انتخابات نمایشی را تحریم کنیم


هادی شمس حائری

۱۸ آذر ١٣٨٢ – ۹ دسامبر ٢٠٠٣

با نزدیک شدن تاریخ انتخابات مجلس «شورای اسلامی» همه گروه های سیاسی داخل کشور اعم از نیروهای موسوم به اصلاح طلبان و تمامیت خواهان واز طرفی اپوزیسیون متنوع خارج کشور هریک به مذاق خود در رابطه با انتخابات پیش روی اظهار نظر می کنند، عده ای مردم را به شرکت در انتخابات فرا می خوانند و عده دیگری رأی به تحریم آن می دهند.
نیروهای اقتدارگرای حاکم حق دارند مردم را به شرکت گسترده در انتخابات فراخوانند زیرا اقتدارگرایان به دنبال حفظ وضع موجود و تداوم منافع و چپاول خود از طریق حفظ نظام و مشروعیت بخشیدن بدان هستند و اصلاح طلبان با انگیزه های کم و بیش مشابه یا متفاوت با اقتدار گرایان هدفشان شرکت در قدرت و از دست ندادن موقعیت خویش است . هر دو این نیروها به اصل ولایت فقیه و حفظ نظام با همین شکل وشمایل و همین قانون اساسی معتقد می باشند اختلاف تنها در مکانیسم ها و شیوه های حفظ نظام اسلامی است.
اما تعجب آور این که نیروهای اپوزیسیون خارج کشور که منافعی از بقای نظام و حفظ ولایت فقیه ندارند چرا انتخابات را داروی شفا بخش درد ها و نابسامانی های مردم رأی دهنده می دانند؟.
ایا ما نمی توانیم مخالف سانسور مطبوعات و دخالت شورای نگهبان در امور مجلس و قانونگزاری و مخالف با ولایت مطلقه فقیه و دخالت مجمع تشخیص مصلحت در امور کشوری و قانونگزاری و همه کاره بودن نهاد های غیر انتخابی باشیم و در همان موقع مردم را به پای صندوق های رأی بفرستیم تا این وضع را تداوم بخشند و نظام را مشروعیت دهند.
در کشوری که رأی و مصوبات مجلس انتخابی و نهاد های قانونی توسط نهاد های انتصابی و غیر انتخابی مصادره می شود و نهاد های انتخابی باید زیر نظر نهاد های غیر انتخابی کار کنند و اداره شوند، شرکت در انتخابات چه نفعی به حال مردم و کشور دارد؟.
مجلسی که هیچ اختیاری ندارد و رأی اش به هیچ نمی ارزد و تنها پوش مشروعیت سیاسی ولی فقیه و نهاد های چپاول و غارت است به چه درد می خورد، مگر منظوراز مبارزات مسالمت آمیز و نفی مبارزه مسلحانه و عدم خشونت در مبارزات سیاسی، خانه کردن در چارچوب نظام وروی میزاو نشستن است؟.
اصلاح طلبانی که در ایران هستند از ابتدای انقلاب تا مقطع 2 خرداد در مسؤلیت های مختلف حکومتی قرار داشتند و در بوجود آوردن شرایط جدید نقش داشته اند، مواضع و دیدگاه های و سطح انتظار آن ها با سطح انتظار مردم فرق دارد. آن ها از زاویه منافع خود که بسیار نازل است مردم را به شرکت در انتخابات فرامی خوانند. نیروهای سیاسی خارج از حکومت باید هشیار باشند که در دام اصلاح طلبان داخلی نیفتند.

رژیم جمهوری اسلامی تا به حال از جناح بندی های درونی سود های سر شار برده و توانسته است با نیرنگ و خیمه شب بازی، سرکوب داخل واز طرفی سیاست خارجی خود را پیش ببرد و به عمر ننگین خود ادامه بدهد.
وقتی رژیم یکدست شود و همه قدرت و مسؤلیت به گردن جناح تمامیت خواه بیفتد تکلیف مردم و دول خارجی با آن روشن می شود ودست رژیم برای مانور دادن روی رویداد های بین المللی و سرکوب و جنایت داخلی بسته می شود. ما باید تلاش کنیم که رژیم را هرچه یکدست و عریان تر در معرض قضاوت جهانیان و مردم قرار دهیم نه آن که تخم توهم بپاشیم و مردم را سردرگم کنیم تا بگویند « رئیس جمهور با این کار مخالف است اما بیچاره قدرت ندارد». تشویق مردم به شرکت در انتخابات کمک به ادامه وضعیت موجود و رخصت دادن به رژیم برای ادامه مانور رذیلانه جناح بازی است.

تحریم انتخابات یک نوع مبارزه و حضور در صحنه است، مبارزه ای است فعال و نه منفعل، وقتی مردم در انتخابات شرکت نمی کنند یعنی که انتخابات آزاد نیست، یعنی که نماینده کاره ای نیست یعنی که رژیم مشروعیت ندارد، یعنی ما به جناح بندی های درونی اعتقاد نداریم و کل رژیم را نمی خواهیم.

ادامه اصلاحات و مبارزه با استبداد و بر قراری دموکراسی وآزادی مطبوعات و منع شکنجه و غیره و غیره تنها از طریق تحریم انتخابات و یکدست کردن ظاهر و باطن رژیم جمهوری اسلامی میسراست. اگر ما به کوتاه شدن عمر رژیم می اندیشیم باید کمک کنیم که رژیم یکدست و عریان شود و محمل های فرار را از دست او بگیریم. نباید از این که اختیار مجلس به دست انحصار طلبان و باند مافیای قدرت و ثروت می افتد وحشت کنیم.
عمر رژیم های یکدست بسیار کمتر از رژیم های دوچهره و ریاکار است. مبارزه به رژیم های دوگانه به خاطر زنان که می توانند امر را بر مردم مشبه کنند مشکل تر است. ما باید از طریق یکدست کردن رژیم و عریان کردن استبداد مبارزه را برای مردم ساده و جهت یابی آن را آسان سازیم.

اصلاح طلبان(جناح مغلوب در مقابل جناح غالب) در این 6 سال تنها تخم توهم بین مردم کاشتند، آنها از همه گونه امکانات حکومتی و قانونی، مانند مجلس –ریاست جمهور- شورای شهر- رأی ملیونی مردم برخوردار بودند اما نتوانستند کار مهمی از پیش ببرند. حتی لایحه پیش پا افتاده مطبوعات با تشر رهبری به بایگانی رفت. اگر به فرض محال در انتخابات بعدی مجلس شورای نگهبان دست از نظارت استصوابی بر دارد واجازه دهد نمایندگان رادیکال تر از نمایندگان فعلی به مجلس بروند و تمامی شرایط سال های اول و دوم 2 خرداد فراهم باشد که امری است محال، باز هم نمی توانند کاری از پیش ببرند. زیرا اشکال در ساختار حکومتی است و ربطی به اشخاص ندارد. تازه این خوش بینانه ترین شق قضیه است اما اگر از این هم کمتر بدست آورند که وامصیبتا.
از قدیم گفته اند «انسان عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود». چرا باید دوباره راه بی فرجامی را برویم که قبلا آزموده ایم. راه نجات از طریق شرکت در انتخابات نیست. اصلاح طلبان ظرف این 6 سال و اندی نشان دادند که نه جرأت و شهامت دارند و نه درد مردم را دارند و نه توان و عرضه نمایندگی را. اقای خاتمی که رأس جناح مغلوب را نمایندگی می کند در این مدت چهره ای دوگانه و مردد و ناصادق از خود بروز داده است. در واقعه کوی دانشگاه و قتل های جیره ای، قتل زهرا کاظمی، اشک ریختن برای لاجوردی جلاد و شرکت در مجلس ختم خلخالی قاتل و خیانت دانستن تغییر قانون اساسی و مدح و منقبت چندش آور رهبری و حمایت از اصل ولایت فقیه و.... نشان داد که به مراکز قدرت نزدیک تر است تا به مردم.

جمهوری اسلامی امروز در وضعيت بحرانی و لرزانی بسر مي‌برد. و شرایط جهانی و داخلی بر علیه وی بکار افتاده است حیف است در چنین شرایطی که می توان و باید پایه های رژیم را لرزان تر کرد با شرکت در انتخابات به کمک او برویم و آن را تقویت کنیم این بهترین زمان ممکن است تا به دو دوزه بازی و خیمه شب بازی رژیم پایان دهیم.

جمهوری اسلامی امروز در وضعيت بحرانی بسر مي‌برد. در داخل از كمترين اعتبار برخوردار است افکار عمومی جهان پس از حل وفصل مسئله تسلیحات اتمی روی مقوله حقوق بشر تأکید و توجه نموده باید از این امکان حد اکثر بهره برداری جهت عقب نشاندن مرتجعین را بنمائیم و کاری نکنیم که با شرکت در انتخابات مجلس، وجهه قانونی و مشروعیت مردمی به رژیم ولایت فقیه بدهیم. و تأثیر نقش کارساز رعایت حقوق بشر در ایران را از بین ببریم. انتخابات امسال با توجه به شرایط منطقه ای و جهانی و داخلی ایران با همه انتخابات فبلی و از جمله انتخابات مجلس ششم بسیار متفاوت است و نباید با همان معیار های انتخاب مجلس ششم وارد معرکه انتخاباتی شویم. این انتخابات هم برای مردم و هم برای رژیم سرنوشت ساز است بی جهت نیست که تمامیت رژیم از ولی فقیه تا امامان جمعه و باند های مافیای قدرت برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات بسیج شده اند.




انتخابات نمایشی را تحریم کنیم


هادی شمس حائری

۱۸ آذر ١٣٨٢ – ۹ دسامبر ٢٠٠٣

با نزدیک شدن تاریخ انتخابات مجلس «شورای اسلامی» همه گروه های سیاسی داخل کشور اعم از نیروهای موسوم به اصلاح طلبان و تمامیت خواهان واز طرفی اپوزیسیون متنوع خارج کشور هریک به مذاق خود در رابطه با انتخابات پیش روی اظهار نظر می کنند، عده ای مردم را به شرکت در انتخابات فرا می خوانند و عده دیگری رأی به تحریم آن می دهند.
نیروهای اقتدارگرای حاکم حق دارند مردم را به شرکت گسترده در انتخابات فراخوانند زیرا اقتدارگرایان به دنبال حفظ وضع موجود و تداوم منافع و چپاول خود از طریق حفظ نظام و مشروعیت بخشیدن بدان هستند و اصلاح طلبان با انگیزه های کم و بیش مشابه یا متفاوت با اقتدار گرایان هدفشان شرکت در قدرت و از دست ندادن موقعیت خویش است . هر دو این نیروها به اصل ولایت فقیه و حفظ نظام با همین شکل وشمایل و همین قانون اساسی معتقد می باشند اختلاف تنها در مکانیسم ها و شیوه های حفظ نظام اسلامی است.
اما تعجب آور این که نیروهای اپوزیسیون خارج کشور که منافعی از بقای نظام و حفظ ولایت فقیه ندارند چرا انتخابات را داروی شفا بخش درد ها و نابسامانی های مردم رأی دهنده می دانند؟.
ایا ما نمی توانیم مخالف سانسور مطبوعات و دخالت شورای نگهبان در امور مجلس و قانونگزاری و مخالف با ولایت مطلقه فقیه و دخالت مجمع تشخیص مصلحت در امور کشوری و قانونگزاری و همه کاره بودن نهاد های غیر انتخابی باشیم و در همان موقع مردم را به پای صندوق های رأی بفرستیم تا این وضع را تداوم بخشند و نظام را مشروعیت دهند.
در کشوری که رأی و مصوبات مجلس انتخابی و نهاد های قانونی توسط نهاد های انتصابی و غیر انتخابی مصادره می شود و نهاد های انتخابی باید زیر نظر نهاد های غیر انتخابی کار کنند و اداره شوند، شرکت در انتخابات چه نفعی به حال مردم و کشور دارد؟.
مجلسی که هیچ اختیاری ندارد و رأی اش به هیچ نمی ارزد و تنها پوش مشروعیت سیاسی ولی فقیه و نهاد های چپاول و غارت است به چه درد می خورد، مگر منظوراز مبارزات مسالمت آمیز و نفی مبارزه مسلحانه و عدم خشونت در مبارزات سیاسی، خانه کردن در چارچوب نظام وروی میزاو نشستن است؟.
اصلاح طلبانی که در ایران هستند از ابتدای انقلاب تا مقطع 2 خرداد در مسؤلیت های مختلف حکومتی قرار داشتند و در بوجود آوردن شرایط جدید نقش داشته اند، مواضع و دیدگاه های و سطح انتظار آن ها با سطح انتظار مردم فرق دارد. آن ها از زاویه منافع خود که بسیار نازل است مردم را به شرکت در انتخابات فرامی خوانند. نیروهای سیاسی خارج از حکومت باید هشیار باشند که در دام اصلاح طلبان داخلی نیفتند.

رژیم جمهوری اسلامی تا به حال از جناح بندی های درونی سود های سر شار برده و توانسته است با نیرنگ و خیمه شب بازی، سرکوب داخل واز طرفی سیاست خارجی خود را پیش ببرد و به عمر ننگین خود ادامه بدهد.
وقتی رژیم یکدست شود و همه قدرت و مسؤلیت به گردن جناح تمامیت خواه بیفتد تکلیف مردم و دول خارجی با آن روشن می شود ودست رژیم برای مانور دادن روی رویداد های بین المللی و سرکوب و جنایت داخلی بسته می شود. ما باید تلاش کنیم که رژیم را هرچه یکدست و عریان تر در معرض قضاوت جهانیان و مردم قرار دهیم نه آن که تخم توهم بپاشیم و مردم را سردرگم کنیم تا بگویند « رئیس جمهور با این کار مخالف است اما بیچاره قدرت ندارد». تشویق مردم به شرکت در انتخابات کمک به ادامه وضعیت موجود و رخصت دادن به رژیم برای ادامه مانور رذیلانه جناح بازی است.

تحریم انتخابات یک نوع مبارزه و حضور در صحنه است، مبارزه ای است فعال و نه منفعل، وقتی مردم در انتخابات شرکت نمی کنند یعنی که انتخابات آزاد نیست، یعنی که نماینده کاره ای نیست یعنی که رژیم مشروعیت ندارد، یعنی ما به جناح بندی های درونی اعتقاد نداریم و کل رژیم را نمی خواهیم.

ادامه اصلاحات و مبارزه با استبداد و بر قراری دموکراسی وآزادی مطبوعات و منع شکنجه و غیره و غیره تنها از طریق تحریم انتخابات و یکدست کردن ظاهر و باطن رژیم جمهوری اسلامی میسراست. اگر ما به کوتاه شدن عمر رژیم می اندیشیم باید کمک کنیم که رژیم یکدست و عریان شود و محمل های فرار را از دست او بگیریم. نباید از این که اختیار مجلس به دست انحصار طلبان و باند مافیای قدرت و ثروت می افتد وحشت کنیم.
عمر رژیم های یکدست بسیار کمتر از رژیم های دوچهره و ریاکار است. مبارزه به رژیم های دوگانه به خاطر زنان که می توانند امر را بر مردم مشبه کنند مشکل تر است. ما باید از طریق یکدست کردن رژیم و عریان کردن استبداد مبارزه را برای مردم ساده و جهت یابی آن را آسان سازیم.

اصلاح طلبان(جناح مغلوب در مقابل جناح غالب) در این 6 سال تنها تخم توهم بین مردم کاشتند، آنها از همه گونه امکانات حکومتی و قانونی، مانند مجلس –ریاست جمهور- شورای شهر- رأی ملیونی مردم برخوردار بودند اما نتوانستند کار مهمی از پیش ببرند. حتی لایحه پیش پا افتاده مطبوعات با تشر رهبری به بایگانی رفت. اگر به فرض محال در انتخابات بعدی مجلس شورای نگهبان دست از نظارت استصوابی بر دارد واجازه دهد نمایندگان رادیکال تر از نمایندگان فعلی به مجلس بروند و تمامی شرایط سال های اول و دوم 2 خرداد فراهم باشد که امری است محال، باز هم نمی توانند کاری از پیش ببرند. زیرا اشکال در ساختار حکومتی است و ربطی به اشخاص ندارد. تازه این خوش بینانه ترین شق قضیه است اما اگر از این هم کمتر بدست آورند که وامصیبتا.
از قدیم گفته اند «انسان عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود». چرا باید دوباره راه بی فرجامی را برویم که قبلا آزموده ایم. راه نجات از طریق شرکت در انتخابات نیست. اصلاح طلبان ظرف این 6 سال و اندی نشان دادند که نه جرأت و شهامت دارند و نه درد مردم را دارند و نه توان و عرضه نمایندگی را. اقای خاتمی که رأس جناح مغلوب را نمایندگی می کند در این مدت چهره ای دوگانه و مردد و ناصادق از خود بروز داده است. در واقعه کوی دانشگاه و قتل های جیره ای، قتل زهرا کاظمی، اشک ریختن برای لاجوردی جلاد و شرکت در مجلس ختم خلخالی قاتل و خیانت دانستن تغییر قانون اساسی و مدح و منقبت چندش آور رهبری و حمایت از اصل ولایت فقیه و.... نشان داد که به مراکز قدرت نزدیک تر است تا به مردم.

جمهوری اسلامی امروز در وضعيت بحرانی و لرزانی بسر مي‌برد. و شرایط جهانی و داخلی بر علیه وی بکار افتاده است حیف است در چنین شرایطی که می توان و باید پایه های رژیم را لرزان تر کرد با شرکت در انتخابات به کمک او برویم و آن را تقویت کنیم این بهترین زمان ممکن است تا به دو دوزه بازی و خیمه شب بازی رژیم پایان دهیم.

جمهوری اسلامی امروز در وضعيت بحرانی بسر مي‌برد. در داخل از كمترين اعتبار برخوردار است افکار عمومی جهان پس از حل وفصل مسئله تسلیحات اتمی روی مقوله حقوق بشر تأکید و توجه نموده باید از این امکان حد اکثر بهره برداری جهت عقب نشاندن مرتجعین را بنمائیم و کاری نکنیم که با شرکت در انتخابات مجلس، وجهه قانونی و مشروعیت مردمی به رژیم ولایت فقیه بدهیم. و تأثیر نقش کارساز رعایت حقوق بشر در ایران را از بین ببریم. انتخابات امسال با توجه به شرایط منطقه ای و جهانی و داخلی ایران با همه انتخابات فبلی و از جمله انتخابات مجلس ششم بسیار متفاوت است و نباید با همان معیار های انتخاب مجلس ششم وارد معرکه انتخاباتی شویم. این انتخابات هم برای مردم و هم برای رژیم سرنوشت ساز است بی جهت نیست که تمامیت رژیم از ولی فقیه تا امامان جمعه و باند های مافیای قدرت برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات بسیج شده اند.