سخنان بوش وسفر وزير امور خارجه آمريکا
شب گذ شته، جورج بوش رييس جمهور آمريکا در سخنراني سالانه خودر برابراعضاي سنا ونمايندگان کنگره آمريکا ايران را" بزرگترين حامي تروريسم دولتي" خواند. جرج بوش درعين حال که سوريه را نيز مورد خطاب قرار داد و حامي تروريست هاي مخل استقرار صلح در خاور ميانه ناميد ،اظهار اميدواري کرد که سوريه به حمايت خود از تروريسم خاتمه داده ودرها را به روي آزادي بگشايد .اين لحن نسبتا ملايم بوش در مقابل سوريه همراه بودبا حمله و انتقادات وايرادات شديد به جمهوري اسلامي، چرا که" درصدد دستيابي به سلاح هسته اي است ومردم کشور خودرا ازآزادي که خواستارآن هستند واستحقاق آنرا دارند، محروم مي کند".
جرج بوش آنجا که به مذاکرات کشورهاي اروپايي با ايران اشاره داشت ،متذکر شد که در اين زمينه آمريکا با اروپا همکاري داشته است.
امريکا اکنون پس از انجام موفقيت آميز انتخابات عراق با پيش بيني احتمالي اينکه به تدريج به فراغتي دست خواهد يافت، حل مشکل اتمي ايران ورابطه جمهوري اسلامي ايران با آنچه که آمريکا آن را حمايت از تروريسم وتروريستها مي نامد،به عنوان دغدغه هميشگي اش در دستورمي گذارد تاپا به پاي مذاکراتي که در اروپا در جريان است ،جمهوري اسلامي را به نرم هاي ارايه شده از جانب خود وادارد و چنانچه از پذيرش مطالبه آمريکا استنکاف ورزد، خودرا در مخاطره جدي احساس نمايد .
آمريکا در عين حال کوششهاي دول اروپايي براي کنار گذاشتن برنامه غني سازي اورانيوم وباز پردازش پلوتونيوم توسط ايران را همچنان مغتنم مي شناسد و تلاش هاي ديپلماتيک براي حل بحران اتمي ايران را پايان يافته نمي داند وتا زماني که اين مذاکرات به بن بست منتهي نشده است، درحاليکه" حق" انجام عمليات براي احراز آمادگي هاي لازم در آينده را براي خود محفوظ مي شناسد، تاکنون اعلام داشته است که اجراي برنامه هاي نظامي عليه ايران را در دستور روز خود قرارنداده است .نگراني آنجا است که پس از اين همه تجارب، مسولين جمهوري اسلامي بي توجه به منافع ملي ايران، سياست اشتباهي پيشه کنند وراه را براي آغاز يک ماجرا جويي مصيبت بار ديگر نظامي درکشورمان ودر منطقه هموار ساد.
مقارن با سخنراني بوش ، کانداليزا رايس وزيرامور خارجه آمريکا اولين سفررسمي خودرا پس از تصدي مقام وزارت دردور دوم رياست جمهوري جرج بوش به کشورهاي اروپايي وخاورميانه آغاز کرده است. ناظران سياسي براي سفر خانم رايس که با انجام موفقيت آميز روند انتخابات در عراق مصادف است، اهميت ويژه اي قائل اند و يکي از وظايف اصلي وي را در اين سفر وديدارها وگفتگوها با سران اين کشور ها وهمتايان وي، همآهنگ کردن سياست آمريکا واروپا در رابطه با عراق پس از انتخابات، که طبيعتا وارد فاز جديدي ازحيات سياسي خودمي شود، مي دانند. رايس به اروپا رفته است تابه برخي تضادها واختلاف نظرهاي سياسي اروپا وآمريکا بويژه کشورهاي فرانسه وانگليس، در رابطه با عراق پايان دهد. هم شرايط کنوني عراق امکان مساعدي را براي اين ماموريت فراهم آورده وهم سياست ها وموضع گيري هاي دولتمردان اين دو کشور، ديگرآنچنان برمدار گذشته نيست .بنا براين شانس موفقيت وزير امورخارجه آمريکا دراين رابطه بسياربالا است. خانم رايس در اين سفر دو وظيفه مهم ديگر را نيزبه عهده دارد. يکي در جريان دقيق تر قرار دادن رفتارسياسي آمريکا با ايران در رابطه با مساله برنامه اتمي ايران که از اين بابت گرچه هنوزاختلاف نظرهايي بين کشورهاي اروپايي وآمريکا از يکطرف وسازمان بين المللي انرژي اتمي وآمريکا از طرف ديگر وجود دارد ،پافشاري هاي آمريکا در ماه هاي اخير عملا کشور هاي اروپايي را به طرف قبول فشارهر چه بيشتر به ايران سوق داده است. ولي عليرغم پذيرش اعمال چنين فشاري، اروپا همچنان آمريکا را از دست زدن به هر گونه عمل ماجراجويانه ديگري شبيه آنچه که در عراق به آن دست يازيده است، پرهيز مي دهد وباآن به مخالفت جدي برخاسته است. به نظر مي رسد وزير خارجه آمريکا باوقوف برروش اروپا در اين رابطه وظايف دشواري در پيش دارد. گرچه هنوز در خودآمريکا تصميم قطعي در باره ايران اتخاذ نکرده وحتي سخنان ديشب رييس جمهورآمريکا را که ايران را بزرگ ترين حامي تروريسم دولتي دانست وبراي ايران خط نشان کشيد، نميتوان به عنوان يک تصميم فطعي سياسي تلقی کرد. با همه اين ها،بغرنجي هاي اتخاذ سياست دقيق از جانب غرب نسبت به ايران از نظر سياستمداران غربي پنهان نيست ومواضع متناقض مقامات مسول وغيرمسول ايران نيز گاه وبيگاه به اين بغرنجي ها دامن زده وحل مشکل اتمي ايران را دشوارکرده است. بويژه اين که آمريکاحل مساله اتمي ايران را با مساله تروريسم که از نظر اروپايي ها دو مقوله متمايز تلقي مي شود، توامان مد نظرقرار مي دهد .
وظيفه ديگري که کانداليزا رايس در اين سفر پيش رودارد ،مساله مزمن والبته دشوار خاورميانه است. گرچه انتخاب محمود عباس به رياست "دولت" فلسطين به اعتبار موضع ملايمتري که نسبت به ياسرعرفات فقيد دارد، اميدواري هاي جديدي را دامن زده است. رايس به خاورميانه مي رود تا اين اميدها ونيزامکانات جديد را مورد بررسي قرار دهد وبراساس آن سياست کند .ولي بايد قبول کرد که تا حصول به سياستي مرضي الطرفين راه درازي در پيش است . بايد ببينيم گفتگوها چگونه پيشرفتي خواهندداشت و حاصل آنها چه خواهد بود؟
سخنان بوش وسفر وزير امور خارجه آمريکا
شب گذ شته، جورج بوش رييس جمهور آمريکا در سخنراني سالانه خودر برابراعضاي سنا ونمايندگان کنگره آمريکا ايران را" بزرگترين حامي تروريسم دولتي" خواند. جرج بوش درعين حال که سوريه را نيز مورد خطاب قرار داد و حامي تروريست هاي مخل استقرار صلح در خاور ميانه ناميد ،اظهار اميدواري کرد که سوريه به حمايت خود از تروريسم خاتمه داده ودرها را به روي آزادي بگشايد .اين لحن نسبتا ملايم بوش در مقابل سوريه همراه بودبا حمله و انتقادات وايرادات شديد به جمهوري اسلامي، چرا که" درصدد دستيابي به سلاح هسته اي است ومردم کشور خودرا ازآزادي که خواستارآن هستند واستحقاق آنرا دارند، محروم مي کند".
جرج بوش آنجا که به مذاکرات کشورهاي اروپايي با ايران اشاره داشت ،متذکر شد که در اين زمينه آمريکا با اروپا همکاري داشته است.
امريکا اکنون پس از انجام موفقيت آميز انتخابات عراق با پيش بيني احتمالي اينکه به تدريج به فراغتي دست خواهد يافت، حل مشکل اتمي ايران ورابطه جمهوري اسلامي ايران با آنچه که آمريکا آن را حمايت از تروريسم وتروريستها مي نامد،به عنوان دغدغه هميشگي اش در دستورمي گذارد تاپا به پاي مذاکراتي که در اروپا در جريان است ،جمهوري اسلامي را به نرم هاي ارايه شده از جانب خود وادارد و چنانچه از پذيرش مطالبه آمريکا استنکاف ورزد، خودرا در مخاطره جدي احساس نمايد .
آمريکا در عين حال کوششهاي دول اروپايي براي کنار گذاشتن برنامه غني سازي اورانيوم وباز پردازش پلوتونيوم توسط ايران را همچنان مغتنم مي شناسد و تلاش هاي ديپلماتيک براي حل بحران اتمي ايران را پايان يافته نمي داند وتا زماني که اين مذاکرات به بن بست منتهي نشده است، درحاليکه" حق" انجام عمليات براي احراز آمادگي هاي لازم در آينده را براي خود محفوظ مي شناسد، تاکنون اعلام داشته است که اجراي برنامه هاي نظامي عليه ايران را در دستور روز خود قرارنداده است .نگراني آنجا است که پس از اين همه تجارب، مسولين جمهوري اسلامي بي توجه به منافع ملي ايران، سياست اشتباهي پيشه کنند وراه را براي آغاز يک ماجرا جويي مصيبت بار ديگر نظامي درکشورمان ودر منطقه هموار ساد.
مقارن با سخنراني بوش ، کانداليزا رايس وزيرامور خارجه آمريکا اولين سفررسمي خودرا پس از تصدي مقام وزارت دردور دوم رياست جمهوري جرج بوش به کشورهاي اروپايي وخاورميانه آغاز کرده است. ناظران سياسي براي سفر خانم رايس که با انجام موفقيت آميز روند انتخابات در عراق مصادف است، اهميت ويژه اي قائل اند و يکي از وظايف اصلي وي را در اين سفر وديدارها وگفتگوها با سران اين کشور ها وهمتايان وي، همآهنگ کردن سياست آمريکا واروپا در رابطه با عراق پس از انتخابات، که طبيعتا وارد فاز جديدي ازحيات سياسي خودمي شود، مي دانند. رايس به اروپا رفته است تابه برخي تضادها واختلاف نظرهاي سياسي اروپا وآمريکا بويژه کشورهاي فرانسه وانگليس، در رابطه با عراق پايان دهد. هم شرايط کنوني عراق امکان مساعدي را براي اين ماموريت فراهم آورده وهم سياست ها وموضع گيري هاي دولتمردان اين دو کشور، ديگرآنچنان برمدار گذشته نيست .بنا براين شانس موفقيت وزير امورخارجه آمريکا دراين رابطه بسياربالا است. خانم رايس در اين سفر دو وظيفه مهم ديگر را نيزبه عهده دارد. يکي در جريان دقيق تر قرار دادن رفتارسياسي آمريکا با ايران در رابطه با مساله برنامه اتمي ايران که از اين بابت گرچه هنوزاختلاف نظرهايي بين کشورهاي اروپايي وآمريکا از يکطرف وسازمان بين المللي انرژي اتمي وآمريکا از طرف ديگر وجود دارد ،پافشاري هاي آمريکا در ماه هاي اخير عملا کشور هاي اروپايي را به طرف قبول فشارهر چه بيشتر به ايران سوق داده است. ولي عليرغم پذيرش اعمال چنين فشاري، اروپا همچنان آمريکا را از دست زدن به هر گونه عمل ماجراجويانه ديگري شبيه آنچه که در عراق به آن دست يازيده است، پرهيز مي دهد وباآن به مخالفت جدي برخاسته است. به نظر مي رسد وزير خارجه آمريکا باوقوف برروش اروپا در اين رابطه وظايف دشواري در پيش دارد. گرچه هنوز در خودآمريکا تصميم قطعي در باره ايران اتخاذ نکرده وحتي سخنان ديشب رييس جمهورآمريکا را که ايران را بزرگ ترين حامي تروريسم دولتي دانست وبراي ايران خط نشان کشيد، نميتوان به عنوان يک تصميم فطعي سياسي تلقی کرد. با همه اين ها،بغرنجي هاي اتخاذ سياست دقيق از جانب غرب نسبت به ايران از نظر سياستمداران غربي پنهان نيست ومواضع متناقض مقامات مسول وغيرمسول ايران نيز گاه وبيگاه به اين بغرنجي ها دامن زده وحل مشکل اتمي ايران را دشوارکرده است. بويژه اين که آمريکاحل مساله اتمي ايران را با مساله تروريسم که از نظر اروپايي ها دو مقوله متمايز تلقي مي شود، توامان مد نظرقرار مي دهد .
وظيفه ديگري که کانداليزا رايس در اين سفر پيش رودارد ،مساله مزمن والبته دشوار خاورميانه است. گرچه انتخاب محمود عباس به رياست "دولت" فلسطين به اعتبار موضع ملايمتري که نسبت به ياسرعرفات فقيد دارد، اميدواري هاي جديدي را دامن زده است. رايس به خاورميانه مي رود تا اين اميدها ونيزامکانات جديد را مورد بررسي قرار دهد وبراساس آن سياست کند .ولي بايد قبول کرد که تا حصول به سياستي مرضي الطرفين راه درازي در پيش است . بايد ببينيم گفتگوها چگونه پيشرفتي خواهندداشت و حاصل آنها چه خواهد بود؟