مصاحبه با مليحه محمدی
آيا تحريم اقتصادی و فشارهای بين المللی و خطرات وقوع جنگ تاثيری بر انتخابات مجلس پيش رو خواهد داشت؟
واقعیت این است که خطر وقوع جنگ، در افکار عمومی ایران ـ صرف نظر ازنوع مواجهه حاکمیت با آن ـ جای مهمی را اشغال نکرده است؛ و از همین جهت نمی تواند بازتاب مستقیمی در نحوه رویکرد مردم به انتخابات ایجاد کند. الا اینکه این نگرانی در عمل دلایل عینی بیابد. مثلاً حمله محدود آمریکایی ها به برخی مراکز در ایران، در همین دوران قبل از انتخابات.
در آنصورت باید دید که اساساً موضوع انتخابات در موعد مقرر به قوت خود باقی می ماند یا خیر. این درست است که جمهوری اسلامی، حتا در شرایط جنگ با عراق انتخابات را تعطیل نکرد. اما ویژگی شرایط مورد بحث، گذشته از ابعاد غیر قابل قیاس جبهه دشمن با گذشته، وجود جناح های جدی رقیب در درون یا پیرامون حاکمیت است که در دوران جنگ با عراق، به هیچ وجه ابعاد قابل بحث فعلی را نداشت. و بعید نخواهد بود که در چنین شرایطی، دولت فعلی که کنترل نیروی نظامی را در دست دارد، به بهانه خصوصیت اوضاع، مانع برگزاری انتخابات شود. اما من ورود آمریکا را با توجه به نمونه هرروز فجیع تر عراق و حتا افغانستان، به چنین عرصه ای بعید می دانم.
تحریم اقتصادی هم تقریباً همواره بعد از انقلاب، کم و بیش وجود داشته است، اما بر بستر درآمد هر روزفزاینده ِ نفت، سرشکن شده است. یکی از کانال های هزینه درآمد سرشار نفت، در دوران بعد از انقلاب خرید کالاهای ممنوع الصدور به ایران بود از طریق بازارهای واسطه و با قیمت های سرسام آور. به نوعی که مردم ایران فشارهای اقتصادی عجیب و غریبی را که قاعدتاً باید حاصل تحریمها می بود، احساس نکردند. و گرانی کالاها و نارسایی خدمات را نه از جهت اتخاذ سیاستهای خارجی جمهوری اسلامی، بلکه بر بستر انواع نارسایی های دیگر، مثلاً بی درایتی دولت ها ارزیابی کردند. اما اگر تحریمها به عرصه های تازه تری وارد شود، به نوعی که زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار بدهد، طبیعتاً امواج نارضایتی اجتماعی را، به سمت حاکمیت، و در بحث ما، متوجه دولت احمدی نژاد خواهد کرد. و این نیز تنها موقعیت هواداران طیف دولت را به ویژه بر بستر وعده های اقتصادی آن، خرابتر می کند نه اینکه کیفیت بسیار جدیدی را در رابطه دولت ملت بیافریند. این دولت با توجه به افزایش قیمتها و فشارهای اقتصادی، در مجموع آسیب پذیر شده است.
یعنی انتخابات آینده به هرحال ، انتخاباتی، در جهت روی کار آوردن رقبای اصولگرایان خواهد بود. مگر اینکه این جبهه تمهید تازه ای بیاندیشد! نظیر انتخابات دوره قبل که جمعیتی ناگهان با عنوان "آباد گران" برآمد کرد، و دور را ظاهراً از دست اصولگرایان شناخته شده و در واقع از دست اصلاح طلبان خارج کرد و به قول اصلاح طلبان ، اصولگرایان با چراغهای خاموش حرکت کردند. اما اینکه این فضای موجود، یعنی رعب تحریم اقتصادی و خطر جنگی که ما می بینیم، فضای انتخابات را دچار خفقان و شرایطی سخت تر یا حتا مانند انتخابات مجلس هشتم بکند، این را هم من بعید می دانم؛ و فراتر از آن تصور می کنم سیاست پنهانی سعی در هر چه رودرو قرار دادن جامعه روشنفکری با دولت حاضر دارد؛ به نوعی که سقوط هواداران او در مجلس آتی و از آن راه در دولت آینده هر چه حتمی تر باشد!
با توجه به نزديک شدن انتخابات در داخل کشور و در ميان اپوزيسيون خارج از کشور حرکتی ديده نمی شود.علت آن را چه می بينيد؟
این اختلاف برخورد ها و اختلاف ارزیابی، میان داخل و خارج تازگی ندارد. در شرایط فعلی تلاش دولت حاضر در عرصه های گوناگون متوجه از میدان خارج کردن و بگیر و ببند نیروهایی است که گمان می کند در انتخابات آینده در مقابل او هستند.ـ با احتمال همان راهبر های خاص و جهت داری که در بالا گفتم ـ از بستن روزنامه ها تا دستگیری افراد مؤثر جناح رقیب، همه برای آماده کردن فضای انتخابات به نفع خودی هاست. اما مشکل اینجاست که فضای سیاسی در ایران، دیگر به هیچوجه اختناق های مطلق و یکپارچه گذشته را برنمی دارد. و دولت فعلی در منظر جامعه همانی خواهد شد که به وعده های اقتصادی خود عمل نکرد و فضای جامعه را نیز به لحاظ سیاسی و اجتماعی مختنق کرد. صرف نظر از این استراتژی غلط مبارزاتی، اما عرصه مبارزه را او درست تشخیص داده است. در ایران امکان جابجایی ناگهانی، دیگر خوشبختانه موجود نیست و تنها عرصه برای ایجاد تغییرات سیاسی، از خیر و شر، دست به دست شدن قدرت است حتا در همین عرصه های محدود. تأثیر انتخابات را اینک هم مردم ایران و هم حکومت آن، در عرصه اجتماع و سیاست خوب فهمیده اند. اما اینجا در خارج کشور که ایران مسئله ای برای حل کردن است، نه محیطی برای کار و زندگی، خوب اینطور است که هر کس بدنبال راه حل خودش است. دوم خرداد هم همین بود. جماعت گفتند غافلگیر شدیم. بعد بنا را بر آن گذاشتند که دیگر غافلگیر نشوند و در انتخابات های بعدی بار اول تحریم نکردند و در دوره های بعد با احتیاط موضع گرفتند و امروز هم که از آن جو گرفتگی! ـ به قول بچه های امروز ایران ـ زمان قابل توجهی گذشته است، آن ندامت ِ بعد از غافلگیری، و برخورد محتاطانه و سنجیده و ایضاً بررسی احتمالات گوناگون را دیگر ضرور نمی بینند و برگشته اند به همان آرزوی حل یکباره مسئله، که خودش اینقدر درگیری دارد که وقتی برای اندیشیدن به مبارزه میدانی در ایران باقی نگذارد.