منافع کلان روسیه در پرونده هستهای ایران
الهه کولايی
March 13, 2007
این تصور که روسیه با وجود مخالفت جدی آمریکا، پروژه بوشهر را به اتمام خواهد رساند، بسیار غیر واقع بینانه خواهد بود. به ویژه بعد از صدور قطعنامه تحریم (1737) ما شاهد بهانهگیریها و اشکال تراشیهای بیشتری از سوی طرف روسی هستیم که ادامه جهتگیری پیشین را این بار به خوبی به نمایش میگذارد.
مسئله همکاری ایران و روسیه در خصوص اتمام پروژه نیروگاه بوشهر به یک فرصت بسیار سودمند برای روسیه تبدیل شده که علت آن را نه فقط در رفتارهای منفعت طلبانه روسها بلکه در شرایط و رویکردهای داخلی نیز باید جستجو کرد.
از همان ایام که غربیها حاضر نشدند در اتمام پروژه نیروگاه بوشهر به ایران کمک کنند، روسها وارد این عرصه شدند که بدون تردید این همکاری ارتباط مستقیم با سیاست خارجی دولت روسیه در گسترش اوراسیا گرایی و فاصله گرفتن از غرب گرایی افراطی در سیاستخارجی این کشور دارد.
همکاری با ایران در این زمینه بیشتر براساس ملاحظات اقتصادی آغاز شد ولی به تدریج مزایای سیاسی ـ امنیتی آن برای روسیه مشخصتر شد.
برای روسیه، همکاری هستهای با ایران به مجالی مناسب برای چانهزنی درخصوص موضوعات متعدد در روابط با غرب به ویژه آمریکا تبدیل شد.
ریشه این مشکل در داخل کشور ماست که اهداف و سیاستهای دولت روسیه در این زمینه مورد شناسایی قرار نگرفته است.
دولت روسیه مانند هر دولت دیگری در جهان امروز، در این رابطه تنها و تنها منافع خاص خود را دنبال میکند ولی برای برخی تصمیمگیرندگان این سوء برداشت ایجاد شد که گویا روسیه نگاهی به ملاحظات سیاسی ـ امنیتی ما دارد.
در نتیجه ما شاهد طولانی شدن غیر قابل توجیه این پروژه هستیم و بر خلاف وعدههای داده شده، وارد شدن برق نیروگاه بوشهر به شبکه برق کشور ما به تعویق افتاده است.
من به مسائل انرژی هستهای و روابط ایران با غرب نمیپردازم اما بدون هیچ تردیدی برای روسیه وضعیت حاکم بر روابط ایران و غرب (اروپا و به ویژه آمریکا) تاثیر فوقالعاده تعیین کننده در اجرا و اتمام این پروژه داشته است.
این تصور که روسیه با وجود مخالفت جدی آمریکا، پروژه بوشهر را به اتمام خواهد رساند، بسیار غیر واقع بینانه خواهد بود. به ویژه بعد از صدور قطعنامه تحریم (1737) ما شاهد بهانهگیریها و اشکال تراشیهای بیشتری از سوی طرف روسی هستیم که ادامه جهتگیری پیشین را این بار به خوبی به نمایش میگذارد.
این نکته قابل توجه است که دولت روسیه همانند همه دولتهای دور و نزدیک در تنظیم روابط خود با ایران، تنها منافع خاص خود را چه در تنظیم روابط دو جانبه و چه در سطوح منطقهای و بینالمللی هدف قرار داده است. بنابراین، برای کشور ما نیز ضروری است که هر چه سریعتر قواعد و الزامات جامعه جهانی را مورد توجه قرار دهد، تا بیش از این به اهرمی برای بازیهای دیگران و از جمله روسیه تبدیل نشود.
هر چند این نکته غیرقابل انکار است که توسعه و تقویت روابط با کشورهای شمالی اعم از روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز از ضرورتهای تامین کننده منافع ملی ماست، اما این رابطه زمانی میتواند ما را به حداکثر رساند که بر اساس ایجاد تعادل در تنظیم رابطه با بازیگران جهانی (اروپا و آمریکا) مورد ملاحظه قرار گیرد.
منبع: آفتاب/ خلاصه گفتگو با صوفی جلالوندی