مسئله تشكيلات


رضا سياوشی
siavoshy@yahoo.com

۱۱ ۱۳۸۲ اردیبهشت

مهمترين چالش مرحله كنونی طيف جمهوری خواهان ايران ، ايجاد همسويی و هماهنگی بين اجزا و افراد اين طيف است تا بتوانند در حد توانشان بعنوان يك نيروی مستقل و موثر وارد صحنه كارزار سياست ايران گردند. اما چگونه؟ دو راه حل سنتی وجود دارد: يكی جبهه متحد و ديگری سازمان حزبي. اين دوراه حل بدلايل مختلف ، كه در زير به بعضی از آنها اشاره ميشود، تا كنون كار ساز نبوده‌اند. راه حل سوم كه موضوع اين نوشته ميباشد عبارت است از ايجاد يك "شبكه" يا نت ورك (Network) از انبوه كادرها و محافل سياسی جمهوری خواه. نوعی تشكيلات مسطح (در مقابل هرمی) كه در آن رابطه‌ای (كمابيش) همطراز مابين اعضا و يا هسته‌های تشكيل دهنده وجود دارد. اگر شكل سازمان‌های سياسی سنتی را به هرم تشبيه كنيم ، سازمان‌های شبكه‌ای را به تور ماهيگيری می‌توان تشبيه كرد كه افراد و يا هسته‌های سياسی گره‌های آنرا تشكيل ميدهند. سازماندهی شبكه‌ای مفهوم كاملا" جديدی نيست ، ولی اين نوع سازماندهی با استفاده از ابزارنوين ارتباط جمعی ، از جمله اينترنت ، كار آمدتر گشته است و رفته رفته به ابزار مهمی برای سازماندهی سياسی اجتماعی و بنگاهای اقتصادی تبديل ميشود. مهمترين نمونه تشكيلات شبكه‌ای هم سازمان مديريت خود اينترنت است كه با چنين مدل تشكيلاتی اداره ميشود. در ميدان سياست ، احزاب مدرن مانند بعضی از سبزها از اين مدل پيروی ميكنند. نكات زير مقدمه ايست برای شروع بحث در مورد چالش مشخص سازمان يابی طيف جمهوری خواه. منظور اين ياداشت ورود به مباحث تجريدی تئوری تشكيلات Organizationa Theory (OT) كه در سالهای اخير در كانون گفتمان مراكز تحقيقی دانشگاهی حول سازمانيابی توليد و ديگر جهات اجتماعی و سياسی بوده است, نميباشد. از دوستان تقاضا ميشود با نقد خود اين بحث را غنا ببخشند.

١ - طرح مسئله
در ميدان سياست ايران ، جمهوری خواهان نقشی متناسب با پتانسيل خود ندارند. تاثير فعاليتهای اين گروه بر سير وقايع سياسی ايران تاكنون نزديك به صفر بوده است. بيهودگی فعال ، عنوانی است كه با تسامح (و كمی طنز) ميتوانيم بر موقعيت كنونی جمهوری خواهان ايران بنهيم. اين در حاليست كه شرايط برای مطرح شدن اين نيرو بعنوان يكی از بازی گران اصلی در ميدان سياست ايران بسيار آماده است. بن بست اصلاحات در نظام حكومتی ايران ، شرايط ويژه منطقه و جهان ، و موقعيت تاريخی كه در آن بسر ميبريم باعث شده‌اند كه نظام جمهوری سكولار و دمكرات، مبتنی بر حقوق بشر، بعنوان مهمترين آلترناتيو معقول و قابل اجماع به جلو صحنه سياست ايران پرتاب شود. ولی متاسفانه "ما" جمهوری خواهان كه طبيعتا" بايد پرچم دار اصلی اين جريان باشيم هنوز آمادگی اين مهم را نداريم. صرف نظر از دلايل اين كاستی‌ها، ما جمهوريخواهان برای انكه بتوانيم به نيروی موثری در ميدان كارزار سياسی ايران تبديل شويم بايد انسجام فكری و سازمانی بالاتری از امروز داشته باشيم. اما چگونه؟
انسجام فكری و انسجام سازمانی دو پديده متفاوت هستند ولی بايكديگر رابطه متقابل تكاملی

(lopmentevde-evolutionary co) دارند. پراكندگی سازمانی موجب كندی روند انسجام فكری ميگردد و نبود انسجام فكری هم سازمانيابی را مشكل ميسازد. در جهت مثبت هم اين موضوع صادق است. رشد انسجام سياسی درجه سازمانيابی را بالا ميبرد، و بالعكس. پس وظيفه ما سامان دادن به فرايندی است كه در بستر آن انسجام فكری و سازمانی ما رفته رفته ولی پيوسته و متداوم ارتقاع يابد.

هدف اين نوشته جستجوی مدل مناسبی برای ارتقاء انسجام سازمانی، و يا بزبان ديگر تشكيلات است. قبل از آن اشاره‌ای به موضوع انسجام فكری بيفايده نيست. انسجام فكری از درون يك ديالوگ خلاق بر سر مسائل پيش روی جمهوری خواهان بوجود ميايد. تئوريهای قوام يافته نشانه درجه انسجام فكری يك جريان هستند. اين تئوريها معمولا" در اسنادی مانند منشور، مانيفست ، استراتژی مدون ، برنامه ، و غيره منعكس می‌گردند. فرآيند انسجام فكری در ميان جمهوری خواهان مدتی است آغاز شده ، و با اينكه هنوز راه درازی در پيش دارد كه به يك خط مشی سياسی منسجم ، مستقل ، و موثر منتج شود، ولی بهر حال فرآيندی است كه آغاز شده و موفقيت‌های نسبی هم داشته است. ادامه پيشرفت آن در گرو ارتقاء انسجام سازمانی اين گروه است.

در زمينه انسجام سازمانی (سازماندهی) متاسفانه موفقيت جمهويخواهان بسيار كمتر بوده است. كم كم روشن ميشود كه علی رغم حسن نيت فراوانی كه وجود دارد، سازمانيابی جمهويخواهان با شيوه‌های سنتی امكان پذير نيست. بايد بدنبال راه حل‌های مدرنی بود كه جوابگوی شرايط ويژه طيف جمهوری خواهان ايران باشد. بحران تاريخی‌ای كه امروز جمهوی خواهان ايران را به چالش ميطلبد مستلزم بوجود آمدن تشكيلاتی است كه هم محكم و هم پرانعطاف باشد. ظرفيت بالائی برای دمكراسی درونی داشته باشد. و با پراكندگی سياسی و جغرافيائی جمهوريخواهان ايران ، و شرايط ويژه ميدان سياسی ايران بخواند ، فراكسيونها را به آسانی پذيرا باشد ، بدون درهم شكستن بتواند درجه بالائی از اختلاف و اعتراض درونی را تحمل كند ، استقلال فكری و تفاوت‌های سياسی و سليقه‌ای را ، كه در ميان افراد و گروه‌های جمهوری خواه وجود دارد، محدود نكند بلكه به انرژی مثبت برای رشد اين جريان كاناليزه كند. نكته آخر اينكه انسجام تشكيلاتی هم مانند انسجام فكری ، يك فرآيند است و نه يك فرآورده. وظيفه كنونی ما آغاز اين فرآيند ميباشد. ولی در اين آغاز هوشمندی زيادی لازم است ، چه: خشت اول چون نهد معمار كج ، تا ثريا ميرود ديوار كج.

٢ - چند نكته راجع به مدل‌های تشكيلاتی
مدل‌های سازماندهی بنا به احتياجات مشخصی بوجود آمده اند، و هركدام نقاط قدرت و ضعف خود را دارند. هيچ مدل كاملی وجود ندارد. مهم اينست كه مناسب ترين مدل را برای وظيفه پيش روی خود انتخاب كنيم. از ميان تفاوت‌های بسياری كه مدل‌های سازمانی با هم دارند، يك تفاوت را ميتوان بطور مشخص جدا كرد و زير ذره بين قرارداد: بعضی مدل‌ها به خلاقيت اعضاء توجه دارند، بعضی ديگر بر درايت رهبران تكيه ميكنند. تشكل‌های مسطح بيشتر بر خلاقيت و ابتكار عمل افراد تكيه دارند. در عوض مركزيت در آنها ضعيف تر است. تشكل‌های هرمی بيشتر بر كنترل و مركزيت تاكيد دارند، كه هزينه آن هم تحليل رفتن خلاقيت‌های فردی است.

نگاهی به چند مدل سازمانی ميتواند در تبيين مدل شبكه‌ای مورد نظر ما، و جايگاه آن در مقايسه باديگر مدل‌ها كمك كند. ٤ مدل سازمانی : هرمی مدرن ، هرمی سنتی ، شبكه‌ای مدرن و شبكه‌ای سنتی را در نظر بگيريم و مقايسه كنيم. ضمن برسی اين مدل‌ها بايد در نظر داشت كه گرچه اين مدل‌ها تجريدی هستند و سازمانهای سياسی در عمل ملقمه‌ای از اين مدلها ميباشند. ولی معمولا" به يكی از آنها نزديك ترند.

-- هرمی مدرن: در اين مدل سازماندهی هيرارشی وجود دارد. ولی رهبری پاسخگو است. يعنی رهبری وظايف تعيين شده‌ای دارد و در صورت عدم توانائی تعويض ميشود. اين امر مستلزم وجود سازوكارهای جا افتاده و شفافی است برای برای چرخش رهبری است. ارتش‌های مدرن ، كارخانه‌ها، و بسياری از احزاب سياسی در كشورهای دمكراتيك كمابيش چنين مدلی را برای سازماندهی به پيش ميبرند. در مورد ارتش ، رهبری به مقام بالاتر يعنی دولت و مردم پاسخگو است. در مورد بنگاه‌های اقتصادی ، رهبری كمپانی به سهامداران پاسخگو است. در مورد احزاب در كشورهای دمكراتيك ، رهبری به اعضای حزب و مردم پاسخگو است.

-- هرمی كهن يا قبيله اي: : در اين مدل هيرارشی وجود دارد ولی رهبری پاسخگو نيست. بر خلاف مدل هرمی مدرن ، در اينجا تشكيلات به رهبر پاسخگو است. و رهبری به نيروی ماورائی مانند ايدئولوژی ، خداوند، و يا خط مشی ، و يا طبقه ، و و. . پاسخگو است. و معيار اين پاسخگوئی هم خود رهبر و يا جمع رهبری است. پس رهبر فقط به خود پاسخگو است. احزاب در جهان سوم مانند حزب‌های بعثی كشورهای عربی و احزاب استالينی به چنين مدلی نزديك هستند. در ايران سازمان مجاهدين خلق و اغلب سازمانهای سياسی كمونيست كمابيش چنين مدل سازماندهی دارند. اين تشكل‌ها عمدتا بر روابط يك و يا چند فرد تكيه دارند و رهبران مادام العمر رهبر هستند. چرخش رهبری ، مگر ازطرق انشعاب و كودتا ، ممكن نيست. كاراكتر اين نوع سازمانها رفته رفته با كاراكتر رهبری عجين می‌شود و جدا كردن آنها از هم غير ممكن می‌شود. مانند استالين و حزب كمونيست شوروی ، صدام حسين و حزب بعث عراق ، مجاهدين خلق ايران و مسعود رجوي.

-- مدل تشكيلاتی شبكه‌ای (شبكه‌ای مدرن و شبكه‌ای سنتی): شبكه يا "نت ورك" اشاره به نوعی تشكيلات مسطح دارد كه در آن رابطه‌ای (كمابيش) همطراز مابين اعضا و يا هسته‌های تشكيل دهنده آن وجود دارد. اگر سازمانهای سياسی سنتی را به هرم تشبيه كنيم ، تشكلهای شبكه‌ای را به تور ماهيگيری ميتوان تشبيه كرد كه هسته‌های سياسی گره‌های آنرا تشكيل ميدهند. اين گره‌ها عمدتا" نقطه‌های ارايه خدمت به بقيه اعضای شبكه ميباشند، و حداكثر آزادی برای ابراز خلاقيت و ابراز وجود خود ،در چهارچوب منشور شبكه را دارند. شبكه يك وجود ده و تكامل يابنده است كه بر مبنای تبادل خدمات مابين گره‌های آن حيات ميابد، و پروسه انباشت و ارتقاء و تكامل دائما در آن جاری است.

سازماندهی شبكه‌ای بصور بدوی تر در گذشته هم وجود داشته است. ولی اين نوع سازماندهی با استفاده از ابزار نوين ارتباط جمعی ، از جمله اينترنت ، كار آمدتر گشته است و رفته رفته به ابزار بسيار موثری در سازماندهی اجتماعی سياسی تبديل ميشود. در سازماندهی شبكه‌ای مدرن اينترنت نقش بنيادی دارد و بدين معنی با اينترنت عجين و آميخته ميباشد.

عده‌ای اينترنت را صرفا" يك ابزار انتشاراتی و خبری ميبينند. ولي اينترنت يك پديده زيربنايی است و تاثيرات چند جانبه و پيچيده بر عرصه‌های مختلف فعا ليتهای انسانی دارد. اين ابزار آهسته آهسته ، ولی پيوسته و متداوم سازمانهای اقتصادی ، سياسی ، و اجتماعی را متحول ميسازد. اينترنت فضای نوينی برای تجربيات نوين اجتماعی و از جمله گسترش مرزهای دمكراسی بوجود آورده است. اينترنت سازماندهی سطوح عالی تری از ارگانيزم‌ها و نهادهای اجتماعی را ممكن ميسازد. درك و استفاده از پتانسيل‌های گسترده اينترنت برای گسترش دمكراسی بايد يكی از اهداف ايرانيان مترقی باشد.

در تحليل نهائی ، با توجه به رقابت فشرده‌ای كه در پرتو جهانی شدن فراگيرشده است ،تنها سازمانهائی امکان بقا ميابند كه از امكانات دنيای جديد كمال استفاده را به نمايند. در ارتباط با استفاده از اينترنت ، اين سازمانها نه تنها بايد از اينترنت استفاده فراوان بكنند، بلكه بايد خود را اصولا بر مبنای اينترنت باز آفرينی كنند. مدل شبكه‌ای يكی از بسترهای اين فرايند است.

نمونه تشكيلات شبكه‌ای سنتی را ميتوان در تشكيلات اصناف كارگری و دانشجوئی ، و گيلدهای پيشه وران يافت. سازمان روحانيت شيعه در ايران نمونه بسيار جالب وكارآمد (در نوع خود) از تركيب مدل شبكه‌ای سنتی با مدل هرمی سنتی است. بدينصورت كه روحانیان رده بالا رابطه‌ای كمابيش همطراز نسبت بهم دارند و به اين معنی سازمانی با مدل شبكه‌ای دارند. از طرف ديگر هر روحانی رده بالا سلسله مراتبی از روحانيون رده پائين تر را بعنوان شاگردان ، و مروجان و غيره دارد كه رابطه اش با آنان بيشتر هرمی سنتی و قبيله‌ای است.
نمونه تشكيلات شبكه‌ای مدرن را ميتوان در ميان احزاب مدرن ، از جمله بعضی از سبزها يافت. تشكيلات اينترنت و مديريت اينترنت از چنين مدلی پيروی می‌كند.

يكی از تفاوت‌های مدل‌های سنتی و مدرن موضوع امتيازات ويژه در مقابل نمايندگی است. در مدل‌های سنتی امتيازات ويژه ، و در سازمانهای مدرن انتخاب شدن و نمايندگی شرط صعود به رهبری ميباشد. در نتيجه ، مدل‌های سنتی عمدتا بر روابط و مدل‌های مدرن بر ضوابط تكيه دارند. مثلا" مدل هرمی سنتی يا قبيله‌ای عمدتا" بر ارتباطات شخصی يك فرد تكيه دارد ، مدل شبكه‌ای سنتی بر روابط متقابل تعدادی از افراد گروه تكيه دارد. در مقابل ، مدل‌های مدرن هرمی و شبكه‌ای عمدتا" بر ضوابط سازمانی تكيه دارند و رای عمومی و انتخابات سخن آخر را ميند.

در ارتباط با مشخصه‌های سازمانی نكات مهم ديگری وجود دارند كه سعی ميشود به مرور و در قسمت پرسش و پاسخ به آنها برخورد شود. از جمله ميتوان از نقش اطلاعات در تصميم گيری و تقسيم قدرت ، و يا نقش سازماندهی در رفتار اعضاء در مدل‌های مختلف سازماندهی ، اشاره كرد.

سختی و فشردگی سازمانی
خصوصيت ديگر سازمانهای سياسی درجه فشردگی آنها است. اين خصوصيت را با عنوان‌هائی مانند آهنين ، اسفنجی ، و يا ژلاتينی ، و. . . ميتوان بيان كرد. همچنانكه از نام آن پيدا است ، آهنين نشانه فشردگی بالا است. ژلاتينی نشانه فشردگی بسيار پائين. و اسفنجی نشانه فشردگی متوسط و پر انعطاف. مثلا" احزاب لنينی ،همانند ارتش ، مدل هرمی با فشردگی آهنين دارند. احزاب ليبرال دمكرات عمدتا مدل هرمی با فشردگی اسفنجی تا ژلاتينی دارند. در سازمانهای سياسی ايران ، سازمان مجاهدين خلق به مدل قبيله‌ای با فشردگی آهنين نزديك است. مجمع روحانيون مبارز، و عمده گروهای ملی مذهبی به مدل شبكه‌ای سنتی نزديك هستند با فشردگی‌های اسفنجي. سازمان القاعده كه يك سازمان تروريستی است كه بسيار مخفی عمل ميكند و مستلزم فشردگی آهنين است ، القاعده سازماندهی نوع شبكه‌ای دارد كه با انعطاف بسيار بالا و موثر عمل كرده است. اين سازمان از ملات قوی ايدئولوژی و مذهب برای تقويت فشردگی سازمانی استفاده ميكند.


از ميان مدلهای سازماندهی فوق ، در گذشته مدل هرمی مدرن برای فعاليت های سياسی موثرتر بوده است. ولی با گسترش اينترنت، مدل شبكه‌ای مدرن اهميت ويژه ای ميابد. آزادی عمل اعضا، خلاقيت فردی ، و ظرفيت استفاده حداکثری از ابزار نوين ارتباط جمعی و اينترنت ، خصوصياتی هستند که در مدل شبکه ای بسيار برجسته ميباشند.

٣ - استفاده از مدل شبكه‌ای برای سامان دادن به طيف جمهوری خواهان ايران
هدف سامان دادن به فرآيندی است كه در بستر آن انسجام فكری و سازمانی طيف جمهوری خواه ارتقاء يابد. با توجه به ويژه گی‌های طيف جمهوری خواه ايران ، سازمان مورد نظر بايد با شرايط پراكندگی سياسی و جغرافيائی جمهوريخواهان ايران خوانائی داشته باشد ، ظرفيت بالائی برای دمكراسی درونی داشته و بتواند درجه بالائی از اعتراض درونی را بدون درهم شكستن تحمل كند. بتواند استقلال فكری و اختلافات نظری و سليقه‌ای كه در ميان افراد و گروه‌‌های جمهوری خواه ايران بفراوانی وجود دارد را به انرژی مثبت برای رشد اين جريان كاناليزه كند. مسئله ارتباطات بين داخل و خارج كشور و مشكلات سازماندهی درون كشور را نيز تا حدی پاسخ گو باشد.

مدل شبكه‌ای ، بخاطر خصلت مسطح ، غير هرمی ، و غير متمركز آن ، ميتواند در ورای اختلافات سياسی و تشكيلاتی ، و علی رغم پراكندگی جغرافيائی ، مكانيزم مناسب برای همكاری و هماهنگی در ميان فعالين طيف جمهوری خواه ايران باشد. با آفريدن چنين سازمانی ، جمهوری خواهان ايران ميتوانند فرازی برای مدل های سازماندهی مدرن و آينده گرايانه باشند، و تجربه‌ای برای استفاده سازمانهای دمكراتيك (سياسی و غير سياسی) در ايران.

چنين طرحی در عمل ميتواند اشكال متفاوتی بخود بگيرد. در زير رئوس يك طرح فرضی برای بحث مطرح ميشود.

چنانکه پيشتر اشاره شد ، سازمان‌های شبكه‌ای را به تور ماهيگيری می‌توان تشبيه كرد كه افراد و يا هسته‌های سياسی گره‌های آنرا تشكيل ميدهند. اين هسته ها عمدتا نقطه‌های ارايه خدمت به بقيه اعضای شبكه هستند ، بهمين جهت آنها را " گروهای کار" ميناميم. آنها حداكثر آزادی برای ابراز خلاقيت و ابراز وجود خود ، در چهارچوب منشور سازمانی ، را دارند. بايد به شبكه بمثابه يک وجود ده و تكامل يابنده برخورد کرد که بر مبنای تبادل خدمات مابين هسته های آن حيات ميابد، و پروسه انباشت و ارتقاء و تكامل دائما در آن جاری است. ديگر خصوصيات چنين سازمانی عبارتند از:
- موقعيت هسته‌ها نسبت بهم همطراز و مساوی است.
- اين هسته‌ها كمابيش مستقل هستند. ولی منشور و اساسنامه سازمان را قبول دارند.

- هسته‌ها عمدتا از طريق اينترنت و ديگر وسايل ارتباطی مدرن با يكديگر در تماس هستند.

- هسته‌ها يا نظری هستند (مثلا" هسته سبزها) ، يا مكانی هستند (مثلا" هسته شيراز). هسته‌ها ميتوانند اينترنتی باشند، بدينمعنی که افراد هسته در گوشه‌های مختلف دنيا قرار داشته باشند و از طريق اينترنت همكاری كنند.
- بعضی هسته‌ها به گروهای تخصصی و كاری تبديل ميشوند. مثلا" گروه كار مالی (برای جمع آوری كمك) ، گروه کار برای گرداندن سايت اينترنتی سازمان و.. و.
-- در اين شبكه اينترنت نه تنها ابزار اطلاع رسانی است ، بلكه ابزار سازماندهی نيز ميباشد.
- سازمان يك يا چند وب‌سايت عمومی و رسمی دارد كه هم تشكيلات ، و هم انتشارات را ساماندهی ميكند. هر هسته يك صفحه در وب‌سايت عمومی دارد تا هم كارهای خود را از اين طريق نظام بخشد، و هم بقيه هسته‌ها را در جريان كارهای خود قرار دهد.

مسئله رهبری در سازمان جمهوری خواهان،

تفکيک مديريت تشکيلات از رهبری سياسی
بر مبنای طرح فوق ، سازمان جمهوری خواهان ايران يك سازمان سياسی مدرن با ساختار شبكه‌ای خواهد بود. در اين طرح رهبری سياسی از مديريت تشكيلاتی تفكيك شده است ، و با آن فاصله دارد. يعنی اينكه برای مديريت تشكيلاتی و رهبری سياسی دو ارگان متفاوت وجود دارند، و مقررات متفاوتی را دنبال ميكنند. بدين صورت كسی قادر نخواهد بود از سكانهای تشكيلاتی در رقابت‌های سياسی درونی استفاده كند. در سازمانهای سياسی سنتی اين دو ارگان تفكيك نشده‌اند.
در احزاب مدرن مديريت تشكيلاتی نقشی است غير سياسی ، عمدتا" تكنيكی ، فرمال ، كه به روشنی تعريف شده و انتظار آنست كه بصورت مستقيم و شفاف و طبق مقررات اعمال شود. در مقابل ، رهبری سياسی امری است غير فرمال ، غير مستقيم ، كه از درون رقابت برنامه‌ها (برنامه‌های درونی و بيرونی سازمان) بيرون ميايد. رويه تعيين مديريت تشکيلاتی نسبتا روشن و سر راست است.

مديران تشكيلاتی با رای اعضا به صورت دوره‌ای انتخاب ميشوند. در عوض فرآيند جستجو و نزج رهبری سياسی بسيار پيچيده تر ميباشد. رهبری سياسی موضوعش تبادل افكار و جنگ برنامه‌هاست كه در بستر سامان دادن به پروسه سياسی در درون سازمان نزج ميگيرد. ديالوگ ؛ بحث و مذاكره ابزار لازم ، ولی نه كافی ، برای اين هدف ميباشند. بدوا" ارگانی مانند يك فروم سياسی ميتواند برای سامانمند كردن اين پروسه كارساز باشد. در اين مورد احتياج بحث و بررسی بيشتر است.

فروم سياسی
فروم سياسی وظيفه اش سامان دادن به گفتمان‌های سياسی درون سازمان و به نتيجه رساندن آنهاست. تدوين مواضع سياسی و انتشار بيانيه‌های سياسی از جمله وظايف فروم سياسی سازمان است. در تحليل نهائی خط مشی سازمان بايد در درون فروم سياسی شكل گيرد و توسعه يابد. مكانيزم و قواعد پيشبرد كار در درون فروم سياسی بمرور و در پروسه آزمون و خطا تدوين ميگردند. روشن است كه فروم سياسی حساس ترين ارگان سازمان است و با دقت بسيار بايد به آن پرداخت

گروه‌های كاری
كارهای سازمان از طريق گروهای كاری (WorkGroup ) انجام ميشود. گروهای كاری ميتوانند موقت و يا دايمی باشند و بر مبنای احتياج بوجود بيايند و منحل شوند. هر هسته‌ای ميتواند پروژه‌ای را انتخاب كند و به گروه كاری تبديل شود و در راه پيشبرد پروژه اش از هسته‌های ديگر نيز كمك بگيرد. بدينصورت سازمان بستری ميشود که در آن راندمان كار طيف جمهوری خواهان بالا رود و از دوباره كاری و خرده كاری پرهيز شود. بعضی كارهای الزامی و دائمی وجود دارند كه بايد با نظر و همكاری اكثريت سازمان انجام بگيرد، مانند وب سايت ، مالی ، تشكيلات ، مطبوعات ، و و و. . . برای پيش برد اين قبيل كارها كميته‌های دايمی لازم است كه افرادی كه وقت و توانائی انجام اين كارها را دارند بايد داوطلبانه و يا از طريق انتخابات اين كارها را به پيش برند.
سازمان جمهوری خواهان بايد به كار مفيد و توانائی‌های افراد ارج نهد. سنجيدن و ارزش نهادن به كار مفيد و موثر افراد مهم ترين پيش‌شرط رشد و بالندگی سازمان جمهوری خواهان خواهد بود. هدف نهائی ايجاد فرآيند مريتوكراسی خردمندانه است.

پرسش و پاسخ


1- س: فرق شبكه با جبهه متحد چيست؟
تعريف دقيق و جهانشمولی از "جبهه متحد" وجود ندارد ، همچنانکه از شبکه هم وجود ندارد. ولی ميتوانيم بعضی مفاهيم كلی ايندو مدل را با هم مقايسه كنيم. اولين تفاوت اينستكه در جبهه متحد "اتحاد عمل" يك امر بيرونی است مابين سازمانهائی كه از لحاظ درونی مستقل ميباشند. يعنی اتحاد عمل مابين بلوك‌های بسته ، جامد (نسبت بهم)، و مستقل است. آنچه درون اين بلوك‌ها ميگذرد به جبهه متحد ارتباط ندارد. اين بلوك‌ها، که معمولا سازمانهای سياسی هستند، هركدام برنامه‌ها، آرمانها، و اهداف خاص خود را دارند، ولی بر روی ماموريت معينی كه مورد علاقه تمام شركت كنندگان است اتحاد ميكنند. بدين صورت عمر جبهه متحد هم قاعدتا" باندازه عمر ماموريت مشترك است. بيشتر مواقع جبهه متحد يك اتحاد عمل سلبی است به هدف نفی دشمن مشترک. و عمر آن هم حداكثر تا بقای دشمن مشترك ادامه ميابد. مثلا" در جنگ دوم جهانی ، در پی اشغال چين بوسيله ژاپن ، حزب كمونيست چين با حزب ناسيوناليست طرفدار چانكای چك جبهه متحد ضد ژاپنی تشكيل دادند. اين جبهه تا بيرون راندن ژاپنی‌ها از چين ادامه داشت. سپس ايندو نيرو دوباره به جنگ داخلی با يكديگر برگشتند. در همان جنگ امريکا و شوروی بر عليه آلمان هيتلری جبهه مشترک تشکيل دادند.
بر خلاف جبهه ، در مدل شبكه‌ای بلوك‌های بسته و جامد سازمانی وجود ندارند. شبكه همراهی و همكاری فراگير (نه فقط بيرونی) انبوه هسته‌ها و افرادی است كه نسبت بهم موقعيت نسبتا" مساوی و همطراز دارند. گروه‌های كاری واحدهای سازمانی شبكه هستند. اين گروه‌ها عمدتا" نقطه‌های ارايه خدمت به بقيه اعضای شبكه ميباشند، و حداكثر آزادی برای خلاقيت و ابراز وجود در چهارچوب منشور شبكه را دارند. شبكه يك واحد ده و تكامل يابنده است كه بر مبنای تبادل اين خدمات ، پروسه انباشت و ارتقاء و تكامل دائما در آن جاری است.
پيش شرط موفقيت جبهه متحد وجود يك و يا چند سازمان سياسی نسبتا قوی و منسجم است كه بعنوان ستونهای جبهه عمل كنند. شرط موفقيت شبكه وجود ارتباطات گسترده مابين افراد آن ، و انگيزه آنان است.

2 - س: آيا اين سازمان ميتواند جايگزين حزب سياسی گردد؟
جواب: هم آری و هم نه است. بالقوه آری ، ولی لزوما" نه.
احزاب سياسی معمولا" تشكيلات هرمی دارند. با اين پيش فرض شبكه نمی تواند جای حزب را بگيرد. ولی ميتواند به بوجود آمدن آن كمك كند. از طرف ديگر يك حزب مدربن ميتواند تشكيلات مسطح داشته باشد و عملا" بشكل يك شبكه سازمان يابد. وجود ابزارهای ارتباط جمعی مدرن از جمله اينترنت كارآئی بالای اين نوع تشكل را امكانپذير ساخته است.

3- س: چرا تاكنون تشكيل سازمانهای سياسی و يا حزبی در ميان اپوزيسيون كار سابوده اند:
ج: عمدتا" به دليل عدم وجود تفاهم سياسي. ولی تفاهم سياسی هم آسان بدست نمی آيد. تفاهم سياسی مستلزم يك دوران طولانی بده بستان و رقابت و همكاری ما بين نيروهای سياسی است. از طرف ديگر اين نوع رقابت و همكاری معقول ، قاعده مند ، وپاينده ، مابين افراد و نيروهای سياسی نياز به سازماندهی دارد و بخودی بخود به پيش نميرود. پس لازمه اش وجود درجه ای از انسجام سازمانی است که در وجود احزاب و يا سازمانهای سياسی تبلور يابد. بنا براين ما با مشكل مرغ و تخم مرغ در اينجا روبرو هستيم. بدون وجود احزاب و سازمانهای سياسی ، ارتقاء تفاهم سياسی بسيار مشكل است. از طرف ديگر بدون تفاهم سياسی هم احزاب و سازمانهای واقعی سياسی تشكيل نميشوند.

4- س- موضوع داخل و خارج كشور: آيا در داخل ايران هم ميتوان به اين نوع سازماندهی تكيه كرد.
ج : هيچ فرقی بين داخل و خارج در رتباط با اين طرح وجود ندارد. چون بهر حال اينترنت مرز ندارد. به يك معنی اين طرح در داخل كشور حتی مهمتر از خارج است چون در داخل بخاطر محدوديت‌های موجود راههای ديگر تماس بسته است. ولی ايميل و اينترنت نسبتا" غير قابل كنترل ميباشند و لاجرم در حال گستر