کارنامه ۱۳ - گفتگو با نمایندگان در مجلس ششم
اشرف چیتگر زاده ، معصومه شاپوری
نامه : گفتگو را با مسئله آمار شروع مي كنيم. راجع به مسائل زنان همواره آمارهاي متعددي از سوي منابع مختلف عنوان شده كه چندان هم دقيق نيست در حالي كه براي بررسي مسائل مختلف بايد آمار صحیحی هم وجود داشته باشد. با توجه به اينكه دقيق ترين آمارها قاعدتاً بايد به مجلس ارائه شود آيا مجلس از آمار كاملتري در رابطه با مسائل مبتلا به جامعه زنان مثل فحشاء، خودكشي، خود سوزي، طلاق، اعتياد ، قاچاق زنان و دختران، فرار دختران و … برخوردار است. اگر پاسخ شما به این سؤال مثبت است با توجه به آمارهاي موجود كه احتمالا بسياري از آنها محرمانه نيز مي باشد، طبقه بندي شما از مهمترين مساله زنان چيست؟
* جلودار زاده : البته سوالتان خيلي كلي است. اما ببينيد ما دردسته بندي كلي ای كه در ارتباط با مسائل و مشكلات زنان داشتيم متوجه شديم يك سري از مشكلات نه تنها مسأله زنان بلكه مسئله كل جامعه است. منتها آسيب پذيري زنان در اين ارتباط خيلي بيشتر است مانند مسئله فقر، بيكاري ، مشكلات سياسي، عدم ثبات سياسي و فرهنگي در هم بودن ارزشها و عدم تناسب ارزشهاي تثبيت شده و ... روي زنان بيشتر اثر مي گذارد. مسئله دیگر جنس دوم دانستن زنان است. غلبه بر فرهنگ مرد سالاري حركتي فرهنگي و لذا بطئي و کند است. اين دو مسئله كلي و عمومي بود كه از نظر ما ساير مسايل و مشكلات زنان از اين دو سرچشمه مي گرفت. معضلات به وجود آمده مانند اعتياد، از هم پاشيدگي خانواده، فقر مسائل روحي و رواني و آلامي كه براي زنان به وجود مي آيد خشونت ناشي از اعتياد، آسيب هاي اجتماعي وارده بر ان، یا حتی مساله نا برابري در سهميه بندي و مرد در دانشگاه سراسري، محدوديتها، فحشاء و … از جمله مسائل ، مشکلات و ناهنجاريهاي مبتلا به جامعه زنان مي باشد.
قضاوت در باره اين كه بين فقر، فحشا، اعتياد يا مثلا بزهكاري های ديگر كه در جامعه وجود دارد كدام در درجه بالاتري قرار دارند به آمارهاي صحيح باز مي گردد. اما درجامعه اي كه اينها خلاف و جرم محسوب می گردد و با آن برخورد مي شود، هيچ نهادي نمي تواند از اين موارد آمار واقعي تهيه كند. آمارهايي كه شما مي بينيد کاملاً مختلف است. مثلاً در ارتباط با اعتياد، فحشاء، ايدز و … آمارهايي است كه با حدس و گمان و يا بر اساس دستگيريها تهيه مي شود. مثلاً بررسی می کنند که بين دستگير شدگان و مرد چه درصدی از هر كدام از اينها وجود دارد بعد با يك ضريبي آن را براي كل جامعه محاسبه مي كنند مثلاً مي گويند ما ظاهراً پنج هزار ايدزي داريم سپس پنج هزار را در رقم شش ضرب مي كنند و سپس مي گويند ما ۳۰ هزار ايدزي داريم . اما اين جوري نيست كه مبتلايان به ايدز واقعاً در جامعه سر شماري شده باشند.
* نامه : يعني حتي مجلس هم از آمارهاي صحيح برخوردار نیست؟!
* جلودار زاده : نه ! نمي توان اطلاعات صحيحي به دست آورد. البته تلاشهاي زيادي حتي توسط خود مركز مشاركت زنان از طريق كار پژوهشي يا ستاد مبارزه با مواد مخدر اقداماتي صورت گرفته ولي نتوانسته اند به آمار درستي دست پيدا كنند.
* الهه كولايي : با اجازه من مي خواهم از يك زاویه ديگری وارد شوم. اصلاً طرح سوال و نوع ورود شما به مساله به نظر من قابل باگري است. چرا فكر مي كنيد كه مجلس با ديگر بخش هاي جامعه متفاوت است.
* نامه : چون فکر می کنیم حداقل بايد آمارهاي واقعي در اختيار مجلس گذاشته شود.
* كولايي : بايد ، باید، اولاً بايد را با هست از هم جدا كنيد، آنچه بايد باشد با آنچه وجود دارد کاملاً متفاوت است. مجلس هم بخشي از نهادهاي حكومتي است. تا چه ميزان در بخشهاي ديگر بر اساس واقعيتها و آمار و اطلاعات عيني تصميم گيری می شود كه در مجلس بشود. این اولين نكته كه فكر مي كنم يك تذكر آيين نامه اي نا نوشته خدمت شما عنوان کنم. خانم جلودار زاده به هر حال مسائل پايه اي راگفتند من مي خواهم وارد يك مسئله ديگر شوم. ببينيد براي من خيلي عجيب بود وقتي كه وارد مجلس شديم ديديم اين مسأله زنان به كميسيون فرهنگي بخش زنان رفته است. در حالي كه مسائل و معضلات زنان يك مسأله اجتماعی است شما اگر مي خواهيد عملكرد نمايندگان را ارزيابي كنيد بايد ببينيد ما در چه ساختاري با چه وظايفي وارد شديم اين، دومین نکته. هر يك از ما در عين بودن، بر حسب تخصص هايمان عضو يكي از كميسيونها بوديم. در نتيجه همه از ما نمايندگان انتظار مضاعف داشته و دارند. آنها انتظار دارند كه من هم يك نماينده خوب در كميسيون تخصصي خودم باشم و هم به عنوان مدافع حقوق زنان در شرايط فقدان ارتباط با نهادهاي مدني زنان فعاليت خاص اين عرصه را داشته باشم. من شخصاً فكر مي كردم زماني كه وارد مجلس بشويم متخصصان مسائل زنان و NGO هاي زنان به ما طرح و اطلاعات خواهند داد، آنها به ما ايراد مي گيرند كه شما با ما ارتباط برقرار نكرديد اما کسی هم تلاش نكرد با ما ايجاد ارتباط بكند. كمترين و ساده ترينش نامه یا دعوت نامه و يا Email بود. نمي گويم انجام نشد ولي آن چه كه من انتظار داشتم و خيلي واقع بينانه بود انجام نشد . يعني يك نفر را شما مي گذاريد وسط بعد مي گوييد كه حالا برو از حقوق زنان دفاع كن، با چي، تو جامعه اي كه به شكل تاريخي را يك موجود محتاج سرپرستي و در واقع درجه دوم ميبيند. تمام قوانين و روابط و مقررات ما حاكي از اين مسئله است . يعني نماينده بدون برخورداری از حمايت اجتماعي ارگانيزه شده و سازمان يافته بايد وظيفه دفاع از زنان را داشته باشد.
در مجلس غير از كميسيون فرهنگي و كميسيون خانواده كه بخشي از وظيفه شان پرداختن به مسائل زنان است هيچ ساختي وجود ندارد. حال اگر ضعف داشته باشيد به بودنتان نسبت داده مي شود. شما عضو هر كميسيون مجلس كه باشيد بايد جزء بهترين ها باشيد . زيرا هر نوع خللي كه در كارتان باشد به بودنتان نسبت داده مي شود. با اين شرايط مسئله زنان مورد توجه قرار گرفت ولي اين كه تصور كنيد دستگاههای آماری خاصی جهت تصميم گيري براي مسائل زنان وجود داشته نه ! چنين چيزي وجود ندارد. فراكسيون زنان به شكل طبيعي يعني به شكل يك ارتباط اجتماعي غير سازمان يافته عمل كرد.از مجله زنان تا سايت زنان يا هر نهاد متمركز بر روي مسائل زنان گرفته تا از طريق ارتباطات فردي و حتي منابع بين المللي، اطلاعات را دريافت مي كرد. ما اولين گروهي نيستيم كه در مورد مسائل زنان كار كرديم ولي ما تلاش كرديم ببينيم ديگران چه كار كرده اند. خيلي از اصلاحاتي كه ما در مورد مسائل حقوقي زنان انجام داديم با استفاده از كارهايي بود كه ديگران انجام داده بودند يعني در واقع اين طوري نبود كه از صفر شروع كرده باشيم ما فقط توفيق تصويبش را داشتيم . ما تلاش كرديم ادامه كار ديگران را به قانون تبديل كنيم خوشبختانه در مورد برخي قوانين موفق شديم. در داخل نهادهاي اجرايي چه دردستگاههاي تحقيقاتي ما سعي كرديم از آن كارها استفاده كنيم . در واقع مشكل ما اين است كه انسان بودن و هويت برابر انساني با مرد زير سوال است و ما نياز به اطلاعات نداريم زيرا اطلاعات به شکل انفجاری درمورد نابرابري هاي زنان و مردان به وفور وجود دارد.
نامه : با اين انفجار اطلاعات بالاخره بايد بين فحشاء و فرار دختران و ايدز يك طبقه بندي كوچكي انجام شده باشد؟
کولايي : اجازه دهيد، ما واقعيتهايي مثل فحشاء ، را چگونه تعريف مي كنيم؟ آيا در مهماني اي خانوادگی که هنجارها و ارزشهايش با من نوعي فرق مي كند و مورد هجوم قرار مي گيرد و بچه ها و افراد حاضر در آن مهماني به جرم فساد و فحشاء به دان برده مي شوند اين مصداق فحشا است. ما در تعريف فحشا مشكل داريم . در تعريف فساد مشكل داريم . اينها ربطي به فراكسيون زنان ندارد. ما در بازديدي كه يكي از نهادها براي ما فراهم كرد تا از مصاديق فحشاء بازديد كنيم ديديم در مهماني خانوادگي كه پدر و مادر و همه اعضای خانواده حضور داشته و يك هنجار خاصي در رفتارشان وجود دارد آن را به عنوان نظام جمهوري اسلامي فحشاء نام گذاري كرده اند. چطوري اينها را از هم تمیز دهیم اين ديگر مربوط به فراكسيون زنان نيست اين مشكلات خيلي وسيعتر از بحث فراكسيون زنان است، در آنجا ديديم كه دختر ۱۴ ساله، ۱۲ ساله كه در حضور پدر و مادر در يك مجلس خانوادگي كه به مذاق بنده خوش نمي آيد دستگير شد، برده شده به يك جايي كه مي تواند اساساً او را در يك مسير ديگري قرار دهد. مشكل در تعريف اين مفاهيم است . اين ديگر ربطي به فراكسيون زنان ندارد.
امانی پور: ما هيچ آمار دقيقي حتي از سرشماري جمعيتمان نداريم و مي بينیم كه مسئولين رده بالای کشور از رئیس جمهور گرفته تا رهبر تا به پایین چه آمارهای متناقضی ارائه مي دهند. اين آمارها نشانگر اين است كه مركز آمار ما، هنوز يك سازمان محكم یا نهادي كه تمامي آمارهاي اجتماعي را داشته باشد، نيست. اينكه چه قوانيني بايد وضع شود تا جرایم مرتبط با ناهنجاري هاي كشور كاهش پيدا كند و علتهايی رویداد این جرایم نا مشخص است. در بعضي موارد اصلاً مسائل و مرد رانمي شود از هم جدا كرد ما هم نمي خواهيم مرز بگذاريم. در مجلس ششم براي اولين بار ما يك فراكسيون جمع و جور داشتيم، ببينيد من سر حوزه ي انتخابيه ام نمي توانم بگوييم كه چون م فقط مي روم براي ها كاري بكنم . در رابطه با حق طلاق ها ، هر كسي كه از آن دفاع كرده در حوزه ي انتخابيه اش گفتند كه از شوهرش طلاق گرفته حتي ها نمي دانند كه چرا هاي نماينده اينها را طرح مي كنند . ما آمديم گفتيم كه مركز پژوهشها يك بررسي از مسائل زنان در استانهاي مختلف با فرهنگهاي مختلف داشته باشد تا ما آنها را اولويت بندي كنيم و به صورت قانون در آوريم.
* نامه : آن اولويت گذاریها را بفرماييد؟
* جلودار زاده : ما در مجلس پنجم يك كميته ان، جوانان و خانواده داشتيم كه داشت به اينكه مجموعه ي اطلاعات را جمع بندي و اولويت بندي كند اما آقايان مجلس پنجم آيين نامه را عوض و كميسيون ان، جوانان و خانواده را حذف كردند در نتيجه ما ادامه ي آن كار را در مجلس ششم داديم چيزي كه خواهر هاي من يادشان رفت بگويند اين بود كه ما در كميسيون هاي تخصصیمان همه روي مقوله زنان كار كرديم يعني مثلاً من كه جزء كميسيون اجتماعي بودم در رابطه با مسائل اجتماعي زنان و اشتغال، خانم عدالت در كميسيون كشاورزي مسائل زنان بخش خودش را پي گيري مي كرد و خانم اماني در كميسيون برنامه و بودجه . در واقع توجه به مسائل زنان ام الوظايفي بود كه خود كار جديدي بود.
* مرضیه مرتاضي : تعداد نمايندگان ۱۳ –۱۲ نفر ي كه در مجلس ششم وارد شدند به دليل اینکه در لیست احزاب اصلاح طلب بودند، نه به دليل شناخت خانم ها و برنامه های آنان، از سوی مردم انتخاب شدند براي همين هم ما نمي توانيم خانمهاي نماينده مجلس ششم رادرباره ي حوزه هاي كاري شان به چالش بكشانيم. اما همين كه خانم های نماینده مجلس ششم اين اجازه را به ما مي دهند كه در رابطه با زنان نماینده صحبت كنيم فضاي جالبي است. برخی زنان نماینده در مجلس ششم به آن نگاه سنتي كه را مقيد كرده بود بي دليل و قانون نا نوشته با پوشش خاصي به مجلس بروند، اعتنا نکردند و سنت شکنی نمودند و حرفهایی هم زدند.
اساساً ارزشمندي كار اين زنان كه ما را وا مي دارد كه با آنها به چالش بنشينيم اين است كه از طریق حزب وارد مجلس شدند يعني اينها از طریق عاليترين تشكلي كه انسان به آن رسيده توانستند وارد مجلس بشوند. در قانون اساسی آمده که همه افراد ملت یکسان در حمایت قانون قرار دارند و همه از حقوق مساوی با رعایت موازین اسلام برخوردارند. به بینید، منظور از موازین اسلامی چیست؟
موازين اسلامي ، آیا منظور این است که مواه اي است بين حقوق زنان و مردان به عنوان انسان . نه برابري در اغلب قوانين اساسي ما به محض اينكه مسائل زنان پيش مي آيد ما يك موازين اسلام داريم. آن وقت اين موازين اسلام موجب برداشتهای متفاوت مي شود یک نگاه موازين را مواه، يك نگاه روشنفكري اين مواه ي بين زنان را برابري تفسير مي كند. مواه يعني هرکس حقي در ازاي حق ديگري دارد. در واقع خدا را هم اين جوري نگاه مي كنند. مي شود گفت نگاه ديندار به خدا با نگاه مرد ديندار فرق می کند. مثل خدای ارباب و خدای برده. در این نگاه خداي ارباب مي گويد ببخش و خداي برده مي گويد بگير! اما در مورد زنان اين تناقض نگاه وجود دارد يعني هم از مي خواهند بخشنده باشد هم حقوقش را بگیرد. در حاليكه هنجارهاي جامعه سنتی همواره به گونه اي است كه ارزش را در از خودگذشتي، فداكاري و ناديده گرفتن حقوقش میداند. زنان مجلس ششم كارنامه قابل قبولي داشتند لايحه الحاق ايران به كنواسيون منع هر گونه تبعيضي عليه زنان ، منع كودك آزاري ، اعزام دانشجوی به خارج ، حق طلاق، افزايش سن حضانت، اهداي جنين، حل تابعيت مردان خارجي كه هاي ايراني دارند، آموزش اجباري پيش از ازدواج و … اينها قوانين خيلي خوبي بوده است شما به درستي بر پايه ي آمارهايي كه داشتيد و مشكلاتي كه شناسايي كرده بوديد اينها را وضع كرديد. اما شما مي دانيد وقتي كه نگاه حقوقي به بر مبناي نابرابري شكل گرفته باشد مترقي ترين قوانين توسط جامعه مردانه دور زده مي شود و یا اینکه، تعداد اندكي از زنان مي توانند از آن استفاده كنند. اني كه تمكن مالي دارند اني كه امكان دارد وکیل بگيرند يا در عرصه هاي اجتماع تريبوني براي بيان افكارشان داشته باشند. توده هاي وسيع ان، هرگز وارد عرصه هاي برابري حقوق نمي شوند در حاليكه بيشترين آسيب هاي اجتماعي متوجه آنهاست.
اما پرسش ديگر ما در واقع از اني كه با حمايتهاي حزبي و تشكيلاتي به میدان آمدند اين است كه چرا پژوهش در مسائل زنان را وارد عرصه هاي عمومي و اجتماعي زنان نكردند يعني مي توانستند مسائل زنان در حوزه عمومی را بصورت پروژه های پژوهشی در سطوح دانشگاهیان و علاقمندان پژوهشی در سراسر کشور مطرح نمایند و آرمان برابری حقوق انسانی و مرد را به اهداف کاربردی تبدیل نمایند. سؤال اين است كه چرا اين زنان نماينده كه حضورشان در مجلس از طریق تشکیلات حزبی بود اين مسائل را بصورت برنامه تشکیلاتی وارد حوزه ي عمومي و اني كه در عرصه ي اجتماعي علاقه مند به اين فعاليتها بودند ننمودند؟
* اماني پور: ببينيد ما تريبونهايي كه در اختيارمان داريم چه هست و چه طور مي توانيم اين مسائل را نشر دهيم. چند درصد از جمعيت زنان اخبارشان را از روزنامه و اينترنت مي گيرند و يا ميتينگ هاي عمومي با نمايندگانشان تشكيل مي دهند و چند درصد به مشروح مذاكرات مجلس گوش مي دهند؟ اصلاً چند درصد از جامعه زنان ايران فارسي را مي دانند؟
* حيدر زاده : سوالي در اينجا براي من مطرح شده است و اينكه نمايندگان مجلس چه تعريفي از دارند يعني آيا مشخص است كه نگاهشان به نگاهي سنتي و يا مدرن است كه بر اساس اين نگاه در واقع مسائل آنها را دسته بندي و اولويت بندي مي كنند من مي خواهم ببينم كه آيا واقعاً چنين كاري انجام شده كه بر اساس تعريفي كه از داريم طرحها و لوايح و قوانين تشخيص و تنظيم شوند؟
* شادي صدر : من بحث زيادي ندارم فقط مي خواستم بگويم كه شما ورودتان به بحث غلط بود. اين تاكيدي و اين فرضي كه كرديد به نظرم درست نبود يعني تاكيدتان بر آمار، اين آمار نيست كه يك مسئله را مهم مي كند. يعني هميشه اين آمار كه مثلاً ۵۰ هزار نفر ايدزي داريم مسئله ايدز را مهم نمي كند. توجه اجتماعي و اينكه يك مسئله كه حتی فقط ممکن است. يك بار اتفاق بيافتد ولي آن را تبديل به يك مسئله اجتماعي كند مهم است. تكيه بر روش آمار به عنوان ملاك تشخيص اولويتها به نظر من برداشت غلطي است.
هميشه نبايد ما بر اساس آمار، اولويت بندي كنيم همانطور كه خانم حيدر زاده گفتند ما گاهي اوقات بر اساس ديدگاه مان اولويت بندي مي كنيم اين كه من چه جوري به و مسئله زنان نگاه مي كنم مسير من را مشخص مي كند. مثلاً اگر من نگاهم به حقوق بشر باشد هيچ وقت نمي آيم از مسئله برابري ديه و مرد دفاع كنم چون برابري ديه و مرد بالافاصله باعث مي شود كه تعداد اعدامها بيشتر شود و من به عنوان يك آدم كه به حقوق بشر اعتقاد دارد طبيعتاً به این روش معتقد نيستم. پس نمي آيم از اين زاويه وارد مسئله شوم. ولي اگر از زاويه آمار نگاه كنيم كه در سال اين تعداد توسط مردان كشته مي شوند و چون ديه نصف است عملاً قاتلان آنان مجازات نمي شوند يا مثلاً رويداد يك مسئله براي جامعه خيلي مهم مي گردد و آن قتل دختر توسط پدرش مي باشد. اين يك مورد است مگر در سال چند دختر يا فرد توسط پدرشان كشته مي شوند؟ واقعاً چند نفر در سال توسط پدرشان كشته مي شوند؟ اصلاً مسأله چند تا نیست موضوع اين جاست كه مواردي هست كه حتي يكي اش هم خيلي زياد است. بزرگي آمار يك ناهنجاري به نظرم اصلاً مهم نيست چون گاهي مواقع تنها يك مورد مسئله اجتماعي مي سازد. اين مسئله مي تواند چيزهاي ديگري هم باشد مي تواند اصلاً اصل مسئله باشد مثلاً ما چقدر تا الان راجع به قتلهاي ناموسي حرف زديم و اين را هم به ما گفته اند كه بابا مگر چند تا دختر در سال اين اتفاق برايشان مي افتد. ببينيد از نظر من قتل ناموسي يك دانه اش هم زياد است بنابراين من اصلاً وارد چند تا نمي شوم خيلي از مسائل اصلاً چند تا ندارد و بعد مضاف بر اينكه نه در ايران در هیچ جاي دنيا ما نمي توانيم بگوييم كه چه ميزان خشونت عليه زنان وجود دارد. ما مي شنويم كه در آلمان از هر سه يك نفرشان مورد خشونت واقع مي شوند اما تعريف خشونت مهم است. مثلاً ممكن است آنها بر اساس تعريفشان اگر به شان بگويند " برو برايم چاي بياور " ، اين يك خشونت محسوب مي شود و يا مثلاً اگر از شان تقاضاي رابطه جنسي داشته باشد ولي او نخواهد، اين يك خشونت محسوب شود! همه ما آمارهايمان را مي بينيم و مي گوييم وضعمان خيلي خوب است. پس آمار هميشه همه چيز نيست. چرا آمارها متفاوت است براي اينكه تعريفها فرق دارد. مثلاً تعريفي كه سازمان مشاركت زنان از روسپي گري ارائه مي دهد وقتي آدم می خواند مي گويد كه همه ي ها پس روسپي هستند. اما تعريفي كه اداره بهزيستي مي دهد اين است كه شخصي باشد كه حرفه اش اين باشد و از اين راه امرار معاش كند، حتي رابطه يك و مردي كه نامشروع است و حتي پولي هم در آن وجود دارد ولي حرفه اي نيست يعني مرد حتي دگي را هم تامين كند ولي از نظر آن اداره اين روسپي گري نيست. دليلي كه اين آمارها متفاوت است همين است و به نوع تعاريف هر يك از ما و سازمانها ارتباط دارد. مي گوييم كه تحليل ما خيلي مهمتر از آمار است. بزرگترين مشكلي كه در مجلس ششم و زنان و مردان آن وجود داشت اين بود كه ما نمي فهميم كه با چه تحليلي سراغ مسئله زنان مي روند نه اينكه با چه آماري، بنابراين اولويت بندي بر اساس آمار نيست بر اساس تحليل است.
* نامه : بحث خانم صدر بسيار مهم بود ایشان به یک نکته خیلی مهم اشاره کردند ولی در کدام جامعه؟! در جامعه ما که هیچ چیز در سرجای خودش نیست. شاید بزرگ بودن یک مسئله و حجم زیادی که به لحاظ آماری به خود اختصاص می دهد متولیان و مسئولین را به این نکته برساند که این مسئله در حال تبدیل شدن به فاجعه است. به قول شما بله در قتل ناموسی واقعا" یک دانه اش هم زیاد است ولی در جامعه ای که خیلی ها به ضرورت انجام قتل ناموسی اعتقاد دارند چی؟
* صدر : خب به نظر من این همان نگاه سنتی و پذیرش نگاه مزبور است یعنی اینکه ما این نگاه را پذیرفته ایم و بر اساس آمار جلو می رویم.
مرتاضی : سؤال را می توان از نظر دیگری هم بررسی کرد. همانطور که صدر یا حیدر زاده گفتند و من هم خودم به آن اعتقاد دارم در واقع نه با توجه به معلولها چون نگاه آماری توجه به معلولهاست. نگاه اصلی باید به علتها معطوف باشد و اینکه با چه رویکردی به این علتها نگاه می کنیم از دیدگاه سنتی یا مدرن؟ از موضع مواه حقوق انسانی یا برابری حقوق انسانی.
* جلودار زاده : من اول صحبتهایم گفتم که ما دسته بندی کلی ای که داشتیم یکی مسائل و مشکلات کل جامعه بود که برای حل برخی از مشکلات زنان باید به آنها می پرداختیم و یکی هم مسئله ی جنس دوم دیده شدن زنان به دلیل تضعیف حقوق در جامعه. بر اساس این نگرش شروع به اصلاح قوانین در بخشهای مختلف کردیم. وضع قانون جامع حمایت از خانواده. ایجاد ظرفیتهای عادلانه تری برای اشغال ، ارتقاء شغلی، تغییر تعریف های مختلف از مسائل مبتلا به ان، مثل این که کمیته زنان خیلی تلاش کرد که بینش تصمیم گران را نسبت به این مسأله تغییر دهد. اینها نشان می دهد که ما به تعریف مشخصی از رسیده بودیم ولی ما در عین حال واقعیتهای جامعه مان را نمی توانیم انکار کنیم. یعنی ، نماینده مجلس بودیم و باید هم در چهار چوب قوانین و مقررات موجود بینشها را اصلاح می کردیم و هم قوانینی را هر چند جزئی ولی به گونه ای که مشکل بخشهایی از جامعه زنان را که با آن درگیر بوده و هستند را رفع نماییم. مثلا" ممنوعیت ازدواج در سنین پایین و یا مشکلاتی از آن دست که برای افسانه نوروزی بوجود آمده است.
* نامه : این مشکلاتی که در رابطه با حل مسایل زنان در مجلس وجود داشت آیا فقط موانع و مشکلات بیرونی مثل تفکر و نگاه سنتی، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت و ... بود و یا با نحوه تفکرات نمایندگان داخل مجلس اعم از مردان و زنان نیز درگیر بود؟
* امانی پور : من از این زاویه نگاه می کنم در رابطه با اعزام دختران دانشجو به خارج که چهار مورد هم بود خیلی علم شنگه به پا کردند. ما در واقع فکر می کنیم که در دنیایی که زندگی می کنیم خلقت و مرد یکی است اما در طول تاریخ با توجه به شرایط کشور و به هر حال یک جامعه سنتی که باید ارتزاقش توسط مرد تعیین می شد و بهر حال تعداد کثیری هم همچنان این باور را دارند بر نگاه به زنان سایه انداخته است. خوشبختانه در مجلس ششم همانطور که دوستان توضیح دادند طرحی نبود که ما بیاوریم مجلس از این زاویه که اگر شده قوانین غیر مساوی حذف شود و تصویب نشود. حالا هر چند که یک عده ای هم می گفتند که می خواهند آیات قرآن را عوض بکنند و یا دربعضی از موازین شرعی آیت الله ها نظرات مختلفی دارند، در کل توی مجلس بحث ما این بود که بهر حال در طول تاریخ با توجه به اتفاقات و نگرش و جامعه به زنان برداشتهای متفاوتی پدید آمده که زنان فقط باید بچه بیاورند و ... بنابراین ما تلاش کردیم قوانین کشور طوری شود که حتی به آن دختر ده ، دوازده ساله که به عنوان ازدواج خرید و فروشش می کنند جلوگیری شود.
نگاه فراکسیون زنان به استیفای حقوق زنان از این زاویه نبود که ما بیاییم یک جوابی به شورای نگهبان بدهیم، یک جواب به دیگری، ما بر آن بودیم قانون های تبعیض آمیز دست نوشته انسانها را اصلاح نماییم. خوب حساسیتهای متعددی هم بود که از