جمهوريخواهان و مسئله رفراندوم يا انتخابات آزاد


جورآباد
jaworabad@hotmail.com

۹ آوریل ۲۰۰۴

بخش اول
بعد از همايش سراسری اتحاد جمهوريخواهان و پس از تحريم ديرهنگام وبدنبال آن مطرح کردن شعار" انتخابات آزاد" بجای "رفراندوم"، شاهد يک رکود و سردی در ميان جمهوريخواهان بوده ايم. اين امر بيش از هر چيز نشانه کاستی هايی است که در سياست ورزی شورای هماهنگی مشاهده ميشود. يکی از همين ضعف ها همانا پرداختن به مسئله ای است که مردم و حتی بخشی از کوشندگان اتحاد جمهوريخواهان علاقه ای به آن ندارند. شايد بعضی از اعضای شورای سياسی ويا شورای هماهنگی پاسخ دهند که در اين رابطه در حال بررسی هستند، اما فراموش نکنيم که گاهی بررسی بيش از حد باعث از دست رفتن زمان ميشود . عدم تصميم گيری در زمان مناسب و تاخير در سياست ورزی بيش از هر چيشانه ضعف و باعث دلسردی و خستگی اعضای اتحاد جمهوريخواهان و در کل با عدم اعتماد مردم روبرو خواهد شد. گشودن بحث رفراندوم هر چه سريعتر و فراهم کردن راه های اجرايی کار، ميتواند در پيشبرد اتحاد وسيعتر و رسيدن به يک استراتژی مشخص با ساير نيروهای جمهوريخواه کمک نمايد. اين کار باعث افزايش روحيه مردم و گسترش مبارزه برای دموکراسی و آزادی شود. امر رفراندوم آزمونی ديگری است که بر سر راه اتحاد جمهوريخواهان قرار گرفته است، پاسخ صحيح و سريع به اين مسئله جايگاه ما را به عنوان يک نيروی سياسی پيگير در جامعه نشان خواهد داد.
بنده حدود ويک سال واندی پيش در مقاله ای با عنوان " رفراندوم هنوز بررسی نشده است" در پاسخ به مقاله آقای سهراب مبشری به نام
" رفراندوم يا انتخابات آزاد؟" در سايت اخبار روز، ضمن رد کردن طرح شعار "انتخابات آزاد" به عنوان يک شعار غير مفيد به اهميت طرح شعار" رفراندوم" پرداختم. بهر صورت با توجه به تغييرات که در يک سال گذشته در کشور اتفاق افتاده است و شکست پروژه اصلاحات ، شعار رفراندوم بيش از هر زمانی بر سر زبان مردم و بر متن نوشته ها و صحبت ها جاری است. امروز بيش از پانزده ماه ازآن تاريخ گذشته است وحداقل خوشبينی خيلی ها نسبت به اصلاح اين رژيم و يا توانايی های اصلاح طلبان در پيشبرد سياست هايشان از بين رفته است. ضرورت يک تغيير اساسی در ساختار نظام سياسی کشور، ديگر امر بديلی است که ذهنيت اکثريت مردم و سازمان های سياسی را بخود اختصاص داده است. اتحاد جمهوريخواهان نيز بر اساس پاسخگويی به اين امر و تغيير اساسی در ساختار سياسی کشور شکل گرفته است. طرح رفراندوم به عنوان قانونی ترين , دموکراتيک ترين و غير خشونت آميز ترين شعاری است که اتحاد جهموريخواهان می تواند بر بستر آن به همراه ساير نحله های جمهوريخواه و حتی ديگر نيروها با هر ديد وانديشه ای به توافق برسند.
من در اينجا فقط به چند دليل در رابطه با معايب شعار" انتخابات آزاد" در چارچوبه نظام فعلی و بی اثری آن اشاره ميکنم. يکی از دلايلی که اغلب هوا داران شعارانتخابات آزاد مطرح ميکنند، اين است که در خيلی از کشورهای غير دموکراتيک جهان با برگزاری انتخابات آزاد توانسته اند پروسه گذار به دموکراسی را به پيش برند. معمولا از کشورهای امريکای لاتين و بعضی از کشورهای اسيايی نام ميبرند که بعد از انتخابات آزاد توانسته اند شکلی از دموکراسی - هرچند ناقص- را نهادينه کنند. اما نکته ای که اين مقايسه را بی اعتبار ميکند توان و ظرفيت قوانين اساسی هر کدام از کشور ها زنی فوق است. در اين مطلب هدف اين نيست که به جزييات قوانين اساسی هر کدام از کشور های فوق پرداخت و ضعف ها ونقطه قوت های انها را با قانون اساسی جمهوری اسلامی مقايسه کرد. کافی است که قانون اساسی جمهوری اسلامی و رژيم سلطنتی را مقايسه کنيم. در زمانيکه مصدق و جبهه ملی در قدرت بود، اگر آن کودتا اتقاق نمی افتاد وشاه همان قوانين مشروطه سلطنتی را رعايت می کرد، مشکلی به لحاظ برگرداندن قدرت به مردم يا پيشبرد مردمسالاری ايجاد نميشد. در شرايط بعد از کودتا وزمانيکه کشور به لحاظ سياسی و اقتصادی ثبات مناسبی داشت، باز با شعار انتخابات آزاد و اجرای قانون اساسی مشروطه، ميشد پروسه دموکراسی را به پيش برد، چون قانون به ميزانی به دولت قدرت ميداد که بتواند خواسته های مردم را عملی سازد، اما در مورد انتخابات آزاد در چارچوبه قانون اساسی جمهوری اسلامی بدون حذف ولايت فقيه و شورای نگهبان غير ممکن است. تصور کنيد در همين انتخابات اخير تمام افراد اپوزيسيون به مجلس ميرفتند و بهترين قوانين دنيا را هم به تصويت ميرسانند، ايا ميتوانستند انرا از شورای نگهبان عبور بدهند؟ ايا شانسی برای اجرای قوانين وجود داشت؟ حداقل در هفت سال گذشته اين امر بايد مشخص شده باشد که دشورايی های قانون اساسی به شکلی است که در مقابل قوه مقننه؛ شورای نگهبان و مرجع تشخيص مصلحت قرار گرفته است. در مقابل قوه مجريه؛ ولايت فقيه و مشاورينش قرار گرفته اند و رييس قوه قضاييه نيز منتصب ولی فقيه است. حال نمايندگاه منتخب در انتخابات آزاد چگونه ميتوانند از اين هفت خوان ولايت فقيه بگذرند؟ اين سوالی است که طراحان شعار انتخابات آزاد بايد جواب دهند.
نکته ديگری که از نظر شورای هماهنگی بدور بوده است، مطرح بودن شعار رفراندوم در ميان جامعه است. فراموش نکنيم که برای هر نيروی سياسی مدت ها طول خواهد کشيد که يک شعار را به ميان جامعه ببرد، آن هم در شرايطی که رابطه ما جمهوريخواهان با مردم در حداقل است. در حاليکه شعار رفراندوم در داخل کشور به شکل علنی مطرح ميشود، شايد برای ما شرم آور باشد که از دور و از خارج کشور شعار انتخابات آزاد را مطرح کنيم. ايا اين نشانه اين نيست که مردم از اتحاد جمهوريخواهان جلوتر هستند؟ برای بنده معلوم نيست که شورای هماهنگی براساس چه برآورد ونظر سنجی تصميم به اين گرفت که شعار انتخابات آزاد را مطرح کند. شايد هم عده ای ميخواهند براساس ذهنيت ها ، تحليل های کهنه و شخصی خود، سياست ها را تعيين کنند. تجربه اصلاح طلبان در حکومت بايد درسی باشد برای اتحاد جمهوريخواهان که امروز سياست را نميشود ذهنی توليد کرد، بلکه با استفاده از روش های مدرن و ابزاری مانند نظرسنجی مدام و با ارزيابی درونی و بيرونی، زمينه های پذيرش يا عدم پذيرش آن از طرف مردم، ميتوان يک پروژه سياسی را به اجرا در آورد. در شرايطی که مردم وحتی نيروهای درونی يک تشکيلات، سياستی را صحيح نمی بينند، تاکيد برآن سياست ، بجز نا اميدی نتيجه ای نخواهد شد. شکست اصلاح طلبان بيش از هر چيزی نتيجه ناتوانی انان در پيشبرد سياست ها و استراتژی هايشان بود. هر سازمان سياسی اگر نتواند نياز سياسی وفکری مردم را برآورده کند، بازی را بايد به حريف واگذار کند. اميدوارم ما جمهوريخواهان مسير اصلاح طلبان را پيش نگيريم.
دنباله درمطلب بعدی




جمهوريخواهان و مسئله رفراندوم يا انتخابات آزاد


جورآباد
jaworabad@hotmail.com

۹ آوریل ۲۰۰۴

بخش اول
بعد از همايش سراسری اتحاد جمهوريخواهان و پس از تحريم ديرهنگام وبدنبال آن مطرح کردن شعار" انتخابات آزاد" بجای "رفراندوم"، شاهد يک رکود و سردی در ميان جمهوريخواهان بوده ايم. اين امر بيش از هر چيز نشانه کاستی هايی است که در سياست ورزی شورای هماهنگی مشاهده ميشود. يکی از همين ضعف ها همانا پرداختن به مسئله ای است که مردم و حتی بخشی از کوشندگان اتحاد جمهوريخواهان علاقه ای به آن ندارند. شايد بعضی از اعضای شورای سياسی ويا شورای هماهنگی پاسخ دهند که در اين رابطه در حال بررسی هستند، اما فراموش نکنيم که گاهی بررسی بيش از حد باعث از دست رفتن زمان ميشود . عدم تصميم گيری در زمان مناسب و تاخير در سياست ورزی بيش از هر چيشانه ضعف و باعث دلسردی و خستگی اعضای اتحاد جمهوريخواهان و در کل با عدم اعتماد مردم روبرو خواهد شد. گشودن بحث رفراندوم هر چه سريعتر و فراهم کردن راه های اجرايی کار، ميتواند در پيشبرد اتحاد وسيعتر و رسيدن به يک استراتژی مشخص با ساير نيروهای جمهوريخواه کمک نمايد. اين کار باعث افزايش روحيه مردم و گسترش مبارزه برای دموکراسی و آزادی شود. امر رفراندوم آزمونی ديگری است که بر سر راه اتحاد جمهوريخواهان قرار گرفته است، پاسخ صحيح و سريع به اين مسئله جايگاه ما را به عنوان يک نيروی سياسی پيگير در جامعه نشان خواهد داد.
بنده حدود ويک سال واندی پيش در مقاله ای با عنوان " رفراندوم هنوز بررسی نشده است" در پاسخ به مقاله آقای سهراب مبشری به نام
" رفراندوم يا انتخابات آزاد؟" در سايت اخبار روز، ضمن رد کردن طرح شعار "انتخابات آزاد" به عنوان يک شعار غير مفيد به اهميت طرح شعار" رفراندوم" پرداختم. بهر صورت با توجه به تغييرات که در يک سال گذشته در کشور اتفاق افتاده است و شکست پروژه اصلاحات ، شعار رفراندوم بيش از هر زمانی بر سر زبان مردم و بر متن نوشته ها و صحبت ها جاری است. امروز بيش از پانزده ماه ازآن تاريخ گذشته است وحداقل خوشبينی خيلی ها نسبت به اصلاح اين رژيم و يا توانايی های اصلاح طلبان در پيشبرد سياست هايشان از بين رفته است. ضرورت يک تغيير اساسی در ساختار نظام سياسی کشور، ديگر امر بديلی است که ذهنيت اکثريت مردم و سازمان های سياسی را بخود اختصاص داده است. اتحاد جمهوريخواهان نيز بر اساس پاسخگويی به اين امر و تغيير اساسی در ساختار سياسی کشور شکل گرفته است. طرح رفراندوم به عنوان قانونی ترين , دموکراتيک ترين و غير خشونت آميز ترين شعاری است که اتحاد جهموريخواهان می تواند بر بستر آن به همراه ساير نحله های جمهوريخواه و حتی ديگر نيروها با هر ديد وانديشه ای به توافق برسند.
من در اينجا فقط به چند دليل در رابطه با معايب شعار" انتخابات آزاد" در چارچوبه نظام فعلی و بی اثری آن اشاره ميکنم. يکی از دلايلی که اغلب هوا داران شعارانتخابات آزاد مطرح ميکنند، اين است که در خيلی از کشورهای غير دموکراتيک جهان با برگزاری انتخابات آزاد توانسته اند پروسه گذار به دموکراسی را به پيش برند. معمولا از کشورهای امريکای لاتين و بعضی از کشورهای اسيايی نام ميبرند که بعد از انتخابات آزاد توانسته اند شکلی از دموکراسی - هرچند ناقص- را نهادينه کنند. اما نکته ای که اين مقايسه را بی اعتبار ميکند توان و ظرفيت قوانين اساسی هر کدام از کشور ها زنی فوق است. در اين مطلب هدف اين نيست که به جزييات قوانين اساسی هر کدام از کشور های فوق پرداخت و ضعف ها ونقطه قوت های انها را با قانون اساسی جمهوری اسلامی مقايسه کرد. کافی است که قانون اساسی جمهوری اسلامی و رژيم سلطنتی را مقايسه کنيم. در زمانيکه مصدق و جبهه ملی در قدرت بود، اگر آن کودتا اتقاق نمی افتاد وشاه همان قوانين مشروطه سلطنتی را رعايت می کرد، مشکلی به لحاظ برگرداندن قدرت به مردم يا پيشبرد مردمسالاری ايجاد نميشد. در شرايط بعد از کودتا وزمانيکه کشور به لحاظ سياسی و اقتصادی ثبات مناسبی داشت، باز با شعار انتخابات آزاد و اجرای قانون اساسی مشروطه، ميشد پروسه دموکراسی را به پيش برد، چون قانون به ميزانی به دولت قدرت ميداد که بتواند خواسته های مردم را عملی سازد، اما در مورد انتخابات آزاد در چارچوبه قانون اساسی جمهوری اسلامی بدون حذف ولايت فقيه و شورای نگهبان غير ممکن است. تصور کنيد در همين انتخابات اخير تمام افراد اپوزيسيون به مجلس ميرفتند و بهترين قوانين دنيا را هم به تصويت ميرسانند، ايا ميتوانستند انرا از شورای نگهبان عبور بدهند؟ ايا شانسی برای اجرای قوانين وجود داشت؟ حداقل در هفت سال گذشته اين امر بايد مشخص شده باشد که دشورايی های قانون اساسی به شکلی است که در مقابل قوه مقننه؛ شورای نگهبان و مرجع تشخيص مصلحت قرار گرفته است. در مقابل قوه مجريه؛ ولايت فقيه و مشاورينش قرار گرفته اند و رييس قوه قضاييه نيز منتصب ولی فقيه است. حال نمايندگاه منتخب در انتخابات آزاد چگونه ميتوانند از اين هفت خوان ولايت فقيه بگذرند؟ اين سوالی است که طراحان شعار انتخابات آزاد بايد جواب دهند.
نکته ديگری که از نظر شورای هماهنگی بدور بوده است، مطرح بودن شعار رفراندوم در ميان جامعه است. فراموش نکنيم که برای هر نيروی سياسی مدت ها طول خواهد کشيد که يک شعار را به ميان جامعه ببرد، آن هم در شرايطی که رابطه ما جمهوريخواهان با مردم در حداقل است. در حاليکه شعار رفراندوم در داخل کشور به شکل علنی مطرح ميشود، شايد برای ما شرم آور باشد که از دور و از خارج کشور شعار انتخابات آزاد را مطرح کنيم. ايا اين نشانه اين نيست که مردم از اتحاد جمهوريخواهان جلوتر هستند؟ برای بنده معلوم نيست که شورای هماهنگی براساس چه برآورد ونظر سنجی تصميم به اين گرفت که شعار انتخابات آزاد را مطرح کند. شايد هم عده ای ميخواهند براساس ذهنيت ها ، تحليل های کهنه و شخصی خود، سياست ها را تعيين کنند. تجربه اصلاح طلبان در حکومت بايد درسی باشد برای اتحاد جمهوريخواهان که امروز سياست را نميشود ذهنی توليد کرد، بلکه با استفاده از روش های مدرن و ابزاری مانند نظرسنجی مدام و با ارزيابی درونی و بيرونی، زمينه های پذيرش يا عدم پذيرش آن از طرف مردم، ميتوان يک پروژه سياسی را به اجرا در آورد. در شرايطی که مردم وحتی نيروهای درونی يک تشکيلات، سياستی را صحيح نمی بينند، تاکيد برآن سياست ، بجز نا اميدی نتيجه ای نخواهد شد. شکست اصلاح طلبان بيش از هر چيزی نتيجه ناتوانی انان در پيشبرد سياست ها و استراتژی هايشان بود. هر سازمان سياسی اگر نتواند نياز سياسی وفکری مردم را برآورده کند، بازی را بايد به حريف واگذار کند. اميدوارم ما جمهوريخواهان مسير اصلاح طلبان را پيش نگيريم.
دنباله درمطلب بعدی