سیلی نقد و حلوای نسیه
این روزها دوستان مخالف شرکت در انتخابات از خوشحالی در پوست نمیگنجند. البته حق هم دارند چون با اقدام هیئتهای اجرایی دولت احمدی نژاد در رد صلاحیت گسترده بار دیگر به همه ثابت شده همانطور که آنها بارها و بارها تکرار کرده اند رژیم جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست و یا به قولی دیگر، شرکت در انتخابات غیر دموکراتیک راه رسیدن به دموکراسی نیست بلکه باید با مبارزه و بسیج مردم رژیم را تغییر داده ویا دموکراسی را به آن تحمیل کنیم.
اکنون فرض میکنیم این نظریه به اثبات رسیده است. حال میتوانیم به بررسی راههای موجود برای مبارزه بپردازیم. طبعا اولین قدم در این راه اینست که وقتی رژیم به اقدامات غیر دموکراتیک دست میزند به آن اعتراض کنیم. بخصوص اگر این اقدامات بر خلاف همان قوانینی باشد که خود رژیم وضع کرده است. یکی از این اقدامات غیر دموکراتیک که در روزهای اخیر انجام گرفته، رد صلاحیت تعداد زیادی از افرادی بوده که قصد نامزد شدن در انتخابات مجلس هشتم را داشته اند و از قضا طبق قوانین موجود کاملا هم صلاحیت دارند. طبعا این مناسب ترین فرصت برای اپوزیسیون جهت دست زدن به اقدام عملی است. خوب دوستان! چرا دست روی دست گذاشته اید؟ چرا به اعتراض بر نمی خیزید.؟چرا به مجامع بین الملل شکایت نمیبرید و چرا از این فرصت مناسب برای نامشروع نشان دادن رژیم استفاده نمیکنید؟ چرا مردم را به اعتراض بر علیه اقدام ضد دموکراسی فرا نمیخوانید؟ دوستانی که پیشنهاد ثبت نام گسترده نامزدها را مطرح میکردید، فرض کنید عده ای به فراخوان شما لبیک گفته و حالا رد صلاحیت شده اند. پیشنهاد شما برای اقدام بعدی چیست؟ چرا از حقوق نامزدهای خود دفاع نمیکنید؟
دریغ از یک اعلامیه، دریغ از یک فراخوان برای اعتراض. مثل اینکه گوش شنوایی وجود ندارد. همه سرمست از پیروزی اند، بدون اینکه توجه کنند که این پیروزی هدیه چه کسانی است.
"سنگ بزرگ علامت نزدن است". این تنها تعبیریست که برای این رفتارها میتوان بکار برد. در حالیکه برای مردم "سیلی نقد به از حلوای نسیه است".
قصدم متهم کردن کسی نیست. منظورم تنها بیان بخشی از واقعیتهای تلخ حاکم بر جامعه ایران است. من هم امیدی به اینکه با نوشتن چند جمله بتوانم تغییری در آن ایجاد کنم نبسته ام. اما واقعیتها تا زمانیکه دیده و گفته نشوند به تغییر تن در نمیدهند.
برای نشان دادن همزبانی و همراهی چپ ( افراطی) و راست (افراطی) اصولا نیازی به انگ زدن نیست. نیروهای راست همواره بدون پرداخت کمترین هزینه رفتار چپ روانه را به خدمت گرفته اند. اما چرا چپهای ما چشم خود را بر این واقیت میبندند. پاسخ ساده است. زیرا چپ روی بیماری کودکی جوامع عقب مانده است. در مطلب دیگری گفته بودم دلیل شکستهای جنبش های آزادیخواهی ایران قدرت ارتجاع است. برخی دوستان کمیت بزرگ نیروهای سکولار و روشنفکر ایران را نشانه بزرگ بودن این نیرو قلمداد میکنند. ولی توجه نمیکنند که عقب ماندگی یک جامعه شامل همه اجزای آن – از جمله روشنفکران – میشود. همین عقب ماندگی نیروی چپ مانع تبدیل این کمیت به نیروی مادی میگردد و همچنین باعث شده نیروهای راست براحتی از رفتار آنها بهره برداری کنند. ابتدا باتکیه بر چپروی آنها نیروهای میانی را به سمت خود جلب کرده و آنها را وسیله سرکوب نیرو های چپ و بخشی از جنبش قرار میدهند. سپس وقتی نوبت به سرکوب نیروهای میانی رسید آنها را دم تیغ نیروهای چپ میدهند و چپها هم ندانسته همان راهی را میروند که راست طراحی کرده . اینست مفهوم واقعی تز "تفرقه بینداز و حکومت کن" که ما طوطی وار بارها آنرا تکرار میکنیم ولی خود ناخواسته در دام آن هستیم.
لابد میگویید روشنفکر که عقب مانده نمیشود. ولی چه نشانه ای بالاتر از تفرقه برای عقب ماندگی سراغ دارید، آنهم در شرایطی که زمینه گسترده ای برای اتحاد این نیرو وجود دارد. اما چه عاملی باعث این تفرقه است؟ چپ روی. چگونه؟ خیلی ساده. فرض کنید شما همراه یک گروه که اعضای آن از توانایی های بدنی متفاوت برخوردارند، قصد دارید از یک مسیر سخت که دشمنی هم در آن به کمین نشسته عبور کنید. واضح است برای حفظ انسجام گروه ، کسانی که از توانایی جسمی بالاتری برخوردارند باید خود را با بقیه گروه هماهنگ کرده و ملایمتر حرکت کنند. در غیر اینصورت نیروهای ضعیفت تر عقب میمانند و بین گروه تفرقه ایجاد میشود. در نتیجه نیروهای قوی که سریعتر حرکت می کنند زودتر به کمین دشمن رسیده ویکی پس از دیگری به دام میافتند بدون آنکه بتوانند از کمک همراهان خود بهره ببرند. معنای این حرکت چپ روی است و کاملا بدیهی مینماید که دشمن کمین کرده در راه، از ابتدا با توصل به حیل مختلف نیروهای قوی تر را تشویق به استفاده از قدرت بدنی خود جهت حرکت سریع تر نماید.
هر چند میتوان رد پای این چپ رویها در مراحل مختلف جنبش آزادیخواهی جهان و ایران را با مثالهای متعدد و مستند نشان داد، من برای اجتناب از دراز شدن مطلب این مهم را به مبحث دیگری واگذار کرده، دراینچا، برای اثبات صداقت گفتار، دوستان را به بهره گیری از این فرصت گرانبها جهت نشان دادن عدم مشروعیت راست ترین و ارتجاعی ترین جناح جمهوری اسلامی فرا خوانده و آنها را برای اعتراض به این اقدام ضد دموکراتیک به یک حرکت جمعی فراگیر دعوت میکنم.
با تشکر ح- سعیدی 6 بهمن 1386 ، 26 ژانویه 2008
h.saidy@yahoo.com