بازی نامها
سید رضا جعفریان
19.04.2009
از خبرنامه امیر کبیر
«به واگنچی، ساربان نمی توان گفت و تلگراف را پروانه و برید، نمیتوان نامید.»
- این نقل قولی است از روزنامه صور اسرافیل که آجودانی در کتاب” مشروطه ایرانی” بیان نموده تا تفهیم نماید، تغییر در جامعه دو لازمه دارد درک کامل واژه و تغییر ذهن استبدادزده، وفقط برگردان آنها به یک واژه محلی کفایت نمی کند! به تعبیر تقی زاده “راه استیذان حق فقط وضع قانون نیست”. از صد سال پیش تا به امروز اکثریت فعالین و آزادی خواهان ایران توجهی به شرط مطرح شده نکردند و نتیجه آن شد که در مشروطه از قحطی تا فلک شدن بازاریان تهران، معلول نبوده عدالت خانه گردید و تاریخ آن نیز به ذکر حسن وقبح نامها محدود ماند؛ جالب است که عین این معادله در سایر بزنگاه های تاریخی ایران نظیر ملی شدن صنعت نفت و….. نیز رخ داد و همه غافل بودند که درد صعب العلاج ما در ذهن است ونه عین ؛ این مهم در کنار تقویت اندیشه اسطوره ای” نیاز به قهرمان در حل مشکلات” موجب دگرگونی مفهوم و کارکرد بسیاری از نهادهای مدرنی شد که در صد سال اخیر تاسیس گشتند و هنوز ما را اندر خم یک پیچ ونه حتی کوچه نگه داشته است.
دوازده سال پیش در چنین روزهایی مردم می گفتند سیدی آمده: روشن فکر، مظلوم، آرام و متین که در دوره وزارتش چنان بوده و فعلا رئیس کتابخانه می باشد و حتما می تواند موجب گردد که ندای اسرافیل ما اینبار به خاموشی نگراید؛ آری یک فرایند مدرن (انتخابات) باز هم برای ما محدود به یک نام شد و هیچ کس نپرسید اصلاحات جامعه مدنی و ایرانی برای همه ایرانیان، شامل چه چیزهایی است. تصور می شد، رای می دهیم، رئیس جمهور می شود، سپس مجلسی برایش آذین می نماییم، قانون وضع می گردد و مشکلاتمان حل خواهد شد؛ در آن مقطع هیچ کس توجه نکرد که رئیس جمهور نفر دوم می باشد و مجلس هر چند می گویند در راس امور قرار دارد اما رسیدن به راس، ملزم به فتح رشته کوه هایی صعب العبور می باشد که بسیار از هیمالیا و فتح آن سخت تر است. آن وقایع تمام گردید و خواسته های وی نیز محکوم به شکست و عجیب آن که از همین حربه اخیر نیز کسی خیال آن ندارد که پندی آموزد. هر چند به یمن دوم خرداد اهمیت تحزب درک شد. شاید بگوئید این تنها روش تغییر آرام امور می باشد و آیا تو راه بهتری سراغ می داری؟….. دانشجو؟!
- خیر من فرمول کلاسه بندی شده ای نمی دانم، چرا که راه حل در ذهن شماست ونه این سطوری که من می نگارم؛ درهمین انتخابات پیشروکه اکثریت اصلاح طلبان دنبال فردی را گرفتند، بدون آنکه از وی نظری بخواهند [چقدر دموکراتیک !]- وی نیز پس از ماهها معطلی حضورش را پیوند به نام دیگری زند بی توجه به آنکه آیا فراخوان دهندگان، آن نام را به مهمانی دعوت نموده اند ! به واقع هیچ پلانی و برنامه ای برای بهبود اوضاع ترسیم نگردید و حتی تجربه نزدیک نیز نقد عملیاتی نگشت. – این معضل حاکم می باشد.
بدین خاطر علاقمندان به سیاستمداری، ورود به بازی را بسیار فراخ تر از هر کاری می پندارند و به راحتی به زعم خود رجل سیاسی می شوند!
حقوقدانان، قانون را وسیله ای برای برقراری تثبیت نظم اجتماعی می دانند که در بطن خود تلاشی برای ایجاد یک تغییر می باشد. اما بین وضع آن و قابلیت اجرایش هیچ ملازمه ای نیست، یعنی اجرا وابسته به دو متغیر متفاوت است: ۱- منطق درونی قانون (انسجام، صراحت،مبهم نبودن و نگارش ساده اما حقوقی آن ) ۲- اصل تناسب اجتماعی (رابطه قانون با جامعه ، عرف ،خصوصیات مردم و مقتضیات زمان ) جملات ذکر شده مبین این امرند که برگزاری انتخابات به زعم برخی معنی دموکراسی نیست و شرکت در آن تعبیرش استیذان حق حضور موثر در جامعه نمی باشد. به واقع اینها خطوطی موازی می باشد که هیچ گاه نه متقاطع می شود و نه حتی منطبق؛ چرا که در فاصله میان آنها دو متغیر انسان و برنامه شامل بر اجرا وجود می دارد.
بگذریم ازین معضل که شرکت در انتخابات برای برخی مان تکلیف است ونه حق !؟ این خطوط را بدان جهت به زیور طبع شما خوانندگان نیالاندم که حضور در انتخابات ۲۲ خرداد را تقبیح نمایم، بلکه مراد من نقد فرایند جاری این چند ماه اخیرمی باشد؛ پوپولیسم که پس از دولت نهم به شدت در ایران رواج یافته تر شده، بیداد می کند و حتی اصلاح طلبی که بیان می نماید در فرایندی حزبی آمده بر آن دامن می زند و آن یکی نیز که پس از ۲۰ سال مهر لب گشوده، اساسا فضا را برای طرح شعارهایی عجیب و بدون تبیین برنامه ها و ابزارهای اجرایی آن مناسب می بیند و هر دوی آنها باز هم ما را به سمت غرق شدن در همان گرداب کهن پیش می برند. این معادله به تعبیر من حل نخواهد شد؛ مگر آنکه بپذیریم در مواجهه با انتخابات باید بپرسیم: ۱- حد تحقق حق ما کجاست ۲- گروه مدعی برای ایفای حق چه کسانی هستند، چه ابزارهایی دارند، سابقه شان چیست و ما چگونه می توانیم آنها را یاری دهیم ۳- برنامه آنها چه می باشد و تیم اجرائی، مشتمل بر چه کسانی است ۴- فرد مطرح شده از جانب آنها برای مدیریت این فرایند چه کسی می باشد و آیا روحیه جمع پذیری دارد [اساسا دموکراسی را باور دارد].
- اصلاح طلبان نیز در صورت پذیرش مفروضات بالا به این مهم فائق خواهند آمد که برای پیروزی و موفقیت در پس آن، نیاز به ید اهورایی یک تن نیست بلکه: ۱- نیاز به اجماع تمامی نیروهای متخصص و هم عقیده ۲- تنظیم برنامه ای منسجم وعملیاتی ۳- معرفی فردی که توانایی اعتمادآفرینی بین مردم را داشته باشد.
البته در شرایط فعلی که متاسفانه تاکنون به هیچ یک از این مهمات توجه نگردیده، بهتر آنست که تا پیش از ثبت نام، برنامه ها اعلام شود وتیم ها مشخص باشند و پس از اعلام نظر شورای نگهبان، قبل از آنکه منتظر دو مرحله ای شدن انتخابات باشند؛ شرط سوم با توجه به اقبال مردم به برنامه ها و نظر نخبگان تحقق یابداما اینها هیچ یک نباید مانع از آن باشد که تلاش ما برای عدم ادامه وضعیت حاکم بر این چهار سال تحلیل رود.