پیشنهاد درباره سند پیشنهادی کارپایه سازمانی


فریدون بابائی

دسامبر ۲۰۰۳

فریدون بابائی

21 دسامبر گروه ما در مونترآل پیشنهادهائی شد که من با انها موافقم ودر اینجا تکرار نمیکنم. در جلسه
پیشنهادهای زیر مرا اکثریت هواداران حاضر قبول نکردند ولی مطرح کردن آنهارا من لازم میدانم.

1- لزوم یک مقدمه در باره نوع تشکل و عضویت دوگانه

بنظرمن اگر در مقدمه سند دلایل انتخاب این نوع تشکل یا سازمانیابی برای اتحاد جمهوریخواهان تشریح میشد کمک زیاد برای روشن شدن طرح ها میکرد.در این طرح نوعی سازمان بر پایه دیدگاههای مشخص پیشنهاد میشود که با تشکل حزبی سنتی و جبهه یا جنبش فرقهائی دارد.فرق مهم با حزب سنتی امکان عضویت دوگانه امضا کنند گان بیانیه اتحاد ، در سازمان یا حزب سیاسی دیگر میباشد
آیا این عضویت دو گانه با اطلاع دو سازمان مربوط خواهد بود یا مخفی از یکی از انها؟

من بروز اشکالات زیاد( از جمله ظن ها، شک در هدفها و ترس از نفوذ سازمانهای دیگر)، درعضویت مخفی افراد در یک سازمان دیگر را احتمال میدهم.در نتیجه عضویت دو گانه باید با اطلاع هر دو سازمان باشد ونمایندگان این سازمانها در یک کمیته یا هیئت مشورتی با شرکت نما یندگان اتحاد جمهوریخواهان این روابط را هم آهنگی کنند.

بنظرمن بهترین راه پس از همایش انحلال این سازمانها درتشکل جدید و تبدیل آنها بطور علنی به طیفهای سیاسی مشخص در درون اتحاد جمهوریخواهان ایران میباشد.

انتخاب اعضای شورای هماهنگی -2

بنظر من ضروری است که حد اقل 30% اعضای انتخابی شورای هم آهنگی( در همایش) از زنان داوطلب و
با کفایت عضو اتحاد باشد.

3- رابطه شورای هماهنگی با گروههای کار


گروههای کار فقط در مقابل همایش پاسخگو هستند.چون همایش سالی یک بار تشکیل میشود منطقی است که گروهها درغیاب همایش با هماهنگی با شورا فعالیت بکنند وپاسخگوی شورا باشند.جون اغضاء گروههای کار انتخابی نیستند و احتمال تمرکز عده ای بخصوص در گروه کاری امکان دارد و جون گروهها بدون موافقت شورا و مستقیم میتوانند نظریات خود را منتشر کنند ،لازم است که شورا هماهنگ کننده گروههای کار باشد ویکی از اعضاء شورا بعنوان ناظر در هر گروه کار شرکت بکند.

4- پیشنهاد تشکیل یک هیئت سیاسی مشورتی مو سفیدان جمهوریخواه

اتحاد جمهوریخواهان ایران احتیاج به کمک های رهبران ، فعالان و شخصیت های سیاسی نسلهای اول و دوم
(که بیش از 50 سال دارند ) را دارد.اما اکثر این اشخاص، که در شکستهای جنبش آزادیخواهی و اشتباهات گذشته سهمی دارند ، بد شواری میتوانند سابقه ذهنیهای سازمانی و سیاسی گذشته خود راکنار گذاشته و بدون محدودیت ناشی از انها درایجاد و رهبری اتحاد جدید شرکت مفید نمایند.
اما این دسته از علاقمندان به جنبش جمهوریخواهی دارای تجربه های گوناگون و ذی قیمت هستند.
بنظر من مناسب ترین روش استفاده از این شخصیتهای تاریخی میهن مان ایجاد یک<هیئت سیاسی مشورتی مو سفیدان جمهوریخواه> می باشد.در این شورا انها در باره مسا ئل سیاسی تبادل نظرکرده و نظر مشورتی خودرا به مسئولان جوان تر شورای همآهنگی و هیدت سیاسی- اجرائی اتحاد جمهوریخواهان ایران بدهند. بدین ترتیب آنها، بدون شرکت مستقیم در رهبری، دید تاریخی دیگری از مسائل میدهند وبعلت خودخواهی یا خود بینی یا تحجر ناشی از گذشته و سن وسال مانع پیشرفت جنبش نمیشوند.
اکثر این شخصیتها بدشواری میتوانند از تکنیکهای جدید ارتبا طی نظیر انترنت و پالتاک...که روش کارمسئولان آینده جنبش و احزاب مدرن خواهد شد استفاده کنند و در نتیجه موجب کندی کار سازمانی میشوند.
.از طرف دیگر اکثر آنها با پروندههای سیاسی خود در ایران کنونی ممکنست مانع رشد و فعالیت در کادر قانون جنبش گردند و در نتبجه کنار ماندن آنها خدمتی دیگر به جنبش از این نظر میتواند محسوب شود.

* پیشنهاد دهنده خود از این گروه ریش سفید بوده و این نوع خدمت مشورتی را قابل قبول، مفید و ضروری میداند. امیدوارم با این پیشنهاد هم نسلهای خودم را ناراضی و ناراحت نکنم.

فریدون بابائی




پیشنهاد درباره سند پیشنهادی کارپایه سازمانی


فریدون بابائی

دسامبر ۲۰۰۳

فریدون بابائی

21 دسامبر گروه ما در مونترآل پیشنهادهائی شد که من با انها موافقم ودر اینجا تکرار نمیکنم. در جلسه
پیشنهادهای زیر مرا اکثریت هواداران حاضر قبول نکردند ولی مطرح کردن آنهارا من لازم میدانم.

1- لزوم یک مقدمه در باره نوع تشکل و عضویت دوگانه

بنظرمن اگر در مقدمه سند دلایل انتخاب این نوع تشکل یا سازمانیابی برای اتحاد جمهوریخواهان تشریح میشد کمک زیاد برای روشن شدن طرح ها میکرد.در این طرح نوعی سازمان بر پایه دیدگاههای مشخص پیشنهاد میشود که با تشکل حزبی سنتی و جبهه یا جنبش فرقهائی دارد.فرق مهم با حزب سنتی امکان عضویت دوگانه امضا کنند گان بیانیه اتحاد ، در سازمان یا حزب سیاسی دیگر میباشد
آیا این عضویت دو گانه با اطلاع دو سازمان مربوط خواهد بود یا مخفی از یکی از انها؟

من بروز اشکالات زیاد( از جمله ظن ها، شک در هدفها و ترس از نفوذ سازمانهای دیگر)، درعضویت مخفی افراد در یک سازمان دیگر را احتمال میدهم.در نتیجه عضویت دو گانه باید با اطلاع هر دو سازمان باشد ونمایندگان این سازمانها در یک کمیته یا هیئت مشورتی با شرکت نما یندگان اتحاد جمهوریخواهان این روابط را هم آهنگی کنند.

بنظرمن بهترین راه پس از همایش انحلال این سازمانها درتشکل جدید و تبدیل آنها بطور علنی به طیفهای سیاسی مشخص در درون اتحاد جمهوریخواهان ایران میباشد.

انتخاب اعضای شورای هماهنگی -2

بنظر من ضروری است که حد اقل 30% اعضای انتخابی شورای هم آهنگی( در همایش) از زنان داوطلب و
با کفایت عضو اتحاد باشد.

3- رابطه شورای هماهنگی با گروههای کار


گروههای کار فقط در مقابل همایش پاسخگو هستند.چون همایش سالی یک بار تشکیل میشود منطقی است که گروهها درغیاب همایش با هماهنگی با شورا فعالیت بکنند وپاسخگوی شورا باشند.جون اغضاء گروههای کار انتخابی نیستند و احتمال تمرکز عده ای بخصوص در گروه کاری امکان دارد و جون گروهها بدون موافقت شورا و مستقیم میتوانند نظریات خود را منتشر کنند ،لازم است که شورا هماهنگ کننده گروههای کار باشد ویکی از اعضاء شورا بعنوان ناظر در هر گروه کار شرکت بکند.

4- پیشنهاد تشکیل یک هیئت سیاسی مشورتی مو سفیدان جمهوریخواه

اتحاد جمهوریخواهان ایران احتیاج به کمک های رهبران ، فعالان و شخصیت های سیاسی نسلهای اول و دوم
(که بیش از 50 سال دارند ) را دارد.اما اکثر این اشخاص، که در شکستهای جنبش آزادیخواهی و اشتباهات گذشته سهمی دارند ، بد شواری میتوانند سابقه ذهنیهای سازمانی و سیاسی گذشته خود راکنار گذاشته و بدون محدودیت ناشی از انها درایجاد و رهبری اتحاد جدید شرکت مفید نمایند.
اما این دسته از علاقمندان به جنبش جمهوریخواهی دارای تجربه های گوناگون و ذی قیمت هستند.
بنظر من مناسب ترین روش استفاده از این شخصیتهای تاریخی میهن مان ایجاد یک<هیئت سیاسی مشورتی مو سفیدان جمهوریخواه> می باشد.در این شورا انها در باره مسا ئل سیاسی تبادل نظرکرده و نظر مشورتی خودرا به مسئولان جوان تر شورای همآهنگی و هیدت سیاسی- اجرائی اتحاد جمهوریخواهان ایران بدهند. بدین ترتیب آنها، بدون شرکت مستقیم در رهبری، دید تاریخی دیگری از مسائل میدهند وبعلت خودخواهی یا خود بینی یا تحجر ناشی از گذشته و سن وسال مانع پیشرفت جنبش نمیشوند.
اکثر این شخصیتها بدشواری میتوانند از تکنیکهای جدید ارتبا طی نظیر انترنت و پالتاک...که روش کارمسئولان آینده جنبش و احزاب مدرن خواهد شد استفاده کنند و در نتیجه موجب کندی کار سازمانی میشوند.
.از طرف دیگر اکثر آنها با پروندههای سیاسی خود در ایران کنونی ممکنست مانع رشد و فعالیت در کادر قانون جنبش گردند و در نتبجه کنار ماندن آنها خدمتی دیگر به جنبش از این نظر میتواند محسوب شود.

* پیشنهاد دهنده خود از این گروه ریش سفید بوده و این نوع خدمت مشورتی را قابل قبول، مفید و ضروری میداند. امیدوارم با این پیشنهاد هم نسلهای خودم را ناراضی و ناراحت نکنم.

فریدون بابائی