گزارش دومين جلسه اتحاد جمهوری خواهان استکهلم

جلسه ساعت 3 روز يکشنبه آغاز و ساعت 7 پايان يافت.تعداد 29 نفر در اجلاس شرکت نمودند و در فضايی بسيار دوستانه پيرامون موضوع اتحادها به بحث و گفتگو پرداحتند و قرار بر اين شد که در جلسه بعدی در باره چگونگی بر خورد به جنبش های اجتماعی،فرهنگی و سياسی در ايران بحث شود. در پی نظرات و پيشنهادات دوستان در باره اتحادها را برای شما می نگارم. گزارشکر برای سايت جمهوری خواهان ايران مزدک ليماکشی.

November 1, 2003 06:56 PM

سايت جمهوری - گروه خبر:

جلسه ساعت 3 روز يکشنبه آغاز و ساعت 7 پايان يافت.تعداد 29 نفر در اجلاس شرکت نمودند و در فضايی بسيار دوستانه پيرامون موضوع اتحادها به بحث و گفتگو پرداحتند و قرار بر اين شد که در جلسه بعدی در باره چگونگی بر خورد به جنبش های اجتماعی،فرهنگی و سياسی در ايران بحث شود. در پی نظرات و پيشنهادات دوستان در باره اتحادها را برای شما می نگارم.
گزارشکر برای سايت جمهوری خواهان ايران مزدک ليماکشی.


دو جريان در سطح ملی و بين المللی فشارهای خود را بر جمهوری اسلامی افزايش می دهند و هر يک از اين دو جريان منافع خاص خود و روش های مبارزه ويژه خود را دارند.جريان اول دستگاه اداری بوش ، حکومت اسراييل وبه همراه آن ها دوستان داخلی شان سلطنت طلبان هستند که برای منافع تام و تمام آمريکا در ايران می جنگند روش اين گروهبندی ها اين است که استفاده از هر وسيله ای را در جهت منافع خود مشروع می شمارند.حمله به پايگاه های انرژی اتمی ايران،آغاز يک جنگ ويرانگر به مانند جنگ عليه عراق و....... جريان دوم نيروهای هوادار صلح ، دمکراسی و حقوق بشر در سراسر جهان و ايران هستند که با افرايش فشارها بر ايران برای پذيرش رعايت حقوق بشر ومخالفت با تروريسم و امضای قرارداد الحاقی 93-2 هم شرايط را دمکراتيزه کرده و هم مانع توجيه بوش برای آغاز جنگ جديدی می شوند.روش های همه گروهبندی های دمکراتيک در مسالمت آميز بودن آن است. تلاش نيروهای دمکراتيک بايد در اين باشد که رهبری پروسه تلاش برای استقرار دمکراسی را در دست گيرند.اتحاد گروهای جمهوری خواه در اين راستا قابل توضيح است.گرايشات مختلف جمهوری خواهی وجود دارند که سياست های متفاوتی را پی می گيرند .برخی از آن ها در همکاری با دستگاه اداری بوش زمينه را برای حمله به ايران فراهم می ساد و حتی بنا به گفته رامسفلد برای آن ها جاسوسی می کنند پس بحث اتحاد همه جمهوری خواهان بدون در نظر داشت سياست های آن ها عملی نيست.



بخشی از اين جمع همان هايی هستند که با جبهه دوم خرداد متحد بودند و اکنون بدون در نظرداشت گذشته و بدون نفی جمهوری اسلامی می خواهند جبهه جديدی را که مبارزه مسالمت آميز را اساس کار خود قرار می دهد سازمان دهند.ما بايد با جنبش مردمی از هر نوع آن هماهنگ شويم.در پلاتفرم جمهوری خواهان جمهوری اسلامی نفی نشده است.
من به خاتمی رای دادم و همواره اينطور فکر می کردم کردم که شکست جبهه دوم خرداد شکست ما و يک پيروزی برای محافظه کاران است که هيچگونه جای خوشحالی ندارد به نظر من ما بايد روشن کنيم که ما کيستيم وديگران چه کسانی هستند.در خارج از ايران يک نيروی سياسی که بتواند عملکرد مستقل از داخل داشته باشد ناممکن است.به نظر من اتحاد و اْتتلاف با مجاهدين و سلطنت طلبان غير ممکن است اما نيروهايی که منشور پاريس را امضا کردند نزدک ترين نيرو برای اْتتلاف با ما هستند.

هدف بايد اْتتلاف و اتحاد با نيروهای هوادار دمکراسی،صلح ،حقوق بشر و هواداران رژيم جمهوری پارلمانتاريستی باشد.اين اْتتلاف بايد هم در داخل و هم در جارج صورت بگيرد.اين کار داخل ايران با حساسيت خاص خود را دارد.اْتتلاف در داخل بايد در اکت های سياسی که متوجه تضعيف مابظه کاران است صورت گيرد.اينگونه همکاری ها به معنی اتحاد نيست اتحاد بايد با طرفداران جمهوری پارلمانتاريستی صورت گيرد.

ما نمی توانيم از جمهوری پارلمانی صحبت کنيم وآن را پايه اتحاد قرار دهيم زيرا جريانات ديگری هستند که جمهوری شورايی ،خلقی،کارگری و يا دمکراتيک می خواهند.به نظر من همه آنها می توانند فراکسيون های خود را در جبهه جمهوری خواهان داشته باشند.و در نهايت مجلس موسسان است که در مورد نوع جمهوری تصميم می گيرد.
ما بايد روی مفهوم جمهوری خواهی بيشتر بحث کنيم،اين برای همه ما موضوع جديدی است.اما موکول کردن نوع رژيم جمهوری به مجلس موسسان به مانند موکول کردن نوع رژيم به طور کل به مجلس موسسان است.در باره مفاهيمی چون جمهوری سکولار و جمهوری پارلمانتاریيستی با يد کار فکری شود.

ما در حال تدارک فکری يک آلتر ناتيو دمکراتيک هستيم که در گذشته وجود خارجی نداشته است.جبهه جمهوری خواهان نبايد بصورت يک سکت جديد شکل گيرد.شکل گيری اين جبهه بايد در طی يک پروسه زمان مند امکان پذير گردد.پروسه ای دمکراتيک از راه همکاری های عملی و اْتتلاف پيرامون مسايل کشوری.
جبهه جمهوری بايد پايه هايش را در اتحاد عمل نيروهای جمهوری خواه در مناطق مختلف در حرکت های مشخص به آزمايش بگذارد.ما در استکهلم بايد زمينه های همکاری مان را با گفتگوهای دو جانبه و چند جانبه مشخص نماييم.
تاکيد يک جانبه و خشک بر رژيم سکولار راه را بر همکاری های ما با داخل می بندد.رژيم های سکولار غير پارلمانتاريستی داريم که رژيم های ديکتاتوری و مورویسی يا مسلکی و پادشاهی هستند.تاکيد پلاتفرم جمهوری خواهان بر عدالت اجتماعی دارای اهميت است و بدون عدالت دمکراسی اهميت ندارد.

ما نمی خواهيم يک سازمان سياسی جديد درست کنيم.احزاب وسازمان ها وجود دارند.شالوده اتحاد بايد در ابـتدا ريخته شود ما همواره با هم جنگيده ايم اکنون وقت همکاری است و من عجله دارم.اگر همه جمهوری خواهان نتوانند با هم همکاری کنند جای تعجب دارد.

دوستان نبايد در مسله اتحادهای سياسی دخا لت خارجی دستگاه اداری بوش را در تحميل نيروهای دلخواه خود فراموش کنند.دستگاه اداری بوش تنها با تحميل يک جنگ و بمباران ايران می تواند به اين امر نايل آيد مخالفت با جنگ و زير فشار بردن آنهايی که با بوش همراهی می کنند به نفع دمکراسی در ايران است.نيروهای دمراتيک فقط در صورتی به قدرت می رسند که جنگی سر نگيرد و مبارزه مسالمت آميز به نـيجه برسد.
تحولات در ايران بسيار پيچيده است ،حزب مشارکت شرکت در انتخابات را منوط به شرايطی کرده است که می تواند مبارزه سياسی را عمق بيشتری بخشد.ما با يد به مسايل داخل ايران توجه بيشتری داشته باشيم.

در باره جنبش يا جبهه ناميدن حرکتی که آغاز گشته بايد بيشتر بحث کرد.به گمان من اين مسأله اهميتش در اين است که همه نيروهای جمهوری خواه ملی و دمکرات طی پروسه ای طولانی امکان يابند که متحد شوند.
جمهوری خواهان بايد مخالف دخالت نظامی بيگانگان به ايران،طرفدار تماميت ارضی ،مخالف هر نوع استبداد فردی وحزبی،متوجه به بافت مذهبی جامعه،و...باشند.
ما بايد بدانيم بدون اتحاد همه جمهوری خواهان امکان تاثير گذاری ما بر روندهای سياسی ايران بسيار کم است.ما بايد بدانيم که نيازمند همکاری با ديگران هسـتيم.
اتحاد يا ائتلاف اين يک مسئله مرکزی در باره همکاری جمهوری خواهان است.بايد نحله های مختلف جمهوری خواهی مواضع سياسی وارزشی خود را مشخص ساخته و همزمان در حرکت های ائتلافی با يکديگر شرکت جويند. ائتلا ف سياسی به معنی سمت گيری دراز مدت و سياسی است اما موضع گيری های سياسی امری مقطعی است و می توان در اين يا آن مورد با هم مخالف بود اما در مجمع در راستای مشابهی حرکت کرد.اما دوستانی معتقدند اول نمی توان تشکلی ايجاد کرد وسپس ائتلاف نمود.

هيج اتحاد فراگيری بدون يک جنبش واقعی در داخل امکان پذير نيست و دمکراسی راه و روش زندگی است.

گزارشگر برای سايت اتحاد جمهوری خواهان
مزدک ليماکشی