سايت جمهوری - گروه خبر: |
|
• نوشتن در دنياي مجازي سرانجام كار دستشان داد. وبلاگ نويسان را ميگويم. نويسندگان اينترنتي پس از چندين سال نوشتن و گفتن از مسائل مختلف بالاخره گرفتار شدند. دادگاه انقلاب، دادستاني تهران يا اداره اماكن فرقي نميكند روزي كه تصميم گرفتند فعالان سياسي اصلاحطلب را كه در وبلاگهاي شخصي خود مطلب مينوشتند، بازداشت كنند احتمالا فكرش را هم نميكردند روزي بابت بازجويي از اينها مجبور شوند حساب پس دهند. حدود 2 ماه پيگيري و بازجويي از وبلاگ نويسان سياسي چيز دندانگيري نصيب بازجوها نكرد. شهرام رفيعزاده، روزبه ميرابراهيمي، فرشته قاضي و حنيف مزوعي چهرههايي بودند كه در سال 83 به واسطه قرار گرفتن در بطن پرونده وبلاگنويسان نامشان جهاني شد. |
اقتصادي: فرودگاه
يك افتتاح كميك و تراژيك
تراژيك? درام، كميك? واقعا كدام يك? ماجراي افتتاح فرودگاه امام خميني به كداميك از اينها ميماند? شايد هم تراژدي باشد و هم كميك. ماركس ميگويد: «وقايع در عالم دوبار اتفاق مي افتدأ مرتبه اول به صورت تراژيك و بار دوم به صورت كميك.» افتتاح فرودگاه امام پس از آنكه اشك همه را درآورد و مراحل آمادهسازي آن 36 سال به طول انجاميد در سال 83 توسط رييس جمهور به صورت سمبليك افتتاح شد. طولانيشدن ساخت اين فرودگاه آنقدر غمبار بود كه رييسجمهور دستور داده بود هر چه سريعتر نسبت به اتمام آن اقدام شود.
دومين افتتاح اما زماني بود كه احمدخرم با حضور در فرودگاه امام اولين نشست و برخاست رسمي از اين فرودگاه را شاهد بود و البته كار به دومين پرواز نكشيد چنانكه ماجرا به گونهيي پيش رفت كه در پايان جز خندهيي تلخ چيزي باقي نماند. اشغال باند فرودگاه توسط افراد مسلح و تعقيب هواپيماي مسافربري توسط جنگندههاي نظامي طنزي از ناهماهنگي و بههم ريختگي در سطوح مختلف ستادي و اجرايي اين پديده را نمايان كرد.
اكنون در آستانه سال جديد، وزير راه جديد، خبر از افتتاح جديدي در سال 84 ميدهد.
محمد رحمتي كه در هفتههاي اخير همسويي خوبي با محافظهكاران مجلس نشان داده است قول داده در صورت تامين اعتبارات، فرودگاه امام را در ارديبهشت سال آينده افتتاح كند. بيچاره ماركس نميدانست در سرزميني ممكن است اتفاقاتي سه بار روي دهد تا راجع به آن هم اظهارنظر كند. افتتاح تراژيك و كميك فرودگاه امام را در سال 83 شاهد بوديم. خدا سال آينده را به خير بگذراند.
سياسي: وبلاگ نويسان
دبليو دبليو دبليو دات كام!
نوشتن در دنياي مجازي سرانجام كار دستشان داد. وبلاگ نويسان را ميگويم. نويسندگان اينترنتي پس از چندين سال نوشتن و گفتن از مسائل مختلف بالاخره گرفتار شدند. دادگاه انقلاب، دادستاني تهران يا اداره اماكن فرقي نميكند روزي كه تصميم گرفتند فعالان سياسي اصلاحطلب را كه در وبلاگهاي شخصي خود مطلب مينوشتند، بازداشت كنند احتمالا فكرش را هم نميكردند روزي بابت بازجويي از اينها مجبور شوند حساب پس دهند. حدود 2 ماه پيگيري و بازجويي از وبلاگ نويسان سياسي چيز دندانگيري نصيب بازجوها نكرد. شهرام رفيعزاده، روزبه ميرابراهيمي، فرشته قاضي و حنيف مزوعي چهرههايي بودند كه در سال 83 به واسطه قرار گرفتن در بطن پرونده وبلاگنويسان نامشان جهاني شد. اينها پس از آزادي نزد رييس قوه قضاييه، فرمانده نيروي انتظامي و برخي ديگراز شخصيتهاي متنفذ نظام رفتند و از نحوه بازجوييها شكايت به عمل آوردند. اما زماني بچههاي وبلاگنويس،از وضع بحراني خارج شدند و خود ابتكار عمل را در دست گرفتند كه محمدعلي ابطحي مشاور رييسجمهور اظهارات آنها در هيات نظارت بر قانون اساسي را در سايت شخصي خود آورد و در سطح نظام نيز راييهاي گستردهيي را انجام داد.
اقدام ابطحي گرچه دركوتاهمدت محبوبيت بسياري براي وي بهبار آورد ولي مطمئنا در بلندمدت بي هزينه نخواهد بود. شايد سال 84 ابطحي مجبور شود بابت نوشتههايش در «وبنوشت» پاسخگوي قوه قضاييه باشد.
بين الملل:
...آسفالت بايد گردد!
از زماني كه موسسه نشنال جئوگرافيك زير فشار دلارهاي نفتي اعراب تصميم گرفت نام مجعولي را داخل پرانتزي در كنار نام خليج فارس قراردهد خيلي نگذشت كه صداي ايرانيان از سراسر جهان بلندشد.بچه مسلمان، جمهوريخواه، مشروطهخواه، كمونيست، همه و همه درجايگاهي قرارگرفتند تا اراده بي حرمتي خليج فارس را خنثي ساد.
نويسندگان دنياي مجازي اگر مرتبه اول در قضيه پرونده وبلاگنويسان خبرسازشدند، مرتبه دوم فعالتر و پوياتر از نهادهاي رسمي ديپلماتيك وارد عمل شده و اعتراض خود را به دنيا اعلام داشتند.در دنياي اينترنتيها فضاي شوخي و جدي به هم آميخته شد و در اين ميان شعارها و جملات قصاري نيز مطرح مي شد.معروفترين آن، طنزترين آن نيز بود:«خليج فارس ايران آسفالت بايد گردد!»
عقب نشيني موسسه امريكايي نشنال جئوگرافيك از اقدام ابلهانهيي كه ابتدا انجام داده بودند پيروزي بزرگي براي كل ايرانيان محسوب مي شد.يك همبستگي ملي براي نام ايران.بازي كه به اينجا رسيد تازه آقايان يادشان آمد ميتوانند مسابقات، همايشها و برنامههاي مختلفي تحت عنوان «خليج هميشه فارس» برگزار كنند.اما اين آش در ادامه خيلي شور شد چنانكه هر محلهيي تصميم گرفت مسابقات گل كوچكش را تحت عنوان جام خليج فارس برگزار كند، مدارس به بهانههاي مختلف جام خليج فارس برپا داشتند.حتي اگر كسي تصميم ميگرفت به مجموعه تفريحات سالم محل رفته و فوتبال دستي يا «تيگيم» بازي كند، نام خليج هميشه فارس را بابت بازي بايد يدك ميكشيد.حالا به سمينارها، همايشها، كنفرانسها و پلوخوريهاي مختلفي كه تحت اين بهانه برگزار شد كاري نداريم.خلاصه هرچه كه باشد اين خليج هميشه فارس است حتي اگر آسفالت شود! آنجا عشق مااست.
سياسي : مجلس هفتم
مجلسي براي تعامل
هفتم خرداد 83 مجلس شوراي اسلامي در حالي آغاز به كار كرد كه فعالان سياسي بر آن نام مجلس آبادگران گذاشته بودند.مجلس آبادگران از آن روز تا به حال، حرف و حديثهاي بسياري رقم زدهاست.گرچه ريش سفيدان اين مجلس خصوصا رييس و نواب رييس سعي داشتند مجلس هفتم را يك مجلس كاري و فارغ از جنجالهاي سياسي نشان دهند، اما نمايندگان راهيافته به پارلمان ايران بويژه آنها كه براي نخستين بار اين تجربه را به دست آوردهبودند، در طول اين مدت گاه چنان در اظهار نظر بيپروا عمل ميكردند كه عقلاي محافظهكار هفتهها در پي راستوريس كردن قضيه بر ميآمدند. موضوع جالبتر به ابتداي مجلس بازميگشت يعني آنگاه كه اصلاح طلبان به دليل انتخابات غيررقابتي و رد صلاحيت گسترده نيروهاي دوم خردادي، نمايندگان مجلس را راهيافته خطاب كردند، اما پس از آنكه اين موضوع حساسيت برانگيز شد و روزنامه وقايع اتفاقيه حكم توقيف گرفت،روزنامههاي اصلاح طلب نيز لفظ «نماينده» را به كار بردند.اما سايتهاي خبري اصلاح طلبان كه اكثرا فليتر هم شده بود برموضع قبلي پافشاري كردند.در داخل مجلس تكه كلام حداد عادل جمله سال شناخته شد:«مجلس بناي تعامل با دولت دارد.» اين جمله رييس مجلس الب
ته در عالم واقع چندان صورت عملي نگرفت.كاهش بودجه نهادهاي دولتي و سوال، استيضاح مكرر وزرا كه دومي با حكم مقام رهبري خاتمه پيدا كرد مثال نقض تعامل بود.اظهار نظرهاي آتشين آبادگران عليه دولت هم كه جاي خود را دارد.
مجلس شوراي اسلامي درسال 83 تحول ديگري را نيز شاهد بودأ بدان شكل كه پس از كش و قوسهاي فراوان سرانجام نمايندگان، تن به تغيير ساختمان مجلس دادند و از خيابان امام خميني به ميدان بهارستان نقل مكان كردند.
ورزشي: دايي
تا وقتي بدنش جواب ميدهد!
مطمئن باشيد تا وقتي بدنش جواب بدهد، از تيم ملي تكان نميخورد.نميدانيد علي دايي چه بدن حاضر جوابي دارد.فقط كافي است به بدنش بگويد «ف» در اين صورت اين بدن ميداند كه بايد به يكي از تيمهاي فنلاند، فيجي، فلسطين و يا فنرباغچه گل بد.فكرش را بكنيد اگر دايي حتي به بدنش ميگفت «ط دستهدار» جناب بدن از زير سنگ هم كه شده تيمي را كه اولش با اين حرف شروع شده باشد پيدا ميكرد و به آن هم گل ميزد.آن وقت بود كه ديگر نتيجه و يا نبيره پله و امثال پله هم در خواب نميديدند كه بتوانند تعداد گلهايشان را به دايي برسانند و انتقام پدربزرگ مادرشان را بگيرند.
اصلا همين كه دايي بدنش جواب ميدهد و راه به راه ركورد ميشكند كافي نيست.همين كه وقتي جلوي عادل فردوسي آن قدر مودب صحبت ميكند كه در يك جمله 25 بار عذرخواهي ميكند كافي نيست.او سال 83 آقاي گل جهان شد. باور كنيد كم كاري نيست. باور كنيد...
باز ورزشي: فريدون دي
چپ و راست دريبل زد!
وقتي چهره يكي را آنقدر ببيني و درباره اش بشنوي، دلت سنگ هم كه باشد دوست داري از نزديك او را ببيني حتي اگر شده ازش امضا هم بگيري.
آنقدر از «فريدون دي» در سال 83 شنيديم و عكسش را ديديم كه برايمان رويا بود پيراهن زيباي ملي را برتنش كنيم. انگاري باورمان شده بود كه او از رونالدو و زيدان هم بالاتر است كه اينقدر از او تعريف و تمجيد ميكنند.ولي بعد كه آمد و بازي كرد و ... كاغذهايمان را در جيب گذاشتيم و رفتيم سراغ اكبرغمخوار و از او امضا گرفتيم! آخر انتظار داشتيم حداقل دربازي با بحرين از چپ و راست دريبل بد و خلاصه بتركاند.
باز هم ورزشي:مصطفي دنيزلي
گرونتر از همهجا!
همان اولش كه گفتند او گرانترين مربي ليگ حرفهيي ايران است، شك نكرديم «آجورلو» و دارو دسته تيم پاس روي آبراموويچ را كم كردند و خلاصه تراولها را رو كردند.
تيم پاس با مربيگري دنيزلي هيچوقت از يادم نميرود.انگار يكي از بهترين روزهاي تمرين تيم جوان پاس بود.همه خيال ميكردند او چون گرانترين است، حتما ميگويد كه بازيكنان روي دو دستشان بايستند و با كف پا روپايي بند يا با توپ فوتبال پينگپنگ بازي كنند.
حوادث: بيجه
زلزله بيجه ريشتري!
هيچكس تصورش را نميكرد سال 83، تيتر يك روزنامههاي حوادث را يك جوان بيست و چند ساله فتح كند.هيچ كس تصورش را نميكرد كه بعد از خفاش شب، براي قاتل ديگري كه پيدا ميشود، لقب كم بياوريم و الزاما از لقب خودش براي معرفي استفاده كنيم.يعني «بيجه».
اولي را در اواسط سال 81 كشت.قتلهاي بعدياش هم اوايل سال 82 ادامه پيدا كرد.در تمام اين جنايات هولناك «بيجه» كودكان را به طرز فجيعي مورد آزار و اذيت قرارميداد.اما نيمه تمام گذاشتن قتل يك كودك، دست بيجه را رو كرد و توسط پليس دستگير شد. جالب بود.خيلي جالب بود وقتي بيجه در صحنه علني دادگاه بدون هيچ دلهره و پشيماني تمام جزييات را توضيح ميداد و ... قصه همچنان ادامه دارد.
باور كنيد زلزله فقط بلاياي طبيعي و لغزش زمين نيست.به اين جنايات انساني هم مي شود لقب زلزله را داد.زلزله از نوع «بيجه ريشتر».او چهارشنبه )ديروز (اعدام شد.
حوادث:سونامي
خاطرهيي تلخ!
جايي در زير اقيانوس نزديك به مرزهاي جنوب شرق آسيا دو صفحه عظيم سنگي زمين با ضخامت چندين هزار متر اصطكاك هزاران سالهشان را تاب نميآورند و تكان ميخورند.روي هم
مي لغد و بالاخره درگيريشان اختلاف سطحي را در اقيانوس ايجاد ميكند كه باعث ايجاد موجهاي عظيم در اقيانوس ميشود.
موجهايي كه با سرعت پانصد كيلومتر و ارتفاع سيمتر به ساحل رسيدند.
تصورش براي هر آدمي سخت وغيرقابل باور است.چند روز مانده به سال نوري ميلادي جنوب شرق آسيا ديگر هيچ شباهتي به بروشورهاي توريستي نداشت.ميليونها نفر آواره و بيسرپناه همه آن بروشورها و پوسترها را تحت الشعاع قرارداد.سونامي در خاطرها باقي ماند.
خودرو: پژو 206
صداي دوبس دوبس عروسك
رينگ اسپرت كه برايش بخري، باربند اسكي كه رويش نصب كني، چراغها را كه گربهيي بي و يك چنجر هم رويش بگذاري واي چي ميشود.وقتي كه ايران خودرو خبر از توليد مدل جديدي از پژو داد، هيچ كس فكرش را هم نميكرد اين ماشين، روزي به عنوان پديده سال 83 انتخاب شود.
هيچ كس تصورش را نميكرد كه وقتي اين ماشين را اسپرت كني، چقدر به قول تريپهاي جووني «ناز و خفن» ميشود.
پژو 206، بيش از هر وسيله ديگري امسال مورد استقبال عموم قرارگرفت.
خريد و فروش 206 در سال 83 بيشتر از هر وسيله نقليه ديگري بود.شكل ظاهرياش زيبا بود. فكرش را بكنيد سال 83 خيابانهاي تهران پر از اين عروسك)اصطلاحماشينبازهاي حرفهيي خطاب به ماشينهاي اسپرت شده( و صداي دوبس دوبساش بود.
تلويزيون:
وفاداري نقطهچينها
همين اول كار خودم ميگويم كه بدون در نظر گرفتن ده پانزده قسمت اول مجموعههاي مهران مديري، بدون شك تمام سريالهاي او پرمخاطبترين برنامههاي تلويزيون بوده. حداقل مديري آنقدر هنر داشت كه بعد از مجموعه پرمخاطب «پاورچين» يكي بهتر از آن را بسازد به نام نقطهچين.
و نقطه چين، تنها مجموعهيي بود كه در سال 83 بالاترين آمار مخاطب را بين تمام سريالهاي تلويزيوني داشت. بازي زيباي رضا شفيعي جم، سيامك انصاري و خود مهران مديري، اين بار جور ديگري بود و توانست تا مدتها مردم را شبها پاي تلويزيون ميخكوب كند و فرداي آن روز در كوچه و خيابان موضوع بحث مردم باشد.
مديري كارش را بلد است و در آن شكي نيست ولي همين كه او توانسته با توجه به همدلي كل گروه برنامه موفقي ارايه دهد مساله بياهميتي نيست. مديري طنز را ميشناسد و ظاهرا بهتر از هر كس ميداند چه بسازد و چه نسازد.
جشن خانه سينما
از پرداختن بيش از حد معذوريم!
جشن خانه سينماي امسال يكي از خبرسازترين بحثهاي هنري در سال 83 بود. اتفاقاتي كه در اين مراسم افتاد و حرف و حديثهاي بعد از آن، باعث شد در بخش سينماي كشور به اين مقوله به چشم يك پديده سال نگاه كنيم. دعواها، محروميت هنرپيشگان، استعفاهاي اجباري بعضي از مسوولان خانه سينما پيامدهاي اين جشن بود كه به بيحجابي متهم شد!
در همين حد به آن بسنده ميكنيم و از پرداختن بيش از حد به آن معذوريم!
سينما:
«مارمولك»?
اما پرفروشترين فيلم تاريخ سينماي ايران در سال 83 اكران شد. «نوروز امسال جايي نرويد» اين تنها شعاري بود كه اسفند سال 82 بر روي بيلبوردهاي تبليغاتي در سطح شهر نصب شده بود. منظور اين بود كه قرار است «مارمولك» اكران شود.
همكاري مثلث كمال تبريزي، پيمان قاسمخاني و پرويز پرستويي نشان داد كه تنها رضازاده نيست كه ركورد ميد.
بينالملل: انتخابات امريكا و عراق
چشمانداز تازه
حوزه بينالملل به واسطه گستردگي آن بيشترين اخبار صفحات روزنامهها را در طول يك سال به خود اختصاص ميدهد.
بيشك سال 83 نيز شاهد حوادث ريز و درشت در صحنه بينالملل بود. از انقلاب نارنجي در گرجستان و مرگ ياسر عرفات رهبر فقيد فلسطين گرفته تا برگزاري انتخابات امريكا در افغانستان و عراق و ترور اصلان مسخدوف رهبر جداييطلبان چچني، اينها اتفاقاتي بود كه به تناوب صدر اخبار رسانههاي جهان را به خود مشغول كرد. با اين وجود بسياري از ناظران برگزاري انتخابات در امريكا )پيروزي دوباره جرج بوش( و برگزاري انتخابات مجمع ملي عراق )پارلمان( را پديده سال در صحنه بينالملل ارزيابي ميكنند.
پيروزي بوش براي دومين سال متوالي از آن رو پديده معرفي ميشود كه وي برخلاف بسياري از تصورات كه معتقد به ادامه سياست
جنگ طلبانه بودند از در ديپلماسي و گفتوگو وارد تعامل با قضاياي جهاني شد.
امري كه موجب حيرت تحليلگران و به عبارتي برهم زدن بسياري از تحليلها در خصوص نوع برخورد امريكا با قضايايي چون پرونده هستهيي ايران، كره شمالي، صلح خاورميانه و طرح خاورميانه بزرگ شد.
اما برگزاري انتخابات در عراق نيز از آن رو مي تواند پديده سال تلقي شود كه براي نخستين بار در تاريخ اين كشور در پي برگزاري انتخاباتي آزاد معادله قوا، پس از نزديك به 50 سال شيعيان در نهايت به خواسته خود رسيدند و اكثريت مجلس را به خود اختصاص دادند.
اين تحول، چشمانداز تازهيي را پيش روي ناظران سياسي در خصوص آينده تحولات منطقه قرار داده است. )مهدي شكيبايي(
تلويزيون: بامشاد
وفاداري وفاداري
چه اهل تلويزيون باشيم و چه اهل تلويزيون نباشيم نميتوانيم فراگير بودن اين رسانه را نفي كنيم و نپذيريم. در سال 83 وقتي مجموعه نقطهچين از شبكه سوم پخش شد، هيچ كس فكرش را نميكرد كه بعد از جواد رضويان در پاورچين نفر ديگر هم باشد كه بهتر از او گل كند. بدون شك يكي از چهرههاي خبرساز سال 83 شخصيت «بامشاد» مجموعه طنز نقطهچين بود.
«بامشاد» يا همان «رضا شفيعيجم» آنقدر در دل مردم جا باز كرد كه در زمان پخش اين مجموعه در كوچه و خيابان يكسره حرف او بود و خيليها از اصطلاحات بامشادي وارد فرهنگ شفاهي مردم شد. او هم مثل ديگر پديدهها شايعه بسياري را همراه خود داشت و خبرسازيهاي متعددي روي او صورت گرفت. از خبر تصادف او گرفته تا خبر فوتش. و اينها هيچ كدام از محبوبيت او كم نكرد. بامشاد «وفادار»! دوباره در عيد نوروز امسال ميهمان خانههاي شماست. اما اين بار با يك چهره جديد. اين بار نامش كامبيز است!
سينما: اسكار و اسكورسيزي
به استاد، اسكار ندادند!
هيچكس تصورش را نميكرد كه در مراسم اسكار امسال فيلم او بهترين نشود و او جايزه بهترين كارگرداني را نگيرد. هيچكس فكرش را نميكرد كه امسال استاد جايزه نگيرد. شايد مهمترين اتفاق سينمايي سال در جهان، ندادن جايزه اسكار به استاد «اسكورسيزي» باشد و ندادن اسكار به فيلم او «هوانورد»!
همه منتظر بودند تا اسم «مارتين اسكورسيزي» براي دريافت اسكار بهترين كارگرداني خوانده شود اما در عين ناباوري، مجري مراسم اسم «كلينتايستوود» را خواند تا آنهايي كه عشق استاد بودند و تا ساعت 4 صبح بيدار نشسته بودند تا اسكار را در دست استاد ببينند تلويزيون را خاموش كنند و بخسبند!
حوادث: افسانه نوروزي
تلخ و شيرين!افسانه نوروزي كه مدت 8 سال از عمرش را در دان گذرانده بود، با گذشت خانواده مقتول از دان آزاد شد. اين 35 ساله از پديدههاي سال 83 به شمار ميرود.
افسانه نوروزي در سال 76 بخاطر دفاع از ناموس خود در كيش يكي از مديران محلي كه قصد تجاوز به وي را داشت با 32 ضربه چاقو به قتل رساند.
ابتدا قضات كيش پس