پرونده انرژی اتمی


دکتر کورش فرزين کارشناس فيزيک اتمي

یکشنبه 18 اردیبهشت 1384

انرژي اتمي براي ما سودمند نيست

• انرژي اتمي ديگر انرژي فردا محسوب نمي شود. با اين همه به علت بحران نفت اکنون 124 نيروگاه برق اتمي در سراسر جهان در حال ساختمان است

• نيروگاه هاي برق اتمي ايران را روسيه مي سازد و کيفيت اين نيروگاه ها حتي از 50 درصد کيفيت نيروگاه هاي آلماني کمتر است

• در ايران سالانه چهار برابر توليد يک نيروگاه اتمي گاز هدر مي رود

• وقتي نيروگاه برق اتمي داريم بايد به فکر 25 هزار سال نگهداري پلوتونيوم حاصل از آن هم باشيم

• ايران در سال 1992 هشتصد کيلو اورانيوم از چين خريده است و جهان تا به امروز در اين باره ساکت بود


فيزيک اتمي در يک نگاه
تحقيقات فيزيک هسته اي، در دهه هاي اخير، به دنبال اعتراضات گسترده پاسداران محيط زيست به گسترش نيروگاه هاي برق اتمي، از رونق کمتري نسبت به دهه هاي نخست پس از جنگ جهاني دوم برخوردار بود. جنبش اعتراضي سبب شد بسياري از علاقمندان رشته فيزيک اتمي، با اين تصور که ممکن است در پايان تحصيلات دانشگاهي خود نتوانند جذب بازار کار شوند، به رشته هاي ديگر روي بياورند. در نتيجه، بنيادهاي پژوهشي فيزيک اتمي، اندک اندک از تکاپو افتادند. اما بحران نفت، در يکي دو سال اخير، اين رشته را بار ديگر مرکز توجه قرار داده است.

انرژي هسته اي 137 بار بزرگتر از انرژي الکترومغناطيسي است. براي اولين بار، انشتاين انرژي خورشيدي را کشف کرد. او، در تحقيقات خود سه نظريه ثابت بودن سرعت نور، عام بودن قوانين طبيعي و نسبيت امور را مطرح ساخت. انشتاين، از طريق اين سه نظريه که بيشتر جنبه فلسفي دارند، به اين نتيجه رسيد که جرم و انرژي دو روي يک سکه هستند. نتيجه اين ديدگاه، يکي از معروفترين فرمول هاي دانش فيزيک بود که مي گويد "انرژي مساوي است با جرم ضربدر شئي به قوه دو". نتيجه علمي اين فرمول آن است که اگر جرم از ميان برود، انرژي عظيمي ايجاد مي کند. اين فرمول در سال 1905 کشف شد. بعدها، با استفاده از همين فرمول، دانشمندان ساختمان اتم را کشف کردند. آن ها دريافتند که در اطراف اتم الکترون ها حرکت مي کنند و در مرکز آن هسته اتم وجود دارد که تقريبا تمام جرم اتم در اين هسته نهفته است و الکترون ها بسيار کوچک اند.

مندليف، که در آن زمان استاد شيمي بود و خواص شيميائي اجسام گوناگون را مطالعه مي کرد، اجسام را به لحاظ خواص شيميائي آن ها، به هشت گروه تقسيم کرد. کشف عناصر تازه ادامه داشت، اما دانشمنداني که تحقيقات مندليف را دنبال مي کردند به اين نتيجه رسيدند که هسته همه اجسام از دو چيز تشکيل شده است: يکي پروتون که بار الکتريکي مثبت دارد و يکي نوترون. بعد، و هسته اين اجسام محاسبه شد و اين نتيجه به دست آمد که مجموع و عناصر تشکيل دهنده هسته اجسام، کمتر از حاصل جمع آن عناصر است. مثل اين که از مقدار معيني آجر و آهن خانه اي بسازيم و در پايان دريابيم که و آن خانه کمتر از آجرها و آهن هائي است که در آن مصرف کرده ايم. اين معما، ثابت کرد وقتي پروتون ها و نوترون ها به هم نزديک مي شوند، قسمتي از و آن ها تبديل به انرژي مي شود. به اين ترتيب، در دهه سوم قرن بيستم، دانشمندان دريافتند که از انرژي موجود در هسته مي توان استفاده کرد.

اتوهان آلماني، براي نخستين بار اين نکته را کشف کرد که جرم سنگيني مثل اورانيوم تکه مي شود و از هر بار تکه شدن آن، دو نوترون خارج مي شود، اما و اين دو تکه، کمتر از و تکه اصلي است. اتوهان، کشف خود را منتشر کرد و فرداي آن روز زنگ خطر براي تمام دنيا به صدا در آمد. از همان زمان بود که انتشار تحقيقات مربوط به فيزيک اتمي ممنوع شد. اين، سال 1938 بود. يعني دوراني که ناسيونال سوسياليست ها قدرت را در آلمان قبضه کرده بودند. بسياري از محققان برجسته علوم فيزيک و شيمي در آن زمان يهودي بودند و اکنون خود را تحت فشار مي يافتند. دانشمندي به نام سيلار، به فکر استفاده از انرژي هسته اي افتاده بود. او اعتقاد داشت که آلمان نازي از انرژي هسته اي استفاده مي کند و بمب اتمي خواهد ساخت. او، به انگلستان گريخت و نگراني خود را با رهبران انگلستان در ميان گذاشت و اعلام کرد که مي توان براي مقابله با خطر نازي ها بمب اتمي ساخت. بريتانيائي ها، که امکانات فني کافي هم نداشتند، پيشنهاد سيلار را جدي نگرفتند و سبب شدند که او به آمريکا برود. پيش از آن، خبر کشف علمي امکان استفاده از انرژي هسته اي در نتيجه تکه شدن اورانيوم، به وسيله يک دانشمند آلماني به همکار دانمارکي او و از طريق وي به محافل علمي آمريکا رسيده بود و بسياري از دانشمندان آزمايش هاي خود را آغاز کرده بودند. سيلار که مي دانست نظاميان آمريکا قادر به کشف انديشه هاي او نيستند، به سراغ انشتاين رفت و از او خواست نامه اي به روزولت بنويسد و ضمن اشاره به خطر ساخت بمب اتمي در آلمان، او را متوجه امکان ساخت سريعتر بمب در آمريکا کند. وقتي نامه انشتاين به روزولت رسيد، او، آن را به وزير دفاع وقت آمريکا ارجاع کرد. وزير دفاع، نامه را در جلسه اي با حضور 24 ژنرال مطرح کرد. در اين نامه اشاره شده بود که با استفاده از انرژي اتمي مي توان بمبي ساخت که هزاران برابر قوي تر از بمب هاي معمولي است. ژنرال ها که قادر به درک مسئله نبودند، به اين طرح راي منفي دادند. اما بعدا روزولت دستور ساخت بمب را صادر کرد و مشهور است که وزير دفاع وي در نشست بعدي ژنرال ها به آن ها گفت:"بمب ساخته خواهد شد. پس بهتر است به آن راي مثبت بدهيد تا بعدا سرافکنده نشويد!"

به اين ترتيب، نخستين پروژه عملي ايجاد بمب اتمي با استفاده از تکنولوژي يي که بخش عمده آن به وسيله دانشمندان اروپائي به آمريکا رسيده بود، وارد مرحله اجرائي شد. با رفتن انشتاين به آمريکا، بسياري از دانشمندان اين قاره، راه او را پيمودند و در آمريکا مشغول به کار شدند. فرمين، ماموريت يافت که اولين رآکتور اتمي جهان را ظرف شش ماه در شيکاگو آماده کند. يکي از استادان آمريکائي که در آن زمان در اين پروژه کار مي کرده، چند سال پيش به شهر بوخوم آلمان آمد و درباره خاطراتش صحبت کرد. او مي گفت:"وقتي ما تصميم گرفتيم بمب بسازيم، همه مطمئن بوديم که اين کار عملي خواهد شد. به همين دليل، براي اين که ببينيم اين بمب چه مي کند، بسياري از شهرهاي ژاپن را عکسبرداري کرديم. همان بمب افکني که هيروشيما را بمباران کرد، قبل از آن، مرتب در آسمان اين شهر پرواز مي کرد و از جاهاي مختلف عکس مي گرفت. اين پروازها آنقدر تکرار شده بود که ديگر مردم هيروشيما به آن توجهي نشان نمي دادند و روز بمباران، حتي پدافند هوائي شهر هم به کار نيافتاد، چون همه فکر مي کردند اين پرواز هم مثل هميشه بي خطر است. و بمبي که پرتاب شد 20 هزار کيلو بود. حدود 60 تا 70 هزارنفر شانس داشتند و فورا مردند، اما بسياري نيز قرباني مرگي دردناک و تدريجي شدند.

اهميت اورانيوم
اورانيوم سنگين ترين عنصري است که طبيعت در اختيار بشر نهاده است. اورانيوم دو نوع است که اورانيوم 238 و 235 ناميده مي شوند. هسته هاي اورانيوم 238 دو به دو به هم چسبيده اند و انرژي کمتري مي گيرند. به عبارت ساده تر مي توان گفت که اورانيوم 238 به هم چسبيده و يکپارچه است. اما اورانيوم 235 زوج نيست، بلکه يک نوترون تنها دارد و اگر يک نوترون ديگر هم به آن اصابت کند، انرژي اي پس مي دهد که باعث تکه شدن اورانيوم مي شود. از اين روست که براي ساختن بمب اتمي نياز به اورانيوم 235 دارند. از هر هزار واحد اورانيوم موجود در طبيعت، تنها هفت تاي آن اورانيوم 235 است. اين هفت تا مي بايست از هر هزار اورانيومي که در اختيار هست جدا شود که همان اورانيوم غني شده است. براي يک بمب اتمي به قدرت بمب هيروشيما، تقريبا به پنج کيلو اورانيوم غني شده نياز است که حجم آن از يک قوطي تجاوز نمي کند. اما اگر همين مقدار کم يک جا و در کنار هم قرار گيرد، چون اورانيوم به صورت دائمي تکه مي شود، خود به خود انفجار صورت مي گيرد. ترس از همين تصادم سبب شد که هنگام بمباران هيروشيما، دانشمندي به نام آلوارس که بعدا جايزه نوبل هم دريافت کرد، در هواپيما بنشيند و در آسمان هيروشيما تصادمي را ايجاد کند که سبب انفجار بمب مي شد!

دليل مخالفت غرب با غني سازي اورانيوم در ايران

جمهوري اسلامي دائما تکرار مي کند که از غني کردن اورانيوم قصد راه انداختن نيروگاه هاي برق اتمي را دارد. غربي ها هم مي گويند با استفاده صلح آميز از انرژي اتمي در ايران مخالفتي ندارند. در اين صورت چرا با غني کردن اورانيوم در ايران مخالفت مي شود؟
ــ براي دريافت پاسخ اين پرسش، بايد نقش رآکتورهاي اتمي را شناخت. غني کردن اورانيوم کار ساده اي نيست. اما براي ساختن بمب اتمي از طريق نيروگاه برق هسته اي از روشي ساده تر مي توان استفاده کرد. هربار که نوترون را به اورانيوم اصابت بدهيم، دو نوترون ديگر استخراج مي شود. اين نوترون، اورانيوم 238 را بر مي دارد و تبديل به پولوتونيوم مي کند. پولوتونيوم، که در طبيعت وجود ندارد و به صورت مصنوعي توليد مي شود، از اورانيوم هم سنگين تر است. محاسبات نشان داده است که اگر پس از سي روز کار يک رآکتور، پولوتونيوم آن را استخراج کنيم، آنقدر پولوتونيوم داريم که بتوانيم يک بمب اتمي بسازيم. جداکردن پولوتونيوم از اورانيوم کار بسيار ساده اي است. به اين دليل، هر کشوري که داراي نيروگاه برق هسته اي باشد و به دقت تحت کنترل قرار نگيرد، اگر بخواهد، مي تواند بمب اتمي بسازد. اين کار در نيروگاه چرنوبيل صورت مي گرفت. به اين دليل است که کنترل نيروگاه هاي برق اتمي براي صلح جهاني اهميت مي يابد. کارشناسان انرژي اتمي مي گويند با راه افتادن نيروگاه برق اتمي بوشهر، اگر کنترل شديدي بر آن اعمال نشود، ايران مي تواند بعد از يک سال هشت بمب اتمي درست کند.

بارها اعلام شده است که جمهوري اسلامي تعداد زيادي سانتريفوژ در اختيار دارد که به وسيله آن ها مي تواند اورانيوم را غني کند. نقش سانتريفوژها چيست؟
ــ براي ايجاد انرژي هسته اي، اورانيوم سنگين به درد نمي خورد و بايد اورانيوم سبک را از آن جدا کرد. به اين کار در ايران مي گويند غني سازي اورانيوم. سانتريفوژها، شبيه همان دستگاهي هستند که خون را پس از گرفتن در آن قرار مي دهند تا به وسيله نيروي گريز از مرکز بچرخد. با استفاده از اين نيروي گريز از مرکز، عنصري که و سنگين تري دارد، به علت نيروي گريز از مرکز بيشتر، کنارتر مي رود و عنصري که وش سبک تر است در حلقه اي نزديک تر مي ماند. اما اين جداسازي با يکبار صورت نمي گيرد. بايد هزاران دستگاه اين چنيني پشت سر هم کار کنند تا جدائي صورت بگيرد. آلمان و هلند، از قديم، بهترين توليدکنندگان سانتريفوژها بوده اند و در حال حاضر هم ارزانترين و بهترين نوع آن را يک شرکت آلماني توليد ميکند و به تمام جهان ميفروشد. حتي آمريکا هم سانتريفوژهاي مورد نيازش را از همين شرکت ميخرد. خان، دانشمند پاکستاني هم که گفته مي شود تکنولوژي اتمي را به جمهوري اسلامي داده، در همين کارخانه کار مي کرده است.

آيا در حال حاضر جمهوري اسلامي داراي رآکتور اتمي هست؟
ــ بله. در بازار دو نوع رآکتور اتمي هست. هرچه سرعت نزديک شدن نوترون به اورانيوم کمتر باشد، امکان انفجار آن بيشتر است. به عکس، اگر سرعت نوترون زياد باشد، از کنار اورانيوم مي گذرد و اتفاقي نمي افتد. و آب معمولي، تقريبا اندازه نوترون است. براي ترمز کردن نوترون، بهترين چيز آب است. در آب، مي توان نوترون را به پروتون تصادم داد. در نتيجه اين کار، نوترون ترمز مي کند. پس ما در رآکتور نياز به آب داريم. اما اشکال آب معمولي آن است که بعضي وقت ها نوترون و پروتون در آن به هم مي چسبند. براي جلوگيري از اين کار، به آب سنگين نياز است. از اينجا است که رآکتورها به دو دسته رآکتور آب سنگين و آب سبک تقسيم مي شوند. از آنجا که تهيه آب سنگين گران است، در جهان، معمولا از رآکتورهاي آب سبک استفاده مي شود. رهبران ايران مي گويند که براي راه اندازي نيروگاه برق اتمي نياز به سانتريفوژها دارند تا بتوانند اورانيوم را پنج درصد غني کنند. تا اينجا کسي مخالف نيست. اما اگر براي پنج درصد غني کردن اورانيوم به فرض صد دلار هزينه شود، هزينه ده درصد غني کردن آن هزار دلار خواهد بود. يعني هيچ عقل سالمي نمي گويد که ما اول اورانيوم را ده درصد غني کنيم و بعد به ناخالص کردن آن بپردازيم. ايران اعتراف کرده که 1500 سانتريفوژ دارد. ماموران آژانس انرژي اتمي در ايران به اورانيومي دست يافته اند که 45 درصد غني شده است. همين کشف ثابت کرد که ايران قصدي فراتر از توليد انرژي هسته اي دارد. مسئولان ايراني، مي گويند ما سانتريفوژها را خريده ايم و از درجه غناي اورانيوم هم خبر نداشته ايم. به اين امر هم تاکنون اعتراف نکرده اند که از کجا خريده اند. تحقيقات تاکنون نشان داده است که از پاکستان خريده اند.

تفاوت آب معمولي با آب سنگين چيست؟
ــ از هر هزار ملکول آب معمولي، دو ملکول آن آب سنگين است. هيدرژن آب معمولي سبک، داراي يک پروتون و يک نوترون است که در اينجا به آن الکترون مي گويند. اما هسته ملکول آب سنگين، علاوه بر يک هيدروژن که خود شامل يک پروتون و يک نوترون است، يک نوترون اضافي هم دارد و به اين جهت دوبرابر سنگين تر است. جداکردن آب سنگين از آب سبک بسيار پرهزينه است، اما اگر آن را در اختيار داشته باشيم، مي توانيم رآکتور را با اورانيوم طبيعي به کار بياندازيم. آلمان هيتلري به همين دليل بود که نروژ را اشغال کرد. زيرا نروژ در جداکردن آب سنگين از آب سبک مهارت و سابقه داشت. اکنون جمهوري اسلامي مي خواهد هم رآکتور آب سبک داشته باشد و هم رآکتور آب سنگين تا ديگر نيازي به غني کردن اورانيوم نداشته باشد.

نيروگاه برق اتمي اصولا چه امتيازي نسبت به ساير مولدهاي انرژي دارد؟
ــ اگر قيمت اورانيوم در بازار دوبرابر شود، هزينه توليد برق اتمي تنها دو درصد بيشتر خواهد شد. در حالي که با دوبرابر شدن قيمت نفت، هزينه توليد برق ناشي از آن، بيست برابر بيشتر خواهد شد. اين در واقع تنها امتيازي است که نيروگاه برق اتمي نسبت به نيروگاه هاي متکي به سوخت فسيلي دارند. به اين ترتيب، اگر دغدغه هاي محيط زيست و خطرات اتم را ناديده بگيريم، انرژي حاصل از نيروگاه اتمي، در برابر نوسانات بازار، ضريب ايمني بسيار بالاتري دارد. همين مسئله کشورهاي صاحب اورانيوم را تشويق مي کند که به نيروگاه هاي هسته اي روي بياورند.

آيا دولت آمريکا به لحاظ تکنيکي اصولا داراي اين امکان هست که بتواند تلاش هاي احتمالي جمهوري اسلامي را براي ايجاد سلاح اتمي کشف کند؟
ــ تکنيک هست. اما بايد ديد که آيا آمريکا کس يا کساني را دارد که نمونه ها را از ايران در اختيارش بگذارند؟ اين ديگر يک مسئله پليسي است. بعد از اشغال عراق روشن شد که بدون حضور در محل، کنترل فعاليت ها و صدور حکم درباره آن تقريبا غيرممکن است. اما اين روشن است که ايران مي خواهد هم رآکتور داشته باشد و هم اورانيوم را غني کند. همانطور که قبلا گفته شد، در حالي که براي توليد برق اتمي به پنج درصد غني کردن اورانيوم نياز است، ايران تا به حال اورانيوم را 45 درصد غني کرده و اين نشان دهنده آن است که قصدي فراتر از برق اتمي در ميان است. به اين دليل، بايد کنترل آنقدر شديد باشد که توليد بمب اتمي عملي نشود.

شما اشاره کرديد که براي استفاده در نيروگاه برق هسته اي به اورانيوم پنج درصد غني شده نياز است و جمهوري اسلامي اورانيوم را 45 درصد غني کرده است. اما براي ايجاد بمب اتمي نياز به اورانيومي هست که 95 درصد غني شده باشد. اين نشان نمي دهد که جمهوري اسلامي هنوز اقدامي در مسير توليد بمب اتمي نکرده است؟
ــ چرا. استدلال شما درست است. اما پرسش کارشناسان آن است که اگر هدف تنها استفاده صلح آميز بوده، چرا براي 45 درصد غني کردن اورانيوم هزينه پرداخته اند. من هم در توضيحاتم نگفتم که حتما مي خواهند بمب اتمي بساد. گفتم که کشف اورانيوم 45 درصد غني شده ، جهان غرب را دچار بي اطميناني کرده است. در همينجا بايد بگويم که ايران در سال 1992 هشتصد کيلو اورانيوم از چين خريده است و جهان تا به امروز در اين باره ساکت بوده. من نمي توانم تصور کنم که آمريکا و اروپا از اين معامله بي خبر بوده اند.

با توجه به منابع سرشار انرژي خورشيدي، بادي و فسيلي، اصولا ايران نيازي به توليد انرژي هسته اي دارد؟
ــ قبل از هرچيز بايد گفت که تکنولوژي انرژي اتمي در جهان امروز ديگر تکنولوژي آينده محسوب نمي شود. رهبران ايران استدلال مي کنند که نفت روزي تمام خواهد شد و ايران نياز به انرژي هاي نوع ديگر دارد. اگر فقط گازي که ما هنگام استخراج نفت در هوا مي سوزانيم مهار شود، مشکل ما حل خواهد شد. ايران، هرسال برابر توليد چهار نيروگاه برق اتمي انرژي گازي به هدر مي دهد. مسئله دوم اين است که اصولا به نفع ايران است که از منابع انرژي فسيلي مثل نفت و گاز استفاده کند. درست است که انرژي اتمي دربرابر نوسانات بازار ايمن تر است، اما اگر تمام هزينه هاي قبل و بعد از توليد آن را در نظر بگيريم، بسيار گران است. عمر پلوتونيوم که در نيروگاه اتمي توليد مي شود، بيست و پنج هزار سال است. يعني وقتي ما انرژي اتمي توليد مي کنيم، بايد به فکر نگهداري زباله هاي خطرناک آن براي 25 هزار سال بعد هم باشيم! ايران امکانات بسيار خوبي براي تحقيق روي انرژي خورشيدي دارد. آلماني ها اخيرا لامپ هائي وارد بازار افغانستان کرده اند که به لامپ افغانستان شهرت يافته است. اين لامپ ها روزها در معرض تابش خورشيد قرار مي گيرند و شب ها روشن مي شوند. سئوال اصلي اين است که چرا ما هم بايد مثل پاکستان به جاي تراکتور اسلامي رآکتور اسلامي درست کنيم؟

اما جورج دبليو بوش اخيرا در يک سخنراني گفت که آمريکا بايد مشکل انرژي خود را از طريق گسترش نيروگاه هاي برق اتمي حل کند.
ــ اين درست است. مي دانيم که نفت در حال کاهش است و روزي تمام خواهد شد. هم اکنون در سراسر جهان 124 نيروگاه برق هسته اي در دست ساختمان است. مدتي در نتيجه اعتراضات مدافعان محيط زيست سفارشات کم شده بود، اما حالا در حال افزايش است. اما مسئله اساسي، خطر بالقوه اي است که کارخانجات برق اتمي براي کشورهاي به لحاظ فني نابالغ ايجاد مي کنند. مطمئن ترين نيروگاه هاي برق هسته اي را کشورهائي مثل آلمان و فنلاند مي ساد. يک کميته بين المللي، به نيروگاه هائي که ساخته مي شوند، نمره مي دهد. بهترين نمره ده و بدترين نمره صفر است. نمره آلمان هميشه 9 تا ده است. نمره نيروگاه هاي روسي بين دو تا سه است و اخيرا اندکي پيشرفت کرده اند و بعضا به 4 مي رسند. نيروگاه برق اتمي بوشهر را اين روس ها هستند که آماده مي کنند. پس خطري مضاعف بر سر ما است. مسئله ديگر هم برخورد مديريت و کارکنان ايراني با مسائل ايمني نيروگاه است. يک مهندس آلماني که بيش از دو سال در نيروگاه اصفهان کار کرده بود، مي گفت:"ما برنامه ريزي کرديم که گروهي از مهندسان ايراني همکارمان براي گذراندن يک دوره در زمينه نگهداري نيروگاه هاي اتمي به آلمان بيايند. اما حتي يک نفر از اين مهندسان نيامدند و کسان ديگري جاي آن ها را گرفتند"! ترس من آن است که گزينش اداره کنندگان نيروگاه هاي اتمي ايران نه بر اساس علمي که بر اساس مسائل ايدئولوژيکي صورت بگيرد. خطر بزرگتر اين است که ما در خاورميانه واقع شده ايم و خاورميانه همواره دستخوش بحران و آتش است. مسئله جزاير سه گانه حل نشده است و عربستان سعودي هم به اين بهانه که ايران داراي زيردريائي است، مي کوشد ناوگان زيردريائي ايجاد کند. فردا اگر جنگي در گيرد، ما با نيروگاه اتمي، بمبي را در خانه خودمان داريم که چاشني آن در دست ديگران است. از همه اين ها گذشته، صرفنظر از پاکستان، هيچکدام از کشورهاي همجوار ما بمب اتمي ندارند. به نظر من، رهبران ايران مي خواهند با دستيابي به نيروي اتمي، قدرت خودشان را حفظ کنند. هم در برابر خارج و هم در برابر مردم ايران. در عين حال، بايد پذيرفت که دليل اعتراضات آمريکا آن دغدغه هائي نيست که ما داريم. پايه نيروگاه اتمي ايران در زمان شاه ريخته شد و در آن زمان هيچکس اعتراض نمي کرد. البته شاه هيچوقت نمي گفت که بمب اتمي مي خواهد، بلکه مي گفت قصد دارد 20 نيروگاه برق اتمي ايجاد کند.

کارشناسان مي گويند که عمر نيروگاه هاي برق اتمي 25 سال است. نيروگاه بوشهر 32 سال پيش ساخته شده. اين بدان معنا نيست که عمر اين نيروگاه هم اکنون به پايان رسيده؟
ــ منظور از عمر نيروگاه، عمر رآکتورهاي آن است. رآکتور بوشهر هنوز به کار نيافتاده است. اما مسئله اساسي اين نيست. بلکه مشکل آنجا است که اتفاقات خطرناک هميشه در جائي مي افتند که فکرش را نکرده ايم. مثلا چرنوبيل به لحاظ علمي اشکالي نداشت و به درستي کار مي کرد. فاجعه هنگامي بروز کرد که هنگام آزمايش سالانه نيروگاه اشتباهي رخ داد.

در جائي خوانده ام که با يک کيلو پلوتونيوم مي توان بمب اتمي ساخت. چرا به جاي غني کردن اورانيوم پلوتونيوم نمي خرند؟ من شنيده ام که قاچاق پلوتونيوم کار سختي نيست.
ــ اين را مي گويند. من مي دانم که فقط در آلمان که در عرصه تکنولوژي هسته اي بسيار پيشرفته است، 30 هزار کيلو پلوتونيوم ذخيره کرده اند. اما اين که آن را مي توان قاچاق کرد يا نه، نمي دانم. اين هم روشن نيست که آيا پاکستان که پدر بمب اتمي آن در آلمان کار مي کرده، پلوتونيوم خريده يا نه. اما استفاده از پلوتونيوم خطر توليد بمب هائي را مي آفريند که به آن بمب کثيف مي گويند. تشعشعات پلوتونيوم بسيار بيشتر از اورانيوم است، محيط زيست را با ابعاد بسيار هولناک تري آلوده مي کند و انسان ها را به دام مرگ تدريجي مي کشاند. به اين دليل، بر نقل و انتقال پلوتونيوم کنترل بسيار شديدتري اعمال مي شود.
يک سال پس از بهره برداري از نيروگاه بوشهر جمهوري اسلامي اگر کنترل نشود و بخواهد ميتواند هشت بمب اتمي بسازد!

منبع:
شهروند - شماره ۹۸۴ ۶ می ۲۰۰۵