تيره گی روابط ميان افغانستان و پاکستان به سود صلح در منطقه نيست


سيامک سلطانی

سوم تیرماه 87

هفته گذشته در پاريس نشست بزرگی در ارتباط با مسائل افغانستان برگزار گرديد. بنا بر گزارش خبرگزاری باختردر افغانستان، در اين نشست که نزديک به ۶۰ کشور و نيز۱۵ سازمان جهانی در آن شرکت داشتند، تصميم گرفته شد که مبلغ ۲۰ ميليارد دلار به برنامه بازسازی کشور تا سال ۲۰۱۳ ميلادی اختصاص يابد. ناگفته نماند که بخش قابل توجهی از اين مبلغ از مدت ها پيش به دنبال نشست های بن و لندن وعده داده شده بودند ، که تا کنون نيز پرداخت نشده اند. علت اين تاخير را در کجا می توان جستجو نمود؟ در اين رابطه عوامل مختلفی وجود دارند ، در زمره مهمترين آن ها به دونکته می توان اشاره نمود؛ يکی وجود فساد اداری بسيار شديد در افغانستان است و ديگری وجود نيروهای خارجی در خاک اين کشور. تا کنون، بخش بزرگی از کمک های اهدايی به افغانستان، يا صرف هزينه های انواع مختلف نيروهای نظامی مستقر در اين کشور گرديد ه اند و يا اين که در مسير طولانی خود برای پاسخگويی به نيازهای واقعی اين کشور، مورد حيف و ميل قرار گرفته اند و در نتيجه بخش بسيار اندکی از اين کمک ها به مقصد نهايی خود رسيده اند. در نشست اخير پاريس نيز مشکل فساد اداری در افغانستان بخش مهمی از سخنان يان کی مون، دبير کل سازمان ملل متحد، را به خود اختصاص داده بود. نشست پاريس به پايان رسيد ، ولی به نظر نمی رسد که اين نشست نيز به مکانيزم ها و يا راه کارهايی که درحل اين معضل ياری رسان باشند، دست يافته باشد. در اين رابطه به چند مورد می توان اشاره نمود. قبل از هر چيز مکثی خواهم داشت کوتاه بر سخنان حميد کرزای که پس از پايان اين نشست اظهار نمود. وی طی سخنانی شديد الحن پاکستان را تهديد نمود که در صورت ادامه عمليات تهاجمی ازجانب نيروهای طالبان مستقردر خاک پاکستان، افغانستان اقدام به تعقيب طالبان در قلمرو پاکستان خواهد نمود. البته پی آمد اين سخنان از تهديد نيز فراتر رفت و منجر به حمله هوايی جنگند ه های آمريکايی به يک پاسگاه مرزی پاکستان گرديد، که تعدادی کشته و زخمی در ميان نظاميان پاکستان برجای گذاشت، بدون آن که توفيق قابل توجهی در جنگ با طالبان به همراه داشته باشد. پرسش اين است که آيا تشديد تشنج در مرزهای پاکستان و افغانستان و نيز شدت گيری جنگ در داخل خود افغانستان را می توان جزو دست آورد های مثبت نشست پاريس ارزيابی نمود؟ چگونه است که در تمام مناقشات اخير در مناطق مختلف جهان، با برگزاری نشست هايی تلاش می شود که همه نيروهای در گير جنگ را دور يک ميز بنشانند، ولی در افغانستان چنين تلاشی صورت نمی گيرد؟ اگرهراز گاهی نيزخبر هايی در مورد اقدام به مذاکره با "طالبان معقول" به بيرون درز می کند، يا خيلی سريع مورد تکذيب قرارمی گيرد و يا اينکه محدود می شود به تطميع مالی اين يا آن سرکرده گروهی مسلح با هدف خنثی سازی موقت آن گروه. جالب اين است که تا چندی پيش رقابتی اعلام نشده ميان سازمان های اطلاعاتی گوناگون ، پيرامون مذاکره و جذب "طالبان معقول" وجود داشت و از آن جايی که اهداف اين مذاکرات نه برقراری صلح درسراسر افغانستان، بلکه تامين هدف و يا منافع معين اين و يا آن دستگاه اطلاعاتی بود ه اند، موفقيت با دوام و ماندگاری نيز نداشته اند.
در رابطه با پاکستان، اوضاع را بايد به گونه ای ديگر مورد بررسی قرار داد. برای نخستين باردرتاريخ ۶۰ واندی ساله اين کشور يک دولت ائتلافی ازاحزاب اپوزيسيون هدايت کشور را در دست گرفته است. هم اکنون مشکلات بسيار بزرگی در عرصه های مختلف که برخی هم سياسی نيستند، دولت کنونی را در برابر دشواری های بسيار قرار داده اند. چالش بر سر محدود نمودن قدرت پرويز مشرف هم چنان ادامه دارد. حزب مردم پاکستان به رهبری آصف زرداری پيشنهاد ی در ۶۰ ماده به مجلس اين کشور ارائه داده است که بيش از ۹۰ درصد بند های آن هدف هرچه محدودتر نمودن رئيس جمهورو فرمايشی نمودن اين پست را دنبال می کند. تا قبل از ارائه اين پاکت پيشنهادات از جانب حزب مردم، نواز شريف رهبر حزب مسلم ليگ پاکستان(شاخه نواز شريف) تهديد نموده بود که در صورت عدم بازگشت قضاتی که از جانب مشرف از کار قضاوت کنار گذاشته شده اند، ۹ وزير خود را از کابينه خارج خواهد نمود. ولی نواز شريف عاقل تر و زيرک تر از آن است که نداند حزب در قدرت بودن به چه معناست و دوباره در اپوزيسيون قرار گرفتن، يعنی ميدان را برای حزب مردم از يک سو و نيز حزب مسلم ليگ - قائد اعظم، خالی نمودن نتيجه ای جز شکست به دنبال نخواهد داشت. در کنار اين دشواری ها، مشکل کمبود آب و نيز برق را نيز بايد اضافه نمود. در چنين شرايطی دولت پاکستان دراواسط ماه گذشته اقدام به عقد قرارداد صلح با نيرو های طالبان مستقر در اين کشور ، بويژه در مناطق مرزی با افغانستان نمود. اين اقدام پاکستان اعتراض شديد افغانستان، آمريکا و مقامات ناتو را به دنبال داشت. روشن است که دولت پاکستان با اين اقدام قصد آن را دارد که دست کم يکی ازمشکلات خود را برای مدتی، هرچند هم که کوتاه باشد، از دستور کار خارج نمايد. حساسيت اوضاع در پاکستان به حدی است که جامعه سخت نيازمند به تلاش در جهت دوری از مناقشات نظامی و ندادن بهانه به نظاميان درابراز وجود، است. ناگفته نماند که ازآغاز حضور نظامی آمريکا و ناتو در افغانستان، پاکستان در مقام متحد آمريکا در مبارزه با تروريسم، مورد حمايت مالی و تجهيزاتی آمريکا و نيز ناتو قرار داشت. در گزارشات مختلفی که در رابطه با ميزان کمک ها به پاکستان در جنگ با تروريسم انتشار يافته اند ، از رقم ۱۱ ميليارد دلار و حتی بالاتر از آن ياد شده است. در تمام سال های حکومت پرويزمشرف رسم بر آن بود که واحد های ارتش به مناطق آشوب زده در نواحی مرزی با افغانستان اعزام می شدند، و پس ازانجام برخی عمليات پر سرو صدا، بدون توفيق نهايی حتی پايان عمليات را هم اعلام نمی کردند. اکنون اما مذاکرات را هيات بلند پايه ای از جانب دولت پاکستان با وساطت ريش سفيدان منطقه بدون توسل به نيروهای ويژه ارتش، به پيش برده اند. ناگفته نماند که از ماه مارس گذشته بود که مقامات دولت پاکستان به انجام مذاکرات و حل موارد مورد اختلاف در اين مناطق، ابراز تمايل نمودند و در ادامه، گام های عملی و مهم ترازهمه، به شکل علنی در اين رابطه برداشتند. چه بسا که در اين مرحله تلاش های زيادی از جانب مخالفين قرارداد عدم تخاصم بين پاکستان و طالبان، صورت گيرند، وبا انجام تحريکات و عمليات تروريستی، هر يک از طرفين اين قرار داد و يا هردو طرف را به سمت لغو آن سوق دهند؛ اما آن چه که مهم است و ارزشمند، تلاشی است که صورت گرفته و بارقه هايی از اميد به صلح و آرامش را دراين منطقه آفريده است.
آن چه که اکنون در قند هار در جريان است، در اذهان بسياری از ناظران مسائل منطقه ، ياد آور عمليات سال های اخير ارتش پاکستان است. سرو صدای فراوان، کشته شدن بسياری از نيروهای دو طرف، و ازهمه بدتر، فاجعه ای است که قربانيان آن، مردم عادی قند هار و روستاهای اطراف آن هستند. با چنين اوصافی می توان درک نمود که افزايش تشنج ميان افغانستان و پاکستان نتايج زيانباری هم برای جامعه مدنی پاکستان و هم خود افغانستان که عميقا گرفتار جنگ و پی آمد های ناگوار آن است، به همراه خواهد داشت. هنوز خيلی زود است که صحبت از تقسيم قدرت با مخالفين به ميان آيد، ولی آيا دولت افغانستان چنين پتانسيلی را دارد که بتواند حداقل با مخالفين خود، پشت ميز مذاکره بنشيند؟ فقر و فاکت و بيزاری مردم از هرچه جنگ و ويرانی های ناشی ازآن به حدی بالاست که انتظار پاسخ مثبت به اين پرسش به امری همگانی در افغانستان تبديل شده است. در اواخر ماه مه گذشته، يک از راديو های فعال درکابل ، اين پرسش را از شنوندگان خود در شهر کابل طرح نمود : "کدام يک از رژيم های سياسی گذشته و يا کنونی افغانستان را بيش از همه، تامين کننده منافع تان ارزيابی می کنيد؟ " ۹۳٫۲ درصد شنوندگان در پاسخ شان حکومت زنده ياد دکتر نجيب را انتخاب نمودند. ( منبع : http://www.afghanistan.ru/doc/12110.html به تاريخ ۲۰ماه مه ۲۰۰۸) اگر به ياد بياوريم که نخستين بار ايده آشتی ملی در دوران رياست جمهوری دکتر نجيب بود که مطرح گرديد و گام های مشخص برای دستيابی به آن برداشته شد، آن وقت پی به علت واقعی ناستالژی پاسخ دهند ه گان خواهيم برد.