بن بست سیاست در ایران در گفتگو با رضا فانی یزدی-2


ادوارنيوز

شنبه، 3 آذر 1386

..... .

س- در بن‌بست سیاست در ایران کدام عامل موثرتر است؟ اول سرکوب حکومت، دوم جامعه، ‌تاریخ،‌ فرهنگ و ساختار اقتصادی ایران و سوم ضعف نیروهای تحول خواه؟

ج- کمی پس از پیروزی انقلاب، تسلط یک نگاه امنیتی و بظاهر مکتبی در دستگاه‌های مدیریت کشور موجب آن شد که هر مخالف و دگراندیش از بدنه مدیریت کشور تصفیه شده و نه تنها دگراندیشان سیاسی حذف و مورد پیگرد قرار گیرند که حتی بخش بسیار بزرگی از نیروهای اجتماعی که موضع خنثی نیز داشتند به بهانه غیرمکتبی بودن حذف شوند.

این نگاه تنگ نظرانه موجب آن شد که چندصدهزار نفر از افراد تحصیلکرده،‌ از مدیران و متخصصین گرفته تا رئیس‌ها و استادان دانشگاه‌های کشور یا تن به مهاجرت داده و از کشور خارج شدند و یا در حاشیه جامعه بدون کمترین تاثیری در زندگی اجتماعی قرار گرفتند.

علاوه بر این،‌ سرکوب سیاسی دهه اول انقلاب بویژه پس از درگیری‌های خونین با مجاهدین خلق و جو ترورو قتل عام حاصل از آن بسیاری دیگر از تحصیلکرده‌ها و عمدتا جوانان سکولار را که در گروه‌های سیاسی متعدد عمدتا چپ گرد آمده بودند،‌ را هدف خود قرار داد. بسیاری از نیروها یا قتل عام شدند و یا برای سالهای طولانی در زندانهای سراسر کشور نگهداری شدند و تعداد بسیاری از وحشت سرکوب به خارج گریختند.

خلاء‌حاصل از حضور چنین نیروی کارآمدی در کشور از یک طرف و شدت سرکوب و قتل عام این دهه برای مدت های طولانی از طرف دیگر بخش قابل توجهی از نیروهایی را که در صورت شرایط متعادل تر مشتاقانه در میدان فعالیت‌های سیاسی حضور پیدا می‌کردند را برای سالهای طولانی خانه نشین کرد. شدت این شوک به اندازه‌ای بود که بسیاری از خانواده‌های قربانیان بشدت مخالف فعالیت سیاسی سایر اعضای خانواده بودند و در بسیاری از موارد فرزندان باقی‌مانده و یا تمام خانواده به خارج مهاجرت کردند.

سرکوب مسلما عامل اساسی در ایجاد بن‌بست سیاسی در کشور ما بوده است. اما چنانچه پیشتر توضیح دادم، فقدان پیش‌زمینه‌های گذار برای تحول همانگونه که شما در سوال اشاره کردید نیز نقش جدی در این بن بست ایفا می‌کند.
علاوه بر تمام عوامل ذکر شده،‌ بن‌بست مقابل روی اپوزیسیون بیشتر از آن روست که اپوزیسیون ایران بطور عمده رفتاری واکنشی نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران و مواضع رهبری آن تا کنون اتخاذ کرده است. آلترناتیو دمکراتیک مورد نظر اپوزیسیون صرفا با نقد مواضع رهبری نظام جمهوری اسلامی شکل نمی‌گیرد. آلترناتیوی دمکراتیک باید همزمان با نقد نظام بتواند برنامه‌های دمکراتیک خود را در زمینه‌های بسیار مشخص زندگی مردم تعریف نماید. اکثریت مردم ایران در مقایسه میان دو برنامه سیاسی است که امکان انتخاب خواهند داشت. مردم ایران،‌ از جمله بخش قابل توجهی از حامیان نظام کنونی باید به این نتیجه برسند که با انتخاب زندگی در یک نظام دمکراتیک و سکولار مطمئنا از امکانات بیشتری در تمامی عرصه‌های زندگی اجتماعی برخوردار خواهند بود. بطور یقین می‌توان گفت که تازمانی که اکثریت مردم ما به آینده‌ای بهتر در یک آلترناتیو دمکراتیک یقین حاصل نکنند،‌ اینگونه تحول در کشور ما چشم‌اندازی نخواهد داشت.

بازگشت به قسمت اول مصاحبه (کليک کنيد)