مصاحبه با اکبرمهدی


سايت جمهوری

25.10.07

1/ آيا تحريم اقتصادی و فشارهای بين المللی و خطرات وقوع جنگ تاثيری بر انتخابات مجلس پيش رو خواهد داشت؟

تحریم اقتصادی اگر در حد محدود باشد، چنانكه امروز دولت بوش تعداد جدیدی از این تحریم ها را نسبت به
پاسداران، چند بانك وابسته به نهادهای نظامی-امنیتی، و تعدادی از شخصیت های نظامی اعلام كرد، تاثیر شكننده ای بر انتخابات نخواهد داشت۔ اگر این تحریم ها از حد حوزه نظامی به منابع اقتصادی كشور گسترش داده شود و دولت ایران را با مشكلات شدید اقتصادی در سطح داخلی و خارجی مواجه كند، در آنصورت احتمال این هست كه شرایط اضطراری اعلام شده و تمهیداتی در محدود كردن بیشتر نیروهای شركت كننده در انتخابات بوجود بیاید۔ حتی در این حالت هم فكر نمی كنم جمهوری اسلامی انتخابات را تعطیل كند۔ باید توجه داشت كه از ابتدای تاسیس جمهوری اسلامی تاكنون هیچ انتخاباتی تعطیل نشده است۔ از آنجا كه این دولت تاكنون در كنترل انتخابات كمابیش موفق بوده است، اجباری به تعطیل كردن آنها ندیده است۔ تعطیلی انتخابات توسط دولت های غیر دموكراتیك یا ناشی از مشكلات عملی واقعی است و یا از ترس احتمال نتیجه غیرقابل قبول برای حاكمیت۔

مساله جنگ، امری است متفاوت۔ اگر حمله ای به ایران بشود، احتمال اعلان شرایط اضطراری از نوع حكومت نظامی وجود دارد و در آنصورت بعید نیست كه انتخابات یا اصلا انجام نگیرد ویا اینكه از شكل متعارف آن خارج شود۔

باید اضافه كنم كه انتخابات آینده، مثل بسیاری دیگر از انتخابات در جمهوری اسلامی، ویژگی های جدیدی را بهمراه خواهد داشت۔ شاید این اولین باری است كه دولتی یكدست انتخابات را كنترل كرده و با رقبای جدی و غیرقابل شكستی مواجه نیست۔ اصلاح طلبان امكانات سازماندهی خود را تا حد زیادی از دست داده و حتی در صورت ایجاد یك اتحاد گسترده باید منتظر تیغ تیز شورای نگهبان و محدودیت ها و دخالت های وزارت كشور در انتخابات باشند۔ بیشترین تاثیری كه اصلاح طلبان میتوانند بر انتخابات آینده مجلس داشته باشند بر رفتار و پندار رای دهندگان است۔ فضای سیاسی حاكم بر داخل و خارج از كشور بگونه ایست كه نیروهای اصولگرا را، با همه مشكلاتی كه دارند، در موقعیت بهتری برای كنار زدن رقبای خود قرار داده است۔ البته، نتیجه انتخابات و رفتار و واكنش مردم به انتخابات امر دیگری است كه برای دولت كمتر قابل پیش بینی و كنترل است۔


2/ با توجه به نزديک شدن انتخابات در داخل کشور و در ميان اپوزيسيون خارج از کشور حرکتی ديده نمی شود.علت آن را چه می بينيد؟

به نظر من مشكل مخالفان جمهوری اسلامی، كمتر بی عملی، و بیشتر تفرقه و پراكندگی و ناهم اندیشی و ناهمرفتاری است۔ فضای سیاسی حاكم بر مخالفان جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری به نفع جمهوری اسلامی قطبی شده است۔ و در فراهم آوردن چنین فضایی، نمیتوان شرایط بین المللی و زیركی دولت احمدی نژاد را نادیده گرفت۔ از طرفی، عملكرد غلط امریكا درخاورمیانه، سوء استفاده از واژگان دموكراسی و حقوق بشر برای پرده پوشی بر اشتباهات و اهداف سیاسی خود درمنطقه، و تعیین بودجه ای برای براندازی رژیم بهانه خوبی بدست جمهوری اسلامی داده است كه بتواند منتقدان خود را در زمینه نقض حقوق بشر به طرح های آمریكا متصل كرده و بهمین بهانه آنها را سركوب كند۔ از طرف دیگر، مخالفت شدید با سیاست های آمریكا و تهدید ایران به حمله نظامی بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی را به دفاع از آن به عنوان مدافع منافع ایران واداشته است۔

یكی از موفقیت های غیرقابل پیش بینی احمدی نژاد توانایی وی در تعیین گفتمان حاكم بر جامعه و تحمیل آن به مخالفان داخلی و خارجی بوده است۔ او با مهارتی غیرقابل تصور توانست با سرعت سوار اسب توسعه انرژی هسته شده و یكه تاز میدان سیاست داخلی و خارجی گردد۔ بیشك در این یكه تازی از هرنوع شلاق و خدعه و نیرنگی كه لازم بوده است سود جسته است۔ از نظر سیاسی برای احمدی نژاد این مهم نیست كه او چگونه توانسته است بحث انرژی هسته ای را به یك امری ملی تبدیل كرده و مخالفان سیاسی خود را با لبه تیز این گفتمان دو تكه كند۔ برای او مهم اینست كه او موفق شده است این گفتمان را به گفتمانی مسلط (هژمونیك) تبدیل كرده و عملا مخالفان خود را دوشقه كرده و آنها را روبروی هم قرار دهد۔ امروز شما با شرایطی مواجه هستید كه از منتقدان نقض حقوق بشر در ایران به عنوان "وابستگان و واسطه های امپراطوری آمریكا،" "عمله های امپریالیسم،" و افرادی با "ذهنیت استعماری" یاد میشود۔ گویا آقای بوش و احمدی نژاد هر دو موفق شده اند كه مخالفان خود را در مقابل انتخابی غیرشكننده قرار دهند: "یا شما با من هستید یا با تروریست ها۔"