مبارزه با خشونت علیه زنان (متن سخنرانی در همایش)

متن کامل سخنرانی هایده صنعتی در همآیش اتحاد جمهوری خواهان ایران در برلین، ۸ تا ۱۰ ژانویه ۲۰۰۴


هایده صنعتی

ژانویه ۲۰۰۴

عجیب اینجاست که باوجودیکه در سالهای اخیر پیشرفته تر ، بصیرتر و آگاهتر شده ایم، خشونت علیه زنان کاهش نیافته . مطلبی که نه تنها در ایران بلکه در اکثر کشورهای جهان صدق میکند.
و از آنجا که اتحاد جمهوریخواهان سیاستش بر پایه مبارزه علیه خشونت
استوار است پرداختن به این مهم بجا میباشد.
ابراز خشونت در یک اجتماع از ضرب و شتم زنان و کودکان شروع و به خشونت روانی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و مذهبی ادامه مییابد، که هرکدام بحثی جداگانه و مفصل دارد.
در مبحث مبارزه علیه خشونت، بخش چشمگیری به مبارزه علیه کتک خوردن زنان و کودکان اختصاص داده شده.
در بررسی عواملی که منجر به خشونت علیه زنان میشود باید به این نکته توجه کرد که 1- مردها به لحاظ جسمانی قویتر هستند و این را خود آنها بخوبی میدانند.
2- مقررات و قوانین قضایی هم سببی بوده اند که مردها به هر شکلی که میخواهند با زنها رفتار کنند.این قوانین در کشورهای اسلامی همیشه و در جهان غرب از دوران قوانین ناپلئونی تا قوانین انگلیس که در اغلب زمینه ها از مرد حمایت میکرد و تا قوانین آمریکا که بقول مارگریت راوالت در قرن نوزدهم فقط به صٍرف شکایت شوهر زنی را به بیمارستان روانی بیاندازند ، صادق بوده .
خانم راوالت معتقد است و تجربه هم نشان داده که حتی امروز هم در آمریکا بیشتر قوانین به سود مردان نوشته شده. و عجیب است که در کشوری مثل انگلستان که از دیرباز مهد دمکراسی بوده، زنان در شرایط بهتری قرار ندارند . درایران علاوه بر مطالب بالا تغیرات ویژه ای در جامعه صورت گرفته که ضرب و شتم و خشونت علیه زن را افزایش داده و آنهم وجود حکومت خشونت و زور و مذهبی میباشد.
وصف قوانین زور و قائل نبودن حقوق انسانی برای زنان. در چنین جامعه ای مردی که همسرش را مورد ضرب و شتم قرار میدهد کمتر با اعتراضات اجتماعی روبرو میشود.
بطور کلی انسانها تمایل دارند که ناراحتیهای خود را روی نزدیکتری کس به خود که هرروز آنها را میبند تخلیه کند . در این شرایط وقتی پیوند به نسبت ناگسستنی ازدواج و وجود بچه ها را در نظر بگیریم، بی حرمتی به زن محسوس تر میشود
زمانی که مرد در دوران کودکی در یک خانواده پر هرج و مرج بزرگ شده و در یک جامعه خشونت و زور زندگی کرده ومیان جامعه کوچکش که خانواده باشد و جوامع دیگر مانند مدرسه محل کار ادارات و دولت همآهنگی و تعادل نبیند میل به توهین و بی احترامی به زن در او افزایش مییابد.
در ارتباط با مسائلی که مطرح شد عامل دیگری به بروز خشونت و کتک زدن زنان دامن میزند و آن اعتیاد است. مرد الکلی بسیار خطرناک است زیرا خشم یکی از ویژگیهای شخصیت الکلی هاست.
حساذت یکی دیگر از علل بروز خشم است مردی که از عزت نفس اندک برخوردارباشد و از خودش بدش بیاید سایر مردان را دزد و راهزن می بیند و در مقام آزار و مجازات همسرش بر میآید مسلما بسیاری از این عوامل حالت ناخودآگاه دارد و رفتار در این موارد به شدت غیر منطقی است.
تعریف کلی خشم اینستکه خشم محصول شکسته شدن غرور و احساس حقارت و ترس و ضعف اعتماد به نفس است.انسانهای خشن از جریحه دار شدن غرورشان از خود بیشتر خشم نشان میدهند تا ترس، زیرا ابراز خشم و غیظ در نظر بسیاری از اشخاص نشانه شجاعت و جسارت است در حالی که ابراز ترس را دلیل ضعف و زبونی میدانند. بنابراین ترس را سرکوب میکنند و هرچه بیشتر فریاد میزنند در واقع خشونت و بروز خشم و تلافی کردن، برای اینگونه افراد نشانه تشخص و مرادف با قدرت است و یکی دیگر از علتهای بروز خشم و ارائه خشونت کسب عظمت و میل به پیروزی و برتری میباشد . افراد خشن در سطح جامعه پراکنده میباشند و هرگز نمی توان آنها را به طبقه فقیر و کم سواد و یا کارگر محدود کرد آمار نشان داده که 25% از زنان کتک خورده، همسرانشان تحصیل کرده و دانشگاهی هستند
خشونت علیه زنان را میتوان به سه عامل نسبت داد>
1- ویژگیهای انفرادی مردها و زنها.
2- هنجارهای فرهنگی و ارزشهای خانواده، سنت و مذهب
3- سازمان خانواده ، جامعه و قوانین قضایی ( قانون خانواده)
مکتب روانشناسی و روانپزشکی میگوید که مردانی که علیه زنانشان خشونت دارند (جسمانی و یا روانی) پرخاشگرند و توان کنترل خود را ندارند و بعبارت دیگر بیمار روانی هستند.
موضوع بعدی به جامعه شناسی میرسد در این جا نکته مهم اینستکه ساختار جامعه تا چه اندازه روی ضرب و شتم زنان به دست مردانشان اثر میگذارد.
ما اینجا به دو جنبه مهم از ساختار اجتماعی میپردازیم جنبه اول مقررات و ارزشهای فرهنگی است که رفتار اعضای جامعه را هدایت میکند بخصوص در جامعه کنونی ایران در حال حاضر از زمان حکومت دینی سند ازدواج در ضمن سندی برای کتک زدن میباشد.
جنبه دیگر ساختار اجتماعی است و آن طوریست که جامعه سازمان مییابد
فقر ، میزان بیکاری، نبودن دفاتر مشاورتی خانواده، قوانین یکطرفه خانواده و طرز کار دادگاهها و جانیداری نظام قضایی از جنس مذکر.
خشونت در سطح جامعه را میتوان به چهار گروه تقسیم کرد:
1- خشونت علیه زنان ( نداشتن حق انتخاب شغل رشته تحصیلی حق طلاق حضانت فرزند..و..و...و
2- خشونت در رسانه های گروهی ( رادیو تلویزیون روزنامه تبلیغات سیاسی و پخش یک بعدی اخبار خشونت تبلیغات تحریک کننده برای خراب کردن فرد یا گروه رقیب....و...و....و
3- خشونت در محل کار و مدرسه
4- خشونت دولتی ( نداشتن آزادی در بیان آزادی قلم و تدریس، زندان شکنجه و اعدام کشتار در ملأ عام و...و...و....و...
و در پایان باید اشاره کنم که رفتارهای خشونت آمیز در بخش دولتی ، در حکم الگوی رفتاری بسیاری از شهروندان است .
سخنانم را با این جمله بپایان میرسانم که:
اتحاد جمهوریخواهان باید بداند که بدون مبارزه با خشونت علیه زنان در ابعاد مسیع جامعه و در تمام ارگانها به هدف ایجاد دموکراسی و رساندن جامعه از مردسالاری به مردم سالاری دست نخواهد یافت.

هایده صنعتی هامبورگ آلمان