جهان گرایی و بنیاد گرایی
مرتضی ملک محمدی
26.1.2006
دولت جدید اکنون خود را سرا پا سرگرم احیای ارزش های فراموش شده انقلاب کرده است . شریعت گرایی و خرافه پرستی جای تجدد گرایی می نشیند , مستضعف پناهی و عدالت خواهی موهوم اسلامی جای شعار آزادی دوره اصلاحات را گرفته و جنگ سرد جایگذ ین گفتگوی تمدن ها می شود . به این ترتیب کاروان خسته انقلاب اسلامی ازبی راهه "اصلاحات" به مسیر اصلی و اصیل خود برگردانده شده و با اسب های ظاهرا تازه نفس دراین مسیر چهارنعل می تازد.
عاجل ترین وظیفه ای که دولت احمدی نژاد درمقابل خود قرارداده این است که تا آنجا که ممکن است فضای سیاسی و فرهنگی جامعه ایران را ازآثار آنچه به عنوان "عصر اصلاحات" نام گرفته پاک سازد. شعار بازگشت به عصرانقلاب اسلامی برای صراحت بخشیدن به همین وظیفه محوری طرح شده و دولت جدید اکنون خود را سرا پا سرگرم احیای ارزش های فراموش شده انقلاب کرده است . شریعت گرایی و خرافه پرستی جای تجدد گرایی می نشیند , مستضعف پناهی و عدالت خواهی موهوم اسلامی جای شعار آزادی دوره اصلاحات را گرفته و جنگ سرد جایگذ ین گفتگوی تمدن ها می شود . به این ترتیب کاروان خسته انقلاب اسلامی ازبی راهه "اصلاحات" به مسیر اصلی و اصیل خود برگردانده شده و با اسب های ظاهرا تازه نفس دراین مسیر چهارنعل می تازد .
گردو خاک این تاخت و تاز درجبهه جنگ سرد و زورآزمایی با "کفرجهانی" بیش از عرصه های دیگر به چشم می خورد. دولت احمدی نژاد تا کنون موفق شده با تحریک حساس ترین مسایل در این حوزه همچون انکار موجودیت اسراییل , حمایت علنی از گروهای تند رو اسلامی ودفاع ضمنی ازتجهیز ایران به سلاح اتمی بر چشم بهم زدنی فضایی جنگ سرد دوره اول انقلاب و اشغال سفارت آمریکا را برکشور حاکم کند و شرایط را برای پیشروی در جبهه های داخلی و تجدید قوای جمهوری اسلامی مهیا سازد.
اشغال سفارت آمریکا که نام انقلاب دوم هم بخود گرفت در حکم آن گرد بادی بود که با بهره جستن ازانرژی جریحه دارشده ملی ایرانیان وجو ضد امپریالیستی همه مسایل داخلی ایران را در خود گیرد, تمام گروه ها و جریان های اپوزسیون و نیمه اپوزسیون را در خود فرو برد واز هم بپاشاند و جمهوری اسلامی را در هیبتی خوفناک ترو تند خو تراز درون خود بیرون دهد. آیا این سناریو هم اکنون به دست دولت احمدی نژاد و با شعار استکبار ستیزی آغشته شده با مایه های ملی گرایی به همین نتایج منجر خواهد شد ؟
بی تردید نتیجه کار از پیش روشن نیست و در حوزه سیاست نتایج کار بستگی دارد به بازی خوب و بد کارگزاران سیاسی و اجتماعی. اگر بازی گران اپوزسیون ما مثل دیروز بازی کنند جواب بالا منفی نخواهد بود . مثلا اکنون از داخل کشور و از ناحیه آن اصلاح طلبانی که گفتگوی تمدن ها را مطرح می کردند هیچ صدایی به گوش نمی رسد. و در بخشی از اپوزسیون اصل دفاع از حق ایران به داشتن انرژی و فنا وری هسته ای و حتا سلاح هسته ای ماهیت سیاست و جریان بنیاد گرای حاکم را تحت الشعاع قرار داده است . گروه نخست بخاطر منافع اسلامی و گروه دوم بگمان دفاع از"کیان ایران" دارند به این گرد باد کشیده می شوند. درگوشه های خلوت تر و رادیکال تر اپوزسیون هم آرام آرام نغمه های" فراموش شده ضد امپریالیستی" جان می گیرد، آیا همه دارند صف های شان را برای رژه رفتن مقابل سفارت آماده می کنند. بی گمان نه , تفاوت بارز شرایط امروز با دیروز این است که درمقابل سفارت آمریکا صف های دیگری هم کشیده می شوند، صف هایی برای نام نویسی و گرفتن ا ونیفرم ارتش آمریکا و جنگیدن برای نجات وطن.
صدای دیگری هم هست؟ آری ، زمزمه ای هست که ما را به صلح ، به جهان روایی ، به جهان گرایی به همزیستی با ملت های دیگر فرا می خواند. این صدای امروزی جنبش دموکراتیک است که اگردراین همهمه بازار"ملی گرایی " و اسلام پناهی بقدر کافی هشیار نباشد ممکن است بار دیگر و برای مدتی نامعلوم بکلی محو شود همان طورکه بر سرنوشت "گفتگوی تمدن ها" رفت ". گفتگوی تمدن ها" ، به این دلیل که امید به یک زندکی آرام و بدوراز تشنج درخانواده جهانی را برای ایرانیان نوید می داد در آغاز گل کرد و بدل خوش نشست. اما به این دلیل که تمدنی در پشت آن نبود یا بار گنک و سنگینی چون تمدن اسلامی را بردوش داشت بزودی از نفس افتاد و به کنج مهجورمحافل آکادمیک عقب نشست. مایه های اصیل این شعار اما بی گمان در جامعه ایران و درمیان اقشار و گروهای جدید و پیشرو آشنا به اوضاع واقعی عصری که جامعه جهانی در آن بسر می برد بسیار غنی است . عصر ما عصر جهان روایی و همزیستی با ملت های دیگراست .امروزه حفظ و حراست از منافع ملی به معنای پنهان شدن در پشت کوها و پناه گرفتن زیر کلاهک های اتمی نیست ، تنها این صدا ست که می تواند روی این گرد خاک آب بپاشد و هوا را پاکیزه کند . درچشم انداز این سیاست است که منافع ملی ایران بر پایه یک جامعه مدرن ، دموکراتیک و استوار بر توان مندی های اقتصادی و نیروی انسانی آموزش دیده درصحنه جهان نمایان می شود ، نه آن تصویر هولناکی که بنیاد گرایان برای جامعه ما قاب می گیرند، تصویر انسان برهنه ای با پاهای لاغر فقر، که برعصای اتمی تکیه داده است .