در دفاع از انتخابات آزاد


محمد اعظمی

در دفاع از انتخابات آزاد
نکاتی پیرامون "کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه"


به دعوت کانون مدافعان حقوق بشر ایران، ۲۳ تن از فعالان سیاسی و حقوق بشر کشورمان بر مبنای معیارها و ضوابط تعریف شده در اعلامیه های جهانی حقوق بشر و میثاق های مربوط به آن، کمیته ای برای دفاع از انتخابات آزاد را تشکیل داده اند. شیرین عبادی، یکی از افراد موثر این کمیته، "اطلاع رسانی" و "فرهنگ سازی" را از اهداف این کمیته دانسته است.
تشکیل این کمیته و هدفی که فرا روی خود نهاده است، حتی اگر محدود به "اطلاع رسانی" و "فرهنگ سازی" باشد، بازهم مثبت است. اساس ضوابط بیست گانه ای که توسط این کمیته اعلام شده است، معیارهائی است که عموم جریانات آزادیخواه بارها بر آن تاکید کرده و انتخابات را با آن سنجیده اند. رعایت این معیارها برای بسیاری از جریانات، یکی از مهم ترین دلایل شرکت و یا تحریم انتخابات در جمهوری اسلامی بوده است. از این رو اگر هدف این کمیته تبلیغ (يا اطلاع رسانی و فرهنگ سازی) باشد، تکیه بر چنین معیارهائی در عمل گفتمان حاکم را به نقد مي کشد و ظرفیت آن را دارد که مورد پشتیبانی جریانات سیاسی مدعی دموکراسی قرار گیرد. تأیید و پشتیبانی از حرکت این کمیته، به مبارزه در جهت تحقق این معیارها ياری می رساند. پشتیبانی از مبارزه این کمیته برای انتخابات آزاد در چارچوب مبارزه برای دموکراسی قرار دارد. این که قدرت حاکم به این یا آن خواست گردن بگذارد یا نه، موضوع دیگری است. خطای بزرگی که برخی تشکل های سیاسی چپ مرتکب می شوند، این است که غالبا ظرفیت حکومت را ملاک پشتیبانی از طرح خواسته ها و مبارزه برای آن قرار می دهند. امروز حکومت ایران در مورد حقوق زنان، از ظرفیتی نزدیک به صفر برخوردار است. اگر تصور کنیم که حکومت ايدئولوژيک جمهوری اسلامی ظرفیت پذيرش حقوق برابر ميان زن و مرد را ندارد، آن وقت مبارزه برای "حقوق برابر" خطا به حساب می آيد. منظورم این است که در مبارزات مدنی و حقوقي و سیاسی نمی شود تنها میزان ظرفیت يا عدم ظرفیت جمهوری اسلامی را به عنوان معِیار در نظر گرفت. یا به عنوان مثال زندان سیاسی- به عنوان یکی از مهم ترين ابزارهای اعمال قدرت در حکومت های مستبد و خودکامه- را در نظر بگيريم. اگر از زاویه ظرفیت حکومت ها بخواهیم به آن نگاه کنیم، طبیعی است که مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی، توهم زا به نظر خواهد رسید.
به باور من دو نوع نگاه به خواست ها و چگونگی تحقق آن ها وجود دارد. یک نگاه، در پی این است که خواست ها را با حکومت در میان ‌نهد و تحقق آن ها را از او طلب کند. در این نگاه، حکومت فعال مایشاء است. در این صورت، لازم است که در طرح هر نوع خواستی، ظرفیت حکومت، در نظر گرفته شود. کسانی که همیشه در جریان مبارزه ظرفیت حکومت را برجسته می کنند، چه بخواهند و چه نخواهند چشم به بالا داشته و حکومت و ظرفیت آن را مبنای طرح خواست و دستیابی بدان در نظر می گیرند. نگاه دوم، جنبش مردم را موتور و نیروی محرکه اصلی برای دستیابی به خواست ها، در نظر می گیرد. از این دیدگاه، چگونگی تعیین خواست ها و مبارزه برای آن را میزان آمادگی و آگاهی مردم مشخص می کند. مهم این است که برای خواست های مدنی، نظير آزادی زندانیان سیاسی، آزادی احزاب، لغو اعدام، حق برابری زنان و مردان و غيره، مبارزه ای بتواند شکل گیرد. اين که جمهوری اسلامی به آن تسلیم شود يا نشود از قبل قابل پیش بینی نیست. اگر تسلیم هم نشود، رشد آگاهی عمومی در ضرورت دستیابی به چنین خواستی نقش تعیین کننده ای در مسیر سیاسی آینده جامعه خواهد داشت.
تا کنون، اغلب گروه های سياسی، به ويژه تشکل های چپ، هر آن جا که اقشار مختلف مردم خواستی را طرح و برای آن به مبارزه برخاسته اند، به حمایت از آن وارد مبارزه شده اند، اما همین ملاک را در مورد دیگر فعالان سیاسی به ندرت حاضرند به کار گيرند. شاید این یکی از دلایلی است که مبارزه سیاسی اپوزیسیون تا کنون نتوانسته است، نقش اثر گذاری داشته باشد.
کمیته دفاع از انتخابات آزاد، قصد دارد در چارچوب ضوابط بیست گانه خود مبارزه کند. ابعاد این مبارزه و چگونگی دستیابی به آن هنوز روشن نیست. اما می توان کوشید این خواست از محدوده "اطلاع رسانی" و "فرهنگ سازی" فراتر رود. تعمیق دادن آن ناممکن نیست. هم شعار انتخابات آزاد ظرفیت بالایی دارد، هم شرایط داخلی و بین المللی به سود چنین شعاری است.
خواست انتخابات آزاد خواستی عادلانه، رادیکال و دموکراتیک است. در جهان امروز و مطابق معیارهای بین‌المللی کنونی، کسی نمی تواند در برابر آن بایستد. حتی حکومت جمهوری اسلامی هم مدعی انتخابات آزاد است و خود را برخاسته از رای مردم می داند. این شیوه ای است دموکراتیک، که بدون جنگ و خونریزی، از طریق رای با قدرت تعیین و تکلیف می کند. یعنی با این شیوه اگر بتواند فراگیر شود قادر است حکومت های قدر قدرت را هم به زیر کشد. هم از این رو خواست و شعاری است رادیکال. در عین نرم بودن و محکمه پسند بودن، پذیرش و طرح آن نيز با کم ترین به اصطلاح هزینه روبروست. هر کسی در جامعه می تواند مدافع آن باشد و آن را تبلیغ کند. سرکوب کسانی که خواهان انتخابات آزاداند، برای حکومت بسیار دشوار است. این خواست، ظرفیت پشتیبانی جهانی را دارد، مشروط به اینکه مردم برایش به میدان کشیده شوند.
اما دو ضعف و مشکل اساسی نیز برای تبديل شدن این خواست به یک جنبشی عمومی وجود دارد.
نخست ضعفی است که به روحیه و روش و منش اپوزیسیون مدعی دموکراسی بر می گردد. تا کنون زاویه برخورد اپوزیسیون با حرکات و طرح های پیشنهادی دیگر فعالان سیاسی، یاری دهنده و تقویت کننده نبوده است. یک حرکت تا زمانی که اثر قابل مشاهده ای بر جا نگذاشته باشد، مورد بی توجهی قرار می گیرد. زمانی که در حدی مورد توجه قرار گرفت، آنگاه تهاجم به آن آغاز می شود. من پیش از این گفته و امروز باز می گویم قدرت جمهوری اسلامی این است که با جریانات مخالف عجیبی روبروست. هر طرح ، شعار و برنامه ای که در برابر این حکومت بر می خيزد ، برخی مخالفان، مجال از او می گیرند و می کوشند آن را سکه یک پول کنند. همین کمیته انتخابات آزاد را با ضوابط و معیارهای بیست گانه آن، در نظر بگیریم. از احزاب و سازمان ها و تشکل های سیاسی آزادیخواه کدام جریان مخالف انتخابات آزاد بوده است. به جرات می گویم حداقل عموم احزاب و سازمان ها و فعالان سیاسی اپوزیسیون بارها انتخابات در جمهوری اسلامی را، با همین معیارها به نقد کشیده اند. حال که نیروئی در داخل کشور اعلام کرده است می خواهد همان سیاست مورد پذیرش آنها را تبلیغ کند، معلوم نیست چرا ساکت نشسته اند و با سکوت خود کمک به خاکسپاری اش می کنند. دور از انتظار نیست که اگر این حرکت انعکاسی پیدا کند، حمله آغاز شود. این تفکر در حالی که تفاوت ها را با میکرسکوپ می نگرد ، چشم ها را بر اشتراکات در زیر تلسکوپ هم بسته نگاه می دارد.
امید من این است که به تجربه های منفی گذشته نظر اندازیم و برای تغییر در روش خود و کارا کردن سیاست های اپوزیسیون، طرح جدیدی دراندازیم.
مشکل دیگر، مربوط به ضعف فعالانی است که این کمیته را ایجاد کرده اند. برخی از بانیان این کمیته تا کنون، در برابر هیچ یک از انتخابات غیر دموکراتیک جمهوری اسلامی محکم نایستاده اند. اغلب آن ها که در انتخابات شرکت کرده اند، ایستادگی شان تا آن جا بوده است که کاندیدایشان پذیرفته شود. به محض پذیرش، شعار انتخابات آزاد را مسکوت گذاشته اند. برای این که شعار انتخابات آزاد فضای داخل و حمایت جهانی را در خارج جلب کند، اپوزیسیون آزادیخواه نیازمند است که بر این دو ضعف غلبه کند. یعنی از سوئی هر فرد و سازمان سیاسی، هر مبارز و نهاد و تشکل حقوق بشری، صدای مبارزه برای انتخابات آزاد را به صورت جمعی و یا حتی به شکل فردی، پر طنین کند. از سوی دیگر این حرکت در صورتی به یک جنبش نیرومند بدل می شود، که در ایران نیز فعالان سیاسی در صحنه تا آخر بمانند و با تهدید و تطمیع پا پس نکشند. توجه داشته باشیم که این دو نیرو، از هم متاثرند. همدیگر را تقویت و یا تضعیف می کنند. به میزانی که هر کدام از این دو، سنجیده عمل کنند دیگری را در غلبه بر ضعف، یاری می رسانند.
از زاویه دیگری هم می توان به خواست و شعار "انتخابات آزاد" و این حرکت نگریست و نتایج آن را سنجید. امروز سایه شوم جنگ، بر فراز کشورمان بیش از گذشته پر رنگ شده است. هر چند جنگ خواهان و جنگ افروزان، در دو طرف غالب نیستند، اما تا بدان اندازه نیرومندند که امکان بر افروختن شعله جنگ را دارند. از آن جا که عامل اصلی این بحران جمهوری اسلامی است، به نظر من وظیفه اصلی ما اپوزیسیون آزادیخواه برای دور کردن سایه جنگ، باید متوجه این حکومت باشد. هر اندازه بتوانیم مبارزه خود را علیه حکومت جمهوری اسلامی پر طنین تر و نیرومندتر کنیم، به همان اندازه امکان درگیر شدن در این جنگ، که نابودی جان و ثروت مردم ایران را در پی دارد، کمتر می شود. اما متاسفانه تا کنون هم شعارهای اپوزیسیون کلی بوده و هم صفوف آنها پراکنده است. هر چند که اگر صفوفمان فشرده تر نیز شود، باز نیازمند شعارها و راه حل های فوری تری هستیم. تحقق اهداف و برنامه های اپوزیسیون برای استقرار دموکراسی به زمانی نیاز دارد که امروز برای جلوگیری از جنگ چندان موثر نیست. بسیج نیرو برای انتخابات آزاد شاید اگر درست به اجرا درآید، بتواند امکان جنگ را در این فرصت باقی مانده ضعیف کند. امروز حکومت مجبور است فضای انتخابات و بازار آن را گرم کند. جمهوری اسلامی می خواهد به هر ترفندی مردم را به پای صندوق ها بکشاند و با تقلب هم که شده، میزان مشارکت را بالا ببرد، تا به جهانیان بگوید که حکومتی است مشروع و مورد قبول اکثریت مردم ایران. حرکت در این فضا و طرح سیاست در این شرایط می تواند انعکاس بسیار گسترده تری داشته باشد. بذر سیاستی که در فضای عمومی انتخابات کاشته شود، امکان رشدش سریعتر و حاصل اش، پر بارتر خواهد شد. به ویژه این که امروز با توجه به وضعیت افغانستان و عراق و بی ثباتی پاکستان حمله به ایران برای کشورهای قدرتمند با ریسک بالاتری همراه است. طبیعی است در این شرایط شکل گیری جنبشی برای انتخابات آزاد، مورد توجه قرار گیرد. اگر اپوزیسیون آزادیخواه ایران بتواند شرایط را درست دریابد و حساسیت مقطع کنونی را درک کند با چنین راهکارهائی بهتر می تواند به عنوان مانعی در برابر خطر جنگ موثر افتد.

۱۸ آبان ۱۳۸۶