مصاحبه با حسين باقرزاده
آيا تحريم اقتصادی و فشارهای بين المللی و خطرات وقوع جنگ تاثيری بر انتخابات مجلس پيش رو خواهد داشت؟
ما این روزها در شرایط مبهم و نامعلومی به سر میبریم. تا رأیگیری (اجازه بدهید از رأیگیری سخن بگویم تا انتخابات!) مجلس بیش از چهار ماه باقی مانده و فشارهای بینالمللی بر رژیم ایران رو به افزایش نهاده است. اگر این فشارها به تحریمهای بیشتر یا حمله نظامی منجر نشود بعید است كه بر جریان رأیگیری تأثیری بگذارد. جمهوری اسلامی تجربه زیادی در سازماندهی این گونه رأیگیریها دارد و تقریبا در هیچ شرایطی آن را به كناری نگذاشته یا به تأخیر نینداخته است.
بنا بر این میتوان انتظار داشت كه كار رأیگیری، حتا در صورت تشدید فشارهای خارجی (منهای یك حمله نظامی فلج كننده) روی برنامه پیش برود. آن چه كه میماند كیفیت این رأیگیری است. نیروهای كنترل كننده رأیگیری ظاهرا برآنند كه دایره صلاحیتها را بیش از پیش محدود كنند. این را میشود از درجه انفعال اصلاحطلبان فهمید. بسیاری از آنان امید خود را از دست دادهاند و راه سكوت و انفعال را پیش گرفتهاند. احمد زیدآبادی و عباس عبدی این موضع را به صراحت ترویج كردهاند. اینان شرایط بین المللی و فشارهای خارجی را هم به نفع خود ارزیابی نمیكنند. ولی برخی دیگر مانند عیسی سحرخیز طرحهای تازهتری برای فعال كردن اصلاحطلبان پیش كشیدهاند.
مسئله اساسی برای رژیم، اما، این است كه چگونه مردم را به پای صندوقهای رأی بكشاند. پایین بودن میزان رأی برای حیثیت جمهوری اسلامی در سطح جهانی ممكن است گران تمام شود. از این رو، رژیم ممكن است حساسیت بیشتری نسبت به این رأیگیری در مقایسه با موارد دیگر در چند سال اخیر نشان دهد. ولی سرخوردگی مردم از هر دو جناح رژیم كه در مقاطع مختلف در دهه اخیر بروز كرده است كار رژیم را برای كشاندن مردم به پای صندوقهای رأیگیری مشكل میكند. این سرخوردگی با بحرانهای اقتصادی اخیر ممكن است شدیدتر نیز بشود. از این رو برخی استدلال میكنند كه رژیم ممكن است برای جلب مردم به رأیگیری و استفاده از آن به عنوان یك وسیله دفاعی در برابر فشارهای بين المللی و خطرات وقوع جنگ، دایره انتخاب شوندگان را بزرگتر كند.
با توجه به نزديک شدن انتخابات در داخل کشور و در ميان اپوزيسيون خارج از کشور حرکتی ديده نمی شود. علت آن را چه می بينيد؟
من البته وضع را این گونه نمیبینم. در واقع، به نظر میآید كه پس از بحرانهای بين المللی و خطرات وقوع جنگ، مسئله رأیگیری برایمجلس آینده بیش از هر موضوع دیگری مورد بحث و گفتگوی محافل سیاسی داخل و خارج كشور است. البته همان طور كه گفتم انفعال اصلاحطلبان كمی از داغی موضوع كاسته است. و الا وقتی روزنامه اعتماد صفحه اول خود را تماما با تصویر آقای خاتمی میپوشاند و از آن به عنوان سرلیست حزب آقای كروبی یاد میكند نشان میدهد كه دست كم این بخش از اصلاحطلبان مسئله را جدی گرفتهاند. در هر صورت، این موضوع تحت الشعاع مسایل بینالمللی و خطر جنگ است. بسیاری هم نشستهاند تا ببینند حاكمیت در مورد رد و تأیید صلاحیت داوطلبان انتخاب چه سیاستی را در پیش میگیرد. شاید در یكی دو ماه آینده كه این موضوع مشخصتر شد (مثلا با اشارات یا اظهارات آقای خامنهای)، نیروهای سیاسی بسته به این كه در این رأیگیری شانسی برای خود ببینند یا نبینند به واكنش برخیزند و ما شاهد داغتر شدن مباحث یا فعالیتهای مربوط به آن بشویم.
در مورد موضعگیری/نقش اپوزیسیون خارج كشوری در انتخابات آینده چه میاندیشید؟
بدون تردید ما شاهد همان دستهبندیهای دو قطبی همیشگی خواهیم بود. یعنی بخشی مردم را به شركت در رأیگیری تشویق خواهند كرد و بخشی دیگر آنان را به تحریم فرا میخوانند. دایرههای این دو بخش البته ممكن است نسبت به این كه رأیگیری چقدر «باز» یا «بسته» باشد تغییر كند، ولی این تغییر جزئی خواهد بود. سؤال اساسی،اما، این است كه این موضعگیریها تا چه حد در رأیگیری تأثیر میگذارد، و آیا بهترین نقش اپوزیسیون نیز همین است؟
ارزیابی من آن است كه تأیید یا تحریم رأیگیری از سوی نیروهای خارج كشوری بیشتر به منظور اعلام مواضع سیاسی این نیروها صورت میگیرد و تأثیرمحسوس یا قابل توجهی در جریان رأیگیری داخل كشور نمیتواند داشته باشد. اعتراضاتی را كه به جریانهای خارج كشوری تحریمكننده میشود و آنان را مسئول نتایج این رأیگیریها (و مثلا سر برآوردن احمدینژاد از صندوق رأی) میدانند نباید جدی گرفت. تبلیغات انتخاباتی تقریبا به تمامی در كنترل حاكمیت و شركتكنندگان در رأیگیری بوده و هست، و ندای تحریم نیروهای خارج كشوری در دریای تبلیغات انتخاباتی تنها به گوش كسان بسیار معدودی میتوانسته برسد. اگر مردمانی در رأیگیری شركت نكردهاند این امر را بیشتر باید محصول سرخوردگی آنان از رأیگیریهای دورههای اخیر و سیاستهای حاكمیت دانست، و حركت آنان را باید یك حركت خودجوش ارزیابی كرد. البته نظر كسانی كه از رأیگیریها حمایت میكنند ممكن است (چون به نفع حاكمیت است) در داخل كشور بازتاب پیدا كند، ولی باز هم اغراقآمیز خواهد بود اگر مدعی شویم این امر تأثیر قابل توجهی در جریان رأیگیری میگذارد.
از این رو، از دید من اپوزیسیون خارج كشوری بهتر است كار بی حاصل تأیید یا تحریم را به كنار بگذارد و به جای آن تلاش خود را بر دموكراتیزه كردن جریان رأیگیری متمركز كند. این كار را میتوان از طریق فشار بر نیروهای اصلاحطلب و اپوزیسیون مجاز داخل كشوری دنبال كرد. این نیروها در باره تعهد خود به مردمسالاری و حقوق بشر ادعاهای زیادی را مطرح میكنند. باید از آنان خواست كه متناسب با این ادعا و تعهد خود عمل كنند. از جمله در امر رأیگیری، كافی نیست كه به رد صلاحیت خود و همپیمانانشان اعتراض كنند و آن را نشانهای از نادرستی انتخابات بگیرند، و یا متقابلا اگر به آنان اجازه شركت در رأیگیری داده شد آن را معتبر بشناسند. ملاكهای یك انتخاب آزاد سلیقهای وشخصی نیست. خوشبختانه در خود ایران «كميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» ملاكها و شاخصهای دقیق و روشنی برای این امر تعیین كرده و همین چند روز پیش آن را منتشر كرده است. این سند بسیار مهمی است و باید از آن به عنوان محك تعهدات دموكراتیك نیروهای سیاسی مجاز داخل كشور بهره گرفت.
اپوزیسیون خارج كشوری میتواند به جای مخاطب قرار دادن مردمی كه ندایش را نمیشنوند و یا اهمیت چندانی به آن نمیدهند، فشار خود را بر روی اصلاحطلبان و نیروهای ملی/مذهبی متمركز كند و آز آنان بخواهد كه در مورد امر انتخابات به تعهدات مردمسالارانه و حقوق بشری خود عمل كنند. به این صورت كه بپذیرند و رسما اعلام كنند كه آنان تنها در صورت موافقت حاكمیت برای انجام یك انتخابات آزاد در رأیگیری شركت خواهند كرد - و در غیر آن صورت از شركت در آن خودداری بورزند. باید به اینان تأكید كرد كه ادعاهای دموكراتیك آنان («جبهه دموكراسی و حقوق بشر»، «ایران برای همه ایرانیان» و مانند اینها) با این محك سنجیده خواهد شد كه نه فقط از حق خود و بلكه از حقوق مساوی همه ایرانیان برای انتخاب شدن دفاع كنند و حاضر نشوند در یك رأیگیری ناعادلانه و ناآزاد شركت كنند. اگر بخش عمدهای از آنان چنین موضعی اتخاذ كنند به طور قطع این امر سهم بزرگی در شكستن انحصار حاكمیت در كار رأیگیری و باز شدن راه یك انتخابات آزاد ایفا خواهد كرد - و اپوزیسیون خارج كشوری به یكی از هدفهای استراتژیك خود نزدیكتر خواهد شد.