اختلاف ها و ائتلاف ها


متن كامل سخنرانى كروبى در پيش كنگره حزب «اعتماد ملى»

سه شنبه ۸ شهريور ۱۳۸۴


روز جمعه اعضاى ستاد هاى انتخاباتى مهدى كروبى و عده اى از هواداران او از سراسر كشور در محل سالن اجتماعات وزارت كار و امور اجتماعى گرد آمدند تا نخستين ديدار رسمى و دسته جمعى بعد از انتخابات با او را برگزار كنند.در اين ديدار كه عده اى از نمايندگان مجلس و فعالان سياسى حضور داشتند ابتدا تعدادى از حاضران جلسه مسائل مهمى را پيرامون حوادث مختلف كشور مطرح كردند و نگرانى خود را از برخى خودمحورى ها و اتفاقات منجر به شرايط فعلى بيان داشتند. سپس مهدى كروبى ضمن بررسى برخى حوادث گذشته به تحليل شرايطى پرداخت كه به گفته او سرنوشت فعلى را براى جبهه اصلاحات به ارمغان آورده است.سخنرانى روز جمعه كروبى بر سه موضوع محورى متمركز شده بود: تحليل انتخابات رياست جمهورى، بازخوانى عملكرد جريان دوم خرداد و سوم تشكيل حزب اعتماد ملى.
• • •


• تحليل انتخابات و جريان دوم خرداد
نخستين بخش اظهارات كروبى به موضوع انتخابات اخير رياست جمهورى، اختصاص داشت و خطاب به فعالان ستاد هاى انتخاباتى خود گفت: در انتخابات اخير ما ظاهراً پيروز نشديم اما شما كارى كرديد كارستان. در همه انتخابات گذشته دسته بندى هايى وجود داشت. مثلاً در اول انقلاب همه نيروهاى متعهد به خط امام، روحانيت مبارز، حزب جمهورى اسلامى و دانشجويان پيرو خط امام در يك جبهه بودند و در جبهه مقابل آنها گروه مشهور به ليبرال ها قرار داشتند و اين جبهه بندى در انتخابات كاملاً حفظ شد. البته به محض آنكه نيرو هاى ملى و به اصطلاح ليبرال ها كنار زده شدند، نيرو هاى مشهور به خط امام خودشان به دو دسته چپ و راست تقسيم شدند و در انتخاباتى كه برگزار مى شد، دقيقاً صف بندى ها قابل تشخيص و تفكيك بود و رقابت ها به صورت جدى انجام مى شد. هر وقت هم قرار بود در داخل يك گروه انشعابى ايجاد شود، اين كار اولاً براساس يكسرى مقدمات و ثانياً به صورت علنى انجام مى شد. درست مانند انشعاب مجمع روحانيون مبارز از جامعه روحانيت مبارز در آستانه انتخابات مجلس سوم. يعنى وقتى ما احساس كرديم كه با دوستان قديمى خودمان در مورد برخى مسائل از جمله مسئله انتخابات اختلاف نظر داريم، با اجازه امام از جامعه روحانيت مبارز جدا شديم و مجمع روحانيون را تشكيل داديم. اين وضعيت تا سال ۷۵ و ۷۶ كه براى كانديدا تورى آقاى خاتمى و قانع كردن ايشان فعاليت مى كرديم ادامه داشت. در سال ۷۶ عده اى با شفافيت و صراحت از آقاى خاتمى حمايت مى كردند و جناح مقابل آنها از آقاى ناطق نورى طرفدارى مى كرد. اينكه مى گويم كارستان شد از اين جهت است كه در دوره اخير اتفاقى افتاد كه قبلاً نمونه نداشت يعنى كسانى در برابر هم جبهه گيرى كردند كه تا چندى قبل از آن با انسجام و وحدت كنار يكديگر بودند.پس از ردصلاحيت بى سابقه كانديداهاى نمايندگى مجلس چهارم در سال هاى ۷۰ و ۷۱ و شرايطى كه منجر به راى نياوردن عده اى از تائيد صلاحيت شدگان شد، همه نيرو هايى كه بعداً در جبهه دوم خرداد گرد آمدند در يك انزواى عجيب قرار گرفتند. البته اقليت بسيار محدودى در مجلس چهارم داشتيم و يك روزنامه سلام. اما در بعضى مقاطع آنقدر شرايط براى ما سخت بود كه براى حفظ روحيه دوستان در روزنامه سلام هر شب تعدادى از ما در محل روزنامه سلام حاضر مى شديم كه آن طرفى ها بدانند در داخل جبهه ما انسجام وجود دارد و دوستان خودمان هم روحيه بگيرند و مجموعه ما از هم نپاشد. در آن سال ها شاهد حوادثى بوديم، همچون دستگيرى صالح آبادى و اصغر زاده در سال ،۷۱ دانى شدن عباس عبدى در سال ۷۲ و ممنوع الخروج كردن برخى از روساى كميسيون هاى مجلس سوم كه از چهره هاى برجسته انقلابى و از مسئولان خوشنام نظام هستند و همچنين برخورد هاى نامناسب برخى نيرو هاى اطلاعاتى كه در ساختمان روبه روى روزنامه سلام مستقر بودند. اما برخورد هاى دوستانه مجموعه نيروهاى چپ در آن شرايط باعث حفظ انسجام و رسيدن به يك نظر واحد و هماهنگ در انتخابات دوم خرداد ۷۶ شد.پيروزى خاتمى در دوم خرداد ۷۶ عوامل فراوانى داشت. ممكن است بخشى از آن ناشى از دلزدگى مردم نسبت به جناح مقابل باشد، مقدارى از آن متاثر از شخصيت و سخنان خود كانديدا و مقدار ديگرى به خاطر نفوذ كل جريان ما در ميان مردم بود، اما هرچه بود در آن انتخابات همه ما به صورت منسجم و يكپارچه كنار هم قرار داشتيم، اما آنچه در انتخابات اخير رياست جمهورى به وجود آمد بسيار عجيب بود و ما از دوستان و همفكران خودمان ضربات فراوانى خورديم. وجود اختلاف سليقه بلامانع است، اما چرا بايد يكديگر را تخريب كنيم؟ چرا بايد روحيه طرفداران يك كانديدا را تضعيف كنند؟ اينكه كارگزاران، مشاركت، مجاهدين انقلاب، انجمن اسلامى مدرسين دانشگاه ها، انجمن اسلامى معلمان و برخى گروه هاى ديگر از ما حمايت نكردند، مهم نيست.مهم اين است كه برخى دوستان كارى كردند كه يك مجموعه منسجم روحانى با سابقه ارتباط طولانى كه در سخت ترين شرايط در كنار هم فعاليت مى كردند را مقابل يكديگر قرار دادند و اين گروه منسجم و مفيد را دچار مشكل كردند.البته آنچه در انتخابات اخير رياست جمهورى به وجود آمد، در واقع ثمره مجموعه اى از اقدامات و خودسرى ها در سال هاى گذشته است. من معتقدم همه ما بايد بنشينيم و وقايع چند سال گذشته را تحليل كنيم. اگر به اين نتيجه رسيديم كه شرايط فعلى خوب و مطلوب است كه هيچ، اما اگر وضع فعلى را قبول نداريم بايد به دنبال شناسايى علل و عوامل آن برويم. اميدوارم سخنان من باعث سوءبرداشت نشود. من با اختلاف سليقه مشكلى ندارم، اما به نظر من برخى مسائل در حدى نيست كه منجر به رودررويى و تضعيف يكديگر شود، همانطور كه از سال ۷۸ و در آستانه انتخابات مجلس ششم هم بعضى مسائل به وجود آمد، اما ناچارم بگويم كه خود شخصاً چه فعاليت هاى گسترده اى انجام دادم كه انسجام نيرو ها حفظ شود و گله گذارى ها و اختلافات به حداقل برسد.در دوره دوم رياست جمهورى آقاى خاتمى من همين كار را كردم. در آستانه انتخابات رياست جمهورى سال ۸۰ بين گروه هاى دوم خرداد فاصله افتاده بود، آقاى بهزاد نبوى به دفتر من آمد و گفت: «اختلاف بين نيرو ها ايجاد شده و حاضر نيستند دور هم جمع شوند. شما كارى كنيد كه سران گروه هاى جبهه دوم خرداد دور هم جمع شوند.» من در پاسخ به آقاى نبوى، نام يكى از بزرگان جبهه دوم خرداد را بردم و گفتم بهتر است ايشان براى انسجام گروه ها فعال شود، اما آقاى نبوى گفت غير از شما هيچ كس حاضر نيست و يا نمى تواند نيرو ها را دور هم جمع كند. به هر حال در آن شرايط شش جلسه پشت سر هم سران جبهه دوم خرداد در دفتر من كنار هم نشستند. در آن جلسات من مانع بيشتر شدن شكاف بين نيرو ها و گسترش گله گذارى شدم. دوستان ديگر هم براى رسيدن به وحدت همكارى كامل مى كردند. اين عزم آ نقدر جدى بود كه بعضى افراد در جبهه دو خرداد كه احساس مى كردند ديگران روى آنها حساسيت دارند، به جاى خودشان افراد ديگر را به جلسات مى فرستادند تا اختلافات به حداقل برسد و همين تلاش ها باعث شد كه انتخابات دوره دوم رياست جمهورى آقاى خاتمى با وضع قابل قبول و مناسب برگزار شد. اينكه مى گويم انتخابات با وضع مناسب انجام شد منظورم اين است كه همه ما تلاش كرديم كه اگر اختلافى وجود دارد برطرف شود و جبهه دوم خرداد به صورت هماهنگ در انتخابات حاضر شود. اما در دوره اخير دقيقاً شرايط برعكس بود يعنى ،۷ ۸ نفر به جان جبهه دوم خرداد افتادند و جبهه را از هم پاشيدند، بعضى ها در اين دوره هم از من مى خواستند براى اجماع كارى كنم، اما خود من چون كانديدا بودم نمى توانستم و مايل نبودم در جهت اجماع سخنى بگويم. متاسفانه هيچ كس از بزرگان جبهه اصلاحات هم حاضر نشد وارد ميدان شود و بررسى كند موضوع چيست و دعوا ها بر سر چه موضوعى است. چيزى كه براى من عجيب است اين است كه بعد از اتمام دوره ششم مجلس با يكى از بزرگان اصلاح طلب جلسه داشتيم. او خيلى ناراحت بود، من هم برخى مسائل را مطرح كردم، از جمله به برخى رفتار ها در جبهه اصلاحات اشاره كردم و گفتم ده، بيست نفر اين سرنوشت را براى ما درست كردند. آن مقام محترم اصلاح طلب گفت: «چرا مى گوييد ده، بيست نفر؟» ايشان يك نفر از چهره هاى معروف اصلاح طلب را نام برد و گفت: «همه اين بلا ها را اين يك نفر بر سر همه ما آورد.» البته همان يك نفر در انتخابات رياست جمهورى ضمن حضور فعال در تخريب و تضعيف روحيه بخشى از نيرو هاى اصلاح طلب همان روش هاى سابق را ادامه داد و آن مقام محترم هم كه همه مشكلات را از چشم اين آقا مى ديد، يا سكوت كرد يا حركاتى از خود بروز داد كه آن افراد ادعا مى كردند حركات آنها مورد تائيد آن مقام محترم است و نتيجه انتخابات رياست جمهورى هم همين شد كه مى بينيد! البته كسى فكر نكند كه برخى حركات و رفتار ها از تعدادى از نيرو هاى داخل جبهه اصلاحات غيرقابل پيش بينى نبود. به عكس! من با توجه به مجموع حوادث گذشته اين مسئله را پيش بينى مى كردم، اما گمان نمى كردم برخى بزرگان جبهه اصلاحات تا اين حد ميدان را براى بعضى افراد باز بگذارند و حتى به بعضى از مراكز رسمى اجازه دهند نظرسازى هاى جعلى _ و منطبق با خواسته گروه تخريب كننده در داخل جبهه دوم خرداد _ ايجاد و توسط برخى نهاد هاى رسمى ديگر به سراسر كشور پمپاژ شود.اينكه مى گويم شما كارستان كرديد، دقيقاً به خاطر همين مسئله است كه شما ضمن حفظ اصول و مبانى و خوددارى از حركات ناموزون و نامناسب و حفظ حرمت و اصول با تحمل فشار ها و گرفتارى ها انتخاباتى برگزار كرديد كه در آن انتخابات راى من بيش از ۱۰ برابر نظر سازى هاى قلابى و هدفدار بوده كه نتيجه آن هم تقدير بسيار از چهره هاى دلسوز و متدين از شما بود.البته شايد عملكرد گروه تخريب گر از يك جهت ديگر هم به ما ضربه زد. در واقع با فضاسازى هاى سنگين اين افراد جناح مقابل مطمئن شدند اگر بخشى از آراى ما را از بين ببرند و يا براى فرد ديگرى راى سازى كنند، هيچ كس در داخل جبهه دوم خرداد از ما حمايت نخواهد كرد. اهميت ديگر كار شما اين است كه برخى گروه هاى سياسى اصلاح طلب عده اى را مامور كرده بودند كه با فضاسازى هاى كاذب و مغرضانه روحيه طرفداران ما را تضعيف كنند به طورى كه در اين اواخر عده اى ناچار شدند هوادارى خود از ما را مخفى كنند و به اصطلاح به تقيه روى آوردند.اكنون همه ما وظيفه داريم بررسى كنيم تا مشخص شود چرا يك جريان سياسى منسجم كه به رغم همه مشكلات و فشار ها پس از رحلت امام سرپا ماند، اكنون و در شرايطى كه قدرت زيادى در اختيار داشت سرنوشت فعلى را پيدا كرده است؟
اگر برخى حوادث و گرفتارى هايى كه پس از فوت امام براى جناح چپ پيش آمد را به ياد آوريم، بايد مشخص شود چرا آن فشار ها ما را از هم نپاشيد اما در اوج قدرت اين گونه رودرروى هم ايستاديم و شرايط فعلى به وجود آمد؟ كروبى گفت: بايد همه ما در برابر اين شرايط پاسخگو باشيم.وظيفه همه ما اين است كه دقيقاً به بررسى رفتار هاى گذشته خود بپردازيم.اى كاش آقاى خاتمى و آقاى موسوى خوئينى ها به عنوان دو چهره تاثير گذار جبهه دوم خرداد همان روز ها يعنى در آستانه انتخابات مجلس هفتم مى نشستند و به بررسى رفتار بعضى از نيرو ها مى پرداختند. اكنون هم به نظر من انجام اين كار ضرورى است، من از همه دوستان به ويژه اين دو بزرگوار مى خواهم بعضى اتفاقات را مرور كنند تا مشخص شود چرا به وضعيت امروزى رسيده ايم؟ بررسى كنند آيا رفتار من به عنوان رئيس مجلس اصلاحات باعث وضعيت فعلى است؟ آيا مردم اصولاً از شعار هاى اصلاح طلبانه خسته شده اند؟ آيا مردم اصلاحات را قبول دارند اما معتقدند كه شعار بعضى از اصلاح طلبان با رفتار و عملكرد آنها تفاوت داشته است؟ آيا همان طور كه بعضى ها مى گويند مردم از عدم ايستادگى اصلاح طلبان ناراحت شده اند؟ البته مردم به خوبى قضاوت مى كنند كه در جبهه اصلاحات چه فرد يا افرادى در روز هاى سختى اهل ايستادگى بودند و پاى حرف خود ايستادند و ميان رفتار و شعار هاى دهان پركن بعضى ها چه قدر فاصله بود.تقاضاى من اين است كه همه احتمالات و اتفاقات مورد بررسى قرار گيرد. مثلاً بررسى كنيم آيا عدول از راه و خط واقعى امام و آرمان هاى آزاديخواهانه و اسلامى او باعث ايجاد سرنوشت فعلى براى ما شده است؟ آيا تحريم انتخابات مجلس هفتم درست بود يا شركت در انتخابات؟ اگر تحريم درست بود چرا بلافاصله پس از پايان مجلس ششم همه اصلاح طلبان با جديت وارد انتخابات رياست جمهورى شدند. من فعلاً نمى خواهم قضاوت كنم اما بعضى دوستان مى گويند نقش عده اى اين بوده كه در انتخابات مجلس هفتم با تحريم انتخابات اختلاف افكنى كنند و در رياست جمهورى با حضور و ايجاد تفرقه بين گروه ها! اينها كه مى گويم براى خودم و همفكرانم نيست. زيرا ما چه در انتخابات مجلس هفتم و چه در انتخابات رياست جمهورى قبل از ورود به صحنه انتخابات همه روش ها را بررسى و با عده زيادى مشورت كرديم و اكنون راه ما مشخص است و در واقع خرج خود را از بعضى دوستان ديگر جدا كرده ايم. اما اين را مى گويم كه با بررسى و كشف علل و عوامل منجر به شرايط فعلى در آينده سر خودمان و دوستانمان كلاه نرود. وقتى آن مسائل براى شوراى اول شهر پيش آمد و اختلافاتى در انتخابات شورا هاى دوم به وجود آمد من همان موقع مرتباً اظهار نگرانى مى كردم. يكى از دوستان گفت: خوب شد كه اين وضعيت در انتخابات شورا ها حادث شد و ما مى توانيم خود را براى انتخابات مجلس و رياست جمهورى آماده كنيم. ما كه دائماً از نقد قدرت صحبت مى كنيم و حرف درستى هم هست، بايد در زمانى كه در قدرت بوديم، عملكرد دوستان خودمان را نقد مى كرديم، اما نكرديم و لذا خوب است الان اين كار را نسبت به خودمان انجام دهيم. اينكه مى گويم بايد آقاى خاتمى و آقاى موسوى خوئينى ها وارد مى شدند و جلسه مى گذاشتند تا مشخص شود علت اين اختلافات و تخريب ها چيست، به اين دليل است كه من خودم كانديدا بودم و دستم بسته بود و نمى توانستم كار خاصى انجام دهم. الان هم آقايان بايد بنشينند بررسى كنند كه اگر وضع خوب شده و شرايط جديد براى اسلام و كشور مفيد است، كه بسيار خوب! اما اگر آقايان هم وضعيت فعلى را خوب نمى دانند بايد بررسى كنند كه چرا به اينجا رسيديم. من ناچارم برخى از اقدامات خودم را يادآورى كنم تا بدانيد كه اگر در برخى مقاطع حساس و سرنوشت ساز قرار بود من هم كناره گيرى كنم چه شرايطى پيش مى آمد. مثلاً در ايام انتخابات رياست جمهورى سال ۷۶ فضايى در برخى شهرستان ها ايجاد كردند كه اگر ما مقاومت نمى كرديم و به مقابله با آن نمى پرداختيم، آقاى خاتمى ديگر در آن شرايط امكان سفر به شهرستان ها نداشت. در جريان پخش برنامه «چراغ» از تلويزيون - كه من در آن زمان هيچ مسئوليتى هم نداشتم و برنامه ها را هم نديده بودم - بعضى دوستان از رياست جمهورى به من زنگ زدند و به شدت اظهار نگرانى كردند. من هم از همان لحظه اول اقداماتى را شروع كردم و حتى يكى از مراجع تقليد را از خواب بيدار كردم و گفتم كه صدا و سيما چنين كارى كرده است و نسبت به ادامه اين برنامه هشدار دادم، ضمن آنكه خودم هم تلاش هايى را صورت دادم. اما متاسفانه در ماه هاى اخير برخى دوستان و بزرگان جبهه اصلاحات اجازه دادند كه يك جمع قليل _ كه به هر علت خودشان از حضور در برخى عرصه ها محروم شده اند_ سرنوشت همه جريان اصلاحات را به خودشان گره بند كه البته اين مسائل تا حدودى بررسى شده و مسائلى كه بعضى از دوستان - كه در واقع قديمى ترين نيرو هاى جناح چپ هستند و در طول سال هاى گذشته بيشترين فشار ها را تحمل كرده اند و در مقابل كمترين بهره ها را برده اند- در همين جلسه امروز مطرح كردند نتيجه همين بررسى ها است.بعد از آن كه مهندس موسوى رسماً عدم پذيرش كانديداتورى خود را اعلام كرد در جلسه اى نشسته بوديم بحث آقاى موسوى خوئينى ها اين بود كه بايد مطمئن شويم كروبى راى مناسب مى آورد و سبك نمى شود؟ من با توجه به شناختى كه از سراسر كشور داشتم از وضع خودم مطلع بودم، ضمن آنكه ورود من به عرصه انتخابات با مطالعه طولانى و مشورت با بعضى افراد بود كه عده اى از آنها در جلسه امروز حضور دارند. با كسانى مشورت كردم كه هم مردم استان ها را به خوبى مى شناختند و هم خودشان پايگاه وسيعى در ميان مردم داشتند نه برخى مركز نشين ها كه در برخى حوادث و شرايط خاص از طريق برخى فعاليت ها به قدرت رسيده اند، اما چون در آن جلسه بحث خودم مطرح بود نمى توانستم خيلى اصرار كنم. اما در انتخابات مجلس باز چند نفر پيدا شدند و همه را به دنبال خود كشيدند، ما هم هشدار داديم اما عين همان شرايط در انتخابات رياست جمهورى هم تكرار شد.من همان روز مطمئن بودم حرف هايى كه در تهران زده مى شود ناشى از فضاسازى عده اى خاص است.درست است كه گذشته ها گذشته است اما علت طرح اين مطالب اين است كه ما بايد علت رسيدن به شرايط فعلى را كشف كنيم. ضمن آنكه من خودم را موظف به دفاع از حقوق همه كسانى مى دانم كه در شرايط اخير، حق آنها ضايع شده است.ما با هيچ كس خصومت نداريم اما تجربه انتخابات اخير نشان مى دهد كه بايد مرزبندى ها مشخص شود، ضمن آنكه بايد براى ايجاد رقابت جدى تلاش كنيم.من به صراحت مى گويم مرز ما امام و جمهورى اسلامي_ نه يك كلمه كم نه يك كلمه زياد _ است. البته بايد تاكيد كنم مبانى امام هميشه براى ما مرز و خط قرمز بوده كه البته ممكن است بعضاً روش ها نياز به باگرى داشته باشد اما من هم در زمان غربت امام _ قبل و بعد از انقلاب _ و هم در اوج قدرت او به صورت زبانى و عملى پايبند به خط ايشان بوده ام. ضمن آنكه معتقدم كسانى كه از ابتدا با صراحت با برخى مواضع امام مخالف بودند قابل اعتمادتر هستند تا كسانى كه هر روز به يك رنگ در مى آيند و اگر لازم باشد از هر كس خط امامى تر مى شوند و اگر هم روزى اقتضا كند تمام ديدگاه هاى امام از جمله مبانى ايشان در حكومت جمهورى اسلامى و حكومت دينى را نفى مى كنند.صاف و پوست كنده بگويم دوستان عزيز ما از اين به بعد مراقب باشند كه كلاه سرشان نرود. من به صراحت بگويم نه رقباى ما خيلى قدرتمند بودند و نه راى بالايى در جامعه داشتند، اگر ما حذف شديم مشكل از دوستان خودمان بود. براى آنكه اين اتفاق نيفتد، ضمن آنكه دوستى ها را با همه حفظ مى كنيم اما مرزهاى خود را دقيقاً مشخص مى كنيم و بر آن پافشارى مى كنيم.
• تشكيل حزب اعتماد ملى
كروبى در بخش دوم اظهارات خود به موضوع حزب اعتماد ملى اشاره كرد و از عزم خود براى تشكيل حزبى جدى با استانداردهاى پذيرفته شده سخن گفت. وى اظهار داشت: من در نخستين گام براى آنكه نشان دهم حزب ما يك حزب جدى است نه يك حزب خانوادگى و رفاقتى حتى عضويت همسرم كه سال ها سابقه مديريت داشته و فردم كه هم جانباز است و هم در دانشگاه تدريس مى كند را نپذيرفتم.
حتى در مورد حزب كه نام مطلوب تر خودم را قبلاً اعلام كرده بودم اما راى اكثريت را پذيرفتم براى آنكه نشان دهم حزب واقعى تشكيل مى دهيم نه بنگاه.انشاءالله حزب ما از حقوق همه اقشار جامعه دفاع خواهد كرد. البته بعضى دوستان گفتند كه شما نبايد در قالب يك حزب قرار بگيريد.من در پاسخ به اين عزيزان عرض مى كنم كه اولاً شايد يكى از دلايل نگرانى ايشان رفتار برخى احزاب بود و اينكه عده اى فكر مى كنند كه به محض ورود يك نفر به حزب، تمام هم و غم او مصروف حذف ديگران خواهد شد در حالى كه انشاءالله نقش حزب ما، رقابت جدى همراه با حفظ حرمت و حقوق همه افراد خواهد بود. ثانياً در مورد رفتار شخصى با ديگران نيز از خدا مى خواهم بتوانم رفتار دوستانه و اخلاقى خود را با همگان ادامه دهم و انشاءالله همين طور هم خواهد شد چون انديشه و رفتار امروز من متكى به تمرين ۴۰ ساله و همزيستى با افراد مختلف در دان و ارتباط با سلايق مختلف در دوران مسئوليت هاى گوناگون در جمهورى اسلامى است و انشاءالله هيچ گاه اين رفتار و انديشه از من جدا نخواهد شد.خوشبختانه در انتخابات شوراها در سال آينده وجود مبارك شوراى نگهبان نقشى ندارد، وزارت كشور تحت مديريت آقاى پورمحمدى هم انشاءالله خوب عمل خواهد كرد. با توجه به بافت و تركيب مجلس هم انشاءالله محدوديت زيادى ايجاد نخواهد شد و انتخابات خوبى برگزار مى شود.انشاءالله سفرهاى استانى خود را از چند وقت ديگر آغاز مى كنم و با هموطنان ديدار خواهم كرد. كار جدى حزبى را نيز آغاز مى كنيم تا انشاءالله سال آينده و واقعى همه احزاب و گروه ها در انتخابات شوراها مشخص شود. با توجه به حساسيت شرايط فعلى، به هيچ وجه معترض ديگران نشويد و حرمت يكديگر را حفظ كنيد. ضمن آنكه براى تنظيم روابط و فعاليت ها تلاش كنيد. به خصوص در شرايط فعلى كه خطر تحجر و واپس گرايى خيلى زياد شده است و عده اى كه معتقد به راى نبودند و يا راى را زينتى مى دانستند، ميدان پيدا كرده اند، اگر با مراقبت با اين تفكر و برخى مشكلات درون جبهه دوم خرداد برخورد نكنيد مرگ دموكراسى و از بين رفتن خط امام را مشاهده خواهيم كرد.


منبع: شرق