طرح سهمیه بندی برای ان
دوستان عزیز ، طرح "سهمیه بندی برای زنان" در ارگانهای تصمیم گیری، چندین ماه است که در بین جمهوریخواهان مورد بحث می باشد. نتیجه این بحث ها در کمیسیون زنان جمع بندی شده و پس از ارائه پیشنهادات مختلف و نظرات موافق و مخالف در این کمیسیون، این طرح به رای گیری گذاشته شد و طرح سهمیه بندی به میزان حداقل۳۰ درصد، از طرف این کمیسیون اکثریت آرا را به خود اختصاص داد.
به این جهت کمیسیون زنان طرح و پیشنهاد خود را برای ارائه آن به همایش سراسری ارائه داده و امید آن دارد که این طرح به تصویب رسیده و گامی مثبت در جهت جلب زنان و بالا بردن میزان مشارکت فعال آنان در تمامی فعالیت های جمهوریخواهان باشد.
چرا اتحاد جمهوریخواهان ایران باید از طرح سهمیه بندی برای زنان دفاع کند؟
با وجود تعدد و گوناگونی احزاب و سازمانها در کشورما چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ نظری،- که علت آن جای بحث ما اینجا نیست- آنچه که باید بر آن انگشت گذاشت، نقطه اشتراک تمامی این احزاب از چپ و راست و لیبرال و مذهبی و لائیک و ... است. هیچ یک از این احزاب و سازمانها قادر به جذب وسیع زنان به فعالیت های سازمانی و حزبی خود نبوده اند.
اگر بخواهیم در چرائی این امر کنکاش کنیم، با پاسخهای متفاوت روبرو خواهیم شد. برخی معتقدند که زنان اصولا به فعالیت های سیاسی علاقه ای ندارند و بیشتر تمایل به شرکت در فعالیت های اجتماعی و فرهنگی دارند. برخی معتقدند که محیط احزاب و سازمانها خشک و مردانه است و زنان را جذب نمی کند. و برخی نیز معتقدند از آنجا که زنان شانسی برای خود در احزاب و سازمانهای سیاسی نمی بینند، از شرکت در آن نیز پرهیز می کنند.
البته می توان تعداد بسیاری از این دلایل را شمرد، که هر یک بنوبه خود می تواند بخشی از علل واقعیت موجود را برملا کند. اما علت اصلی این عدم حضور چیست؟ به نظر ما مجموعه ای از این عوامل که ریشه در وجود تبعیض جنسی دارد.
امروزه در بین جمهوریخواهان – آنطور که از مباحث تاکنونی برمیآید- کمتر کسی است که وجود تبعیض جنسی را انکار کند. یعنی صورت مسئله خوشبختانه در این جمع احتیاج به بحث ندارد. اما آنچه که مورد اختلاف است، راه حل یا نتیجه گیری از آن است. در اینجا دو نظر مختلف از هم تفکیک می شوند:
یک نظر معتقد است برای از بین بردن این تبعیض باید گام عملی برداشت و از جمله این گام ها، تصویب طرح سهمیه بندی زنان است و نظر دیگر که این سهمیه بندی را نقض برابرحقوقی می داند و معتقد به شايسته سالاری و مخالف این گام مشخص در این راستاست.
اگر جمهوریخواهان بخواهند برای ضرورت وجود خود دلائل مهمی را ارائه دهند، باید اختلاف مشخص خود را نیز با تمامی احزاب و سازمانهای موجود در عمل و سیاستهای خود نشان دهند. وگرنه چه دلیلی دارد که یک حزب و سازمان یا تشکل دیگر شبیه به آنچه که تا بحال وجود داشته ایجاد کرد. این مجموعه چه جاذبه ای دارد که دیگران ندارند و چگونه می خواهد با دیگران رقابت کرده و بسیاری عناصر فعال در زمینه های مختلف را به خود جذب کند؟
به نظر ما یکی از مهمترین عرصه ها، همین برخورد به مسئله زنان است. اگر جمهوریخواهان قادر به جذب زنان باشند، اگر قادر باشند که زنان را به مسائل سیاسی علاقمند کنند و اگر بتوانند زنان را در ارگانهای رهبری و تصمیم گیری خود فعال کرده از توان و شایستگی های آنان در بسیاری امور بهره مند گردند، آنگاه و فقط آنگاه می توانند کیفیتی نوین را ارائه کرده و ادعا کنند که در این زمینه یک سر و گردن از تمامی احزاب، سازمانها و تشکلها بالاترند و حضور و وجود آنها برای جامعه و بخصوص نیمی از این جامعه یعنی ان، ضروری و حیاتی است.
جمهوریخواهان قادر به انجام این مهم نیستند، مگر اینکه تمامی سدهای موجود در رسیدن به این هدف را از سر راه خود بردارند. یکی از این سدها، همانا مردانه بودن محیط احزاب و سازمانها است. برای از بین بردن این محیط مردانه، باید تلاش کرد که زنان را نه فقط در حد انتخاب کننده و رای دهنده به مردان، بلکه در مقام انتخاب شونده ، نه تنها به رسمیت بشناسند، بلکه امکان حضورآن ها را نیز فراهم کنند. جمهوریخواهان باید برای توانمند کردن زنان و ایجاد شرایط لازم برای زنان جهت کسب تجربه و توان لازم برای به دست گرفتن مسئولیت در عرصه سیاسی و اجتماعی بکوشند. دفاع از حق سهمیه بندی، در واقع یکی از راههای ایجاد امکان و تشویق برای گرفتن مسئولیت توسط زنان و بیدار کردن استعدادهای خفته در آنان است. کارساز بودن این طرح در بسیاری از کشورهای جهان به ثبوت رسیده است و در بسیاری از کشورهائی که قوانینی در این جهت به تصویب رسیده است، امروزه جامعه و بخصوص ان، از نتایج پربار آن بهره مند هستند.
شریک بودن و دخالت در سرنوشت خویش، حق انسانی هر زنی بعنوان یک شهروند است و این حق در تمامی ارگانهای دولتی و غیر دولتی باید به آنان داده شود. امروزه در جامعه تناسب شرکت زنان در نقش های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ، با درصد شرکت آنها در ارگانهای مدیریت و تصمیم گیری، هیچگونه همخوانی ندارد. علیرغم اینکه زنان بیش از ۵۰ درصد جمعیت را تشکیل داده و ازجمله در دانشگاهها بیش از ۵۰ درصد را دانشجویان دختر تشکیل می دهند ( و در بعضی جاها مثل دانشگاه اصفهان این درصد تا ۷۵ می رسد)، و بیش از ۳۳ درصد کارمندان دولت را زنان تشکیل می دهند، زنان تنها به میزان ۲،۹ درصد در سطح مدیریت دولتی شرکت دارند. روند تغییر این نسبت در جامعه ما امروزه شروع شده است و ما می توانیم با برخورد درست، این روند را شتاب بخشیده و از بسیاری از عوارض منفی آن پرهیز کنیم. رفع این عدم تناسب در جامعه ما احتیاج به روندی دارد که امروزه حتی در داخل کشور از طرف بعضی از احزاب ضرورت آن احساس و طرح شده است.
امروز و در شروع کار درصد زنان امضا کننده در صفوف جمهوریخواهان حدود ۱۳ درصد است. اما این تناسب در سطح فعالین از این حد بسیار فراتر می رود. طرح حداقل ۳۰ در صد با توجه به شرایط فعلی، حداقل و حداکثر درصد ممکن است. حداقل به این دلیل که درصدی از این کمتر قادر به تبدیل زنان به وه ای برای تاثیر گذاری و تاثیر پذیری نخواهد شد و کمیتی نخواهد بود که کیفیت لازم را ایجاد کند. حداکثر به این دلیل که در حال حاضر با توجه به تعداد پیشنهادی برای شورای هماهنگی، طرح درصد بیشتر ما را با مشکل وجود کاندیدای کافی مواجه خواهد کرد.
به نظر ما، تصویب طرح حداقل ۳۰ درصد سهمیه برای ان، گامی مثبت در جهت نهادی کردن این حق، برای راهگشائی حضور بیشتر زنان در اتحاد جمهوریخواهان بوده و بیان روشن پشتیبانی و همراهی ما از روندی است که در جامعه آغاز گشته است.
بند پیشنهادی :
ما معتقدیم اولین گام برای ایجاد امکانات مطرح در بند ۵ بیانیه، به رسمیت شناختن مواه مثبت به نفع ان، برای تسهیل در رسیدن آنان به مشاغل و مدارج اجتماعی و سیاسی است. ما جمهوریخواهان طرح سهمیه بندی زنان را یکی از راههای رسیدن به این مواه مثبت دانسته و معتقدیم که در ارگانهای تصمیم گیری، زنان باید از سهمیه حداقل ۳۰ درصد برخوردار باشند.
کمیسیون ان
اتحاد جمهوریخواهان ایران
دسامبر ۲۰۰۳
طرح سهمیه بندی برای ان
دوستان عزیز ، طرح "سهمیه بندی برای زنان" در ارگانهای تصمیم گیری، چندین ماه است که در بین جمهوریخواهان مورد بحث می باشد. نتیجه این بحث ها در کمیسیون زنان جمع بندی شده و پس از ارائه پیشنهادات مختلف و نظرات موافق و مخالف در این کمیسیون، این طرح به رای گیری گذاشته شد و طرح سهمیه بندی به میزان حداقل۳۰ درصد، از طرف این کمیسیون اکثریت آرا را به خود اختصاص داد.
به این جهت کمیسیون زنان طرح و پیشنهاد خود را برای ارائه آن به همایش سراسری ارائه داده و امید آن دارد که این طرح به تصویب رسیده و گامی مثبت در جهت جلب زنان و بالا بردن میزان مشارکت فعال آنان در تمامی فعالیت های جمهوریخواهان باشد.
چرا اتحاد جمهوریخواهان ایران باید از طرح سهمیه بندی برای زنان دفاع کند؟
با وجود تعدد و گوناگونی احزاب و سازمانها در کشورما چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ نظری،- که علت آن جای بحث ما اینجا نیست- آنچه که باید بر آن انگشت گذاشت، نقطه اشتراک تمامی این احزاب از چپ و راست و لیبرال و مذهبی و لائیک و ... است. هیچ یک از این احزاب و سازمانها قادر به جذب وسیع زنان به فعالیت های سازمانی و حزبی خود نبوده اند.
اگر بخواهیم در چرائی این امر کنکاش کنیم، با پاسخهای متفاوت روبرو خواهیم شد. برخی معتقدند که زنان اصولا به فعالیت های سیاسی علاقه ای ندارند و بیشتر تمایل به شرکت در فعالیت های اجتماعی و فرهنگی دارند. برخی معتقدند که محیط احزاب و سازمانها خشک و مردانه است و زنان را جذب نمی کند. و برخی نیز معتقدند از آنجا که زنان شانسی برای خود در احزاب و سازمانهای سیاسی نمی بینند، از شرکت در آن نیز پرهیز می کنند.
البته می توان تعداد بسیاری از این دلایل را شمرد، که هر یک بنوبه خود می تواند بخشی از علل واقعیت موجود را برملا کند. اما علت اصلی این عدم حضور چیست؟ به نظر ما مجموعه ای از این عوامل که ریشه در وجود تبعیض جنسی دارد.
امروزه در بین جمهوریخواهان – آنطور که از مباحث تاکنونی برمیآید- کمتر کسی است که وجود تبعیض جنسی را انکار کند. یعنی صورت مسئله خوشبختانه در این جمع احتیاج به بحث ندارد. اما آنچه که مورد اختلاف است، راه حل یا نتیجه گیری از آن است. در اینجا دو نظر مختلف از هم تفکیک می شوند:
یک نظر معتقد است برای از بین بردن این تبعیض باید گام عملی برداشت و از جمله این گام ها، تصویب طرح سهمیه بندی زنان است و نظر دیگر که این سهمیه بندی را نقض برابرحقوقی می داند و معتقد به شايسته سالاری و مخالف این گام مشخص در این راستاست.
اگر جمهوریخواهان بخواهند برای ضرورت وجود خود دلائل مهمی را ارائه دهند، باید اختلاف مشخص خود را نیز با تمامی احزاب و سازمانهای موجود در عمل و سیاستهای خود نشان دهند. وگرنه چه دلیلی دارد که یک حزب و سازمان یا تشکل دیگر شبیه به آنچه که تا بحال وجود داشته ایجاد کرد. این مجموعه چه جاذبه ای دارد که دیگران ندارند و چگونه می خواهد با دیگران رقابت کرده و بسیاری عناصر فعال در زمینه های مختلف را به خود جذب کند؟
به نظر ما یکی از مهمترین عرصه ها، همین برخورد به مسئله زنان است. اگر جمهوریخواهان قادر به جذب زنان باشند، اگر قادر باشند که زنان را به مسائل سیاسی علاقمند کنند و اگر بتوانند زنان را در ارگانهای رهبری و تصمیم گیری خود فعال کرده از توان و شایستگی های آنان در بسیاری امور بهره مند گردند، آنگاه و فقط آنگاه می توانند کیفیتی نوین را ارائه کرده و ادعا کنند که در این زمینه یک سر و گردن از تمامی احزاب، سازمانها و تشکلها بالاترند و حضور و وجود آنها برای جامعه و بخصوص نیمی از این جامعه یعنی ان، ضروری و حیاتی است.
جمهوریخواهان قادر به انجام این مهم نیستند، مگر اینکه تمامی سدهای موجود در رسیدن به این هدف را از سر راه خود بردارند. یکی از این سدها، همانا مردانه بودن محیط احزاب و سازمانها است. برای از بین بردن این محیط مردانه، باید تلاش کرد که زنان را نه فقط در حد انتخاب کننده و رای دهنده به مردان، بلکه در مقام انتخاب شونده ، نه تنها به رسمیت بشناسند، بلکه امکان حضورآن ها را نیز فراهم کنند. جمهوریخواهان باید برای توانمند کردن زنان و ایجاد شرایط لازم برای زنان جهت کسب تجربه و توان لازم برای به دست گرفتن مسئولیت در عرصه سیاسی و اجتماعی بکوشند. دفاع از حق سهمیه بندی، در واقع یکی از راههای ایجاد امکان و تشویق برای گرفتن مسئولیت توسط زنان و بیدار کردن استعدادهای خفته در آنان است. کارساز بودن این طرح در بسیاری از کشورهای جهان به ثبوت رسیده است و در بسیاری از کشورهائی که قوانینی در این جهت به تصویب رسیده است، امروزه جامعه و بخصوص ان، از نتایج پربار آن بهره مند هستند.
شریک بودن و دخالت در سرنوشت خویش، حق انسانی هر زنی بعنوان یک شهروند است و این حق در تمامی ارگانهای دولتی و غیر دولتی باید به آنان داده شود. امروزه در جامعه تناسب شرکت زنان در نقش های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ، با درصد شرکت آنها در ارگانهای مدیریت و تصمیم گیری، هیچگونه همخوانی ندارد. علیرغم اینکه زنان بیش از ۵۰ درصد جمعیت را تشکیل داده و ازجمله در دانشگاهها بیش از ۵۰ درصد را دانشجویان دختر تشکیل می دهند ( و در بعضی جاها مثل دانشگاه اصفهان این درصد تا ۷۵ می رسد)، و بیش از ۳۳ درصد کارمندان دولت را زنان تشکیل می دهند، زنان تنها به میزان ۲،۹ درصد در سطح مدیریت دولتی شرکت دارند. روند تغییر این نسبت در جامعه ما امروزه شروع شده است و ما می توانیم با برخورد درست، این روند را شتاب بخشیده و از بسیاری از عوارض منفی آن پرهیز کنیم. رفع این عدم تناسب در جامعه ما احتیاج به روندی دارد که امروزه حتی در داخل کشور از طرف بعضی از احزاب ضرورت آن احساس و طرح شده است.
امروز و در شروع کار درصد زنان امضا کننده در صفوف جمهوریخواهان حدود ۱۳ درصد است. اما این تناسب در سطح فعالین از این حد بسیار فراتر می رود. طرح حداقل ۳۰ در صد با توجه به شرایط فعلی، حداقل و حداکثر درصد ممکن است. حداقل به این دلیل که درصدی از این کمتر قادر به تبدیل زنان به وه ای برای تاثیر گذاری و تاثیر پذیری نخواهد شد و کمیتی نخواهد بود که کیفیت لازم را ایجاد کند. حداکثر به این دلیل که در حال حاضر با توجه به تعداد پیشنهادی برای شورای هماهنگی، طرح درصد بیشتر ما را با مشکل وجود کاندیدای کافی مواجه خواهد کرد.
به نظر ما، تصویب طرح حداقل ۳۰ درصد سهمیه برای ان، گامی مثبت در جهت نهادی کردن این حق، برای راهگشائی حضور بیشتر زنان در اتحاد جمهوریخواهان بوده و بیان روشن پشتیبانی و همراهی ما از روندی است که در جامعه آغاز گشته است.
بند پیشنهادی :
ما معتقدیم اولین گام برای ایجاد امکانات مطرح در بند ۵ بیانیه، به رسمیت شناختن مواه مثبت به نفع ان، برای تسهیل در رسیدن آنان به مشاغل و مدارج اجتماعی و سیاسی است. ما جمهوریخواهان طرح سهمیه بندی زنان را یکی از راههای رسیدن به این مواه مثبت دانسته و معتقدیم که در ارگانهای تصمیم گیری، زنان باید از سهمیه حداقل ۳۰ درصد برخوردار باشند.
کمیسیون ان
اتحاد جمهوریخواهان ایران
دسامبر ۲۰۰۳