طرح پيشنهادی "گروه کار اقوام ومبحث ملی"




آن چه ملاحظه می کنید شامل یک مقدمه و متن قطعنامه درباره مساله ملی و قومی است که برای همایش سوم اتحاد جمهوری خواهان تهیه شده است .

مقدمه
ضرورت رفع معضلات قومي درايران

سال ها است كه درکشورما ، خواست های برآورده نشده اقوام واقلیت های زبانی ـ فرهنگی ومذهبی ايرانی، بر روی هم انباشته  ودرحال گذار به یک معضل اجتماعی ـ سیاسی جدی است. بخش بزرگی از مردم كشور ازامكان آموزش زبان مادری محرومند. در تهران، اصفهان و يا مشهد كودكان به همان زبانی كه در خانه صحبت ميكنند درس ميخوانند، اما كودكان در آذربايجان و كردستان، بخش های عرب زبان خوزستان، ترکمن ها بلوچ ها، مجازبه آموزش زبان مادری خود درکنارزبان مشترک فارسی نیستند. دولت ها تا کنون، نسبت به تامین امكانات لازم برای توسعه وشکوفائی فرهنگ اقوام مختلف ايراني بی توجه بوده اند. اقوام ايراني درمناطق سکنای خود ، از حق انتخاب فرماندار، استانداروساير مقام های استاني؛ وکلا از اداره امورمحلی، محرومند. معضلی که سایر شهروندان ایران نیز درمناطق سکنای خود مواجه با آنند.

به خواستهای قومي، مشكلاتی اضافه ميشوند كه درسراسر ايران وجود دارد: نقض آزادی ها و حقوق زنان، فشار به اقليتهای مذهبی، ویژه درمناطق سنی نشین؛ سانسور كتاب ها، نشريهها و روزنامهها؛ دستگيری نويسندگان، بستن نهادهای مدنی، ويا محدود كردن فعاليت آنها؛ بيكاری، فقر، فحشاء، فساد دستگاههای اداری و قضايی؛ افزايش روزانه قيمت ها و نبودن امنيت شغلی و...در شماراین معضلات اند.

نارضایتی واعتراض به این اوضاع واحوال ناگوار تمام کشوری، با خواست های وِیژه اقوام ایرانی گره خورده، وضعیت بحرانی وگاه انفجاری دراین مناطق به وجود آورده است. انتشاریک كاريكاتوردرخردادماه 1385؛ امری که درشرایط عادی ممکن بود نادیده گرفته شود؛ با تظاهرات گسترده مردمی مواجه شد وگاه به خشونت کشیده شد. آن چه درآذربایجان رخ داد، خود شاهد این وضع انفجاری است.

درنبود آزادی های اجتماعی، محدود بودن گردهمائی ها وبرگزاری جشن وسرود وآوازخوانی وخفقان حاکم برکشور؛ مراسم عادی فرهنگی وبزرگداشت ها به سرعت با خواستههای قومي گره می خورد و خصلت سیاسی به خودگرفته فراگیرمی شود. حضور سالانه جوانان، شاعران ونوازندگان در قلعه بابك درآذربایجان، به يك جنبش اعتراضي سیاسی مبدل شده وهرسال گسترده ترمی شود.
امسال در روز جهانی زبان مادری در دانشگاهها و شهرهای بزرگ آذربايجان ودرجاهای دیگر، تظاهراتی صورت گرفت. بی گمان،اين گونه حرکات وابتکارات، در سالهای آتي تكرار خواهد شد. در بعضی مناطق كه در گذشته اقوام متفاوت با تفاهم در كنار يكديگر زندگی میكردند، اختلاف و درگيری به وجود آمده است. در اهواز وخرمشهرو آبادان كه در گذشته عرب ها بادیگرهم وطنان ایرانی خود درصفا و دوستی زندگی ميكردند، شكافي جدی بوجود آمده است.

سياست خارجی ماجراجويانه جمهوری اسلامی درجهان وخاورميانه ، به ویژه پس ازروی کارآمدن دولت احمدی نژاد؛ و مهم تر از همه، دامن زدن به بحران هسته ای، منجر به انزوای ایران درجامعه بین المللی ودرمنطقه گردیده است. اینک عملا ائتلافی ازقاطبه كشورهای مهم خاور ميانه برضد ايران درحال تکوین و شكل گيری است.
سیاست خصمانه دولت بوش نسبت به جمهوری اسلامی، دست جریانات راست افراطی درآمریکا و منطقه را برای تحریکات علیه ایران بازترگذاشته است. سوء استفاده وتحریک احساسات بی شائبه مردم ایران به ویژه جوانان درمیان اقوام تشکیل دهنده ملت ایران، بخشی ازاین استراتژی است. تحريكات قومی برخی از كشورهای همسايه ايران، اینک جنبه علنی بخود گرفته است. حوادثی كه در بلوچستان تكرار میشوند و برخی از نا آرامیهای خوزستان را میتوان در اين چارچوب قرارداد.

وجود استبداد وخفقان درسراسرکشور وتبعیضات گوناگون؛ برآورده نشدن خواست های مشروع اقوام واقلیت های زبانی ـ فرهنگی ومذهبی ازیک سو؛ تحريكات وتبلیغات روبه افزون كشورهای خارجی؛ وهم سوئی تاسف باربرخی افراد وگروه های ایرانی با آن ها، ولو ناخواسته وازروی احساسات قومی به خاطرمقابله بازورگوئی ها وتبعیضات دستگاه حاکمه ازسوی دیگر،. زمینه رابرای کشاندن مردم به سوی افراطیترين شعارها فراهم ساخته است. دراين شرايط است که گروههای افراطی میتوانند خواست های به حق برخاسته ازهويت قومی را با شعار های افراطی جدائی خواهی پیوندزنند. واگرچنین شعارهائی به خواست عمومی مبدل شود، سركوب هم نمیتواند مانع تجزيه كشورگردد.

پاسخ معقول و فوری به خواست های مشروع اقوا م ساکن ایران ، تنها راه پیشگیری از تبدیل شدن نارضائی های كنونی به یک بحران سیاسی کنترل ناپذیر؛ ویک امری ضروری وعاجل برای حفظ وحدت ميان اقوام ايرانی است که طی هزاره ها، همزیستی داشته ومتحدا ازاستقلال وتمامیت ارضی ایران پاسداری کرده اند.

طرح پیش نویس قطعنامه پیشنهادی "گروه کار اقوام ومبحث ملی"، بازتاب اصول و مبانی نظری اتحاد جمهوری خواهان ایران درموضوع اقوام واقلیت های زبانی ـ فرهنگی ومذهبی ایرانی؛ وحاوی راهکاری برای تامین خواست ها وحقوق مدنی اقوام واقلیت های، زبانی ـ فرهنگی ومذهبی آن هاست. پیکار برای تحقق آن ازهم اکنون بایدآغازشود وبباور ما تحقق بخشی ازآن ها حتی در جمهوری اسلامی نیزامکان پذیراست.


پیش نویس قطعنامه
پیشنهادی "گروه کار اقوام ومبحث ملی"


1- ایران کشورهمه اقوام ونیزهمبود های زبانی- فرهنگی ساکن آنست.هیچ یک ازآن ها، امتیازو برتری بردیگران ندارد وهمه باید ازحقوق شهروندی برابربرخوردارباشند. مظاهرهویت قومی در زمینه زبان و فرهنگ و هنر، باید محترم شمرده شود ومورد حمایت قانون قرارگرفته وراه رشد و شکوفایی آن ها فراهم گردد.

2 – اقوام تشکیل دهنده ی ملت ایران، ازیک هویت قومی- فرهنگی ویژه ای برخوردارند که ازجمله درزبان وگویش ها، درآداب و رسوم، مذهب، درفرهنگ وهنرآن ها بازتاب یافته است. این اقوام مستقل ازریشه وتباروهویت احترام برانگیزقومی شان؛ طی سده ها وهزاره ها زندگی وتاریخ وسرنوشت مشترک، ایرانی شده وبخش های بهم پیوسته ملت ایران را تشکیل می دهند که بیانگرتعلق ملی آن هاست. هویت قومی و تعلق ملی، مکمل یکدیگرواجزای جدایی ناپذیریک کل اند. هویت قومی، زبانی ـ فرهنگی شهروندان ایران وچندگونگی آن ازویژگی ها و تجلی بافت مردم شناسی ملت ایران درطول تاریخ بس دراز آنست.

3 - ما خواهان اقدام درراستای تحقق وشکوفائی مظاهرو شاخص های فرهنگی اقوام ایرانی هستیم وهرگونه تلاش وپافشاری برعدم اجرای چنین سیاستی را دركشوری با بافت قومی گوناگون و در موقعيت جغرافیایی- سیاسی ایران در منطقه، برای وحدت ملی ایرانیان زیانبارمی دانیم. جامعه دموکراتیک و پلورالیستی مطلوب ما، نه تنها بايد هویت فرهنگی، زبانی و دینی اقوام واقلیت های زبانی- فرهنگی ایرانی را محترم شمارد ، بلكه بايد شرايط لازم را برای بروزوبیان آزادانه و رشد و پرورش آنها فراهم آورد. تلاش وپیکاردرجهت دستیابی به این خواست ها می باید ازهم اکنون آغاز شود.

ما خواستاررفع هرگونه تبعیض ازاقوام ساکن ایرانیم که به ویژه درزمینه فرهنگی و آموزش زبان مادری و بکارگیری آن درامورمحلی، ازسوی دولت ها اعمال می شود. ما درعین حال مخالف هر گونه تبعیض و فشارهائی هسنیم که درجمهوری اسلامی علیه اقلیت های مذهبی اعمال می شود و
قویا خواستاررفع آن ها وتامین برابرحقوقی همه شهروندان ایرانی هستیم.

در عین حال، ما با هرگونه تلاش و سیاستی که ویژگی های قومی راعمده و مطلق کند و به تعصب ورزی قومی کشانده و به همبستگی سراسری ملی و وحدت سیاسی وتمامیت ارضی کشور، آسیب رساند، مخالفیم. ونیزهرنوع رویکرد و سیاستی که خصومت و نفرت میان اقوام تشکیل دهنده ملت ایران را دامن زند، محکوم می کنیم.
4 - فارسی زبان مشترک همه ایرانیان وزبان رسمی کشوراست. اما زبان مشترک به معنی تک زبانی نیست. آموزش زبان مادری ، درکنارزبان فارسی واستفاده و بکارگیری آن درامورمحلی و ترویج آن دررسانه های محلی ووسایل ارتباط جمعی؛ ونیزگنجاندن آموزش زبان های اقوام ایرانی دردروس اختیاری مدارس و دانشگاه ها، درشمارخواست های مهم دموکراتیک جمهوری خواهان ایران است. این اقدامات مناسبات ومراوده بیبشتر میان اقوام وهمبود های زبانی- فرهنگی را تسهیل می کند وباعث تقویت یگانگی ملی می گردد. چگونگی پیاده کردن این امر، نیازمند بررسی کارشناسانه است. همایش برلین از شورای هماهنگی منتخب خود می طلبد، تشکیل کمیسیون تخصصی صلاحیت داری دراین رابطه را پیکیری کند.

5 - ما خواستارتمرکززدایی درساختاراداری ودرپروژه های اقتصادی و توسعه منابع ملی کشور هستیم. زیرا، تمرکز زدائی می تواند دراین راستا راهگشا باشد ودررشد ناموزون اقتصادی- فرهنگی مناطق عقب افتاده کشور، تعدیل به وجود آورد وشرایط مساعدی را درایجاد فرصت های برابردرزمینه های گوناگون، مانند احرازبدون محدودیت پست های مدیریتی ومشاغل درهمه سطوح اداری مناطق وحکومتی ، فراهم آورد.

برای گذارازرژیم بسیارمتمرکزکنونی که ریشه های تاریخی طولانی دارد؛ و تحقق دمكراسی مبتنی برساختاری غیرمتمرکزوتامین مشارکت مردم درامورخود نیز، باید كارشناسانه عمل كرد و گام به گام پیش رفت. با این حال، آغاز وپیشبرد روند تمرکز زدایی ، مورد تاکید جدی اتحاد جمهوری خواهان ایران است وازهم اکنون باید برای تحقق آن تلاش ورزید .

6 – بباورما، سازماندهی حکومت و ساختار قدرت غیر متمرکزدرنظام اداری کشور، باید به نحوی باشد که همه استان های کشوررا به طور یکسان و با حقوق برابردربربگیرد تا شهروندان کشوربتوانند در مناطق مختلف، درآنچه که مربوط به زندگی فرهنگی، اموراداری، اقتصادی واجتماعی آنها ست، به طورفعال وکارساز، دخالت ومدیریت کنند وبا رعایت اصول ومبانی قانون اساسی واستقلال و یک پارچگی ایران، درهمه این زمینه ها، حق تصمیم گیری داشته باشند.
گزینش مناسب ترین شکل عدم تمرکزساختاردولت برای درج درقانون اساسی برعهده مجلس موسسان منتحب مردم ایران است.

طرح مشترک: نیره توحیدی، کمال ارس، بابک امیرخسروی، حبیب پرزین، کاظم علمداری و رضا فانی یزدی،.