اتحاد جمهوریخواهان ایران و انتخابات مجلس هشتم
• ما باید توجه خود را به مسائل واقعی مربوط به انتخابات در ایران، عوامل موثر در سرنوشت آن و نیز نیروهای واقعی موجود در این عرصه متمرکز کنیم. اگر قرار باشد تغییری در وضعیت فعلی ایران صورت بگیرد، این تغییر قبل از همه با توجه به موفقیت نیروهای خواهان این تغییر در خود ایران صورت خواهد گرفت.
۱- درآمد:بحث انتخابات این بار، ماه ها پیش از انتخابات به موضوع اصلی بحث های اتحاد جمهوریخواهان ایران تبدیل شده است. هر چند حد استقبال از این بحث، انتظارات دوستان علاقمند به همه گیر کردن این بحث را برآورده نمی کتد، اما می توان گفت که در بحبوحه ده ها مساله حاد روز از خطر حمله نظامی تا بن بست بحران اتمی و دیگر تحولات در ادامه سرکوب هر چه بیشتر نیروهای جامعه مدنی در ایران، سهم مهمی از وقت و انرژی نهاد های مرکزی را به خود اختصاص داده است.
مهم ترین دلیل این توجه فوق العاده به انتخابات، قطعا قرار مصوبه ای است که در همایش سوم در برلین، به تصویب رسیده است. در این قرار تاکید شده است که:
«"همایش سوم "اجا" هیئت سیاسی ( شورای هماهنگی) منتخب را موظف می سازد که تدارک ائتلاف بزرگ جمهوریخواهان ایران به منظور شرکت مستقل در انتخابات همزمان ریاست جمهوری و مجلس هشتم را بلافاصله آغاز نماید.»
هم چنین گفته شده است که:
هیئت سیاسی حداکثر تا سه ماه شعارهای انتخاباتی و کاندیداهای پیشنهادی "اجا" و سیاست های انتخاباتی را مشخص ساخته، جهت تصویب به همایش دائر یا شورای هماهنگی ارائه می دهد."
بخش اول این قرار دو مولفه دارد: ۱) تدارک ائتلاف بزرگ جمهوریخواهان ایران ۲)به منظور شرکت مستقل در انتخابات همزمان ریاست جمهوری و مجلس هشتم. البته لازم است که گفته شود، این قرار با فرض همزمانی دو انتخابات نوشته شده است.
در بخش دوم که به لحاظ منطقی می باید مقدم بر بحث «تدارک ائتلاف بزرگ» می شد. تاکید زمانبندی شده بر «مشخص» نمودن «شعارهای انتخاباتی و کاندیداهای پیشنهادی "اجا" و سیاست های انتخاباتی» در فرصتی حداکثر سه ماهه شده است.
اکنون بیش از سه ماه از همایش گذشته است. اگر قرار بر اجرای این مصوبه باشد که ظاهرا بحث بر این منوال می چرخد، می باید تا الان این شعار ها و کاندیدا های اتحاد جمهوریخواهان وسیاست های انتخاباتی آن روشن شده بود و بر این اساس نیز بخش اول این مصوبه یعنی تدارک ائتلاف بزرگ برای شرکت مستقل آغاز می شد.
اما جدا از آنچه که در این قرار فرمولبندی شده است، خود وجود این قرار ما را در برابر سوالات متعددی قرار داده است و این خود حتی بحث ساده در مورد انتخابات را با مشکل مواجه ساخته است. طرح و نقشه ای که در این قرار تعبیه شده است، از آن جمله است. از این رو ما جدا از این که چه موضعی در قبال انتخابات داریم، نخست با سوالات متعددی مواجهیم.
اول از همه معنای واقعی این قرار اتحاد جمهوریخواهان چیست؟ شرکت مستقل در انتخابات مجلس چگونه و از چه طریقی ممکن است؟ آیا اتحاد جمهوریخواهان امکان شرکت مستقل در انتخابات مجلس هشتم را دارد؟ آیا ائتلافی از جمهوریخواهان ایران به این منظور عملی است؟ اساسا جمهوریخواهان ایران به طور کلی، اولا بر سر چنین شرکتی در انتخابات مشخص مجلس هشتم توافقی دارند؟ ثانیا تا چد می توان به تشکیل یک ائتلاف انتخاباتی بزرگ در بین آن ها امیدوار بود؟ دست آخر این نیروها کدام اند؟
۲ - جایگاه انتخابات کجاست
اتحاد جمهوریخوهان ایران در همان اولین بیانیه مصوب همایش اول خود تاکید نموده است که «يگانه منشاء مشروعيت حکومت، رای مردم است » و همواره بر این امر تاکید کرده است که شعار اصلی ما برای تبلور اراده آزاد مردم در تعیین سرنوشت کشور، برگزاری یک انتخابات آزاد است. خواست انتخابات آزاد و آزادی احزاب و مطبوعات به عنوان پیش شرط های ضرور چنین انتخاباتی همواره سرلوحه کار ما بوده است. از همین رو نیز، برای اتحاد جمهوریخواهان هر انتخاباتی مهم بوده است، بدون آن که با استناد به شرائط حاکم بر انتخابات در جمهوری اسلامی، پیشاپیش اصل را بر تحریم و یا عدم شرکت در هر انتخاباتی قرار دهد.
برای کسانی که مشروعیت هر نوع حکومتی را تنها منبعث از رای و اراده آزاد مردم می دانند، انتخابات فرصتی است که ده ها میلیون ها نفر از همین مردم با رای خود به داوری درباره کارنامه حکومتگران و حکومت فراخوانده شوند. انتخابات به این مفهوم عرصه ای برای چالش با حکومت و برای تغییر در ساختار سیاسی کشور با تاثیر بر آرای مردم است. حکومت جمهوری اسلامی همواره تلاش نموده است که با هر چه محدود تر نمودن حق انتخاب مردم، چه از طریق ممنوع نمودن فعالیت احزاب سیاسی، چه از طریق کنترل بر روند انتخابات از طریق شورای نگهبان و نظارت استصوابی و حذف کاندیداهای غیر حکومتی و ناخوشایند برای محافل قدرتمند درون حکومتی، امکان انتخاب مردم را هر چه محدودتر کند.
وظیفه نیروهای جمهوریخواه و معتقد به حق حاکمیت مردم، قهر کردن از صندوق های رای نیست که حکومت با تمام وسائل در صدد اعمال سلطه خود بر آن هاست، بلکه تلاش برای مهار این کنترل و از کار انداختن آن در پای همان صندوق هاست. این کار تنها از طریق وارد شدن در مصاف های انتخاباتی و مقابله با تمهیدات حکومت برای محدود نمودن حوزه تاثیر رای مردم ممکن است. از این منظر عرصه انتخابات عرصه ای برای مقابله با تمامی موانعی است که حکومت در برابر آزادی انتخاب مردم اتخاذ نموده است. لازمه به کرسی نشاندن رای و اراده مردم پیروزی در این عرصه و عقب راندن حکومت از صحنه دخالت در انتخابات برای بیرون کشیدن نتایج دلخواه خود از صندوق های رای مردم است.
مساله اساسی چگونگی انجام این امر است.
۳ - مفهوم قرار همایش سوم چیست؟
قبل از همه برای برخی از کسانی که به این قرار رای داده اند، رای به این قرار تاکید بر اهمیت انتخابات بوده است. برای برخی دیگر فراتر از این، نقشه راهی برای عملی کردن یک سیاست از پیش تعیین شده است. همانطور که در بالا دیدیم، در این قرار وظائفی مطرح شده است که نیازمند اقدام عملی هستند. مثل مشخص نمودن «شعارهای انتخاباتی»، «کاندیداها»، تدارک «ائتلاف بزرگ جمهوریخواهان» و «شرکت مستقل» در انتخابات.
بخشی از آن به خود اتحاد جمهوریخواهان مربوط می شود، مثل شرکت مستقل در انتخابات مجلس و معرفی کاندیدا. اما در برخی عرصه ها مثل بحث ائتلاف بزرگ با جمهوریخواهان ایران، حوزه ای فراتر از حوزه تصمیمات خود ماست. در این مورد البته می شود گفت که نه فقط بر شرکت در انتخابات که موضوعی مورد اختلاف بین همین نیروها از داخل تا خارج است، بر سر مسائل بسیار عمومی تر هم، طی چهار سال گذشته کار چندانی صورت نگرفته است و همواره هر تلاشی در این جهت با سوالات و گاه بحث های ناتمامی مواجه بوده است. بسیار پیشتر از همایش سوم، بیانیه مصوب همایش اول تاکید نموده است: «ما ميکوشيم تا در داخل و خارج از کشور، با همه جمهوری خواهانی که طرفدار دمکراسی، جدائی دين از ساختار حکومت و روشهای مسالمت آميز مبارزه هستند، اتحادی گسترده برپا سازيم و با تمام نيروهايی که خواهان تقويت عناصری از جمهوری و دمکراسی در نظام سياسی کشورند، به همکاری و اتحاد عمل دست يابيم.» تاکنون از طرف ما اقدام جدی ای در این عرصه سازمان داده نشده است و خود عملیاتی کردن این مصوبه موضوع بحث و اختلاف بسیاری بوده و هنوز هم هست.
حال آیا در اجرای این «قرار» وضعیت فرق خواهد کرد یا نه، باید در عمل دید.
۴ - کدام شعار ها؟
آن چه بیش از همه مهم است، تعیین همین شعار های انتخاباتی است. انتخاب شعار ها بدون آن که روشن کنیم که با کدام هدف وارد کارزار انتخاباتی می شویم، ممکن نیست.
ما تاکنون بر شعار انتخابات آزاد، آزادی احزاب و تشکل ها، آزادی مطبوعات و ... تاکید نموده ایم. این ها خواست های تعطیل ناپذیر ما هستند. خواست آزادی فعالیت احزاب مخالف دولت و نیز آزادی مطبوعات و اطلاع رسانی برای ایجاد امکان حضور ما در صحنه سیاسی کشور حائز اهمیت درجه اول بوده است.
در همایش دوم اتحاد جمهوریخواهان این خواست نیز، به شیوه همین قرار در مورد شرکت در انتخابات، به عنوان دستور العمل نیز تصویب شده است: «اجلاس عمومی اتحاد جمهوری خواهان مسئولين سياسی و اجرايی منتخب اين اجلاس را موظف ميکند، که هر چه زودتر شرايط حضور سياسی و تشکيلاتی اتحاد در ايران را به وجود آورده و برای عملی شدن آن اقدامات لازم را در صحنه ملی و بين المللی انجام دهد. مسئولين موظفند که نتيجه فعاليت های خود را هر سه ماه يکبار به اطلاع اعضا برسانند.»
همانطور که می بینیم، طبق این «قرار» همایش دوم ما «موظف» بوده ایم که « هر چه زودتر شرايط حضور سياسی و تشکيلاتی اتحاد در ايران را به وجود آورده و برای عملی شدن آن اقدامات لازم را در صحنه ملی و بين المللی انجام» و هر سه ماه یک بار هم اقدامات خود را گزارش دهیم. کاری که صورت نگرفته است.
باید تاکید کنم که تبدیل یک خواست به «وظیفه» الزاما به معنی تحقق آن نیست. در واقع امر نیز، نیروهای سیاسی می توانند هر وظیفه ای را در برابر خود قرار دهند، اما تعیین هر «وظیفه» به معنی عملی بودن و یا عملی شدن آن نیست، بلکه وجود شرائط و اراده لازم تحقق آن را امکانپذیر میسازد.
شرکت مستقل در انتخابات هم از نوع «وظائفی» است که طی یک «قرار» ابلاغ شده است. اگر این قرار بخواهد اجرا شود، باید مساله «تشکیلاتی و سیاسی اتحاد جمهوریخواهان» در ایران جنبه عملی به خود بگیرد. یعنی ما باید قرار ماقبل را عملی کنیم. قراری که شرائط برای عملی کردن آن از همان روز تصویبش که روز انتخابات ریاست جمهوری و برآمد احمدی نژاد بود، در مسیر عکس حرکت نموده است.
به نظر من شعارهای ما باید ناظر بر شرائط ما باشد و در جهت تحقق حضور ما در ایران، مثل خواست:
• آزادی احزاب ، برسمیت شناختن پلورالیسم سیاسی، آزادی مطبوعات، انحلال دادگاه های ویژه مثل دادگاه انقلاب و رسیدگی به اتهامات سیاسی و مطبوعاتی در دادگاه های عادی با حضور هیات منصفه
• آزادی انتخابات ، لغو نظارت استصوابی و تامین امکان نظارت نمایندگان احزاب بر جریان انتخابات
• لغو و تغییر قوانین مغایر با منشور جهانی حقوق بشر و ملحقات آن
• و ...
۵ - شرکت مستقل، چگونه؟
اتحاد جمهوریخواهان ایران در خارج از کشور و با مشارکت فعالان سیاسی خارج از کشور تشکیل شده است. هیچ کدام از مسئولین این جریان مقیم داخل کشور نیستند. حوزه فعالیت ما نیز تاکنون خارج از کشور بوده است. اگر قرار بر شرکت مستقل است، نخست باید روشن شود که این شرکت از چه طریقی می تواند عملی شود؟ اگر اصل بر رفتار قانونی است، این شرکت فقط از طریق مراجعه به نهاد های ذی صلاح حکومتی مثل وزارت کشور و ... ثبت نام در انتخابات ممکن است. من تردید دارم که در درون اتحاد جمهوریخواهان چنین مراجعه ای به نهادهای دولتی امر پذیرفته ای باشد، نمونه آن عدم توافق در هیات سیاسی اجرائی برای نوشتن نامه به رئیس قوه قضائیه در مورد وضعیت نامعلوم یکی از دوستان بازداشت شده بود. پس اولین سوالی که باید بدان پاسخ داده شود، تعیین حد و حدود این مشارکت است.
به نظر من اتحاد جمهوریخواهان یک بار دیگر هم شرکت مستقل در انتخابات ریاست جمهوری را مطرح کرده است و در عمل، این فکر ناموفق بوده و از استقبالی در حد همان انتخابات ریاست جمهوری هم برخوردار نشده است. تکرار این امر امروز در انتخابات مجلس، بويژه با شرائطی که بر انتخابات این دوره حاکم است، کمکی به ما نکرده و پیشاپیش دست ما را در اتخاذ روش های متناسب با موقعیت ما نیز خواهد بست و می تواند همه تلاش های ما را به سمتی رهنمون شود که پایان آن از همین امروز غیر قابل پیش بینی نیست.
در موقعیت فعلی ما، معرفی کاندیدا از خارج از کشور برای داخل کشور برای نمایندگی در مجلس که یکی از شروط کاندیداتوری اقامت در محل انتخابات است، حوزه رای گیری نیز همان محل است، خود جزو مشکلات قرار مصوب است.
اگر قرار است که ما کاندیدا های مستقل اعلام کنیم. قابل تصور است که از همین افراد حاضر در اجا و یا حول و حوش آن این کار را بکنیم. افراد مورد نظر ما، چندین دهه است که پایشان به خاک کشور نرسیده است و در محل اقامت سابق خودشان ممکن است کسی حتی نام آن ها را هم نشنیده باشد. راه دوم معرفی کاندیدا هائی از داخل کشور است که باید اول روشن نمود که چنین امکانی واقعی است؟ فرض کنیم که این کار در ائتلاف با دیگر نیروهای جمهوریخواه انجام شود. در واقع بر سر معرفی آن ها چنین توافقی با این نیروها صورت بگیرد. در این صورت نیز معلوم نیست که این نیروها در داخل کشور کدام ها هستند؟ حد رابطه ما با آن ها، در چه سطحی است؟ آیا در آن حد هست که لیست مشترک بدهیم؟
۶ - شرکت مجازی یا واقعی؟
وقتی که از شرکت مستقل در انتخابات صحبت می کنیم، منظورمان نمی تواند فقط شرکت تبلیغاتی در کارزار انتخاباتی باشد، بلکه ارائه کاندیدا در انتخابات است. این حضور برای ما در شرائط کنونی و در انتخابات مجلس به طریق اولی امکانپذیر نیست. پیش شرط آن حضور در ایران است.
لازمه حضور در ایران امروز فعالیت در چارچوب قوانین موجود کشور یعنی قوانین جمهوری اسلامی است. مبارزه قانونی یعنی گردن نهادن به قوانین موجود، حتی اگر مخالف آن هستیم. اتحاد جمهوریخواهان اگر خواهان مبارزه قانونی در کشور است، اول از همه باید اعلام کند که در عین آن که برنامه آن تغییر قوانین موجود کشور و ساختار سیاسی آن است، برای رسیدن به این هدف خواستار فعالیت قانونی در چارچوب این قوانین موجود کشور است و این کار را هم رسما باید انجام دهد.
نمی شود این مساله را دور زد و صرفا با استناد به منشور جهانی حقوق بشر و ملحقات آن، استدلال کرد که «می توان و باید این اسناد را به عنوان /فصل الخطاب/ پیش کشید، التزام به آنها را مقدم برالتزام به هر قانون دیگری دانست و حکومت را فراخواند تا امضای خود را محترم شمرده، ضرورت بازنگری قانون اساسی و قوانین جاری بر اساس اصل التزام به اسناد مذکور را بپذیرد. و مادام که چنین نشده است ، حق هر ایرانی است که به عنوان یک شهروند جهان، به قوانینی که مغایر حقوق شهروندی اوست، ملتزم نباشد.» (احمد پورمندی، اخبار روز،تاکیدات از من)
در این که می توان چنین کاری کرد از جمله همین پیشنهاد احمد عزیز هیچ شکی نیست. ولی نمی توان نامه ای به وزارت کشور ایران نوشت و به عنوان شهروند جهانی خود را کاندیدای انتخابات در فلان شهر کرد. باید به عنوان شهروند ایرانی مقیم تهران ، تبریز ... خود را معرفی نمود و طبق قانونی که الزاما نباید آن را قبول داشت، اما قانون جاری کشور هست، خود را کاندید کرد. تنها با گفتن این که: «مفهوم /شهروند جهان / دیگر مفهومی صرفا آرمانی نیست » (همانجا)نمی شود از طریق یک ظرف «جهانی» وارد یک انتخابات «ایرانی» شد. با استناد به این مصوبات خیلی کار ها می شود کرد، از دولت خواست که به آن ها التزام داشته باشد، ولی نمی شود به صرف استناد به این مصوبات در انتخابات مجلس در ایران ثبت نام کرد. چنین شرکتی مثل همین فرض، که بیشتر مجازی است تا واقعی، خود بخود یک شرکت مجازی و تبلیغاتی خواهد بود تا یک حضور واقعی در عرصه یک کارزار انتخاباتی.
شکی نیست که «حق هر ایرانی است ... به قوانینی که مغایر حقوق شهروندی اوست، ملتزم نباشد.» ولی این امر ربطی به شهروند جهانی بودن یا نبودن ندارد. بدون پسوند شهروند جهانی هم «می توان بدون رد فله ای قوانین موجود، از التزام نسبت به هر قانون مشخصی که ناقض حقوق شناخته شده شهروندی است، سر باز زد و به جای نافرمانی مدنی، حکومت را به فرمانبرداری مدنی و پرهیز از یاغی گری فراخواند.» (همانجا)
در یک نظام دمکراتیک هر دولتی به مصوبه ای که زیر آن را امضا می کند، برعکس دولت هائی از نوع دولت جمهوری اسلامی، متعهد بوده و به شهروندانش پاسخگو است، چون برای انتخاب مجدد نیازمند رای همین شهروندان است. لذا هر شهروندی در استیفای حقوق خود می تواند به آن ها استناد کند. بنابراین الزامی به جهانی کردن شهروندی نیست، چون شهروند سیاسی دارای حق انتخاب شدن و انتخاب کردن در واحد محلی و منطقه ای معین است نه در بعد جهانی.
۶ - چه نامه ای به کدام مرجع؟
یکی از بحث هائی که حول و حوش کارزار انتخاباتی مطرح شده است، نوشتن نامه سرگشاده خطاب به مراجع بین المللی در مورد نقض حقوق شهروندی و حق شرکت در انتخابات در مورد احزاب اپوزیسیون از جمله اتحاد جمهوریخواهان و نیز نوشتن نامه مشابهی به احزاب و نیروهای اپوزیسیون در داخل و خارج از کشور است.
بحث دیگری هم مطرح است که قبل از آن که نامه ای به مراجع بین المللی در شکایت از دولت ایران نوشته شود، لازم است که نامه به دولت ایران برای مشارکت در انتخابات نوشته شود، متناسب با برخورد با این درخواست نیز نامه دوم تنظیم شود.
در مورد این که نامه ای به دولت ایران نوشته شود، اگر کسی قصد شرکت مستقل و اعلام کاندیدا باشد، این امر جزو اصول اولیه است.
در مورد نامه خطاب به نیروهای اپوزیسیون داخل و خارج کشور نیز فکر می کنم، اول از همه، نیروهای مورد نظر را باید به گفت و گو و رایزنی در باره اتخاذ یک سیاست فراگیر و روشن در مورد انتخابات دعوت کرد. این کار می تواند از طریق یک نامه سرگشاده و با اعلام نظر در این مورد هم صورت بگیرد، اما تنها زمانی می تواند به یک اقدام جمعی تبدیل شود که بتواند از طریق مذاکره دو یا چند جانبه به نتیجه قابل قبول برای همه تبدیل شود. آن گاه متناسب با روند امور در مورد انتخابات می توان تصمیم گرفت که در سطح بین المللی چه می توان کرد.
بدون یک برآمد در سطح ملی، کسی به حرف ما در مجامع بین المللی توجه لازم را نخواهد کرد. شکایت به این مراجع هم زمانی مفهوم دارد که عملی انجام شده باشد که مغایر با تعهدات یک دولت است و این عمل هم نمی تواند یک امر کلی بلکه باید فعالیت قابل لمس باشد.
اگر نامه ای قرار است نوشته شود، قطعا در وهله اول خطاب آن رو به داخل است. در ادامه و در جهت تقویت این گام هم، می توان در خارج اقداماتی را متناسب با آن سامان داد.
۷ - چگونه شرکتی و با کدام هدف؟
اول از همه از نظر من شرکت ما در انتخابات هنوز یک شرکت مستقیم و فیزیکی نمی تواند باشد. از یک سو مانع قانونی و غیر قانونی حکومت این امکان را از ما گرفته است و از سوی دیگر تحولات سال های اخیر ما را از چنین شرکتی دور تر هم ساخته است و شرائط را برای شکستن این موانع سخت تر کرده است. بنا بر این بحث ما بیشتر بر سر شرکت نه الزاما در خود انتخابات، که در کارزار انتخاباتی است. در این کارزار ما الزاما نباید حتما به طور فیزیکی در ایران حضور داشته باشیم تا اهدافی را که واقعی هستند، دنبال کنیم.
اهدافی که ما در این کارزار دنبال می کنیم عبارت اند از:
• دفاع از انتخابات آزاد و آزادی حضور نیروهای مخالف حکومت از جمله امکان حضور ما و نیروهای مشابه ما در انتخابات
• تلاش برای نزدیکی بیشتر نیروهای جمهوریخواه سکولار حول خواست آزادی انتخابات و ارائه برنامه و سیاست مشترک برای حضور در کارزار انتخاباتی
• معرفی نیرو، برنامه و آلتراناتیو جمهوریخواه سکولار در صحنه سیاست ایران و تلاش برای گشودن چشم انداز جدیدی در برابر مردم.
در این کارزار باید:
• نوک تیز حمله ما متوجه تمامی شخصیت ها، نهاد ها، نیروها و قوانینی باشد که از ادامه وضعیت موجود و حفظ آن دفاع می کنند و سد راه هر گونه تغییری هستند.
• حمایت ما باید متوجه سیاست ها و تلاش هائی باشد که همسو با خواست های ما و در جهت تغییر در وضعیت کنونی هستند.
۸ - و دست آخر:
آن چه که در قرار مصوب با شرائط ما تناسب دارد، عبارت است از:
• شرکت فعال در کارزار انتخاباتی
• تلاش برای «تدارک ائتلاف بزرگ» از نیروهای جمهوریخواه داخل و خارج کشور در برخورد با امر انتخابات
• تدوین «سیاست های انتخاباتی»، تهیه یک برنامه جامع برای حضور در کارزار انتخاباتی و تعیین «شعارهای انتخاباتی» مناسب
آن چه ما فعلا به تنهائی قادر به انجام آن نیستیم و اگر قرار است که ائتلافی صورت گیرد، باید به تصمیم آن واگذار کرد:
• پیشنهاد کاندیدا و شرکت مستقل در انتخابات است.
ما باید توجه خود را به مسائل واقعی مربوط به انتخابات در ایران، عوامل موثر در سرنوشت آن و نیز نیروهای واقعی موجود در این عرصه متمرکز کنیم. اگر قرار باشد تغییری در وضعیت فعلی ایران صورت بگیرد، این تغییر قبل از همه با توجه به موفقیت نیروهای خواهان این تغییر در خود ایران صورت خواهد گرفت. پس به جای آن که وقت خود را صرف بحث در مورد نوشتن نامه به این یا آن نهاد بین المللی و غیره بکنیم، ببینیم برخورد ما با چالشی که در درون ایران و بر سر این انتخابات وجود دارد، چه باید باشد.
خواست ما آزادی انتخابات و ایجاد شرائط شرکت نیروهای نظیر ما در آن است. هر اقدامی و هر برنامه ای که از سوی هر نیروئی در ایران مطرح شود و ما را به این هدف یک گام نزدیک تر بکند، از هزار پشتیبانی فلان نهاد بین المللی و یا فلان پارلمان و دولت خارجی ارزشمند تر است، و باید مورد پشتیبانی ما قرار گیرد. ما باید به جای بحث در مورد این که به کجا باید نامه بنویسیم و به چه کسی، یا این که کدام مقدم است، باید روشن کنیم که هدف ما چیست و راه رسیدن به آن کدام است. از این رو به نظر من ثقل اصلی تلاش ما باید متوجه رابطه تنگاتنگ با نیروهای سیاسی در ایران باشد و سیاست ما باید خود را در هماهنگی با تحولات در ایران تدقیق کند، نوشتن نامه به این یا آن نهاد بین المللی هم در ارتباط با این رویکرد مفهوم پیدا خواهد کرد.
از سايت عصر نو