سايت جمهوری - گروه خبر: خبرنامه رويداد ، گفتگو با محمد رضا خاتمي
1- توافقنامه هستهاي ايران و اروپا كه در آن پذيرش تعليق غنيسازي اورانيوم از سوي ايران صورت گرفت، مهمترين رويداد سياسي هفته گذشته بود. ارزيابي جبهه مشاركت از اين توافق چيست و آيا با توجه به تحولات يك سال گذشته در روند هستهاي، نتايج به دست آمده را مثبت ميبينيد؟
جبهه مشاركت از 2 سال پيش در اين مورد مواضع صريح و روشني داشته است وزماني هم كه در مجلس ششم بوديم تا حد توان و امكان در پيشبرد اين مواضع كوشيديم و بحمدا... موفق هم بوديم.در طول 6 ماه گذشته هم تلاش كردهايم تا هم مواضع خود و هم خطرات و فرصتهاي پيش رو را با مسؤولان امر از بالاترين مقام تا ردههاي ديگر تصميمگيري مطرح كنيم.
آنچه اينك پيش آمده است شايد نتوان گفت پيروزي بزرگي است ولي از آنجا كه پيشگيري از يك خطر حتمي و فوري بود قابل تقدير است. تصميم گيري در اين مسأله شايد با تأخير صورت گرفته باشد و به همين دليل فوايد كمتري نسبت به قبل برآن مترتب خواهد بود، اما به مصداق اينكه جلوي ضرر را از هر جا بگيريم نفع است بايد از پآن استقبال كرد.
اصولاً نظر جبهه مشاركت اين بوده و هست كه برخورداري از هر دانش و فناوري از جمله تكنولوژي هستهاي، حق همه ملتها و از جمله ايران است اما ما مطمئن بوديم راهي كه آقايان ميرفتند نه تنها اين حق را به ما برنميگرداند بلكه خطرات عديدهاي هم متوجه كشور از جمله تماميت ارضي آن مينمود. الان هم اميدواريم با پيگيري اين روند و اعتمادسازي جهاني بتوانيم حق خود را اعاده كنيم.
البته ما همه توفيقها يا شكستهاي عرصه بينالمللي را معطوف به روند مردمسالاري در داخل كشور ميدانيم و به همين دليل با وضع فعلي سخت نگران هستيم چون پشتوانه مذاكره كنندگان بايد مردمي باشند كه نسبت به سياستهاي داخلي حكومت رضايت داشته باشند و چون اينچنين نيست بايد نگران بود كه يا بايد تسليم فشارهاي بيشتر بشوند و يا اينكه بايد كشور را به طرف جنگ و خرابي و ويراني بكشانند.
اگر هر چه زودتر روند حركتهاي ضد مردمي داخل كشور تغيير نكند مسائلي مثل موافقتنامههاي خارجي تنها به ابزار فشار تبديل خواهد شد و طرف خارجي هم زمينه را براي تحميل خواستههاي خود بر حكومتي كه پشتوانه مردمي ندارد هموارتر خواهد ديد.
2-به دنبال توافق هستهاي، راهيافتگان مجلس هفتم و برخي روزنامههاي تندرو مواضع شديدي عليه هيأت مذاكره كننده ايراني اتخاذ كردند. نظر شما در اين باره چيست؟
راهيافتگان دو مشكل اساسي در اين زمينه دارند: اول، فكر ميكنند در كشور و تصميمسازيها و تصميمگيريهاي آن نقش دارند. چنين نيست. آنها با اراده مردم بر سر كار نيامدهاند و به همين دليل قدرت و جرأت مقابله با اراده كسي كه آنها را بر سر كار آورده است، ندارند و به همين دليل پس از چند روزي خواهند فهميد (كمااينكه الان فهميدهاند) كه اين ميدان عرصه جولان آنها نخواهد بود.
دوم اينكه اصولاً در عرصه داخلي و خارجي جز به جنگ و حذف فكر نميكنند. جز مقابله آن هم از نوع خشن راهي بلد نيستند. مذاكره را سم مهلك براي خود ميدانند. راههاي تعامل را بلد نيستند و بنابراين حيات خود را فقط در رويارويي، نبرد و جنگ ميدانند و به همين دليل هم روز به روز در عرصه منطق و استدلال ضعيفتر و كم بنيهتر ميشوند.
مجموع اين دو حالت در هر موضوعي سبب شده است تا امروز همه ملت ايران و همه جهانيان به خوبي بدانند جايگاه مجلس هفتم كجاست و و آن چيست و به همين دليل مواضع آنها هم موجب انبساط خاطر است و هم كسي براي آنها ارزشي قائل نيست.
3-سخنگوي سپاه هفته گذشته در اظهاراتي با اشاره به حادثه دانشگاه علم و صنعت خواستار «پالايش در سطح مديريتي دانشگاهها» شد. با توجه به نقش بسيج دانشجويي در اين حوادث تحليل شما از ورود نظاميان به مسائل داخلي دانشگاهها بدين شكل چيست؟
خطر بزرگ امروز براي كشور حضور همهجانبه و علني نظاميان در عرصههاي مختلف است. امروز در روزنامهها خواندم بسيج يك دانشگاهي براي اخراج سفير انگليس ضربالاجل گذاشته و بعد هم تهديد كرده است كه اگر نشود چهها خواهد كرد.
هر چند اين خطر را بايد جدي گرفت ولي به نظرم اين كارها استفاده از آخرين توان براي ترساندن مردم است در هر سطحي، البته من مطمئن هستم بدنه بسيج كه از خود مردم هستند نسبت به اين كارها اعتراض دارند و اگر در جريان قرار بگيرند اجازه اين كارها را نخواهند داد. بنابراين حساب تني چند از سياسيكاران درون اين نيروهاي نظامي را بايد از بدنه مؤمن، متعهد و اصلاحطلب بسيج جدا كرد. بدنه بسيج همانها هستند كه همانند مردم يعني بيش از دوسوم آنها در جريان دوم خرداد به اصلاحات رأي دادند.
4-آقايان عليجاني، صابر و رحماني، زندانيان ملي-مذهبي با وجود پرداخت وثيقه آزاد نشدند و پس از چند روز انتظار خانوادهها، دادستان تهران و سخنگوي دستگاه قضايي اعلام كردند كه اين افراد در حال گذراندن دوران محكوميت خود هستند. موضع جبهه مشاركت درباره روند پرونده ملي-مذهبيها و ادامه بازداشت آنها چيست؟
برخورد با نيروهاي سياسي بيشتر يك تسويه حساب است تا رسيدگي واقعي به تخلفات احتمالي. دستگيري اين آقايان همانند تقريباً اكثريت قاطع همه زندانيان سياسي و مطبوعاتي هيچ محمل قانوني نداشته است و همين كه اينها نميتوانند دادگاه علني برگزار كنند نشانه خالي بودن دست آنها و واهي بودن اتهامات است. ما نه دستگيري آنها، نه سير رسيدگي به پرونده آنها و نه ادامه بازداشت آنها را منطبق بر موازين حقوقي و قانوني نميدانيم. همواره به اين نحوه كارها اعتراض كردهايم و از امكانات در اختيار خود براي تغيير اين روند استفاده كرده و ميكنيم.
5-كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس هفتم در جريان مذاكرات خود با وزير علوم به بهانه حادثه دانشگاه علم و صنعت، خواستار بركناري آقايان دكتر خانيكي و دكتر ظريفيان از معاونتهاي وزارت علوم شده است و اين دو تن را عامل گرايش دانشگاهها و دانشجويان به سوي سكولاريسم دانستهاند. با توجه به مواضع جبهه مشاركت در مورد مسائل دانشگاهها، نظر شما درباره اين اقدام راهيافتگان و نيز تحليل شما از رشد ديدگاههاي سكولار در دانشگاهها چيست؟
مهمترين عامل رشد سكولاريسم در هر جامعهاي نشان دادن چهره خشن بدون انعطاف و مداخله گرانه دين است. حال اگر عدهاي پيدا شوند كه خود را نماينده تام و تمام دين هم بدانند و خلق و خوي و تفكر خود و ارزشهاي خود ساخته را بخواهند به اسم دين بر جوامع قالب كنند طبيعي است كه از اولين واكنش، گريز از دين و سپس ستيز با اين دين موهوم خواهد بود. ديني كه مخالف حق انتخاب مردم باشد، ديني كه حريم خصوصي براي افراد نشناسد، ديني كه زبان ببرد و انديشه را خفه كند و دانشمند را به جرم انديشيدن به اعدام محكوم كند، همان سرنوشتي خواهد داشت كه دين ارباب كليسا در قرون وسطي پيدا كرد. اما من با افتخار ميگويم، يكي از بزرگترين دستاوردهاي جريان اصلاحات اين بود كه آنچنان چهره رحماني، آزاد انديش و منعطف از اسلام ارائه داد كه حتي كساني كه از دين گريزان بودند به آن تمايل پيدا كردند. جرم اين دوستاني كه شما اسم آنها را برديد اين است كه از ديني كه آزادي را قبول دارد و انديشه را محترم ميشمارد دفاع كردهاند و از دين متحجر برائت جستهاند. هيچ وقت اين دوستان نميتوانند مدافع دين مشركانه و غير انساني در هيچ كجا از جمله دانشگاهها باشند.
6-طي دو هفته گذشته دو تن از زنان فعال در حوزه مطبوعاتي و سازمانهاي غيردولتي در دان به سر بردهاند و طبق اطلاعات موجود، بازجويي از آنها توسط مردان انجام ميگيرد. موضع جبهه مشاركت در اين زمينه چيست و با توجه به آزادي بازداشتشدگان اينترنتي فكر ميكنيد روند پروندهسازي آخر به كدام سو ميرود؟
ما مواضع خود را اعلام كردهايم. به نظر ما هدف فعلي جناح اقتدارگرا ايجاد رعب و وحشت در بدنه جامعه بخصوص فعالين اجتماعي و نهادهاي مدني است. شنيدم يكي از آقايان آن طرف كه كانديداي رياست جمهوري هم هست در يك جلسه تصميمگيري، NGOها را پايگاه دشمن و دست پرورده «سيا» معرفي كرده و گفته است بايد آنها را ريشهكن كرد.
اما وقتي برخورد ميكنند ميبينند بايد با 80درصد جامعه برخورد كنند و بنابراين پس از برداشتن گام اول، خودشان دچار رعب ميشوند و مجبورند عقبنشيني كنند. زندانيان را آزاد كنند و نهادها را به حال خود واگذارند. بخصوص مقاومت و ايستادگي افراد و نهادها در نااميد كردن آنها نقش بسزايي داشته و دارد.
متأسفانه دولت هم آن طور كه بايد و شايد از يكي از مهمترين دستاوردهاي خود يعني نهادهاي مدني دفاع نميكند و آنها را بيدفاع گذاشته است. ما گزارشهاي بدي از نحوه برخورد با زندانيان داريم. آنها را به مسؤولان ذيربط منعكس كردهايم و اگر جوابي نگيريم شايد اقدامات ديگري لازم شود.
7-به گفته آقاي شكوري راد، رئيس ستاد انتخابات جبهه مشاركت، كميسيون برنامه حزب برنامه انتخاباتي جبهه مشاركت را تدوين كرده است. كليات اين برنامه چيست و هدف جبهه مشاركت از حضور با برنامه مشخص در انتخابات چيست؟
جبهه مشاركت از چند سال پيش با تشكيل كميسيون برنامه تلاش كرده است تا برنامه حزبي خود را براي اداره كشور تدوين كند. اصول كلي و مباني فكري ما در بيانيههاي كنگره تجلي يافته است. در اين مقطع احساس كرديم انتخابات رياست جمهوري فرصتي است تا با انسجام فكري و عملي، سياستهاي همهجانبه حزب را تدوين و اعلام كند تا براي اولين بار يك انتخابات با برنامه كار شده برگزار شود. بر همين اساس هم ما حتي تا مرحله تشكيل كابينه سايه پيش رفتهايم. اما محور اساسي برنامه در حقيقت يكي حق انسان براي آزاد زيستن و الزامات سياسي، اقتصادي و اجتماعي آن است يعني دموكراسي و آزادي فقط در عرصه سياسي مطرح نيست بلكه الزامات اقتصادي آن هم طرح است يا حق و تكليف در دگي خصوصي و اجتماعي افراد. و نكته ديگر با شناخت چالش و با تكيه بر تجربيات، براي توسعه كشور چه اقدامات و تغييراتي در سياست داخلي و خارجي بايد صورت گيرد. اينها الزاماتي است كه نميتوان به رفاه دست پيدا كرد مگر در صورت تحقق اين تغييرات.
8- در هفته گذشته به دنبال انتشار خبري مبتني بر قطعي شدن كانديداتوري دكتر معين، برخي راهيافتگان مجلس هفتم خواستار ردصلاحيت ايشان به خاطر استعفا در زمان حوادث كوي دانشگاه شدند. موضع شما در اين زمينه چيست و اصولاً درباره تأييد صلاحيت دكتر معين چه نظري داريد؟
ما ايرادي به تأييد صلاحيت كانديداها در دورههاي قبلي مثلاً آقاي فلاحيان نداريم ولي آقاياني كه خواستار ردصلاحيت ديگران ميشوند بايد جواب دهند اين چه نظام ارزشگذاري است كه در آن اين قبيل افراد تأييد ميشوند ولي كساني مثل آقاي معين با آن سوابق روشن بايد ردصلاحيت شوند. اگر جرم آقاي معين دفاع از دانشجويان بيپناه است بايد گفت آقاي معين به خاطر جرياني استعفا دادند كه رهبري آن را فاجعه دانستند و به امام زمان تسليت گفتند. به نظرم آقايان بايد كمي سنجيدهتر صحبت كنند تا بعداً دچار مشكل نشوند.
9- تحولات شكل گرفته در دولت جديد بوش، چشماندازي تندروتر از كابينه جديد را به تحليلگران ارائه كرده است. فكر ميكنيد با اين رويه، چالشهاي تازه در مناسبات ايران و آمريكا به وجود بيايد؟
نگاه ما به سياست خارجي از منظر سياست داخلي است. اگر ما حكومتي دموكراتيك و با پشتوانه قوي مردمي داشته باشيم هيچ كس نميتواند با اين حكومت مقابله كند. اما اگر حكومت از اين اقتدار مردمي تهي شود آن وقت كشورهاي حاشيه خليج فارس هم دندان طمع تيز ميكنند.البته اين مسأله به اين معني نيست كه ما دنبال سياست تنشزدايي و تعامل مثبت بر اساس منافع ملي با جهان نباشيم. اما نكته اساسي اين است كه اگر بخواهيم مستقل بمانيم بايد به مردم تكيه كنيم در غير اين صورت بالاخره فشارها روي دولت بي پشتوانه مردمي روزي مؤثر خواهد افتاد و در آن وقت منافع ملي و عزت كشور يكجا بر باد خواهد رفت.