گفتگو در باره مريم فيروز -2

بابک اميرخسروی
شهروند امروز


apr 18, 2008

فعالیتهای مریم فیروز بعد از خروج از ایران و در سالهای مهاجرت چگونه بود؟
در اروپا اینگونه نبود،وقتی مریم و کیانوری به برلین آمدند، کیا چند سالی مغضوب بود و حتی 3 یا 4 سال به دنبال کار معماری در آکادمی معماری برلین رفت.خود مریم هم در آن سالها در جلسات حوزه ها شرکت نمی کرد و بخاطر دارم که او یک گواهی پزشکی هم از دکتر اعصاب گرفته بود مبنی بر اینکه حضور در فضاهای متشنج برای سلامتی او مضر است و به همین دلیل در جلسات حوزه ها شرکت نمی کرد. او در این مدت بیشتر به مطالعات ادبی و فرهنگی و همچنین زبان می پرداخت. مدتی هم در «فدراسیون جهانی زنان دموکرات» فعال بود که بازهم به دلیل دعواهای درون حزبی سمت او را به فرد دیگری دادند. بنابراین در مهاجرت او تقریبا نقشی در فعالیتهای سیاسی نداشت.

خانم فیروز بعد از خروج از ایران غیابا به اعدام محکوم شده این دیدگاه صحیح است؟
بله ما هم در حارج از ایران این مسئله راشنیدیم و خیلی تعجب آور بود چرا که چون در قوانین مدنی ایران حکم اعدام برای زن وجود نداشت. صدور حکم اعدام برای مریم فیروز مغایر قوانین مدنی ایران بود. البته برخی دیگر از اعضای کمیته مرکزی نیز غیابا" به اعدام محکوم شده بودند. تحلیل ما این بود که رژیم شاه برای اینکه مانع از برگشت این افراد شود برای آنها چنین حکمی صادر کرده است که خوب در آن دوران کمترکسی به فکر برگشت، آن هم بصورت علنی به ایران نبود.

خانم فیروز هم زمان همسر دبیر اول حزب توده و عضو هیئت رهبری بوده اند، نظرات و دیدگا های همسرشان تا چه حد در فعالیتها و دیدگاههای سیاسی ایشان تاثیر داشته است؟
در ابتدا باید این توضیح را بدهم که کیانوری شخصیت قوی داشت و در بحث و جدل استاد بود. و معمولا در بحثها طرف مقابل خود را خلع سلاح و عاجز می ساخت . طبری همیشه به شوخی می گفت که آدم در بحث با کیا قانع نمی شود بلکه مجاب می گردد.

بنابر این طبیعی بود که کیانوری این ادم با این خصوصیتهای اخلاقی بر مریم به عنوان رفیق حزبی تاثیر می گذاشت و مریم هم عمدتا در دیدگاههای سیاسی از کیانوری پیروی می کرد. تاکید من بر این است که کیانوری بیش از همسر، رفیق زندگی مریم فیروز بود. مریم از آشنایی با او به مسیر حزب توده ایران درآمد. واگرنه مریم فیروز اساسا فردی فرهنگی و علاقه مند به مسائل مربوط به حقوق زنان بود و نه یک مبارز ایدئولوژیک و حزبی. در خاطرات مریم فیروز هم این حالت اشکار است در بسیاری ازپرسش های سیاسی، یا ابراز بی اطلاعی می کند و یا می گوید که از کیا بپرسید و از دیدگاه او انچه کیا در مورد مسائل ایدئولوژیک مطرح می کرد صحیح بود.
آنچه در خاطرات و اکثر منابع هست نشان از رابطه عاطفی بسیار نزدیک مریم فیروز و کیانوری دارد؟
بله! تردیدی در این نیست که برای کیانوری زندگی بدون مریم معنا نداشت و این دو به واقع عاشق و معشوق بودند. قطعا مریم فیروز در خیلی کارهای سیاسی کیانوری اثر داشته است تصور من این است که مواضع تند کیانوری در ضدیت فراوان با شاه و دستگاه پهلوی تحت تاثیر مریم بوده است. اما انچه من باید با توجه به شناخت فراوانی که در این سالهای دراز و طی گفتگوهای فراوان خصوصی که باایشان داشتم، به شما بگویم این است که: اگر مریم آزاد بود و از نظر فکری و ایدئولوژیک آزاد می اندیشید، هرگز با بسیاری از کارهایی که بعد از انقلاب انجام شد و حزب با آنها موافقت کرد مانند قصاص دیه و حجاب اجباری موافقت نمی کرد.
او به طرز شگفت آوری در خصوص آزادی زنان حساس و متعصب بود. اما به دلیل سیاست حزب، مجبور به دفاع از این مسائل بود یادم هست بعد از انقلاب در دیداری که با او داشتیم همسر من نسبت به اجرای حکم قصاص و عدم مخالفت حزب اعتراض کرد. اما مریم در پی توجیه برآمد و«استدلال» متداول ماکه مسائل رابه «عمده وعیرعمده» تقسیم می کردیم، گفت: که قطع دست عمده نیست عمده مبارزات ضد امپریالیستی است که سرنوشت ساز است! وقتی زن من با عصبانیت وهیجان گفت: این چه حرفی است، برای انسانی که قصاص می شود قطعا مهمترین مسئله قطع عضوی از بدنش است و نه چیز دیگر. مریم از این جواب وحرفی که زده بود، بسیارستپاچه وناراحت شد. و معلوم بود که خود به توجیهی که می کند اعتقادی ندارد.
او بارها در صحبتهای خصوصی از زورگویی های شوروی ها و آلمانی ها و دخالتشان در حزب توده گلایه داشت اما به دلیل دیدگاههای کیانوری وحزب، این مسائل را علنی مطرح نمی ساخت.
شما با توجه به سالهای فراوان اشنایی ، چه خصوصیات اخلاقی را در مریم فیروز دیدید؟
مهمترین خصوصیت اخلاقی مریم فیروز انسانیت و انسان بودن او بود. مریم می توانست نقش بسیار برجسته ای را در فعالیتهای فرهنگی و در دفاع از حقوق زنان ایفا کند اما متاسفانه کانون حزب ودربه دری های ناشی ازآن، چنین امکانی را از وی سلب کرد. او بیشتر ین دوران شاه را در مهاجرت و زندگی مخفی گذراند و بعد از انقلاب نیز زندانی شد و آزارهای فراوانی دید.

مریم از یک خانواده اشرافی بود و در ناز و نعمت پرورش یافته بود. برایم، با خنده، خنده ای که کم ازلبان او دور می شد، تعریف می کرد که مادرش برای اینکه پوست اش لطیف بماند، او را در وان پر از شیر ، حمام می کرد! پدرش فرمانفرما،برای او دایه فرانسوی گرفته بود تا او باآداب ورسوم و تربیت اروپایی باربیاید.
فریدون توللّی درغزل زیبائی اورا همچون:«عروس چمن، مریم تابناک» به تصویر می کشید. من وامثال من درجوانی، درحیرت بودیم که مریم! چگونه از 20 سالگی به تمامی این ناز ونعمت ها پشت پا زده و پیکار درراه محرومان ولگدمال شدگان کشور را انتخاب کرده است.
او سختی های فراوانی را متحمل شد. در زندان همان پوست لطیف او را زیر شلاق گرفتند و تکه تکه کردند. برای این که آزار جسمی را باآزارروحی دوچندان کنند، شلاق را بدست یک نارفیق توده ای سپردند. اما او هیچ گاه تسلیم نشد وتا پایان به باور های خود وفادارماند.
قطعا مریم فیروز همانند هر فعال سیاسی دیگری خطاها و اشتباهاتی داشت اما این اشتباهات فیروز بیشتر منبعث از اشتباهات و مسیر خطاهای حزب توده ایران بودکه در مقاطعی دچار آن شد. لذا مایل نیستم دراین روزهای ماتم،به این مسائل بپردازم. زیرا دوست دارم جوانان امروز و زنان مبارز ایران، در ذهن خود، از مریم فیروز، سیمای یک زن مدافع حقوق زنان وآزادی وبرابری را، که بحق نیزچنین بود، داشته باشند، تا یک فعال سیاسی. یادش گرامی باد.