مصاحبه با بهرام عباسی
1- آيا تحريم اقتصادی و فشارهای بين المللی و خطر وقوع جنگ تاثيری بر انتخابات مجلس پيش رو خواهد داشت؟
با توجه به اینکه "فضای اضطراب دائم" زمین بازی سیاسی آقای احمدی نژاد محسوب میشود شکی نیست که، به مانند جناح های دیگر، در تلاش خواهد بود حداکثر استفاده سیاسی را ازتشدید تحریم ها ببرد. چالش انتخابات پیش رو محکم شدن جای پای دولت جدید در نهادهای انتخابی است. ولی همزمان خود چنین تلاشی سبب طرح گسترده تر : " نقش انتخابات آزاد" ، "نهادهای انتخابی" وهمچنین جایگاه "خواستهای انتخاباتی" خواهد شد.
بدین معنی که افزایش خطر جنگ و گسترش تحریم های بین المللی میتواند به سود جریان احمدی نژاد تمام شود اما این بدین معنا نیست که سیاست دولت کنونی به افزایش اعتبار ایران و یا حتی به سود منافع ملی ما تمام شود. با این مقدمه اگر مایلیم فعالیتی را سازماندهی کنیم تنها با پایبندی به یک نگاه " آینده نگر" میتوانیم خود را تعریف کنیم. خواست اصلاح طلبانه در مقدماتی ترین تعریف خود خواستی آینده نگر و مسالمت آمیز است. از اینروست که در شرایط کنونی میتواند نقش تاریخی و مهمی ایفا نماید. هشدار در مورد گسترش فضای رعب و وحشت و در عین حال اضطراب دائمی در مورد سرنوشت کشور ایران، مقدمه مهمی است برای اینکه بتوانیم در صحنه سیاست ایران حرفی برای گفتن داشته باشیم. مهمترین عاملی که میتواند به ما یاری رساند تلاش برای جلب و همراه کردن نسل جوان ایران به خواست های اینده نگر اما زمینی ما است! آیا نیروی مهمتری بجز نسل جوان ایران را میتوان برای حمل خواست های آینده نگر تصور کرد؟
تاریخ ایران دورانی را پشت سر خود داشته است که دره ی عمیقی بین جامعه روحانیت و جامعه روشنفکری ایران بوجود آمده است. اما بزرگترین تحولات تاریخ معاصر ایران زمانی قابل تصور شدند که حلقه ارتباطی محکمی بین این دو قشر ایجاد شده است. خواست جمهوریت ، استقلال و آزادی و سربلندی مردم ایران عامل پیوند مهم مردم ما در طرح جابجایی نظام پادشاهی به جمهوریت بود. آیا می توان امید داشت که هراست از این خواست مردم در آنروززمینه مناسب گسترش پیوند میان اقشار مختلف و موجب همراه کردن طیف های بیشتری به خواست های مسالمت آمیز و مدنی ما شود؟ به نظر من آری! مهم ترین عامل پیوند ما همین هزینه سنگینی می تواند باشد که مشترکا برای تحقق آزادی و سربلندی کشور ایران پرداخته ایم. آیا میتوان در صداقت دوستانی که علی رغم مشکلات زندگی به فغالیت های اجتماعی خود ادامه میدهند حتی برای لحظه ای تردید کرد؟ اما نیاز باز کردن زمینه فعالیت های جدید، انتظاری است که اتحاد جمهوری خواهان به تنهایی قادر به انجام آن نیست.
2- با توجه به نزديک شدن انتخابات در داخل کشور و در ميان اپوزيسيون خارج از کشور حرکتی ديده نمی شود.علت آن را چه می بينيد؟
مبارزه سیاسی ما بدون زمینه نیست. پیرش انتخابی بودن نهادهای قدرت در ایران پذیرش اصل تناوب و انتقال قدرت نیز هست. از همین روست که انقال مسالمت آمیز و دمکراتیک قدرت در صدر مبارزه جمهوری خواهانه قرار دارد و نه خود اصل تناوب انتقال قدرت. شاید برای برخی از دوستان عادت شده باشد برای ثبت در تاریخ سخن بگویند! در پاسخ می توان گفت: " این عادت انگیزه جالبی برای شرکت در فعالیتهای سیاسی یا اجتماعی میتواند باشد، اما کافی نیست!" در این مورد حتی می توان به سابقه مبارزاتی برخی جریان ها مراجعه کرد. برداشت من امروز این است که مورد ظلم واقع شدن را باید از فرهنگ مظلوم نمایی تفکیک کرد. چهره مظلوم در نهایت تصویر انسانی خوار و تحقیر شده و بدون حقوق است. من تردید دارم یتوان با چنین برداشت و تصوری برای تجهیز افکار عمومی فعالیت کرد؟ خصوصا در رقابتی که برای تاثیر گذاری بر نسل جوان ایران نیز در میان است؟
امروز حکومت میگویید ما قدرت را ناشی ازرای مردم می دانیم .و در پاسخ از طرف اپوزیسیون میشنود که نخیر نمیدانید! ( البته با ذکر دلایل منتطقی ) من تصور نمیکنم در اینجا مهم باشد بدانیم ، اپوزیسیون در حق به جانب هست یا نیست اما باور دارم که استفاده از چنین روش برخوردی در دراز مدت نتیجه چندانی آید ما نخواهد کرد. همچنانکه ، تجربه هم نشان داد، دراین منش احقاق حقوق بکلی بی اهمیت هستند. شرکت در یک فعالیت سیاسی قبل از اینکه راهی بگشاید به یک بازی موش و گربه شباهت دارد.
نگاهی به اخبار تبلیغی آقای احمدی نژاد بیاندازید. که چگونه خود را پر تحرک نشان میدهد.در فضای سیاسی که گسترش " فضای اضطراب و وحشت" با سیاست " پر تحرک" برابر انگاشته میشود، اتخاذ سیاست متعادل سخت خواهد بود. بدین سبب مهم است دست کم با دریافت از نقاط ضعف مان در این شرایط چهره سیاست متعادل اما پر تحرک را نمایندگی کنیم. طرح شرکت فعال در انتخابات به نظر من فرصت خوب و انگیزه مهمی است که در جهت فضا سازی و طرح خواستهای جمهوریخواهانه و دمکراتیک کوشا باشیم. گره گاه اصلی انتخابات اگرچه جذب نسل جوان، اما جنبش زنان و تشکل های مستقل مدنی، سندیکاهای کارگری ، مبارزات قومی، جنبش دانشجوی و مطبوعات ... اهرم های مهم حضور فعال ترجنبش جمهوری خواهانه و دمکراتیک هستند. خواست های ما کماکان دستیابی به آزادیهای دمکراتیک و امنیت قضایی و تامین معیشت و رفاه مادی مردم هستند که تنها در شرایط صلح آمیز قابل تصور هستند. امروز نزدیک به 3 ده از انقلاب در ایران میگذرد. با این وجود این سئوال اساسی به قوت خود باقی است که آیا سهم ما از انقلاب بهمن سال 57 اینست که ، " آرزوهای بزرگ " برای ملتی با چنیین "سابقه تاریخ تمدنی" در سینه داشته باشیم ، و " دست سرنوشت" زندگی در کنج انزوا، حبس و یا مهاجرت را برایمان مقدر کرده باشد؟ این سئوالی است که هر یک از ما میتوانیم از خود بپرسیم. اگرچه مطئن نیستم به پاسخ مشترکی در این زمینه دست یابیم.
b.abbasi@versatel.nl