رنج ها و اميدهاى كارآفرينان


مريم پاپى

شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۴


يك كارآفرين در آستانه تعطيلى شركتى كه حدود دو سال است راه اندازى كرده با مرورى بر عملكرد گذشته خود، براى تأكيد هر چه بيشتر بر تأثير ديدگاه سنتى در ناموفق بودن اداره شركت يا كارگاهها در ايران مى گويد: «ما شركتمان را مثل يك بقالى اداره مى كرديم.»
مسأله اى كه اين كارآفرين به آن اشاره مى كند مشكل بسيارى از كارآفرينان ايرانى است. تشويق به كارآفرينى كه اشتغالزايى هم يكى از آثار آن است، ارائه وام به كارآفرينان، برگزارى مراسم تقدير و همايش هاى مختلف براى بررسى جوانب امر و در نهايت فرستادن عده اى براى ايفاى نقش در ميدان كارآفرينى در حالى صورت مى گيرد كه افراد معمولاً آگاهى لازم نسبت به ورود به اين عرصه ها را ندارند.
كارآفرينى روى ديگرى نيز دارد. اين نكته اى است كه به دليل ناديده انگاشتن اخلاق علمى و حرفه اى كمتر به آن اشاره مى شود اما كسى براى كارآفرينان اين موضوع را تشريح نمى كند كه ممكن است ويژگى هايى كه عموم جامعه براى موفقيت يك كارآفرين قائل هستند، در عمل چندان دقيق نباشد يا براى رسيدن به سود اقتصادى بايد سال ها ضرر و زيان را تحمل كرد.
اين مشكلات ناديده انگاشته شده در عمل آنقدر بر كارآفرينى تأثير مى گذارد كه بسيارى از آنان را از ادامه راه منصرف يا مجبور به كنار كشيدن مى كند و بعضى ها كه با مشكلات كنار آمده اند، مانده اند و موفق شده اند، از صبر و مقاومت خود در راهى كه دشوارى آن را تا به اين حد پيش بينى نكرده بودند در شگفت هستند.

مفهومى چند وجهى
كارآفرينى از اواخر قرن بيستم در محافل آموزشى كشورهاى جهان مطرح شده است. اين واژه نخستين بار توسط اقتصاد دانان وارد تئورى هاى اقتصادى شده و سپس به مكاتب و تئورى هاى ساير رشته هاى علوم راه يافته است.
كانتيلون (۱۷۵۵) كه ابداع كننده واژه كارآفرينى است، كارآفرين را فردى ريسك پذير مى داند كه كالا را با قيمت معلوم خريدارى مى كند و با قيمت نامعلوم مى فروشد. جين بپنتيست سى كارآفرين را هماهنگ كننده و تركيب كننده عوامل توليد مى داند اما ويژگى خاصى را براى او در نظر نمى گيرد. به عبارت ديگر به فردى كه عوامل توليد (زمين، نيروى كار و سرمايه) را جهت توليد، تجارت يا ارائه خدمات تركيب كند «كارآفرين» و به كار او «كارآفرينى» گفته مى شود.
سيد جلال موسوى بازرگانى، كارشناس ارشد مهندسى صنايع كه پژوهش هاى زيادى را درخصوص كارآفرينى انجام داده مى گويد:«كارآفرينى در دنيا چهار مرحله را گذرانده است و اين خاصيت يك علم جوان است ؛ تا اواخر سال ۱۹۸۰ همه به دنبال اين بودند كه »كارآفرين چه كسى است ؟ «در فاصله سال هاى ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۹ اين مسأله مطرح شد كه «كارآفرينى چيست ؟ » در فاصله سال هاى ۲۰۰۰ تا حدود سال ۲۰۰۵ رويكرد شبكه (socialnetwork) پديد آمد. ديدگاه اخيراً نيز اين است كه كارآفرينى، بودن نيست، شدن است.»
با توجه به تعاريف ارائه شده امروز در يك تعريف كلى مى توان كارآفرين را كسى دانست كه كار و شغل، خوداشتغالى و ديگر اشتغالى، ارزش افزوده و محصولات يا خدمات جديد به وجود مى آورد. همچنين خلاقيت و نوآورى كاربردى داشته باشد، با خطرپذيرى، فعاليت هاى توليدى و اقتصادى انجام دهد، نيازها را شناسايى و آنها را برآورده سازد، فرصت ها را به دست آوردها تبديل كند، منابع و امكانات را به سوى هدف هدايت كند، براى تقاضاهاى بالقوه محصول بيافريند (پيش بينى در عرضه و تقاضا) و ايده خلاق را به ثروت تبديل كند.
موسوى بازرگانى در توضيح كار آفرينى مى گويد: «ما از لحظه اى كه دنيا را تفسير مى كنيم به آن قيد و بند مى يم. واقعيت هر چه مى خواهد باشد. ما وقتى با واقعيت مواجه مى شوم دنيا را در ذهن بازسازى مى كنيم. حالا اگر بخواهيم دنياى ذهنى را در واقعيت بازسازى كنيم چه اتفاقى مى افتد ؟ خيلى از آرمان ها در دنياى واقعى نيست. ولى هيچ محدوديتى براى پيشرفت وجود ندارد. مثلاً محدوديت هايى كه در مورد سقف درآمد در تصور افراد وجود دارد زاده تراوش هاى ذهنى آنهاست. در دنياى بيرون از ذهن هيچ محدوديتى وجود ندارد. اگر به اين حالت فكرى برسيد كه باور كنيد هيچ محدوديتى نداريد به بالاترين درجه كارآفرينى دست پيدا كرده ايد. به موازاتى كه بتوانيم محدوديت هاى ادراكى و شناختى را كاهش دهيم به همان اندازه مى توانيم تأثير گذارى روى محيط را افزايش داده و كارآفرين باشيم.»
بسيارى از كارآفرينان كار خود را در قالب ايجاد شركت هاى كوچك و متوسط (SME)ها شروع مى كنند. اين شركت ها سهم زيادى در توسعه صنايع پيشرفته وايجاد اشتغال داشته و نسبت به شركت هاى بزرگ از انعطاف پذيرى بالايى برخوردارند. به همين دليل بسيارى از دولت ها متقاعد شده اند كه بستر رشد واحدهاى كوچك و متوسط را در قالب مراكز رشد فناورى، پارك هاى صنعتى و فناورى فراهم كرده و آنها را تا زمانى كه بتوانند به صورت يك شركت مستقل وارد بازار شوند، حمايت كنند. در كشورهاى جنوب شرقى آسيا ۹۵درصد كل بنيادهاى اقتصادى و صنعتى كشورها را SMEها تشكيل داده و به عنوان ركن اساسى در اقتصاد و اشتغال اين كشورها تأثيرگذارهستند.
مركز كوفمان هم در مطالعه اى درباره وضعيت كارآفرينى ۲۹ كشور جهان به اين نتيجه رسيده است كه بيش از ۱۰ درصد جمعيت ۲۰ تا ۶۴ ساله اين كشورها درگير فعاليت هاى مرتبط با كارآفرينى هستند. ۵۴ درصد شامل افرادى مى شوند كه بر اساس فرصت ها فعاليت هاى مورد علاقه خود را عمدتاً در كشورهاى در حال توسعه ايجاد كرده اند. ۴۳ درصد كسانى هستند كه بر اساس ضرورت ها فعاليت هاى خود را اغلب در كشورهاى در حال توسعه دنبال مى كنند. همچنين اين مطالعه نشان داده است كه سنين ۲۴ _ ۲۵ سال با ۵۵ درصد و ۱۸ _ ۲۴ ساله ها ۲۲ درصد و افراد ۴۵ سال به بالا ۲۲ درصد جمعيت كارآفرين را تشكيل مى دهند. *

طرح هاى اوليه كارآفرينان
بنابر مطالعه اى كه مركز تحقيقات گسترش بر روى دستاوردهاى ۴۰ كارآفرين ايران از اجراى ۴۰ پروژه انجام داده است، ۳۷ درصد منابع مالى اين كارآفرينان از طريق وام كار آفرينى مركز تحقيقات گسترش و ۶۳ درصد نيز از منابع داخلى خود اين كارآفرينان تأمين شده است. ۸ مورد از اين پروژه ها به ايجاد دانش فنى جديد منجر شد كه سه مورد آنها كاملاً جديد بود و همچنين اين طرح ها به ۲۶ مورد توسعه فناورى انجاميدند.
گرفتن وام هاى كارآفرينى نيازمند داشتن يك طرح علمى است. طرحى كه با توجه به امكانات و شرايط موجود و با استفاده از روش هاى علمى، هزينه فايده طرح ها را براى كارآفرينان و جامعه و ميزان موفقيت كارآفرينان را پيش بينى مى كند يا در صورت نداشتن بازدهى، آنها را نسبت به جوانب امر آگاه مى سازد. ولى برخى از كارآفرينان از دستاوردهاى علمى اين طرح استفاده نمى كنند و با دست بردن در اعداد و ارقام آنها براى نشان دادن توجيه مالى طرح خود و دريافت وام، كارايى اين روش هاى علمى را تنها به دريافت وام محدود مى كنند.
سيد جلال موسوى بازرگانى در پژوهش هاى خود به اين نتيجه رسيده است كه مشكل عمده بحث كار آفرينى عوام زدگى است. وى اظهار مى دارد: «هر مفهوم جديدى كه وارد جامعه مى شود عده اى بايد جرقه آن را بند. اين افراد هر چه به لحاظ سوابق قبلى جزو عوام محسوب شوند احتمال دچار شدن آن حوزه به عوام زدگى را افزايش مى دهند. اكثر افراد كارآفرين در ايران تحصيلكرده هستند ولى كارآفرينى از ابتدا به دست ضعيف ترين تحصيلكردگان يعنى كسانى كه انگليسى نمى دانستند يا مطالعه كافى نداشتند وارد ايران شد.»
وى مى افزايد: «دانش اكثر كسانى كه در بحث كارآفرينى فعاليت دارند ۱۵ سال از دنيا عقب است.»

آموزش كارآفرينان
كارآفرينى از آنجا كه يك فعاليت، توليد يا ارائه خدمات جديد به شمار مى آيد الگويى كه بتوان كارها را دقيقا از روى آن اجرا كرد وجود ندارد و به همين دليل كارآفرينان با مشكلاتى مواجه مى شوند كه مختص خود آنهاست و خود نيز بايد از عهده حل آنها برآيند و اين افراد بايد با آموزش هاى لازم خود را براى يافتن راه حل مشكلات توانمند ساد. به گفته كارشناسان بخش بزرگى از معضلات اقتصادى اجتماعى ما از جمله بيكارى، مهاجرت و... به نبود آموزش كارآفرينى در جامعه بر مى گردد.
مختارى درباره مشكلاتى كه عموم كارآفرينان بر سر راه فعاليت خود با آنها مواجه شده اند چنين توضيح مى دهد: «معمولاً بازار به صورت ساده، سطحى، عمومى و سنتى از سوى كارآفرينان مورد بررسى قرار مى گيرد. اين نوع ديدگاه مخالف روح مشترى گراى بازار امروز است. اكثر كارآفرينان بخش ديگرى از مشكلات را كه مشكلات پيش بينى نشده از جمله مقررات پيچيده كسب مجوزها، واردات و روابط غير رقابتى موجود در بازار فروش است ناديده مى گيرند. مثلاً ما كه در زمينه واردات مواد غذايى فعاليت مى كنيم براى دريافت مجوز يك كالاى خوراكى از وزارت بهداشت، بايد نمايندگى شركت خارجى كه از آن خريد مى كنيم داشته باشيم و براى گرفتن نمايندگى در بروكراسى وحشتناك ديگرى مى افتيم. البته توجه ويژه به كالاهاى بهداشتى و خوراكى لازم است ولى حوزه وزارت بهداشت به تأييد ويژگى هاى لازم بهداشتى و غذايى در كالاى مورد نظر مربوط مى شود و ارتباط منطقى بين مسائل بازرگانى و بهداشتى كه وزارت بهداشت در آن دخالت مى كند وجود ندارد. چنين مسائلى است كه حتى گاهى كارآفرينان را از ادامه كار منصرف مى كند.»
با آموزش كارآفرينان كه حداقل بايد شناخت قوانين موجود، راهكارهاى قانونى حل مسائل و شناخت بازار را در برگيرد مى توان از بسيارى شكست هاى كارآفرينان پيش گيرى كرده يا در برخى موارد، با در نظر گرفتن همه جوانب امر، از انجام فعاليت كارآفرينانه كه به زيان جامعه و فرد تمام مى شود جلو گيرى كرد.

لشكر خلاقان شكست خورده
در بسيارى از تعاريف كارآفرينى، خلاقيت يكى از عناصر مهم كارآفرينى عنوان شده است. اما شاخص هاى بسيارى را بايد در جريان اين كار لحاظ كرد و تقليل همه ويژگى هاى كارآفرين به يك مورد خلاقيت يكى از دلايلى است كه موجب شده در عمل بسيارى از كارآفرينان با شكست مواجه شوند.
فرشته سليمانى كه به عنوان مدير نخستين مركزى كه در ايران ديپلم گرافيك رايانه را ارائه مى كرده و اكنون يكى از كارآفرينان موفق به شمار مى رود مى گويد: «افرادى از من خلاق تر و خوش فكرتر بودند ولى به دليل اينكه حوصله نداشتند، وقتى به بن بست برخوردند كار را رها كردند. بعضى ها هم كه فكر مى كردند در برخورد هاى ادارات دولتى به لحاظ شخصيتى خرد مى شوند، كار را رها كردند. اما من با پشتكار ادامه مى دادم و پنج سال ضرر اقتصادى و جواب هاى مبهم و سر بالاى مسؤولان را تحمل كردم ولى اين شاخه آن شاخه نپريدم، به صورت متمركز روى آموزش كار كردم و به همين دليل موفق شدم.»
كارآفرينى، اقدامى كه از اشتغالزايى فراتر رفته و مسؤوليت هاى اجتماعى را نيز به عهده دارد، بدون برنامه ريزى صحيح در سطح كلان كشور براى مشاركت صحيح بخش خصوصى در سرمايه گذارى ها و انجام اقدامات توليدى و خدماتى، آموزش كارآفرينان و تسهيل قوانين براى ادامه كار آنان به سختى موفق خواهد شد. دولت در قبال افرادى كه با سرمايه هاى خود خدمات و كالاهاى جديدى را در كشور توليد مى كنند مسؤول است و بايد آنها را مورد حمايت قرار دهد. كارآفرينان مى توانند انرژى و وقتى را كه صرف گذشتن از بروكراسى ها يا گاهى سدهاى ادارى مى كنند براى بهينه كردن خدمات و توليدات خود به مصرف برسانند.
* ازوجى، علاءالدين ؛ بررسى روند كارآفرينى در ايران طى دهه گذشته (مقاله)
منبع: روزنامه ایران