كنفرانس مونيخ و سياست مستقل روسيه


جهانگير كرمي

Feb 16, 2007

در روسيه،‌ هنوز هم كمابيش ميراث دوره شوروي بر ذهن دولتمردان حاكم است،‌ اما امريكا‌يي‌ها حاضر نيستند در اين چارچوب به روسيه نگاه كنند. از نظر آنها شوروي براي هميشه فروپاشيده است و اگرچه مسكو مي‌كوشد تا در ظاهر نقش يك رقيب را بازي كند،‌ اما واقعيت‌هاي داخلي و خارجي سال‌هاي پس از فروپاشي، آن را محدود مي‌كنند.

آنچه كه مسلم به نظر مي‌رسد اين است كه روسيه ديگر همانند دوره يلتسين دنباله‌رو امريكا نيست، بلكه يك ‏سياست مستقل را دنبال مي كند كه در بعضي موارد با امريكا همكاري و در مواردي هم رقابت دارد. ‏درواقع، يك روابط عادي است كه نه در قالب اتحاد يا دنباله‌روي قابل تحليل است و نه در چارچوب دشمني و ‏رقابت ايدئولوژيك دوره جنگ سرد. در دوران جنگ سرد، مسكو وضع موجود نظام بين‌المللي را به چالش ‏مي‌كشيد و واشنگتن از آن دفاع مي‌كرد، اما در حال حاضر، روسيه در نقش مدافع حاكميت‌هاي ملي و نهادهاي ‏بين‌المللي و استفاده از آنها براي محدودسازي اقدامات يكجانبه امريكا عمل مي‌كند.‏

در سند اخير دكترين نظامي كه در دست بررسي است، اشاراتي به احساس تهديد از سوي غرب و امريكا در كنار همكاري در مقابل برخي تهديدات نظير تروريسم و گسترش تسليحات هسته‌اي وجود دارد. اگر روابط ميان قدرت‌هاي بزرگ جهان نظير چين، اروپا، هند و روسيه را با امريكا بررسي كنيم، تفاوت هايي ميان آنها وجود دارد. در اروپا نيز ميان سه كشور اصلي (انگليس، فرانسه و آلمان) در روابط با امريكا تفاوت‌هايي هست. اروپا متحد امريكا است، اما رقابت‌هاي محدودي هم دارد. چين در شرق آسيا بر سر مسايل تايوان و نيز نفوذ منطقه‌اي مشكلاتي با امريكا دارد،‌ اما همكاري‌هاي مهمي نيز با آن انجام مي دهد. ضمن اينكه، حاضر نيست رقابت‌ها بقدري پررنگ شود كه نيازهاي اقتصادي و همكاري مربوط به آن آسيب ببيند. در روسيه،‌ هنوز هم كمابيش ميراث دوره شوروي بر ذهن دولتمردان حاكم است،‌ اما امريكا‌يي‌ها حاضر نيستند در اين چارچوب به روسيه نگاه كنند. از نظر آنها شوروي براي هميشه فروپاشيده است و اگرچه مسكو مي‌كوشد تا در ظاهر نقش يك رقيب را بازي كند،‌ اما واقعيت‌هاي داخلي و خارجي سال‌هاي پس از فروپاشي، آن را محدود مي‌كنند.

اظهارات اخير پوتين در كنفرانس مونيخ موجب شگفتي برخي ناظران مسايل بين‌الملل شد و حتي از آن به عنوان يك جنگ سرد ياد كردند. درواقع روسيه مي‌كوشد تا از ابزارها، امكانات و نقش خود براي تثبيت يك موقعيت جديد (به عنوان يك قدرت بزرگ همسان چين و اروپا) در ميان قدرت‌هاي خارجي بهره گيرد و البته اين لزوما به معناي احياي دوره جنگ سرد نيست، چون روسيه چارچوب كلان نظام سرمايه داري ليبرال را پذيرفته و فاقد يك ايده و يا نرم‌افزار براي رقابت در لواي آن است. لذا مسايل كنوني را بايد در چارچوب مفهوم «رقابت قدرت» و نه رقابت «ايدئولوژي‌ها» تحليل كرد.
منبع: ايراس