انتخابات آزاد و انتخابات مجلس هشتم - 2
سوال: البته تشت «وانمودهای سرسختی نيروهای حاکم» در برابر کشورهای غربی از آسمان فرو افتاده است. بعد از آن نمايشهای خطرناکی که هستی کشور را در معرض نابودی قرار داده بود، نوبت به صاف کردن مسير کنار آمدن رسيده است و به گفته خامنه ای برقراری رابطه با آمريکا ديگر نشانه بی غيرتی نيست و خود اوست که زمان برقرای اين رابطه را نيز تعيين خواهد کرد. با اين مقدمات و اعلام آمادگی ها ظاهراً تصميم گرفته اند پای چنين موضوعی را به انتخابات نکشانند و خواست مردم مبنی بر حل مسالمت آميز بحران با غرب را به صورت ابزار جمع آوری رأی به دست جناح اصلاح طلب نسپارند. پس کشاندن اين موضوع به درون بحث امروز ما که در باره همسوئی نيروهای مخالف حکومت اسلامی بر سر دفاع از انتخابات آزاد و اين که قصد شرکت يا تشويق به شرکت در انتخابات مجلس هشتم چه نسبت و ربطی با انتخابات آزاد و اتخاذ سياست همسو در دفاع از آن دارد، جز بی ثمر گذاشتن اين بحث نتيجه ديگری نخواهد داشت. بنابراين برگرديم به موضوع اصلی.
با نگاه به وضعيت واقعی، آنچه از اعلام مواضع و اعتراضات لفظی و شکوائيه ها نتيجه گيری می شود اين است که در انتخابات در راه همه «اصلاح طلبان پيگير» و «اصلاح طلبان نيمه پيگير» ـ يا به قول شما نيروهائی که در حد معينی از اصلاحات دفاع می کنند ـ حتا پيش از آن که اسامی به صافی شورای نگهبان برسند، يا کنار گذاشته شده اند و يا خود از ثبت نام به عنوان کانديد خودداری کرده اند. اما شنيده نشده است که آنها از شرکت به عنوان رأی دهنده خودداری خواهند کرد. آيا از سوی اين نيروها انتظار اعتراض های جدی می رود يا اين که به مصلحت حفظ نظام و پايبندی به آن حذف شدگان همان راهی را خواهند رفت که در دوره مجلس هفتم کانديدهای اصلاح طلبان و در انتخابات دور پيشين رياست جمهوری معين، رفسنجانی و کروبی در پيش گرفتند؟
فتاپور: شما درست میگویید. بحث سیاست خارجی مستقیما به شرکت یا عدم شرکت در انتخابات ارتباط پیدا نمیکند. ولی همانطور که من در سوال های قبل مطرح کردم به نظر من مباحث مطرح در پروسه انتخابات برای نیروهایی چون ما محدوده ای وسیعتر از شرکت یا عدم شرکت را در بر میگیرد. من هم معتقدم که بحث امروز ما موضوع سیاست خارجی نیست و من هم قصد ندارم در این زمینه به جزئیات بپردازم و راجع به تحلیل شما اظهار نظر کنم و آنرا به یک بحث دیگر موکول میکنم ولی اشاره به اهمیت بحث سیاست خارجی و ارائه سیاست در این رابطه در پروسه انتخابات به این دلیل است که این موضوع یکی از مسائل مرکزی جامعه ماست و بدرستی بخش عمده مردم چه آنان که در انتخابات شرکت میکنند و چه آنان که در انتخابات شرکت نمیکنند، به آن توجه دارند. من تصور نمیکنم نادرستی ادعای آقای احمدی نژاد در اینکه پایداری حکومت در برابر غرب مضمون دفاع از منافع ملی داشته و شرایط مساعدتری برای ایران در برخورد با غرب، پدید آورده در سطح عمومی جامعه موضوعی بدیهی و حل شده باشد. این منطق بیاری تبلیغات انحصاری دولتی امکان نفوذ دارد و در حد خود میتواند بر انتخابات نیز موثر باشد. به همین دلیل توضیح نادرستی این ادعا و ارائه سیاست در این زمینه با موضوع انتخابات بی رابطه نیست.
در مورد سوال شما در رابطه با واکنش نیروهایی که حذف شدهاند، کسانی که شما نام آوردید یعنی آقای کروبی و رفسنجانی در گذشته نشان دادهاند که ترجیح میدهند مستقیما در برابر ولی فقیه قرار نگیرند و اگر حذف هواداران آنان با تایید ولی فقیه باشد، انتقاد و شکایت خود را تنها در محافل بسته درون رژیم طرح کنند. من تصور نمیکنم آنان در این انتخابات نیز روش دیگری در پیش گیرند. بالاخص آقای کروبی که در این انتخابات تلاش نموده فاصله خود با اصلاح طلبان رادیکالتر را بنمایش گذارده و در میان محافظه کاران معتدلتر همزبان بیابد.
حزب مشارکت در گذشته بگونه دیگری برخورد کرده. در تحصن اعتراضی نمایندگان مجلس به روند انتخابات مجلس هفتم کادرهای رهبری این حزب و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مثل آقای محمد رضا خاتمی و بهزاد نبوی شرکت داشتند. مباحثات درون حزب در تحلیل شکست، به نتایجی متفاوت از آنچه ما و یا کسانی مثل آقای حجاریان و عبدی رسید و رهبری جدید حزب پس از آخرین کنگره این حزب و کناررفتن آقای محمد رضا خاتمی باین نتیجه رسید که با توجه به نقش دولت در ایران، حضور در قدرت حتی برای ارتباط گیری با نهادهای مدنی ضرور است و در این راه نزدیکی به نیروهای حاشیه ویا بیرون حکومت با توجه به پراکندگی و ضعف این جریانها کم سود و پرهزینه است و راه همزبانی با نیروهای معتدل جبهه اصلاحات و حتی محافظه کاران معتدل را در پیش گرفت و جبهه دمکراسی و حقوق بشر مطرح شده توسط آقای معین کنار گذاشته شد. مقایسه برنامه انتخاباتی اخیر حزب مشارکت با برنامههای پیشین و بالاخص برنامه طرح شده توسط آقای دکتر معین چنین سمت گیری را بروشنی منعکس میکند. به همین دلیل واکنش رهبری حزب مشارکت به اعمال فشارهای سنگین انتخابات پیش رو روشن نیست ولی بهرحال کسانی در درون این حزب و نیروهای منفرد به روند انتخابات اعتراض کرده و از حق خود دفاع خواهند کرد. موضع خانم شیرین عبادی و کمیته های تشکیل شده در این زمینه در دفاع حقوقی از حذف شدگان اقدامی است صحیح و قابل تایید. به نظر من ما نیز باید بکوشیم در چارچوب خواست انتخابات آزاد و مخالفت با کل نظارت استصوابی شورای نگهبان، این اعتراضات را در سطح وسیعتر منعکس کرده و در مجامع مدافع حقوق بشر در سطح بین المللی طرح سازیم.
قسمت اول