مصاحبه با فرزانه عظيمی


سايت جمهوری

آيا تحريم اقتصادی و فشارهای بين المللی و خطرات وقوع جنگ تاثيری بر انتخابات مجلس پيش رو خواهد داشت؟

در شرایط امروز که جهانی شدن دیگر نه یک ایده، بلکه واقعیت جاری است، طبیعی است که هیچ دولتی نمی تواند نسبت به تحولاتی که در اطرافش می گذرد، بی تفاوت بوده و تحولات درونی آن نیز از این مسائل تاثیر نپذیرد. قطعا هر تهدید یا تصمیمی از جمله تحریم های اقتصادی در مورد کشور ما نیز، بخصوص در شرایطی که ایران به موضوع بحث شورای امنیت سازمان ملل تبدیل شده و بحران بر سر برنامه اتمی آن امروزه یک بحران بین المللی است، تاثیر مستقیم بر روند های داخلی کشور از جمله انتخابات آتی دارد.
گسترش دامنه تحریم ها که نتیجه ای جز گرانی و فشار به اکثریت مردم ندارد، طبیعتا" در شرکت آنها در انتخابات آتی نیز تاثیر می گذارد. اما این تاثیر در مورد مسائلی مثل تحریم ها الزاما مستقیم نیست، و واکنش در برابر آن هم الزاما متوجه کسانی که نقشی درگسترش این تحریم ها دارند، نمی باشد؛ بلکه این تحریم ها می تواند فضائی ایجاد کند که بر بستر آن تبلیغات پوپولیستی امثال احمدی نژاد نیز زمینه پذیرش پیدا کرده و فضای ناشی از آن در خدمت کسانی قرار گیرد که می خواهند در واقع امر انتخابی صورت نگیرد و فقط مجلسی مطیع دست و پا کنند.
پیش بینی این امر که خطر جنگ تا چه حد واقعی است، به نظر من امری مشکل است. کسانی که دست بالا را در ایجاد فضای جنگی دارند، منافع خود را بدون توجه به افکار و منافع عمومی دنبال کرده و این منافع را به لباس دمکراسی و وطن پرستی هم می آرایند. تجربه نشان داده است که علیرغم مخالفت جامعه جهانی با حمله آمریکا به عراق، آمریکا به عراق حمله کرد و دولت بوش، هنوز که هنوز است در صدد توجیه این حمله است و آن را گامی در جهت برقراری دمکراسی در عراق می داند، که هیچ قرابتی با واقعیت موجود ندارد. آقای احمدی نژاد نیز از روزی که رئیس جمهور شده است، هر روز سوژه جدیدی را برای گرم نگاه داشتن تنش با غرب و قبل از همه آمریکا، و سوء استفاده از فضای ناشی از آن به نام دفاع از "حق" مردم ایران، پیدا می کند.
وقوع جنگ به ضرر جنبش دمکراسی بوده و یک فاجعه برای کشور ما و منطقه محسوب می شود. اما این که در صورت وقوع جنگ، این امر چه تاثیری بر انتخابات خواهد داشت، به نظر من از همین حالا فقط حرف آن نیز، در خدمت نظامی تر شدن فضای سیاسی کشور بوده و به سوء استفاده از احساسات ملی مردم و کنترل بیشتر بر صندوقهای رای منجر خواهد شد. بنابراین وظیفه ما قبل از هرچیزی تلاش در جهت جلوگیری از ایجاد وتشدید چنین فضائی می باشد. وقوع حمله نظامی عواقب غیر قابل پیش بینی زیادی می تواند برای کشور ما داشته باشد. ولی برخلاف نظر برخی از افراد اپوزیسیون، معتقد نیستم که درصورت وقوع جنگ ما باید در کنار جمهوری اسلامی قرار بگیریم.
ادامه حیات دولتی از نوع دولت احمدی نژاد و تبدیل آن به یک حکومت نظامی دائمی مفهومی جز تشدید سرکوب تمام تلاشهای مدنی مردم و از هم پاشیدن هر چه بیشتر اقتصاد کشورندارد و این خطری است که نباید آن را دست کم گرفت. معتقدم بجای سیاست قرار گرفتن در کنار دولت احمدی نژاد، ما باید از همین امروز، خواست برگزاری انتخابات آزاد و ایجاد یک دولت ملی را در دستور کار خود قرار دهیم، چه برای جلوگیری از جنگ و چه حتی در صورت وقوع آن، برای پایان دادن به چنین فاجعه ای.

با توجه به نزديک شدن انتخابات در داخل کشور و در ميان اپوزيسيون خارج از کشور حرکتی ديده نمی شود.علت آن را چه می بينيد؟

همانطور که از سوال اول شما پیداست، در حال حاضر مشکلات عمومی تری همچون تحریم اقتصادی و خطر حمله نظامی، مسئله انتخابات را تحت الشعاع خود قرار داده است. در کشوری که مردم آن همواره با بحران مواجه بوده و بطور مشخص مسئله مرگ و زندگی چه بدلیل وجود مشکلات خارجی از جمله خطر حمله نظامی و چه مشکلات داخلی از جمله سرکوب روزمره، بیکاری، فقر و گرانی و ...بر بالای سر مردم است، پیگیری امر دمکراسی از جمله مسئله شرکت در انتخابات ، به سادگی به مسئله روز مردم تبدیل نمی شود.
اما گذشته از این، حتی در دوره ای که بحران هائی در این حد بر فضای کشور حاکم نبود، بحث انتخابات تنها در روزهای نزدیک به برگزاری آن داغ می شد. بنظرم دلایل این امر در مورد اپوزیسیون داخل و خارج متفاوت است. ولی این مشکل فقط به اپوزیسیون نیز محدود نمی شود، بلکه اصولا در جامعه ما بحث درازمدتی درباره انتخابات صورت نمی گیرد. همانطور که می دانیم در کشورهائی که سنت انتخابات در آنها دیرینه است و احزاب شکل گرفته ای دارند، مبارزه انتخاباتی خیلی قبل از انتخابات آغاز می شود و مردم هم از همان زمان این مبارزه و مباحث مربوط به آن را دنبال می کنند. اما در کشور ما که سنت انتخاباتی دیرینه نداریم و هنوز که هنوز است، انتخاباتی آزاد در کشور برگزار نمی شود، انگیزه دخالت از طریق رفتن به پای صندوقهای رای یا تشویق مردم به این دخالت از سوی اپوزیسیون و پوزیسیون، چندان قوی نیست. نیروی حاکم نیازی به این تشویق ندارد، چرا که از طریق ارگانهای خود همچون شورای نگهبان، از قبل امکان برد مخالفان خود را بسیار محدود می کند. فقط شرکت تعداد مشخصی برای نشان دادن وجود "دمکراسی" در کشور برایش کافی است. اپوزیسیون داخل هم که تابحال چاره ای جز پذیرش این محدودیت ندیده است، نتوانسته مبارزه انتخاباتی طولانی مدت را شروع کند، چرا که معلوم نیست آیا در لحظه آخر کسانی که رویشان تبلیغات شده است، اصلا از صافی شورای نگهبان رد خواهند شد یا نه. در مورد اپوزیسیون خارج هم، از آنجا که اصولا درباره شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی بین نیروهای مختلف اپوزیسیون اختلاف اساسی وجود دارد، بخشی از آن خودبخود از شرکت در چنین مبارزهء انتخاباتی حذف می شوند. در مورد بقیه اپوزیسیون خارج از جمله "اتحاد جمهوریخواهان ایران" که به تغییر از طریق "رای و اراده مردم" اعتقاد دارد نیز، فعلا بیشتر بحث بر سر چگونگی شرکت در کارزار انتخاباتی است تا چگونگی شرکت در انتخابات جاری.
از رویداد ۲ خرداد به این سو، فرهنگ شرکت در تعیین سرنوشت سیاسی خویش از طریق شرکت در انتخابات، در مردم و جریانهای سیاسی و تلاش برای برگزاری انتخاباتی آزاد از سوی اپوزیسیون، هر روز قویتر شده است. تشکیل "کمیته دفاع از انتخابات آزاد" که اخیرا اعلام موجودیت کرده است و برنامه ای که این کمیته اعلام کرده است نیز گامی موثر در این جهت است. می توان خوشبین بود که اپوزیسیون خارج و داخل علیرغم هر اختلاف عقیدتی و برنامه ای در سطح عمومی، در پرتو یک برنامه عملی مشخص برای برگزاری انتخابات آزاد، بتوانند کیفیت جدیدی به تلاش های خویش در رسیدن به این هدف اولیه داده و گامهای مشترکی در این زمینه را بردارند. درآن صورت، مطمئنا بحث انتخابات نیز به بحثی جدی و جذاب تبدیل شده، و فقط به چند روز قبل از انتخابات محدود نخواهد شد.