به دنبال هشت روز اعتراض و اعتصاب عمومی در مهاباد، رژیم این شهر را به صورت یک شهر کاملا نظامی در آورده و با حمله به منازل مردم در روزهای اخیر، ضمن اذیت و آزار آن ها، اقدام به دستگیری صدها جوان و شکنجه آن ها در بیدادگاه های خود کرده است. بنا بر گزارشی که امروز، شنبه ۱ مرداد برابر با ۲۳ ژوئیه، از مهاباد رسیده، در شهر شایع شده که دو تن از دستگیرشدگان، دو جوان سیزده و هجده ساله، بر اثر شکنجه در زندان مرکزی مهاباد جان باخته اند.
• مرگ «شوانه» و ناآرامي هاي مهاباد
خسرو كردپور در گفت وگو با شهروند
سايت جمهوری - گروه خبر: فضاي كردستان همچنان بحراني است. اين فضا به دنبال ناآرامي هاي چند ماه پيش در كردستان ابعاد وسيعتري به خود گرفت. با اين حال اين بدان معنا نيست كه حكومت در برخورد با مخالفانش در كردستان نرمش نشان مي دهد. به دنبال چند مورد اعدام فعالان كرد در كردستان، اينك عده اي از روزنامه نگاران منتقد نيز همچنان ادامه دوران حبس خود را تجربه مي كنند. خسرو كردپور يكي از روزنامه نگاران مستقل در سنندج در مصاحبه با راديو فردا مي گويد:
خسرو كردپور: فضاي كردستان با توجه به اين كه نهادهاي مدني و روزنامه نگاران در داخل كشور هم در تنگنا هستند، فضاي اجتماعي هم دارد سختتر مي شود. مستحضر هستيد كه اين يكي دو ماهي كه گذشت، فضا بسيار خشن بود و تقابلي بين حاكميت و مردم و جريانات سياسي به وجود آمد و در چند روز گذشته هم شاهد بوديم كه چند اعدام سياسي در اروميه داشتيم.
نازي عظيما (راديو فردا): سازمان گزارشگران بدون مرز در اطلاعيه اي خواستار آزادي فوري چهار روزنامه نگار كرد ايراني شده كه در دان هستند. بعد از ناآرامي هاي اخير كردستان و فضاي خشني كه شما هم به آن اشاره كرديد، به طوري كه دو تن در اين هفته اعدام شدند و عده اي هم برايشان مجازات اعدام در نظر گرفته شده، در حال حاضر مي توانيد بگوييد كه وضع در كردستان به چه صورت است؟
خسرو كردپور: وضعيت به صورت عادي برگشته، حالت عادي در تمام شهرها برقرار است، ولي بگير و ببندهايي هست از جمله روزنامه نگاراني كه طي يك ماه و نيم گذشته بازداشت شدند هنوز در دان هستند، از جمله اجلال قوامي كه در سنندج دست به اعتصاب غذا زده، همچنين مادي احمدي هم كه در مريوان است، او هم دست به اعتصاب غذا زده. وضعيت اين افراد هنوز مشخص نيست و نتوانستند با وثيقه آزاد شوند. از سوي كانون مدافعان حقوق بشر نيز قرار است چند نفر از وكلايي كه از روزنامه نگاران دفاع مي كنند، طي روزهاي آينده به منطقه سفر كنند و از اتهامات اين افراد دفاع كنند.
ن . ع: در اين اطلاعيه سازمان گزارشگران بدون مرز از داني شدن چهار روزنامه نگار خبر داده شده كه شما به دو تن اجلال قوامي و مادي احمدي اشاره كرديد. از وضعيت دو تن ديگر يعني سعيد ساعدي و خانم رويا طلوعي شما خبري نداريد؟
خسرو كردپور: كليه اين روزنامه نگاران بازداشتي در اختيار دادستاني هستند و دادستاني كردستان يا آذربايجان غربي بايد در رابطه با وضعيت اينها تصميم بگيرد و ظاهرا هنوز در بازداشت هستند و هنوز نتوانستند به وسيله وثيقه آزاد شوند.
ن . ع: در اين بيانيه گزارشگران بدون مرز گفته شده كه اين زندانيان را در دان هاي عادي نگه مي دارند، جايي كه قاچاقچيان و مرتكبان به قتل نگهداري مي شوند.
خسرو كردپور: با توجه به اين كه جرم سياسي هنوز تدوين نشده، حاكميت مي گويد ما داني سياسي نداريم و اين منافات دارد با اصل 168 قانون اساسي كه مي گويد جرايم سياسي بايد با حضور هيات منصفه و به صورت علني برگزار شود و لذا در تهران هم شاهد هستيم روزنامه نگاران و زندانيان سياسي در دان اوين به همين صورت نگهداري مي شوند و در كردستان هم اين وضعيت حاكم است و روزنامه نگاران با ساير زندانيان عادي كه جرايم مختلفي دارند در يك دان نگهداري مي شوند.
ن . ع: آيا نهادهاي مدني يا غيردولتي كه تا كنون در كردستان به وجود آمده، به آنها اسيبي رسيده و جلوي كارشان رفته شده؟
خسرو كردپور: اين روزنامه نگاراني كه دان هستند، اكثرا با انجيوهايي هم كه تشكيل شده بود در طي اين هفت هشت سالي كه آقاي خاتمي رياست جمهوري اسلامي را بر عهده داشتند، اكثرا اينها دان رفتند و در نتيجه اين فضاي مدني هم كه وجود داشت كم كم دارد بسته مي شود و احزاب سياسي هم كه اصلا اجازه فعاليت ندارند. و لذا كسي كه بخواهد چنين فعاليتي داشته باشد، به دان محكوم مي شود و مستحضريد كه در دان هايي هم كه وجود دارد، برخي حتي اعدام هم مي شوند.
----------------------------------------------
گزارش گران بدون مرز:
چهار روزنامه نگار دستگير شده در کردستان را آزاد کنيد
• گزارشگران بدون مرز روز پنجشنبه با انتشار اطلاعيه ای خواهان آزادی فوری مادح احمدی، اجلال اقوامی، سعيد ساعدی و رويا طلوعی روزنامه نگار کرد که در ماه های مرداد و شهريور دستگير شده اند گرديد و از مقامات مسئول حکومت ايران خواست درباره ی علل اين بازداشت ها توضيح بدهند
اخبار روز
پنجشنبه ١۷ شهريور ١٣٨۴
گزارشگران بدون مرز روز پنجشنبه با انتشار اطلاعيه ای خواهان آزادی فوری مادح احمدی، اجلال اقوامی، سعيد ساعدی و رويا طلوعی روزنامه نگار کرد که در ماه های مرداد و شهريور دستگير شده اند گرديد و از مقامات مسئول حکومت ايران خواست درباره ی علل اين بازداشت ها توضيح بدهند. در اطلاعيه گزارشگران بدون مرز آمده است:
تابستان هشتاد و چهار سالی تاسف بار برای مطبوعات و روزنامه نگاران در کردستان ايران است، علاوه بر توقيف نشريات، چهار روزنامه نگار از اوائل مرداد ماه دستگير و در دان بسرمی برند. تا امروز فقط اجلال قوامی روزنامه نگار هفته نامه پيام مردم کردستان محاکمه شده است.
گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی فوری و توضيح مقامات مسئول در باره علل بازداشت اين چهار روزنامه نگار است. برای ما غيرقابل پذيرش است که روزنامه نگاران دستگير شده در بند زندانيان عادی نگاهداری شوند. راست اين است مقامات مسئول ايران از زندانيان عادی برای آزار و اذيت زندانيان سياسی استفاده می کنند. گزارشگران بدون مرز به ويژه نگرانی خود را از وضعيت سلامت مادح احمدی و اجلال قوامی که در اعتصاب غذا بسر می برند اعلام می دارد.
شش شهريور ماه مادح احمدی روزنامه نگار مستقل و همکار بسياری از نشريات محلی به هنگام بازگشت از کردستان عراق در منطقه مرزی سرو آباد دستگير شد. علت دستگيری اين روزنامه نگار اعلام نشده است، اما وی در حال تحقيق در باره ی کشتار مردم روستای قارنا در دهه شصت بود. مدارک و اسناد و دست نوشته های ايشان توسط ماموران انتظامی به هنگام دستگيری ضبط شده است. مادح احمدی در حال حاضر در دان مريوان در بازداشت موقت بسر می برد و از روز پنجشنبه ده شهريور ماه در اعتراض به دستگيری خود دست به اعتصاب غذا زده است.
سه روزنامه نگار ديگر برای اطلاع رسانی در باره ی اعتراضات و جنبش اخير مردم در کردستان دستگير شده اند.
اجلال اقوامی روزنامه نگار هفته نامه ی توقيف شده پيام مردم کردستان در تاريخ يازده مرداد ماه در سنندج بازداشت گرديد. وی در هفت شهريور ماه به اتهاماتی چون "اقدام علیه امنیت ملی و ترغیب مردم به اعتراض و تحصن" محاکمه شده است که رای اين دادگاه هنوزاعلام نشده است. اين روزنامه نگار از تاريخ نه شهريور در اعتراض به دستگيری خود دست به اعتصاب غذا زده است. هفته گذشته اجلال قوامی از بند قرنطینه به بند پنج که محل نگهداری مجرمین موادمخدر و قتل میباشد منتقل شده است . اين روزنامه نگار اعلام کرده است که: "جانش در خطر قرار گرفته است".
سعيد ساعدی روزنامه نگار مستقل و همکار بسياری از روزنامه های محلی در تاريخ يازده مرداد ماه در سنندج توسط ماموران انتظامی بازداشت شد. وی در دان سنندج و همچنان بلاتکليف و در انتظار محاکمه است.
خانم رويا طلوعی سردبير نشريه رسان سه شنبه ده مرداد ماه توسط ماموران انتظامی در سنندج دستگير شد. وی نيز که به بند زندانيان عادی منتقل شده است در انتظار محاکمه بسر می برد. دستگاه قضايی تقاضای آزادی با قيد وثيقه برای ايشان را نپذيرفته است.
------------------------------------------
اعتراض به اعدام زندانيان سياسی در کردستان
اطلاعيه مشترک حزب دموکرات کردستان ايران، سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران، سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) و کو مه له
• ما ضمن محکوم کردن اين جنايت از کليه احزاب و سازمانهای سياسی، مجامع و نهادهای دمکراتيک و تک تک فعالان سياسی و حقوق بشری تقاضا داريم که نسبت به اينگونه اعمال غيرانسانی ساکت نمانند. امروز تعدادی از فعالان سياسی، فرهنگی، اجتماعی و حقوق بشری در کردستان در دانهای رژيم جمهوری اسلامی زير فشار قرار دارند و در مواردی حتی جانشان در معرض خطر است. نگذاريم حکومت به نقشه های ضد انسانی خود عمل کند
-----------------------------------
حزب دموکرات کردستان ايران:
خطر اعدام جان سه هم ميهن كرد را تهديد مىكند
بر اساس اطلاعيه دفتر سياسی حزب دموکرات کردستان ايران حكم اعدام سه تن ديگر از مبارزان سياسى به اتهام همكارى با حزب دمكرات كردستان ايران صادر شده است. اين سه تن ابوبکر ميرزا قادری، عثمان ميرزا قادرى و قادر احمدى، هر سه اهل بوکان، می باشند. اين سه تن در سال 1384 بازداشت شدهاند و حكم اعدامشان صادر شده است، و قرار است اين حكم تا اواخر ماه سپتامبر در دان اروميه به اجرا درآيد
اخبار روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه ١۶ شهريور ١٣٨۴ – ۷ سپتامبر ٢٠٠۵
اخبار روز: دفتر سياسی حزب دموکرات کردستان ايران، با انتشار اطلاعيه ای نسبت به خطر اعدام سه زندانی سياسی کرد، هشدار داده است. در روزهای گذشته دو زندانی سياسی کرد در اروميه اعدام شدند و بنا بر گزارش ها، چند دانی ديگر در معرض خطر اعدام قرار دارند.
بر اساس اطلاعيه دفتر سياسی حزب دموکرات کردستان ايران حكم اعدام سه تن از مبارزان سياسى به اتهام همكارى با حزب دمكرات كردستان ايران صادر شده است. اين سه تن ابوبکر ميرزا قادری فرد محمد صالح داراى و دو فرد اهل بوكان، عثمان ميرزا قادرى فرد محمد داراى و يك فرد اهل بوكان و قادر احمدى فرد عبدالرحمن داراى و سه فرد اهل بوكان می باشند.
اين سه تن در سال 2005 ميلادى (1384 شمسى) بازداشت شدهاند و حكم اعدامشان صادر شده است، و قرار است اين حكم تا اواخر ماه سپتامبر در دان اروميه به اجرا درآيد.
حزب دموکرات کردستان ايران ضمن محكوم نمودن اين حكم ظالمانه از تمامى مجامع و محافل بشردوست و سازمانها و شخصيتهاى سياسى خواسته است جهت پيشگيرى از اعدام اين افراد مجدانه تلاش نمايند و رژيم جمهورى اسلامى را براى لغو حكم اعدام آنان تحت فشار قرار دهند.
------------------------------------
اطلاعيه دبيرخانه کومه له
اعدام رفيق اسماعيل محمدی، سندی ديگر برای دشمنی رژيم اسلامی با مردم کردستان
اخبار روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه ١۶ شهريور ١٣٨۴ – ۷ سپتامبر ٢٠٠۵
ديروز صبح 13 شهريور در حاليکه دو دختر خردسال کاک اسماعيل محمدی به همراه پدر بزرگشان جلو در دان اروميه به اميد ملاقات پدرشان در صف انتظار ايستاده بودند، وصيتنامه و مقداری از وسايل شخصی رفيق اسماعيل به آنها تحويل داده ميشود و حتی تحويل جنازه را نيز به روز بعد موکول ميکنند.
اين رفتار غير انسانی ماهيت واقعی رژيم اسلامی و دشمني¬اش با مردم کردستان را به بارزترين وجه نشان ميدهد. اگر ديروز شوانه سيد قادر جوان مهابادی را آن چنين وحشيانه و با اعمال شکنجه¬های فجيع شهيد نمودند و امروز نيز اسماعيل محمدی را چند دقيقه قبل از قرار ملاقات با فردانش اعدام مينمايند، در واقع ميخواهند از مردم کردستان زهرچشم بگيرند و به اين وسيله تصميم خود به سرکوب را به روشنی بيان نمايند. اعدام کاک اسماعيل محمدی در شرايطی که دو سال است همه نهادهای جهانی حقوق بشر و وزرای خارجه چندين کشور اروپايی و کانادا، شخصيتهای شناخته شده مدافع حقوق بشر و اتحاديه¬های معتبر کارگری و ديگر نهادهای انسان دوست برای لغو حکم اعدامش درتلاش بودند، نشاندهنده اعمال سياست خفقان و سرکوبی است که رژيم احمدي¬نژاد به منظور اجرای آن روی کار آمد.
کاک اسماعيل محمدی اولين کسی نيست که اين چنين بيرحمانه به حياتش خاتمه ميدهند و آخرين کس نيز نخواهد بود، اما بيگمان اين کردار وحشيانه در مورد وی تنهاوتنها موجبات افزايش خشم و تقويت روحيه مبارزه¬جويی مردم کردستان را فراهم مي¬آورد و تصميم صفوف رزمندگان کومه¬له و مردم کردستان را برای سرنگونی اين رژيم استوارتر خواهد نمود.
ما از همه احزاب، سازمانهای سياسی و نهادها و کسانی که در اين مدت برای نجات جان رفيق اسماعيل بيدريغ تلاش نمودند، قدردانی ميکنيم و مطمئن هستيم که اين نوع همبستگيها صفوف اپوزيسيون ايرانی را مستحکم مينمايد و زمينه اتحاد مبارزاتی برعليه اين دستگاه کشتار و ديکتاتوری را تقويت ميکند و راه آزادی و دمکراسی را هموارتر ميسازد.
گرامی باد ياد رفيق اسماعيل محمدی پيشمرگ فداکار کومه¬له
ده باد اتحاد و همبستگی مبارزاتی مردم ايران
پيروز باد جنبش آزاديخواهانه مردم کردستان
مرگ بر رژيم جنايتکار جمهوری اسلامي
کومه له_سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ايران
14 شهريور 1384
5 سپتامبر 2005
-------------------------------
Tue 06 09 2005 22:23
دادستان سنندج با تقاضاي تبديل قرار براي رويا طلوعي موافقت نکرد
مخالفت با آزادي رويا طلوعی
تريبون فمينيستي ايران: دادستان سنندج با تقاضاي تبديل قرار براي رويا طلوعي موافقت نکرد. نسرين ستوده ،از وکلاي رويا طلوعي، ضمن اعلام اين خبر به تريبون فمينيستي گفت:« حدود 10 روز پيش به عنوان وکيل رويا طلوعي تقاضا کرده بودم که با توجه به انجام تحقيقات مقدماتي، موکلم با اخذ وثيقه آزاد شود . بازپرس با اين تقاضا موافقت کرد و ما منتظر نظر مثبت دادستان بوديم. اما دادستان پس از گذشت 10 روز با تقاضاي ما مخالفت کرد.» ستوده در ادامه افزود:« چون وکلا مي توانند ماهي يکبار براي آزادي موکل خود تقاضا کنند ما مجددا اين تقاضا را داده ايم و منتظر جواب هستيم. »
نسرين ستوده درباره دلايل مخالفت دادستان با تبديل قرار رويا طلوعي گفت :« بعد از آن که از مخالفت دادستان با آزادي رويا طلوعي مطلع شدم تقاضاي ملاقات حضوري با دادستان کردم که ايشان اجازه اين ملاقات را نداد.»
نسرين ستوده که موفق به ديدار رويا طلوعي در دان شده بود درباره وضعيت رويا گفت :« در ديداري که با رويا داشتم از شرايط خودش در دان و هم بند بودنش با زندانيان عمومي گلايه مي کرد. از آنجا که به سربردن مجرمان سياسي با مجرمان عمومي را مي توان از شرايط سخت براي مجرمان سياسي برشمرد من تقاضا کردم که موکل من با زندانيان سياسي هم بند باشد.
------------------------------------------------
اخبار مربوط
------------------------------------------------
دستگیری های گسترده در مهاباد و خبر مرگ دو نوجوان سیزده و هجده ساله بر اثر شکنجه
به دنبال هشت روز اعتراض و اعتصاب عمومی در مهاباد، رژیم این شهر را به صورت یک شهر کاملا نظامی در آورده و با حمله به منازل مردم در روزهای اخیر، ضمن اذیت و آزار آن ها، اقدام به دستگیری صدها جوان و شکنجه آن ها در بیدادگاه های خود کرده است. بنا بر گزارشی که امروز، شنبه ۱ مرداد برابر با ۲۳ ژوئیه، از مهاباد رسیده، در شهر شایع شده که دو تن از دستگیرشدگان، دو جوان سیزده و هجده ساله، بر اثر شکنجه در دان مرکزی مهاباد جان باخته اند. این در حالی است که گفته می شود سیزده تن از دستگیرشدگان بر اثر شکنجه دچار صدمات عمیق جسمی شده و تحت کنترل شدید نطامیان به بیمارستان های دولتی اعزام شده اند. به دنبال گسترش خبر مرگ این دو جوان، امروز شهر به صورت تعطیل و اعتصاب عمومی در آمد و تظاهرات وسیعی در مقابل دان مرکزی مهاباد برگزار گردید که تا زمان مخابره این خبر، ساعت ۶ بعد از ظهر به وقت محلی، هنوز ادامه دارد. مردم خواهان تحویل اجساد قربانیان شکنحه و مجازات عاملان و آمران جنایت های اخیر مهاباد هستند. بنا بر همین گزارش، شهرهای سقز، بوکان و کامیاران در همبستگی با مردم مهاباد، کلیه مغازها را تعطیل و اعتصاب عمومی اعلام کرده اند.
کانون دانیان سیاسی ایران(در تبعید)
١مرداد ١٣٨٤ برابر با ۲۳ ژوئیه ۲۰۰۵
-----------------------------------------------------------------
خسرو كردپور در گفت وگو با شهروند
مرگ «شوانه» و ناآرامي هاي مهاباد
سير وقايع و پيش زمينه ها

خسرو كردپور
خسرو شميراني
shemiranie@yahoo.com
مهاباد شش دهه پس از به دار آويخته شدن قاضي محمد، و همزمان با پانزدهمين سالگرد ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو، دبيرکل حزب دمکرات کردستان ايران، روزهاي پرتب و تابي را پشت سر ميگذارد.
گرچه دره باريك و سرسبزي كه مهاباد را در خود جاي داده است طبق تقسيمات اداري در آذربايجان غربي واقع شده است اما قسمت اعظم جمعيت 200 هزار نفره ي آن كرد هستند و شهر به طور طبيعي در كردستان قرار دارد.
مرگ سيد كمال اسفرام معروف به شوانه قادري كه در پي تيراندازي نيروي انتظامي به سوي وي و دستگيري متعاقب او روي داد، انفجاري از ناآرامي ها را در پي داشت كه تا 8 روز پس از واقعه ادامه يافت. روز سه شنبه 28 تير فرماندار مهاباد، سيد معروف صمدي در گفت وگو با ايسنا واقعه را چنين توضيح داد:"[شوانه] به دلايل مختلفي تحت تعقيب پليس با حكم قضايي بوده، [. . .] چند روز پيش نيروي انتظامي وي را در چند كيلومتري شهر مهاباد پيدا كرده و از وي ميخواهد كه خود را تسليم كند او مقاومت ميكند. در پي اين مقاومت نيروي پليس به سوي وي شليك ميكند و براساس اين گزارش، شوانه در اثر خونريزي فوت ميكند."
خسرو كردپور روزنامه نگار ساكن مهاباد در مقابل اين توضيح آقاي فرماندار ميگويد: "شوانه يكي از جوانان فعال در عرصه هاي سياسي و اجتماعي در مهاباد بود. او در سازماندهي بسياري از حركات اعتراضي در شهر سهيم بود و احتمالا اين امر دليل پيگرد وي توسط نيروي انتظامي بوده است."
تصاوير دلخراشي که بدن و صورت شوانه قادري پس از مرگ او را به نمايش ميگذارند، توضيح آقاي فرماندار سيد معروف صمدي را با ترديد روبرو ميکند. او در اين رابطه ميگويد:"بر اثر كالبدشكافي مقداري از بدن وي شكافته ميشود ..."
خسرو كردپور داستاني را كه بسياري از سايتهاي خبري مخابره كرده بودند تاييد ميكند: "غروب پنجشنبه پس از اينكه شوانه بر اثر اصابت گلوله ي ماموران مجروح شده بود او را به ماشين بسته و بر روي زمين كشيده با خود ميبرند."
آقاي كردپور ميافزايد:"آثاري را كه در تصاوير ميبينيم در حقيقت نشانه ي شيوه غيرعادي است كه ماموران نيروي انتظامي شوانه را با خود برده اند."
مهاباد از محروم ترين مناطق ايران است. از موسسات صنعتي در شهر خبري نيست. براي بيش از صد هزار جوان مهابادي تنها يك سينما، دو پارك، يك زمين فوتبال و يك سالن ورزشي وجود دارد. اما كافي نت در شهر فراوان است. خسرو كردپور همچنين ميگويد:"بسياري از جوانان در خانه ها از اينترنت استفاده ميكنند."
بيش از واقعه ي مرگ شوانه، شايد انتشار تصاوير دلخراش وي پس از مرگ بود كه آتش ناآرامي ها را برانگيخت.
"با يك كليك عكسها در ميان جوانان شهر كه علاقه ي زيادي به اينترنت دارند گسترده شد." يكي از اهالي مهاباد توضيح ميدهد.
در انتخابات رياست جمهوري اخير مهاباد با 15 درصد مشاركت يكي از نازلترين سطوح شركت در انتخابات نسبت به کل کشور را ارائه داد. يکی از اهالی مهاباد ميگويد:"به دو دليل تعداد آرا تا اين حد پايين بود اول اينكه مردم پاي صندوقها نرفتند و دوم اينكه آنها نتوانستند همچون جاهاي ديگر هر آنچه ميخواهند وارد صندوقها كند."
خسرو كردپور در اين رابطه ميگويد: "مهاباد در دو دوره انتخابات آقاي خاتمي به شهرهاي با بيشترين مشاركت تعلق داشت اما دستاورد چه بود؟ همين اواخر آقاي خاتمي كلنگ يك پروژه پتروشيمي را بر زمين كوبيد اما موج مخالفت جناح راست چنان به هوا رفت كه اكنون ظاهرا پروژه به فراموشي سپرده شده است."
درباره ي روند وقايع مهاباد و پيش زمينه هاي آن وقايع گفت وگويي با خسرو كردپور روزنامه نگار 30 ساله ساكن مهاباد داشتيم كه در زير آمده است. آقاي كردپور طي موج ممنوعيت فله اي روزنامه ها و دستگيري روزنامه نگاران در سال 1380 دستگير، محاكمه و داني شد و تا سال 1382 ، 30 ماه در دان بوده است.
خ . ش
آقاي كردپور لطفا درباره چگونگي آغاز ناآرامي هاي اخير بگوييد؟
ــ نيروهاي انتظامي حدود 5 بعدازظهر پنجشنبه 18 تير براي دستگيري شوانه به دنبال او ميروند. در ميدان استقلال او را مييابند. به سمت او تيراندازي كرده مجروحش ميكنند و سپس با بستن وي به ماشين و كشيدن روي زمين او را به محل ديگري منتقل ميكنند.
آيا شما خود شاهد بستن و كشيده شدن بدن مجروح "شوانه" بر روي زمين بوديد؟
ــ خير اما آنچه من گفتم گزارشي است كه از سوي چندين شاهد عيني داده شده است و نماينده مهاباد در مجلس، آقاي آئين پرست نيز دقيقا همين گزارش را ارائه ميدهد.
گزارش "ايرنا" و همچنين ادعاهاي فرماندار مهاباد، از سيدكمال اسفرام (شوانه) به عنوان مجرم تحت پيگيرد نام ميبرند در اين باره چه ميدانيد؟
ــ من ميدانم كه "شوانه" در يك سال گذشته در اعتراضات مردم مهاباد نقش فعالي داشته است. من ميتوانم به دو مورد اشاره كنم. پس از سوگند آقاي طالباني به عنوان رئيس جمهوري عراق و ديرتر آقاي بارزاني به عنوان رئيس ايالت خودمختار کردستان عراق تظاهرات شادی در مهاباد برگزار شد و شوانه حضور فعالي در آنها داشت. به نظر ميآيد دليل پيگرد وي توسط نيروي انتظامي همين بوده باشد.
پس طبق اطلاع شما گزارش ايرنا و فرماندار صحيح نيست؟
ــ ببينيد شوانه در تظاهرات آرام مردم شركت كرده و فرض كنيم به اين دليل تحت تعقيب قضايي هم بوده باشد، اما آيا قبل از تشكيل دادگاه و محكوميت ميتوان از وي به عنوان مجرم نام برد؟
علاوه بر اين چرا پيكر مجروح او را بر روي زمين كشيدند و چنان تصاوير وحشتناكي را آفريدند آيا اين يك عمل قانوني است؟ به هر حال از فرماندار انتظار ميرود بداند كه متهم بايد از سوي مراجعه قانوني تحت پيگرد قرار گرفته، تفهيم اتهام شود، به او امكان دفاع داده شود و حتي در صورت محكوميت امكان اعتراض به حكم داده شود. اينها را من با استناد به قوانين كشور خودمان ميگويم. آيا "ايرنا" به عنوان خبرگزاري رسمي كشور نميداند كه نام نهادن يك شهروند به عنوان مجرم بدون طي مراحل بالا خود عملي مجرمانه است؟
البته تيراندازي و كشتن افراد در كردستان بويژه اما در مناطق مرزي در موارد متعددي تكرار شده است. ما ميدانيم كه به طور تاريخي در ميان قسمتهاي مختلف كردستان رفت و آمدهاي فرامرزي وجود داشته و افراد ساكن در دو سوي مرز با هم تبادلات تجاري كاملا معمولي داشته اند. اما نيروي انتظامي در چندين مورد به سوي افراد، بويژه جوانان به همين بهانه تيراندازي كرده و آنها را كشته است كدام قانون به آنها چنين اجازه اي داده است؟
اين برخوردهاي غيرقانوني در بسياري اوقات به بحران در شهرهاي كردستان منجر شده است. نيروهايي خودسرانه و مستقل از قانون تصميم به كشتن افرادي ميگيرند كه به تجارت كالا مشغول هستند، كاري كه دهها سال است جريان دارد و بخشي از دگي عادي مردم مرشين كردستان است. اگر كار خلاف قانون صورت ميگيرد يا مورد مشكوكي وجود دارد بايد مسير قانوني طي شود.
لطفا در رابطه با چگونگي گسترش ابعاد اعترا