آينده اتحادجمهوری خواهان در گرو تشکيل فراکسيون ها است
جمعی از اعضاء
May 15, 2007
اين نوشته توسط جمعی از دوستان بمناسبت همايش سوم نوشته شده، و بزودی در سايت هماهنگی در بخش آينده اجا برای اظهارنظر ديگران منتشر خواهد شد. سايت جمهوری
====================================
بمناسبت همايش سوم اتحاد جمهوری خواهان در برلين
آينده اتحادجمهوری خواهان جا در گرو تشکيل فراکسيون ها است
توصيه ای برای خود و ديگران
ليست تهيه کنندگان بترتيب حروف الفباء [مهران براتی، رضا چرندابی، رضا سياوشی، حسن شريعتمداری، رامين صفی زاده، اميرحسين گنج بخش، مهرداد مشايخی.]
يکم – طرح مسئله
هدف اين نوشته روشن کردن اهميت تشکيل فراکسيون ها برای ادامه حيات موثراتحادجمهوری خواهان است. از جمله روشن می کند که دليل اصلی برای تشکيل فراکسيون های درون « اجا » نه « اقليت و اکثريت » بازی، بلکه متوقف کردن فرسايش دائمی اجا، بالابردن توانمندی آن، و مهيا کردن شرايط توليد اراده سياسی در آن است تا اين سازمان بتواند بصورت موثرتری در صحنه کارزار سياسی ايران ظهور دوباره يابد، و احتمالا" ننها راه نجات اجا از سراشيب اضمحلال کامل می باشد.
« اتحاد جمهوری خواهان» مدت کمی پس از تولد خود، بعوض « رشد و بالندگی» در سراشيب « فرسايش و فروماندگی» قدم برداشت. اين موضوع را به آسانی می توان در مقايسه تعداد شرکت کنندگان همايش اول و دوم مشاهده نمود. همچنين می توان اميدی که در ابتدای تشکيل « اجا» آفريده شد را با نا اميدی که امروز در آن موج می زند مقايسه کرد. دلايل فرسايش پيوسته اجا فراوانند، از ميان آنها می توان از پائين بودن شديد سطح سياست و انديشه سياسی در اجا، درجه پائين انسجام و سازماندهی، عدم پاسخگوئی نهاد رهبری اجا و انفکاک آن از واقعيت ها ( همين بس که در همايش پيش رو بعوض پرداختن به سرنوشت « اجا » و پيدا کردن راه حل برای نجات آن از سرآشيب فرسايشی کنونی، و يا لا اقل تلاش برای شناحت دلايل آن، قرار است مانند بقيه گروه های سنتی، وقت همايش به تصويب و تصديق و يا بگومگو بر سر چند سند اعلام موضع صرف شود که به اذعان اکثر دوستان نه تاثيری بر جامعه ايران خواهند داشت و نه سودی برای اجا)، البته ما افراد رهبری را مقصر نمی دانم چون مشکل کنونی «اجا» ساختاری است، که توضيح آن در زير خواهد آمد، بهمين دليل، اگر بهترين افراد هم در جايگاه رهبری کنونی اجا بنشينند باز نمی توانند چندان کارآمد باشند.
اگر مشکل اجا ساختاری است، ريشه اين مشکل بر می گردد به نحوه شکل گيری اجا و مقتضيات زمان شکل گيری آن در خارج کشور حدود 4 سال پيش. در اغاز تشکيل اتحاد جمهوری خواهان ( بنا به مقتضيات آن زمان که در زير تشريح می گردد) سازمان ما آگاهانه با رويکردی «فراسياسی» آغاز بکار کرد و به هيبت يک اتحاديه درآمد، و در نتيجه تبديل شديم به يک « اتحاد غير سياسی ميان افراد سياسی». گرچه اين رويکرد در آغاز تشکيل اتحاد جمهوری خواهان الزامی بود، ولی پس از مدتی به نقطه ضعف آن بدل شد و موجب عدم کار آمدی و فرسايش پيوسته آن گرديد. امروزپس از گذشت نزديک به چهارسال از فعاليت مشترک اعضای اجا، ما در شرايط کاملا" متفاوتی قرار داريم، و ديگر آن مقتضيات اوليه منتفی شده اند. بنا براين امروز برای کارآمدتر کردن اجا و موثر تر کردن فعاليت های آن می توانيم از مناسبات اتحاديه ای عبور کرده و با برقرار کردن مناسباتی با سرشت سياسی و سالم در درون اجا آنرا متحول سازيم. تشکيل فراکسيون ها ابزار اين تحول هستند.
قبل از ادامه لازم است به يک نکته ديگر اشاره کنم. آسيب های موجود در « اجا» نه غير منتظره هستند و نه منحصر به فرد. کدام جريانی می شناسيد که نقطه ضعف نداشته باشد. وجود نقاط ضعف، حتی نقاط ضعف بزرگ، بخودی خود دليل شکست نيستند. مشکل روبروی ما نه خود نقطه ضعف ها، که ناتوانی ما در فائق آمدن بر آنها است. اما پيش شرط لازم ( و نه کافی) برای فائق آمدن بر ضعف هايمان تلاش برای انباشت متداوم و سيستماتيک توانائی هايمان (تراکم توان) و متمرکز کردن آن توان متراکم برروی نقطه ضعف ها است. مشکل آنجا است که تراکم توان بسيار کار مشکلی است و هر جمعی را قابليت تراکم اراده و توان نيست. اگر گروهی بخواهد چنين کند، اول بايد از حداقلی از انسجام فکری و سازمانی برخوردار باشد. متاسفانه در اتحادجمهوری خواهان، حداقل لازم انسجام بدلايلی که در زير می آيد ممکن نيست. پس تنها راه باقی مانده آنست که اين وظيفه را به عهده فراکسيون ها و يا هسته های سياسی درون اجا بسپاريم. تا اين بار اجا بتواند برگرده اين فراکسيون ها دوباره پابگيرد و بالنده شود. ولی اين فراکسيون ها بايد واقعی باشند و از انسجام نسبی برخوردار باشند تا بتوانند با انباشت توانائی های خود بر نقطه ضعف های ما فائق آيند. اينها موضوعاتی است که در ادامه شکافته می شوند.
دوم - مشکل اصلی اجا ساختاری ( Structural) است. اجا يک سازمان « فله ای» بدون ساختار، يا با ساختار مينیمم است.
1. . اجا يک سازمان سياسی به معنی دقيق کلمه نيست، بلکه يک اتحاديه از نوع اتحاديه های صنفی، مانند اتحاديه های کارگری، دانشجوئی و غيره است. بدين معنی اجا يک « اتحاد غير سياسی ميان افراد سياسی » است.
2. چنين اتحادهائی بنا بر سرشتشان توان محدودی دارند. آنها نمی توانند از بعضی فعاليت های مطالباتی فراتر روند ( مثلا" بالا بردن دستمزد و يا بهتر کردن شرايط کار). سرشت سازمانهای اتحاديه ای چنان است که، بجز فعاليت های رقيق و مطالباتی، بسختی می توانند وارد حوزه های ديگر فعاليت مانند اقتصاد و سياست بشود. مثلا" در طول تاريخ صدها بار اتفاق افتاده است که يک اتحاديه کارگری کارخانه ای را به تصاحب خود در آورده ( يا بصورت قانونی، يا خريد اجباری، و يا قوه قهر). ولی تقريبان در تمام اين موارد پس از مدتی هم کارخانه از کار افتاده و هم اتحاديه ای که به اين اقدام دست زده از درون دچار مشکل شده است.
3. منظور از اين گفته ها آنست که روشن شود که
a. سرشت هر سازمانی سقف کارآمدی آنرا تعيين می کند.
b. نوع سازماندهی اتحاديه ای برای سياست کردن مناسب نيست. بقول معروف : « هرکسی را بهر کاری ساختند». . .
4. مشکل ديگر اتحاديه ها آنست که، بدليل انسجام کم و نبود مکانيزم پاسخگوئی مناسب، به آسانی بازيچه دست اين و آن می شوند. گروه های فشرده تر از بيرون يک اتحاديه به آسانی می توانند در آن نفوذ کنند، که نمونه های آن در اتحاديه های کارگری فراوانند. در مورد « اجا » نيز، به دليل ساختار اتحاديه ای آن، اين خطر وجود دارد. تا انجا که من اطلاع دارم اکثر افراد مطرح اجا نگران اين موضوع هستند ولی در شرايط کنونی کاری از دستشان بر نمی آيد.
5. امروز اکثر اعضای اجا معتقدند که اجا ديگر نمی تواند بصورت تا کنونی ادامه دهد وبا فرسايش تدريجی بسمت بحران می رود. با اين حساب امروز اجا دو گزينه پيش روی دارد:
a. تبديل شود به مجمعی برای پشتيبانی از جنبش های مدنی، که نقش پشت جبهه جنبش های مدنی ايران را در خارج از کشور بعهده گيرد (برداشت من از تز علمداری در نامه اخيرش)
b. تبديل شود به يک جبهه و يا ائتلاف سياسی ( تز گنج بخش)
هرکدام از اين دو گزينه اگر با موفقيت به اجرا در آيد بسيار ارزش مند است. ولی در در موقعيت کنونی اجا قادر نخواهد بود هيچکدام را انجام دهد. چرا؟ چون بخودی خود هيچ طرحی پيش نمی رود. هر طرحی حامل و عامل و Agency ناب خود را لازم دارد. بايد اول يک اراده سياسی برای پياده کردن طرح مورد نظر شکل گيرد. چنين اراده ای در « اجا» بصورت کنونی آن نمی تواند شکل گيرد. اصولا" به دليل ساختار آتحاديه ای اجا، هيچ اراده جدی ای درون آن نمی تواند شکل بگيرد.
6. توليد «اراده سياسی» فقط در مناسبات سياسی فشرده تر ممکن است. درک اين موضوع بر می گردد به درک از سياست بعنوان مکانيزم تراکم قدرت و توان. بدليل سرشت اتحاديه ای اجا، توليد اراده سياسی در آن ممکن نيست. ولی هرگاه فراکسيون هائی درون اجا شکل بگيرند که فشرده تر هستند، و هويت های سياسی مشخص و روشن دارند، و مناسبات سياسی بر آنها حکفرما است، در آنصورت، در قدم اول توليد اراده سياسی درون فراکسيون ممکن می گردد. در قدم بعدی، با ائتلاف اين فراکسيون ها، اجا نيز می تواند اراده سياسی قابل ملاحظه ای شکل دهد. البته وجود فراکسيون ها شرط لازم است ولی کافی نيست.
7. در اينجا لازم است تاکيد شود که حتی اگر اجا بخواهد به پشت جبهه حامعه مدنی ايران تبديل شود و کارهای غير سياسی بکند، اول بايد فراکسيون های سياسی را تشکيل دهد. چون بدون توليد اراده سياسی ( در حد قابل ملاحظه) هيچ پروزه ای پيش نمی رود. با اين حساب حتی برای انجام موفقيت آميز تز علمداری، اول مجبوريم تز گنج بخش را انجام دهيم. يعنی با تشکيل فراکسيون های اجا انرا ز حالت اتحاديه ای بيرون بياوريم و توانمند کنيم. سپس چنين سازمانی می تواند تز علمداری را بعنوان يک پروزه کوتاه مدت و يا بلند مدت در کنار پروژه های ديگر بعهده گيرد. خلاصه:
a. از طريق تشکيل فراکسيون ها تلاش کنيم تا « اجا » هم منسجم تر و هم کارآمدتر شود و مهمتر از همه توان تصميم گيری و تشکيل اراده واحد در آن بوجود آيد و بتدريج بسمت يک جبهه و يا ائتلاف سياسی تکامل يابد.
b. هرگاه در اين راه موفقيت نسبی بدست بياوريم، در آنزمان موتوانيم نيروی خود را روی چند پروژه مشخص متمرکز نمائيم ( تز رضا چرندابی) . در آنصورت يکی از آن پروژه ها می تواند طرح علمداری باشد که « پشتيبانی و پشت جبهه شدن برای فعاليت های مدنی در ايران» است، و پروژه های ديگر هم می تواند يک پروژه سياسی مانند تشکيل جبهه وسيع، يا ديالوگ ملی و غيره .. .باشد.
8. معيار فراکسيون واقعی چيست؟
i. وجود پلاتفرم سياسی-فرهنگی (پلاتفرم حداقلی کافی نيست. )
ii. وجود رهبری
با اين دومعيار می توانيم تفاوت يک فراکسيون واقعی با فراکسيون « الکی پلکی» را تشخيص دهيم.
سوم ريشه مشکل ساختاری اجا تاريخی است و مربوط می شود به مقتضيات زمان شکل گيری آن
1. سرشت « اتحاديه ای» اتحادجمهوری خواهان بر می گردد به چگونگی شکل گرفتن آن و مقتضيات آنروز و مشکلاتی که در آن زمان با آن روبرو بوديم. در آن هنگام بسياری از افراد سياسی خارج کشور حاضر نبودند با عنوان سياسی در کنار هم بنشينند و با يکديگر همکاری کنند. بنا براين از واژه «فراسياسی» استفاده شد تا اين دوستان بتوانند در ماورای مقتضيات سياسی و به « صفت فردی » در کنار هم بنشينند و گفتگو و همکاری کنند. به اين معنی در ابتدای تشکيل اتحاد جمهوری خواهان تشويق روابط « فراسياسی و اتحاديه ای» در آن الزامی بود. در آن زمان با رويکری «فراسياسی» موفق شديم قدم اول را که جمع آوری و شروع سازمان جمهوری خواهان بود با موفقيت به انجام رسانيم. ولی قرار نبود تا ابد در موقعيت «فراسياسی» جاخوش کنيم
2. اما دليل دومی هم دارد که بر می گردد به بدفهمی ما از مدل سازماندهی شبکه ای. از ابتدای تشکيل اجا، از آنجا که ما می خواستيم اجا يک سازمان مدرن، مدل سازماندهی شبکه ای را انتخاب کرديم. با اين تز ما توانستيم از لحاظ سازمانی چند مشکل اتحاد جمهوری خواهان را حل کنيم، و بقول معروف با يک تير و دونشان بزنيم.
a. يکی از مشکلاتی که با تز سازماندهی شبکه ای حل کرديم مشکل رهبری بود. . . بديهی است در ميان کسانی که حتی حاضر نبودند در کنار هم بنشيند، کسانی بودند که بهيچ وجه حاضر نبودند به رهبری يکديگر تن در دهند. در اينجا مدل شبکه ای به کمک ما آمد و مفهوم شبکه مسطح ( network flat) در مقابل مفهوم « هرم سازمانی» مطرح شد. با اين طرح همه در « اجا» می توانستند خود را با يکديگر برابر بدانند و در «هرم قدرت» کسی خود را پائين تر از کس ديگر نبيند. البته اين دليل اصلی انتخاب مدل شبکه ای نبود، بلکه فقط يکی از پی آمدهای کارگشای آن بود.
b. دليل اصلی انتخاب مدل شبکه ای برای اجا آن بود که می خواستيم يک سازمان مدرن و کارآمد و دمکراتيک داشته باشيم و از آخرين دست آوردهای تحزب و سازماندهی در عصر اينترنت استفاده کنيم. تحولات چند سال گذشته و نوشته ها و تحقيقات مختلف نشان می دهد که مدل سازماندهی شبکه ای مدرنترين و بهترين شيوه برای فعاليت سياسی در عصر اينترنت است. و انتخاب اجا صحيح بوده است. از جمله انکه سازماندهی شبکه ای در تضاد با داشتن رهبری و مرکزيت نيست. يعنی از تلفيق سازماندهی شبکه ای با هرم مديريت می توان گزينه های کارآمد و پرانعطاف و بسيار دمکراتيکی را آفريد.
c. در ارتباط با سازماندهی شبکه ای هم هدف ما آن بود که از شبکه افراد شروع کنيم و بتدريج از آن فراتر رويم و به شبکه هسته ها و گروه های کار ارتقاء يابيم. بطور خلاصه شبکه تيم ها.
d. متاسفانه در ميانه راه عقب گرد کرديم و دوباره برگشتيم به مدل معمول سازمان های چپ باقی مانده. و شديم سازمانی با ساختار فله ای بدون رهبری کارآمد و پاسخگو و مسئول که در آن رهبری نه اختياری دارد و نه مسئوليتی که در قبال آن پاسخگو باشد. اجا تا درجه ای بسمت يک سازمان فله ای و بی دروپيکر سقوط کرد که حتی شرايط عضويت و يا حق عضويت از طرف بعضی از اعضای آن «تابو» اعلام شد. چرا و چگونه؟
3. از آغاز بکار اتحادجمهوری خواهان بعضی از شرکت کنندگان بشدت مخالف انسجام بيشتر آن بودند. زيرا انسجام بيشتر اجا را قدمی در راه تبديل اين سازمان به حزب تفسير می کردند. اين دوستان حتی با بکار بردن واژه «عضو» در اجا و يا اسناد آن مخالفت جدی داشتند. تصور کنيد: در حالی که حتی «اتحاديه های صنفی» هم از تعريف « عضو» ، « شرايط عضويت» و « حق عضويت» ابائی ندارند، بخشی از دوستان ما در اجا همين حداقل را هم برای اتحادجمهوری خواهان « تابو» و خط قرمز اعلام کردند. ( تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل)
4. در مورد حق عضويت، همه ما واقفيم که حق عضويت قبل از آنکه موضوع مالی باشد سمبل وجود و يا عدم وجود يک سازمان است. نوشته های زيادی در اين باره وجود دارند که تاکيد می کنند که دريافت حق عضويت، حتی اگر رقم بسيار جزئی و فقط سمبوليک باشد، باز هم تاثير زيادی در انسجام يک سازمان دارد.
5. کمترين نتيجه اين رويکرد آن شده است که به گواهی گزارش دوست گرامی مريم، امروز نه تنها حتی بخشی از رهبران اجا (اعضای شورای هماهنگی) از پرداخت چند يورو داوطلبی در ماه نيز دريغ می کنند. همين بزرگواران که کوچکترين مسئوليتی در قبال اجا تقبل نمی کنند، ولی از حق خود برای دادن رای در مورد مسائل حاد اجا صد در صد بلکه هزار در صد دفاع می کنند. وقتی هيچ معياری برای عضويت، شرايط عضويت، شرايط نماينده شدن، شرايط رای دادن و غيره نباشد، چه انتظاری می توان داشت. در نتيجه اجا به سازمانی بی در و پيکر و يتيم تبديل شده است.
6. طبيعی است گرايش مزبور درون اجا که حتی مخالف بکار بردن واژه « عضو» برای اعضای اجا است، بهيچ وجه از تشکيل فراکسيون ها که موجب انسنجام بيشتر اجا گردند خوشنود نخواهند بود و در مقابل آن مقاومت می کند.
چهارم – بعضی از دلايل سودمندی تشکيل فراکسيون ها، و از زاويه های مختلف
هدف اين نوشته آن نيست که گفته شود با تشکيل فراکسيون ها همه مشکلات اتحاد جمهوری خواهان حل می شوند. هيچ مشکلی بخودی خود حل نمی شود، مگر آنکه اول آن مشکل بدرستی تشخيص و تعريف شود و سپس عامل و Agency مربوطه برای حل آن بوجود آيد. ادعای اين نوشته آنست که ساختار کنونی اجا، و در نتيجه انسجام سياسی و سازمانی آن، رقيق تر از آنست که بتواند از عهده مشکلات اجا برآيد. شاهد آنهم فرسايش متداوم اجا درست در هنگامی است که جامعه ايران يکی از پر تک و تاب ترين دوران اعتلای سياسی از انقلاب تا کنون را از سر می گذراند. بدليل درجه پائين انسجام سياسی و سازمانی، اتحادجمهوری خواهان نه می تواند مشکلات خود را بدرستی تعريف کند و نه می تواند اراده سياسی لازم را برای حل آن مشکلات بوجود آورد. يک راه حل آنست که فراکسيون های واقعی درون اجا تشکيل شوند که از حداقلی از انسجام برخوردار باشند، آن فراکسيون ها بدليل انسجام بالاتر قادر خواهند بود اراده سياسی (لازم) را توليد نمايند و غيره. در ليست زير بعضی ديگر از جنبه های سودمندی تشکيل فراکسيون ها ارائه می شود.
1. مهمترين سود تشکيل فراکسيون های درون اجا کمک به تغيير ساختاری آن است. هدف آنست که مناسبات درونی اجا از مناسبات اتحاديه ای و فراسياسی (غير سياسی) به مناسبات سالم سياسی ارتقاء يابند، که نتيجه نهائی آن تکامل اجا به نوعی جبهه سياسی و يا ائتلاف خواهد بود. فراکسيون هائی که بتوانند اجا را متحول کنند بايد حداقل شامل شرايط زير باشند.
• پلاتفرم سياسی- فرهنگی- اخلاقی ( اين پلاتفرم نمی تواند حداقلی باشد)
• رهبری
2. سود ديگر تشکيل فراکسيون ها توليد Synergy سينرژی و استفاده از سودمندی « جمع مرکب» است. يک راه برای بالا بردن کارآمدی آنست که بجای کار فردی به کار تيمی بپردازيم. اما کار تيمی ساده نيست. پيش شرط موفقيت کار تيمی، در شرايط ويژه ما، وجود بينش و فرهنگ مشترک و اهداف هماهنگ ميان اعضای تيم است. يک راه برآوردن چنين پيش شرطی تشکيل فراکسيون فرهنگی-سياسی است که دو شرط فوق يعنی پلاتفرم و رهبری را داشته باشد. با کمک چنين تيم هائی اجا می توان پروژه های جدی تر و بزرگ تر را دنبال نمايد.
3. فراکسيون بعنوان مکانيزم انباشت خرد، انديشه، اخلاق، و سياست.
واقعيت آنست که سطح سياست در ميان آپوزيسيون بشدت پائين است و از آن پائين تر سطح اخلاق و فرهنگ سياسی است. برای بالا بردن سطح سياست در ميان خود، نيازمند مکانيزم های جدی انباشت خرد و انديشه و سياست و اخلاق و اعتماد و سرمايه اجتماعی، و . و می باشيم. فراکسيون های واقعی می توانند بعنوان انباره هائی برای انباشت نرم افزار سياسی عمل کنند.
4. شايد مهمترين سود تشکيل فراکسيون ها پاسخگوتر کردن سازوکارهای اجا است. با تشکيل فراکسيون ها اتحاد جمهوری خواهان از جمع فردها به جمع تيم هائی با هويت روشن سياسی تکامل می يابد. در حاليکه بسيار سخت بتوان تعداد زيادی از افراد را بصورت همگون نسبت به هم و نسبت به سازمان متعهد و پاسخگو کرد، ولی بسيار آسانتر است که جند تيم و يا فراکسيون اصلی را در مقابل هم پاسخگو کرد.
5. خراب کردن هميشه بسيار آسانتر از ساختن است. تقابل ايندو را حنگ غير متوازن می نامند. اگر صد نفر صد سال زحمت بکشند و يک بنای ارزشمند و يا بنگاه اقتصادی سودآور را بيافرينند، فقط دو سه نفر کافی است که ظرف جند ماه همه آن دست آورد ها را به باد دهند. يکی از چالش های سازماندهی سياسی پاسخ به اين مشکل است. در يک سازمان سياسی گاهی تنها يک نفر می تواند جلوی پيشرفت کارها را بگيرد. همين مسئله در حوزه اخلاق و فرهنگ سياسی و انباشت سرمايه اجتماعی نيز صادق است. گاهی رفتار يک نفر در يک سازمان کل فرهنگ يک گروه را به قهقرا می کشاند. يک راه دفاع در مقابل اين نوع پديده ها به وجود آمدن فراکسيون های واقعی و يا هسته های حزبی است که بعنوان چند بلوک بزرگ تر نقش پاسداری از دست آوردهای يک سازمان را داشته باشند. توضيح اين مسئله در اين چند جمله نمی گنجد و فقط بعنوان اشاره مطرح شد.
6. يکی از مهمترين دلايل تشکيل فراکسيون ها بوجود آمدن رقابت مثبت برای رشد اجا از طريق جلب افراد جديد است، تا بلکه رشد منفی چند سال گذشته در اتحادجمهوری خواهان متوقف شود، و يا به رشد مثبت تبديل شود. تجربه کنفدارسيون دانشجوئی خارج کشور در زمان شاه و رقابت فشرده گروه های درون کنفدراسيون برای جلب نيرو از افراد خارج آن سازمان بهترين نمونه برای اين درک اين منظور است. بدليل رقابت سياسی، فراکسيون ها انگيزه خواهند داشت که خود را گسترش دهند و مجبور می شوند برای يارگيری به بيرون اجا توجه بيشتری داشته باشند، و بدين وسيله اجا از لاک بسته خود بيرون می آيد. امروز چه جمعيت ميليونی ايرانيان خارج کشور و چه ايرانيان داخل کشور، کاملا" بيرون از افق توجه اجا قرار دارند. رقابت ميان فراکسيون ها برای يارگيری می تواند اين شرايط بسته را بگشايد و برعکس سازد.
مسائل ديگری که قاعدتا" در يک سازمان سياسی مطرح هستند مانند نمايندگی و رهبری، پلاتفرم و .و .در يک سازمان اتحاديه ای مانند اتحادجمهوری خواهان عملا" به کنار گذاشته می شوند. معلوم نيست در شرايط عدم وجود فراکسيون ها معنی رهبری، نمايندگی، اراده سياسی، هويت سياسی، و .. غيره چه می شود.