نامه‌ پرحاشيه‌


اعتماد ملي

20 ارديبهشت 1385

نامه‌نگاري‌ به‌ بوش‌ در چنين‌ مقطع‌ حساسي‌ كه‌ پرونده‌ ايران‌ در شوراي‌ امنيت‌ مطرح‌ است‌ آيا پيامي‌ غير از اين‌ دارد كه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ هژموني‌ ايالات‌ متحده‌ را در معادلات‌ جهاني‌ پذيرفته‌ كه‌ صرفا بوش‌ را براي‌ حل‌ مسائل‌ جهاني‌ شايسته‌ خطاب‌ مي‌داند؟ و اساسا چرا اين‌ نامه‌ خطاب‌ به‌ شوراي‌ امنيت‌ نوشته‌ نشد؟ هرچند بر اين‌ باوريم‌ كه‌ هيچ‌ فرصتي‌ را براي‌ دوري‌ از مناقشه‌ و تامين‌ منافع‌ ملي‌ نبايد از دست‌ داد اما يادآوري‌ واكنش‌هاي‌ اصولگرايان‌ داخلي‌ به‌ مصاحبه‌ سيدمحمد خاتمي‌ با شبكه‌ خبري‌ سي‌ان‌ان‌ كه‌ خطابش‌ "ملت‌" آمريكا بود را در اين‌ مقطع‌ خالي‌ از فايده‌ نمي‌دانيم‌.

پيش‌بيني‌ اين‌ نكته‌ كه‌ نامه‌ احمدي‌نژاد به‌ بوش‌ هيچ‌ تاثير مثبت‌ ديپلماتيكي‌ نخواهد داشت‌ ناممكن‌ نبود.
هرچند اصل‌ نامه‌نگاري‌ احمدي‌نژاد به‌ بوش‌ ابتكاري‌ جالب‌ توجه‌ در عرصه‌ ديپلماسي‌ به‌ شمار مي‌آمد اما مرور و تحليل‌ مواضع‌ و سخنراني‌هاي‌ احمدي‌نژاد، باور اين‌ نكته‌ كه‌ نامه‌اش‌ راهي‌ براي‌ گره‌گشايي‌ از مسائل‌ في‌مابين‌ مي‌گشايد را ناممكن‌ مي‌ساخت‌.
با اين‌ وصف‌ اين‌ پرسش‌ مطرح‌ مي‌شود كه‌ نامه‌نگاري‌ مذكور با چه‌ انگيزه‌، از چه‌ موضعي‌ و براي‌ دستيابي‌ به‌ كدام‌ هدف‌ و منافعي‌ به‌ رشته‌ تحرير درآمده‌ است؟
مضمون‌ نامه‌ منتشرشده‌، نشان‌ مي‌دهد كه‌ رئيس‌جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ از جايگاه‌ يك‌ منجي‌ براي‌ جهان‌ پرهياهوي‌ معاصر و يك‌ مقام‌ مذهبي‌ با بوش‌ سخن‌ رانده‌ است‌.
حال‌ بايد پرسيد جناب‌ رئيس‌جمهوري‌ كه‌ تا پيش‌ از اين‌ غيرمتعارف‌ترين‌ ادبيات‌ ديپلماتيك‌ را در مواجهه‌ با برخي‌ كشورها به‌ كار گرفته‌، براساس‌ چه‌ تحليل‌ و استدلالي‌ به‌ اين‌ باور رسيده‌ كه‌ چنانچه‌ از جايگاه‌ يك‌ مقام‌ مذهبي‌ و معنوي‌ با فردي‌ همچون‌ بوش‌ نامه‌نگاري‌ كند قادر خواهد بود او را دچار استحاله‌ سياسي‌ و عقيدتي‌ نمايد؟!
نكته‌ ديگر آن‌ كه‌ نامه‌نگاري‌ به‌ بوش‌ در چنين‌ مقطع‌ حساسي‌ كه‌ پرونده‌ ايران‌ در شوراي‌ امنيت‌ مطرح‌ است‌ آيا پيامي‌ غير از اين‌ دارد كه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ هژموني‌ ايالات‌ متحده‌ را در معادلات‌ جهاني‌ پذيرفته‌ كه‌ صرفا بوش‌ را براي‌ حل‌ مسائل‌ جهاني‌ شايسته‌ خطاب‌ مي‌داند؟ و اساسا چرا اين‌ نامه‌ خطاب‌ به‌ شوراي‌ امنيت‌ نوشته‌ نشد؟
هرچند بر اين‌ باوريم‌ كه‌ هيچ‌ فرصتي‌ را براي‌ دوري‌ از مناقشه‌ و تامين‌ منافع‌ ملي‌ نبايد از دست‌ داد اما يادآوري‌ واكنش‌هاي‌ اصولگرايان‌ داخلي‌ به‌ مصاحبه‌ سيدمحمد خاتمي‌ با شبكه‌ خبري‌ سي‌ان‌ان‌ كه‌ خطابش‌ "ملت‌" آمريكا بود را در اين‌ مقطع‌ خالي‌ از فايده‌ نمي‌دانيم‌.
مصاحبه‌ خاتمي‌ با سي‌ان‌ان‌ در مقطعي‌ كه‌ اعتبار جهاني‌ جمهوري‌ اسلامي‌ بازسازي‌ شده‌ بود و در موقعيت‌ بسيار برتر و متفاوت‌ از آنچه‌ اكنون‌ در آن‌ قرار داريم‌، از سوي‌ همفكران‌ جناب‌ احمدي‌نژاد با نكوهش‌ و مخالفت‌ مواجه‌ شد. فرصتي‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ مي‌توانست‌ گره‌گشا باشد با چنان‌ هجمه‌اي‌ روبه‌رو شد كه‌ حتي‌ خاتمي‌ را از حضور در عكس‌دسته‌جمعي‌ سران‌ كشورها در سازمان‌ ملل‌ برحذر داشت‌ مبادا كه‌ غائله‌ سياسي‌ در كشور برپا شود، اما اكنون‌ كه‌ ايران‌ در معادلات‌ ديپلماتيك‌ در موقعيتي‌ به‌ مراتب‌ ضعيف‌تر قرار دارد به‌ رئيس‌جمهوري‌ ايالات‌ متحده‌ نامه‌ مي‌نويسيم‌ و او را دعوت‌ به‌ همكاري‌ براي‌ حل‌ مشكلات‌ جهاني‌ مي‌كنيم‌! به‌راستي‌ اين‌ نامه‌ با چه‌ هدفي‌ نوشته‌ شد؟
آيا به‌منظور فتح‌بابي‌ براي‌ مكاتبات‌ بعدي‌، با حال‌ و هوايي‌ متفاوت‌ از پندهاي‌ اخلاقي‌ و اندرزهاي‌ معنوي‌ به‌ رشته‌ تحرير درآمده‌؟ اگر چنين‌ باشد، آيا واكنش‌ سرد مقام‌هاي‌ كاخ‌سفيد به‌ نامه‌اي‌ كه‌ آن‌ را "فلسفي‌ - مذهبي‌" و البته‌ بي‌پاسخ‌ اعلام‌ كرده‌اند، خطاي‌ محاسباتي‌ و تحليلي‌ جناب‌ احمدي‌نژاد و مشاورانشان‌ نبود؟
منبع: روزنا