مصاحبه با مسعود آذری
آيا تحريم اقتصادی و فشارهای بين المللی و خطرات وقوع جنگ تاثيری بر انتخابات مجلس پيش رو خواهد داشت؟
تشخِص اينکه افکار عمومی مردم ايران در حال حاضر دارای چه مختصاتی است می تواند پاسخگوی بخشی از سئوال شما مبنی بر انتخابات مجلس آتی باشد.
يکی از مشکلات اغلب جريانهای سياسی ؛ چه در داخل و چه در خارج از کشور؛ منوط به همين مسئله مرکزيست و آن عدم توانايی در سنجش درجه و عمق عملکرد بلقوه و بلفعل مردم و يا تحليل رفتار انتخابی مردم است.
مثال روشن آن نتيجه انتخابات دوره های گذشته مجلس و رياست جمهوريست.
داشتن اين " تصور" يا آن " گمان " در مورد وضع آتی يک نکته است و " دانستن " آن نکته ای ديگر.
بر اين مبنا به باور من هرگونه پيشگويی نسبت به سير حوادث آتی با توجه به تحريم های اقتصادی و خطر حمله نظامی امريست صرفا" ذهنی و سناريوسازی در اينمورد تنها عمری کوتاه تر از حباب خواهد داشت.
ناگفته نماند که تحريمهای هوشمندانه وبويژه غير هوشمندانه در جهان امروزی تنها و تنها به افزايش صعودی تورم در کشور مفروض ، فشارکمرشکن اقتصادی بر کم درآمدترين شهروندان و تثبيت دوام ديکتاتورها عمل می کنند ! مثال کره شمالی، کوبا ؛ عراق و..... گواه روشنی بر اين ادعاست.
اين نکته را نيز نبايد از نظر دور داشت که در صورت تشديد فشار، اعم از اقتصادی و نظامی، وزن سياسی اقتدارگرايان افزاِيش يافته و در سنگر اصلاح طلبان نيز نارنجک تفرقه خواهد افتاد.
با توجه به نزديک شدن انتخابات در داخل کشور و در ميان اپوزيسيون خارج از کشور حرکتی ديده نمی شود.علت آن را چه می بينيد؟
اين سئوال دو بخش متفاوت را شامل می شود.
ابتدا داخل کشور؛ به استنباط من در داخل کشور نيروهای وابسته به اصلاح طلبان از عدم توافق بر سر حضور يک کانديدای واحد رياست جمهوری در دوره قبل می بايست تجربه گرانقدری را حاصل کرده باشند و در ايندوره با محاسبات واقع بينانه تری وارد مبارزه انتخاباتی شوند.
هر چند نشانه های چنين راهبردی را هنوز شاهد نيستيم اما میتواند چنين گزينه ای پس از اعلام نظر شورای نگهبان مبنی بر صلاحيت کانديداها! عملی شود.
همين نکته در مورد صف اقتدارگرايان ، اصول گرايان و مصلحت انديشان نيز صدق دارد با اين تفاوت که آنها با فيلتر شورای نگهبان مواجه نخواهند بود.
اين را نيز بايد تاکيد کرد که در صف محافظه کاران دامنه اختلافات بسيار عميق تر و ژرف تر از گذشته شده و تنها راه برون رفت از آن در کوتاه مدت دخالت خامنه ای و تاکيد او مبنی بر شرايط ويژه کشور، منجمله خطر حمله نظامی، دور از انتظار نيست.
و اما در مورد خارج کشور؛
به نظر من "سردرگمی"، " بی عملی" و يا "کم کاری" نيروهای اپوزيسيون خارج کشور را نبايد صرفا" در مورد انتخابات آتی نگاه کرد. بيش از دو دهه با اين رنج عظيم "چه بايد کرد" تمامی احزاب و گروههای سياسی مواجه بوده اند. و تا کنون نيز عليرغم تلاشهای بسيار راه چاره ای را بر آن نيافته اند.
به باور من نکته مرکزی برای تمامی نحله های سياسی گوناگون در خارج کشور يافتن حلقه گمشده ايست که آنها را به چنين "روکود" و " بی عملی" کشانده.
برخی تصور می کنند مادام که حداقل آزاديهای سياسی در زمينه حضور احزاب در ايران موجود نباشد امکان عملی حضور فعال سياسی در ايران نيز منتفی ست.
گروهی بر عدم توافق مابين اپوزيسيون خارج کشور تاکيد داشته و آنرا بزرگترين مانع تاثير گذاری بر تحولات سياسی داخل ارزيابی میکنند.
هرچند در اين دو نگاه حقايقی زمينی نهفته است اما حلقه گمشده را هنوز نمی جويد!
به اعتقاد من نيروهای سياسی، منجمله اتحاد جمهوريخواهان ايران می بايست بحث تحقيقی دامنه داری را مبنی بر جايگاه خود در داخل و خارج از کشور داشته باشد. اگر ما می خواهيم تنها مفسر سياسی از اوضاع و احوال کشور برای ارگان ها و نهاد های بين المللی باشيم، خوب اين سازو کار ويژه خود را می طلبد. برای مثال فعاليتی که هم اکنون آقای اکبر گنجی به خوبی آنرا به پيش می برد.
و يا ما می خواهيم "روابط بين الملل" يک جريان عملا" موجود در ايران باشيم، که اين هم ساز و کار ويژه خود را طلب می کند.
و یا آرزو داريم با حمايت بين المللی گروهی از سرشناسان اپوزيسيون و يا اجا را به ايران بفرستيم.
تا زمانی که اپوزيسيون خارج کشور بويژه اجا بدين سئوال مرکزی پاسخی نيابد، ريزش فزاينده نيروها و کادرها گريزناپذيرند.
" قطره درياست اگر با درياست ، ورنه او قطره و دريا درياست. "
با احترام: م. آذری