تحریم ، شرکت و یا اعتراض سفید؟
تحریم ، شرکت و یا اعتراض سفید؟
مسعود آذری
2008- 03-03
به برگزاری انتخابات دور هشتم مجلس دو هفته ای باقی نمانده و اکثر نیروهای سیاسی همچون گذشته یا مسئله تحریم ، شرکت و یا شرکت مشروط را در حوزه هایی که کاندیداهایی برای رای دادن باقی مانده است را تجویز می کنند.
دلائل و استدلا ت مربوط به هر گروه و دسته و حزبی هم مبنی بر تحریم ، همان لیست تکراری مشروعیت ندادن به رژیم ، عدم برگزاری انتخابات آزاد ، موانع ساختاری رژیم حقیقی و حقوقی، تجربه دوران هشت ساله اصلاح طلبان بویژه در مجلس ششم و ..... مواردی از این دست هست.
سئوال اولیه من برای ایندسته از بازیگران سیاسی این هست که شما با این سیاست تکراری چه دستاوردهای عملی تاکنون برای به عقب راندن نیروهای اقتدار گر و محافظه کار در شطرنج سیاسی میدان مبارزاتی کسب کردید؟
سئوال بعدی این هست ؛ شما آگاهانه مجلس هشتم رو دو دستی در اختیار اصولگرایان قرار میدهید، قدم بعدی تان با توجه به اتخاذ چنین سیاستی چه خواهد بود؟
من ابتدا دلائل شرکت در انتخابات رو ، تاکید کنم هر انتخابات دموکراتیک و یا غیر دموکراتیک رو خدمت شما عرض میکنم :
نيروی سياسی دموکرات هيچ اهرمی بدون حمايت و مشارکت توده ای جهت پيشبرد آماج های خود در اختيار ندارد و شالوده اساسی نیروی سیاسی دموکرات در سه وجه پذیرش پلورالیسم سیاسی، اعتقاد به ادواری بودن قدرت سیاسی و التزام عملی به انتخابات آزاد هست.
اين نيرو در عين حال همواره و در هر شرايط سياسی ـ اجتماعی می بايست در جهت آگاه سازی و گسترش فرهنگ دموکراسی شهروندانش قدم بردارد. شرکت در انتخابات، حتی با وجود صافی شورای نگهبان در رد فله ای و نبود آزادی انتخابات در راستای تامين چنين هدفی ست. حتی اگر کانديد اهای مورد نظر و " صالحی" هم وجود نداشت آنگاه به شرکت در انتخابات و دادن رای سفيد به نشانه اعتراض می توان بسنده کرد. مضمون پیام اعتراض سفید در حقیقت نشان دادن حق اعتراض در قدم اول و بیانگر حضور ، اعلام رسمی و قابل شمارش رای دهندگان مبنی بر عدم وجود انتخابات آزاد هست.
چنين سياستی اعتقاد بنيادين نيروی دموکرات به اصل وفاداری به انتخاب و احترام به آرا مردم در هر شرايط سياسی ـ اجتماعی را ملحوظ می دارد، و وفاداری و عهد به ميثاق به ارزشهايی چون حکومت قانون، شکيبايی، تحمل مخالف، حتی در دوران محدوديت آزاديهای سياسی را در عمل نشان می دهد. این روش قابلیت جذب میلیونها ایرانی خاموش و ناراضی را در دل خود داشته و می تواند بد یل قدرتمندی در مقابله با خواست رژیم مبنی بر شرکت گسترده در انتخابات باشد.
احزاب دموکرات باید از طريق کنش هاى سياسى خردورزانه خود بکوشند تا با دیدن ضعفهای رقیب سیاسی ؛ از آنجمله اصرار و جدیت آنها مبنی بر شرکت گسترده مردم در انتخابات و تبدیل همین اهرم به ضد خود ؛ به تغییر آرایش سیاسی به نفع نیروهای آزادیخواه جامعه ، بسوى جامعه انسانى ترى گام بردارند واین تنها و تنها با آگاهی تدریجی ملت و استفاده هنرمندانه از موقعیتهای ویژه نظیر انتخابات میسر هست و یکی از قویترین اهرمهای فشار اجتماعی و جنبش مدنی پیوند و هماهنگی آن با امر انتخابات و تصرف ستاد نمایندگی ملت است و نه واگذاری آن. به قولی نیروی سیاسی اپوزیسیون آزادیخواه صرفا وظیفه اش درانتظار نشستن برای فراهم شدن فرصت های سیاسی نیست ، بلکه ساختن و مهیا کردن فرصت سیاسی هنر راهبران هست. نگاهی به چگونگی فرارویی دموکراسی و نهادینه شدن آن در اروپا میتوان به سادگی به اثبات این نظریه پرداخت.
برخا ادعا میشود که شرکت در انتخابات معياری برای مشروعيت بخشيدن به نظام است و لذا باید همواره آنرا تحريم نمود.
بايد به اين دسته از دوستان گفت که درجه وعمق شرکت شهروندان در هر انتخاباتی ، فازغ از انتخابات در جمهوری اسلامی و يا انتخابات در روسیه و یا سوئد، نمايانگر ميزان سنجش اعتماد و تحرک پذيری مردم نسبت به موضوع انتخاب است و نه بيشتر.
مقوله مشروعیت به معنای پذیرش اتوریته حکومت کنندگان توسط شهروندان است و بس! و از این زاویه حتی نظام های دیکتاتور هم مشروعیت دارند. شما قبل از آنکه مشروعیت جمهوری اسلامی را به زیر سئوال ببرید، می باید اتوریته آن را بشکنید! لذا در مقام اپوزیسیون آزدیخواه وظیفه اولیه شکستن قدرت قانونی و مشروع نظام با سازوکارهای امروزی و در دسترس می باشد.
سیاست تحریم بسیار بسیار نادر و در شرایط استثنایی از آنجمله داشتن اطلاعات لازم و واقعی در رابطه با زوال و یا فروپاشی قطعی رژیم قابل بررسی هست و نه نسخه پیچیده شده در تمامی انتخابات. نگاهی گذرا به فضای قبل از انتخابات دور هفتم مجلس و مقایسه آن با رفتار انتخاباتی مردم حاوی دروس بیشماری هست که متاسفانه مورد توجه تحریمیان قرار نمی گیرد.
فراموش نکرده ایم که بخش مهمی از اصلاح طلبان نظیر حزب مشارکت اسلامی ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، دفتر تحکیم وحدت به خاطر نبود شرایط برگزاری انتخابات آزاد همگام با بخش اعظم اپوزیسیون آزادی خواه خارج کشور، مردم را برای عدم شرکت در انتخابات، فرا خوانده بودند. اما نتیجه عملی آن این شد که حاکمیت بیش از پنجاه درصد حائزین شرایط ، یعنی بیش از 23 میلیون را به پای صندوق ها رای کشاند و مجلس در تصرف اقتدار گرایان قرار گرفت. در آندوره نیز دخالت شورای نگهبان و یورش محافظه کاران چه به شکل قانونی و غیر قانونی در پروسه انتخابات دخالت داشت؛ اما هیچکدام از اینها دلیل پیروزی اقتدارگرایان نبود.
هم اینگونه یادآوری انتخابات ریاست جمهوری در سال 76، اکثر نیروهای سیاسی داخل و خارج، مردم را برای تحریم فرا خوانده و بر این تصور و گمان بودند که کسی در انتخابات شرکت نمی کند و قطعا ناطق نوری، کاندید ولی فقیه از صندوق پیروز در خواهد آمد. اما مردم برخلاف تمامی پیش بینی ها به گسترده ترین شکل در انتخابات شرکت کردند و حماسه دوم خرداد آفریده شد. آیا براستی دوستانی که در آن زمان فرمان تحریم میراندند و همچنان نیز بر آن پایبندی و دلگرمی دارند ، به قدرت رای مردم و تاثیر آن در چگونگی توازن قوای سیاسی توجهی دارند؟
و یا به نتایج نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نگاهی گذرا داشته باشیم. در دور اول مجموع آرا آقایان معین، کروبی ، مهرعلیزاده و رفسنجانی حدود 16 میلیون و میزان سهم محافظه کاران با حضور احمدی نژاد، قالیباف و لاریجانی قریب 12 میلیون بود. و انتظار می رفت که آقای رفسنجانی با حداقل سه میلیون رای بیش از رقیب خود برنده دور دوم انتخابات باشند، اما چنین نشد! ارائه مجدد ارقام فوق در اینجا شکافتن دلائل تغییر 3 میلیون رای نیست بلکه نشان دادن چگونگی توزیع آرا در بین دو اردوگاه متفاوت از یکدیگر در آندوره از انتخابات ریاست جمهوری و صف بندی و حضور مجددشان در مبارزات انتخاباتی ایندوره از مجلس است.
طبق داده های آماری در مورد نتایج انتخابات دور نهم ریاست جمهوری ، جمع افراد راضی و خیلی راضی از نظام مجموعه 38 درصدی را به خود اختصاص می دادند، که معمولا در انتخابات شرکت می کنند. افراد بینابینی 28 درصد و افراد ناراضی و خیلی ناراضی هم 32 درصد بود. همچنین طبق نظر سنجی های موازی در آندوره حداقل 20 درصد مردم در انتخابات شرکت نمی کنند. اگر مبنا را همین اعداد بر شرایط امروزی قرار دهیم، میتوان انتظار داشت که اگر حتی نیمی از گروه بینابینی تصمیم به شرکت در انتخابات داشته باشند « همان اتفاقی که عملا در انتخابات دور نهم ریاست جمهوری صورت پذیرفت » بیش از 50 درصد شرکت کننده در انتخابات خواهند بود. بعبارت دیگر کسانی که تئوری تحریم را طرح و پی می گیرند به دلیل عدم توجه به چنین توزیعی از شرایط رای دهندگان عملا تاثیری در نتیجه انتخابات نداشته و بازی رو پیش از انتخابات واگذار می کنند.
اما اینکه اعتراض سفید با توجه به راه دراز و دشواری که در پذیرش آن توسط اپوزیسیون آزادیخواه داخل و خارج از کشور دارد؛ نهال نو رسیده ایست که می تواند حداقل نگاهی نوین را به چگونگی بداعت روشهای گوناگون و متنوع مبارزاتی بگشاید.
فراموش نکنیم که در دور انتخابات نهم ریاست جمهوری نرخ آرا سفید در شهرهای بزرگ حدود 11 درصد، در شهرهای با جمعیت نیم میلیون حدود 9 درصد و در شهرهای متوسط حدود 5 درصد بود.
اگر از تحلیل گر سیاسی بودن خسته و فرسوده شده ایم و می خواهیم اقدامی جدی که نماینگر بازیگر بودن ما در صحنه سیاسی باشد؛ این گوی و این میدان!