى رفتارهاى اين روحانيون كه در دو مجموعه سياسى جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين عضويت داشتند، اين مساله را تقويت میكرد. اعتراض ايشان به موضع جامعه مدرسين در مورد عدم دخالت و ارائه ليست در انتخاباتها توسط «دفتر تحكيم وحدت» - اتحاديه دانشجويى همراه با روحانيون چپگرا - و يا عدم پخش روزنامه رسالت به مدير مسوولى «احمد آذریقمي» يكى از اعضاى ارشد جامعه مدرسين در جبهههاى جنگ نمونههايى از انتقاد امام به راستگرايان بود.
روحانيون ارشد دو جناح سياسى – فكرى بازى در مجلس خبرگان را ميان يكديگر تقسيم كرده بودند و ساير گروهها و احزاب سياسى در اين عرصه در زير تابلوى آنان قدم میزدند و دغدغههاى خود را به روحانيون مسن همفكر اعلام میكردند؛ از يك سو «جامعه روحانيت مبارز» و «جامعه مدرسين حوزه علميه قم» و در ديگر سو «مجمع روحانيون مبارز».
مجمع روحانيون در دهه ۶٠ با وجود حضور جدى در نهادهاى قدرت و سمپاتى مسوولان دفتر امام به اين جريان توانسته بود نقش عمدهيى را در مجلس خبرگان ايفا كند.
جامعه روحانيت مبارز نيز به دليل تاثير بر برخى نهادهاى وابسته به روحانيون همچون نمايندگیهاى ولى فقيه در استانها و تريبونهاى نماز جمعه و نزديكى به منبریهاى مشهور قادر بود كه در مجلس خبرگان موثر باشد. با وجود اينكه جامعه مدرسين همواره در كنار جامعه روحانيت حضور داشت و اكثر اوقات همفكر و همراه اين تشكل بود، اما اين تشكل نيز به دليل حضور جدى در مركز مديريت حوزه علميه قم و نهادهاى حوزوى وابسته يا مستقل از حكومت توانسته بود حضور جدى خود را در مجلس خبرگان به نمايش بگذارد. اين جناحبندى اندكاندك در دوره سوم به سوى فقط جريان جامعتين يعنى جامعه مدرسين و جامعه روحانيت مبارز تمايل يافت. روحانيون هوادار انديشههاى فكرى – سياسى مجمع روحانيون مبارز در اقليت قرار گرفته و اكثريت از آن جناح مقابل آنان – جامعتين – شد. از سوى ديگر پس از پايان جنگ، برخى اقدامات رفرميستى در دولت «اكبر هاشمیرفسنجانی» از اعضاى ارشد جامعه روحانيت مبارز توسط برخى مديران دولت او شكل گرفت. مديرانى كه خود را «كارگزاران سازندگی» ناميدند و در مجلس پنجم ليستى مستقل از جامعه روحانيت انتخاب كردند و مرزبندى خود را با «راستگرايان سنتی» به نمايش عموم گذاشتند. پس از اين زمينهسازى، در انتخابات رياستجمهورى ۷۶ دولتى بر سر كار آمد كه از پيوند «كارگزاران سازندگی» و «چپگرايان تجديدنظرطلب» متولد شده بود.
آغاز شكلگيرى اين دولت به رياست «محمد خاتمی» و اعلام برخى شعارهاى ناهماهنگ با نظارت سنتگرايان راستگرا از سوى آنان، باعث تغيير رفتار گروههاى راستگرا شد و برخى نظرات راديكال، اصولگرايانه و تهاجمى از سوى برخى گروههاى نوظهور كه از دل «راست» بيرون آمده بودند، با استقبال آنان روبهرو شد. محور اصلى اعلام اين نظرات «محمدتقى مصباحيزدی» بود كه در پيشخطبههاى نماز جمعه تهران اين مباحث را مطرح كرد. مباحثى كه دولت محمد خاتمى را هدف گرفته بود و گروههاى تحت عنوان «اصلاحطلب» را به مغايرت با اصول اسلامى و اهداف انقلابى نظام متهم میكرد.
اين پيوند «روحانيون راستگراى سنتی» و «روحانيون اصولگرا»ى راديكال در مجلس خبرگان هم مشهود بود و حتى گاهى روحانيون راستگرا را در مقابل «اكبر هاشمیرفسنجانی» عضو ارشد جامعه روحانيت مبارز قرار میداد. هماهنگى اين دو مجموعه را میتوان در تحصن طلاب در برابر كاريكاتور نيكآهنگ كوثر، اعتراض به عطاءالله مهاجرانى وزير وقت فرهنگ و ارشاد در قم، اعتراض به سخنان آيتالله منتظرى در ١٣ رجب و واكنش تند نسبت به سخنرانى هاشم آقاجرى در همدان و غيرمشروع اعلام كردن سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى- يكى از گروههاى حامى دولت خاتمى- و... مشاهده كرد.
همانطور كه دوم خرداد ۷۶ عاملى در جهت ايجاد پيوند و قطع همكارى برخى گروهها شد و راستگرايان سنتگرا به اصولگرايان راديكال نزديك شدند، ۴ تير ٨۴ نيز آرايش سياسى ميان حوزويان و روحانيون حاضر در مجلس خبرگان و كانونهاى اقمارى دگرگون شد. با حضور «محمود احمدینژاد» در كسوت رئيسجمهور در حالى كه برخى از اعضاى جامعه مدرسين و جامعه روحانيت از رقيب او يعنى «اكبر هاشمیرفسنجاني» حمايت كرده بودند، جبههبندى جديد در مجلس خبرگان و ميان روحانيون ارشد ايجاد شد.
اگرچه دو تشكل جامعه روحانيت و جامعه مدرسين سعى میكردند خود را حامى رئيسجمهور و دولت او اعلام كنند، اما حمايت آشكار و جدى «محمدتقى مصباحيزدي» عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم از احمدینژاد و نقد تند عليه دولت هاشمى، اين شكاف احمدینژاد – هاشمیرفسنجانى يا مصباحيزدى- هاشمیرفسنجانى را تشديد و آشكار ساخت.
البته جامعه مدرسين با وجود همفكرى سنتى با هاشمیرفسنجانى همواره در تلاش بود كه اين شكاف را ترميم كرده و از بين ببرد. اما اعتراض چند روحانى نزديك به آيتالله مصباحيزدى و عضو هيات علمى بودن برخى از آنان در موسسه او در مراسم سخنرانى هاشمیرفسنجانى در ١۵ خرداد ٨۵ باعث شد كه جامعه مدرسين موضع تند عليه آنان بگيرد.
پس از اين حادثه نيز جامعه مدرسين تمام هم و غم خود را متمركز كرده بود كه با اعلام خبر رويارويى يا به قول نايبرئيس اين مجموعه سياسى «ملاقات» ميان اكبر هاشمیرفسنجانى و محمدتقى مصباحيزدى در حاشيه مجلس خبرگان اين شكاف را لااقل در انظار عمومى غيرواقعى جلوه دهد. اين مساله توسط برخى از اعضاى دفتر مصباحيزدى تكذيب شد و اين تاكتيك هم به ثمر ننشست.
بنابراين در مجلس خبرگان سه جبههبندى سياسى- فكرى به وجود آمد؛ جبههيى بر محور آيتالله مصباحيزدى، جبههيى با محوريت جامعه مدرسين و جبههيى كوچك با محوريت چند روحانى چپگراى اصلاحطلب.
هاشمیرفسنجانى نيز در ميان دو جبهه ديگر يعنى جامعه مدرسين و اصلاحطلبان از مقبوليت برخوردار بود و ميزان حاميان او در مجلس خبرگان به اكثريت قريب به اتفاق تبديل شدند و مجلس خبرگان سوم با شكلگيرى اين سه جبهه سياسى- فكرى به پايان دوره خود نزديك شد.
در ابتداى آغاز رقابتها و زمزمه كانديداتورى اين و آن براى اين مجلس تمامى تحليلها هم بر وجود اين سه جبهه ميان روحانيون ارشد جمهورى اسلامى ايران متمركز شد.
اما با آغاز كانديداتورى اعضاى هوادار اين سه جريان عدم ثبتنام، ردصلاحيتها و قبولى يا عدم قبولى در آزمون شوراى نگهبان بازى انتخابات را به گونهيى ديگر رقم زد. از يك سو برخى از اصلاحطلبان همچون «مجيد انصاری»، «هادى خامنهيي» و «سيدمحمدحسين ارسنجاني» كه از اعضاى ارشد مجمع روحانيون مبارز هستند، ردصلاحيت شدند و برخى ديگر از هواداران اين تشكل همچون «سيدمحسن موسویتبريزی»، «هاشم هاشمزادههريسی» و «محمدرضا توسلی» راى لازم را كسب نكردند. افرادى همچون «سيدجلالالدين طاهرى اصفهانی» نيز به دليل كسالت در انتخابات خبرگان ثبتنام نكردند.
«ابراهيم امينینجفآبادی» از اعضاى ارشد و معتدل جريان راستگرايان كه به اصلاحطلبان نزديك بود، هم همچون «طاهری» از ثبتنام براى كانديداتورى خبرگان استنكاف كرد و «محمدرضا عباسیفرد» هم از جريان راستگرايان كه او هم به اصلاحطلبان نزديك بود و از هواداران «مهدى كروبی» به حساب میآمد نيز ردصلاحيت شد.
از سوى ديگر «شاگردان آيتالله مصباحيزدی»، جبهه مقابل اصلاحطلبان كه قبل از انتخابات خبرگان همه متفقالقول آنان را داعيهدار خبرگان آتى میپنداشتند، اعضاى ارشد آنان رد صلاحيت شدند و پس از اين مساله نيز حضور جدى در انتخابات خبرگان نيافتند و به گونهيى آشكار در تهران ليست ١١نفره دادند و در ساير استانها غيرمستقيم افرادى را بهگونهيى محدود معرفى كردند. مرتضى آقاتهرانى، ناصر سقایبیريا و على مصباحيزدى ردصلاحيت شدند و ديگر اعضاى اين مجموعه هم ديرهنگام كانديداتورى خود را اعلام كردند. با اين توضيحات ستادهاى «سقایبیريا» در چهارمحال و بختيارى از آن عليرضا اسلاميان عضو جامعه مدرسين شد كه از سوى جامعتين در ليست قرار نگرفته بود و توانست با حمايت «ستاد نخبگان حوزه و دانشگاه» (شاگردان آيتالله مصباحيزدى) وارد خبرگان شود و كانديداى اختصاصى آنان در مجلس خبرگان باشد.
البته آنان به صورت آشكار فقط ١١ نفر را در تهران معرفى كردند كه كانديداى اختصاصى آنان غير از «محمدتقى مصباحيزدی» كه برخى گروههاى ديگر همچون كارآمدى و جامعتين نيز از او حمايت كرده بودند، «على مومنپور» عضو جامعه مدرسين و از همفكران آنان و «عزيز خوشوقت» بودند كه اين دو هم به خبرگان راه نيافتند. آنان در ساير استانها بهگونهيى آشكار ليست ندادند، بلكه غيرمستقيم از كانديداهاى همفكر خود حمايت كردند. با اين وجود اين مجموعه به نامهاى سيدمحمدرضا مدرسى از آذربايجان غربى، محمد حسينزادهيزدى از اردبيل، محمد عمومى از اصفهان، غلامرضا فياضى از زنجان، على اسلامى از قزوين، حسن عالمى و عبدالجواد غرويان از خراسان رضوى، سيدرحيم توكل از مازندران، محمود رجبى از هرمزگان و سيدمصطفى موسویفراز از همدان نيز نتوانستند آراى لازم را كسب كنند و به مجلس خبرگان راه يابند.
فقط جامعتين بود كه با كمترين آمار و ردصلاحيت به دليل اينكه اعضا و كانديداهاى آنان تمامى در حوزههاى علميه كرسى دارند و به تدريس میپردازند، توانستند به عنوان ركن جدى رقابتهاى انتخاباتى خبرگان حاضر باشند و فقط لطفى از ايلام ردصلاحيت شد. و در مازندران كانديداهاى آن يك نفر كم داشت و در كردستان و گلستان كانديدا معرفى نكردند البته فقط از جامعه مدرسين نزديك به ٣٠ نفر از اعضاى شوراى مركزى آنان كانديدا بودند. همچنين برخى از كانديداهاى آنان در رقابتهاى انتخاباتى با ساير گروهها نتوانستند به خبرگان راه يابند و اكثريت آرا را از آن خود كنند. افرادى همچون محمدصادق نجمى از آذربايجان شرقى، سيدمحمدرضا مدرسى (از فقهاى شوراى نگهبان و مشترك با ليست شاگردان مصباح) از آذربايجان غربى، سيدمجتبى حسينى از ايلام، غلامرضا رضوانى و غلامرضا مصباحیمقدم از تهران، محمدرضا ناصرى از چهارمحال و بختيارى، سيدعبدالصمد ساداتى از سيستان و بلوچستان، محمدمهدى شبزندهدار از فارس، على اسلامى از قزوين، محمد هاشميان از كرمان، محسن اراكى از خوزستان و محمدعلى تسخيرى از گيلان از جمله افرادى بودند كه از راهيابى به مجلس خبرگان بازماندند و نتوانستند از ساير رقباى خود پيشى بگيرند.
در آستانه برگزارى انتخابات خبرگان ۵ ليست ارائه شد: «جامعتين (جامعه مدرسين و جامعه روحانيت)، نخبگان حوزه و دانشگاه (شاگردان آيتالله مصباح)، اصولگرايى و كارآمدى، حزب اعتماد ملى و حزب كارگزاران (البته به همراه خانه كارگر و حزب اسلامى كار)».
با ارائه اين ۵ ليست میتوان در آينده در درون مجلس خبرگان با ۴ جبهه روبهرو شد، زيرا «كارگزاران» و «اعتماد ملي» به دليل اشتراكات سياسى و فكرى مطمئناً با يكديگر هماهنگ خواهند بود و به عنوان يك جبهه با عنوان «اصلاحطلبان» فعاليت خواهند كرد.
جبهه سنتگرايان
جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه اكثر كرسیهاى خبرگان را از آن خود كرده است محور جبهه سنتگرايان خواهد بود. اين جريان در تمامى نهادهاى حوزوى جايگاه جدى دارد. آنان در عرصه خبرگان و معادلات سياسى محافظهكار هستند و به دنبال اين هستند كه كمتر تغيير جدى در ساختارهاى حكومت شكل بگيرد. همچنين به دليل پايگاه فقها اين مجموعه و ارتباط قوى با اكثر مراجع تقليد از دفاع از آراى جديد در احكام فقه پرهيز میكنند. آنان با توجه به اين افكار ارتباط عميقى را با توده مردم در عرصه امور دينى ايجاد كردهاند.
جامعه مدرسين و جامعه روحانيت از يكطرف با «شاگردان مصباح» همسايه است و از سوى ديگر خود با «اصلاحطلبان» به ويژه همفكران «اكبر هاشمیرفسنجانی» همسايگى دارند. آنان حدود ۶۷ كرسى را در خبرگان به خود اختصاص دادهاند كه اكثر آنان با برخى ديگر از گروهها مشترك هستند. البته حضور نزديك به ٣٠ عضو شوراى مركزى جامعه مدرسين و ١٠ عضو شوراى مركزى جامعه روحانيت در ميان اعضاى راه يافته به خبرگان نشان از آن دارد كه اكثريت قريب به اتفاق كانديداهاى مشترك با ساير گروهها و جامعتين بيش از ديگر گروهها سمپاتى دارند و هماهنگ با آنان عمل میكنند، چرا كه خود در اين دو مجموعه تاثيرگذارند.
جبهه اصلاحطلبان
جبهه اصلاحطلبان در مجلس خبرگان رهبرى برخلاف گذشته كه مجمع روحانيون مبارز محور بود، بر محور «اعتماد ملی» به همراه «حزب كارگزاران» شكل گرفته است. آنان با وجود اينكه حدود ۵۷ كانديداى قرار گرفته در ليستشان در مجلس خبرگان آتى حاضر میشوند، اما به دليل وابستگى سياسى تعدادى از اين كانديداهاى مشترك به گروههاى رقيب بهويژه «جامعتين»، مانور اكثريتى آنان مشهود نخواهد بود، بلكه با ائتلاف و همفكرى با ساير گروهها در مقاطع زمانى مختلف میتوانند كارساز عمل كنند و فراكسيون اقليتى فعال را پايهگذارى كنند. از كارگزاران ۴۵ كانديدا و از حزب اعتماد ملى ۴۷ كانديدا حضور يافتند كه با در نظر گرفتن اين دو گروه به عنوان يك جبهه حدود ۵۷ نفر از ليست انتخاباتى اين دو جريان بر روى كرسیهاى مجلس خبرگان قرار میگيرند.
آنان معمولاً هماهنگ با ساير گروههاى اصلاحطلبان تحت برخى نظرات نوگرايانه هستند. البته با وجود محوريت اعتماد ملى و كارگزاران عملگرايى در ميان آنان نمود بيشترى دارد. اصلاحطلبان از يكسو در كنار خود جامعتين را دارند و در ديگر سو «جبهه اصولگرايى و كارآمدی» كه در آينده امكان نزديكى اين جريان به جبهه كارآمدى كه عملگرايانه رفتار میكنند، بيشتر است. البته با وجود نقش جدى اكبر هاشمیرفسنجانى در خبرگان احتمال نزديكى آنان به بخشى از جامعتين وجود دارد.
جبهه عملگرايان
جبهه عملگرايان تحت تاثير ورود جريان جديدى به نام «ائتلاف اصولگرايی» حدود ۶٢ كانديداى مشترك با ساير گروهها از ليست آنان به مجلس خبرگان راه يافتند كه به دليل جوان بودن اين مجموعه امكان حمايت كانديداهاى راه يافته اندك به نظر میرسد. اين جبهه جوهره اصلى آن بر مبناى گروهى به نام «خبرگان و كارآمدی» ايجاد شده است كه اعضاى اين گروه «اسماعيلى، قائم مقامى، هادوى، قمى، نواب و فاضل گلپايگانی» هستند.
آنان اكثراً افرادى هستند كه در نهادهاى نمايندگى ولى فقيه در دانشگاهها رشد يافتند و با وجود اعتقاد جدى به ولايت فقيه و نظام جمهورى اسلامى نقدهايى را به جريان هوادار آيتالله مصباح وارد میكنند. البته نگاه نوگرايانه آن در برخى از مسائل فقهى و سياسى تا حدى ناهماهنگ با جامعتين به نظر میرسد. در آستانه انتخابات خبرگان، آنان بر مستقل بودن خود پاى فشردند و خواستار نظارت مستمر خبرگان بر عالیترين ركن نظام بودند. سيدعباس حسينیقائممقامى كه رئيس مركز اسلامى هامبورگ است در گفتوگو با بازتاب بر لزوم نظارت خبرگان بر نهادهاى منسوب به رهبرى پاى فشرد و مهدى هادوى تهرانى نيز بر پاسخگو بودن رهبرى در برابر خبرگان تاكيد كرد. حمايت رسانهيى آنان در طول دوره تبليغات از سوى سايت بازتاب انجام میشد كه اين مساله نشان از ارتباط اين جريان با تكنوكراتهاى اصولگراى منتقد نگرش حاكم بر دولت دارد. به هر حال در كنار اين جريان اصلاحطلبان قرار دارند كه در برخى آرا هماهنگى بين اين جريان بهوجود خواهد آمد.
جبهه اصولگرايان راديكال
جبهه اصولگرايان راديكال بر محور ليست «شاگردان آيتالله مصباحيزدی» شكل گرفته است كه شخص مصباحيزدى نقش كليدى در اين جريان دارد.
اين جبهه بر محور افكار و تئورى اين روحانى ارشد شكل گرفته كه منتقدان اين جريان بهويژه در اواخر دوره سوم و در دوره چهارم از تمامى جريانها به حساب میآيند. البته به دليل عضويت برخى حاميان آيتالله مصباح و شخص او در جامعه مدرسين امكان نزديكى اين جريان فقط به مجموعه جامعتين وجود دارد؛ البته در برخى مسائلى كه شخص هاشمیرفسنجانى نقشى در آن نداشته باشد زيرا حضور هاشمى و مصباح بر سر يك موضوع بار ديگر اين شكاف را فعال خواهد كرد و اجازه ائتلاف و همرايى را نخواهد داد. اين گروه با توجه به ارائه برخى كانديداهاى مشترك با ساير گروهها تنها توانسته است ٢۹ نامزد را از ليست محدود خود به داخل مجلس خبرگان راهى كند كه تنها چند تن از آنان حامى جدى اين جريان هستند.
***
با اين تفاسير مجلس خبرگان آتى با ۴ جبهه روبهرو است؛ «جبهه سنتگرايان»، «عملگرايان»، «اصلاحطلبان» و «اصولگرايان راديكال». با وجود اقليت بودن اصولگرايان راديكال امكان دارد كه نوع جبههگيرى در درون مجلس خبرگان ميان «جبهه سنتگرايان با محوريت اكثر اعضاى جامعه مدرسين و جامعه روحانيت منهاى حاميان جدى هاشمی» و «جبهه اصلاحطلب موتلف با عملگرايان با حمايت هاشمیرفسنجانی» شكل گيرد و تمامى مباحث در درون خبرگان بين «حفظ وضع موجود خبرگان و عدم تغيير روال گذشته» و در مقابل «تغيير وضع موجود، اطلاعرسانى عمومى و نظارت جدی» در چالش قرار گيرد.
البته به دليل اينكه مناسبات حاكم ميان روحانيون ارشد فقط بر مبناى مناسبات جريانهاى سياسى نيست و برخى دغدغههاى خاص اين مجموعه هم در آن لحاظ میشود، بنابراين امكان تغيير جبههيى اعضاى مورد حمايت گروهها وجود دارد و قرار گرفتن برخى اعضاى مجلس خبرگان در ليست اين ۵ گروه سياسى به معناى هوادارى آنان از اين مجموعهها نيست.
منبع: ادوارنيوز