چالشهاي دولت احمدي نژاد


مرتضي كاظميان

سه شنبه 12 مهر 1384

جالب و قابل توجه است: محمود احمدی نژاد در حالی که از عمر ریاست جمهوری او، کمتر از دو ماه نگذشته، در اظهار نظری- همین دیروز- گفته است: "نام افرادی را که در کار دولت سنگ اندازی می کنند، اعلام می کنیم..." (ایران/۹ مهر ۸۴)
از منظر های مختلفی می توان این سخن احمدی نژاد را مورد تأمل و تحلیل قرار داد؛
از جمله:
۱. آیا فاصله ی "واقعیت " های سخت و منجمد و تعدد و تنوع بحران ها و نقصان ها در جامعه، و نیز توانایی های علمی و مدیریتی دولت با وعده ها و شعارهای احمدی نژاد در مقطع انتخابات ، آن چنان فاحش است که رئیس جمهور نهم، هنوز دو ماهی از عمر دولتش نگذشته، افکار عمومی پیگیر وعده هایش را این چنین، آرام و توجیه می کند؟
۲. احمدی نژاد در حالی " سنگ اندازی در کار دولت" را برجسته می کند که تقریباً هیچ مانع فکری- سیاسی عمده ای در ساخت قدرت، به ویژه به صورت نهاد، وجود ندارد. نه تنها رهبری و شورای نگهبان که قوه قضاییه و مجلس و نیز نهادهایی موثر چون صدا و سیما و حتی سپاه پاسداران و بسیج، آن چنان که در مواضع خود ابراز نموده اند یا در عملکرد و رفتارهای و دیدگاه های سیاسی- اجتماعی آنان محسوس و آشکار است، عملاً نه تنها به مثابه مانع و عامل چالش برانگیز ومشکل زا، رفتار نمی کنند که همدل و همراه و حامی اند. حال و با چنین وضعی، "سنگ اندازی" هایی که احمدی نژاد از آنان یاد می کند، چقدر موثر و جدی است و توجیه گر عدم پیشبرد برنامه ها و اهداف وی؟ جای پرسش دارد و ابهام.
۳. احمدی نژاد در حالی از " سنگ اندازی ها" و به نوعی، موانع و محدودیت هایش می گوید که دولت او در اوج قیمت نفت و در حالی که نفت ایران قیمتی فراتر از 50 دلار یافته، بر قوه مجریه تکیه زده است. به تعبیری، دست او، به قدر کافی در بسیاری حوزه ها گشاده هست که با حمایت مجلس و شورای نگهبان، فعلاً آنچه را که در رقابت های انتخاباتی وعده کرده بود، حداقل در کوتاه مدت، محقق کند و به جای "حاشیه" به "متن" بپردازد.
۴. سخن احمدی نژاد اما، صرف نظر از عمق و گستره ی صحت و تأثیر "سنگ اندازی" ها، مخاطب را به یاد مشقات و سختی هایی می اندازد که سید محمد خاتمی در 2 دوره- و برای پیشبرد وعده ها و برنامه های خود- تحمل نمود. یکبار دیگر به نهادهایی که در بند پیش به آن ها اشاره شد، نگاهی بیفکنید؛ یادآوری و مرور رفتارهای مجلس پنجم، قوه قضاییه و صدا و سیما در دوران خاتمی، چندان دشوار نیست؛ کافی است استیضاح عبدالله نوری را به یاد آوریم؛ توقیف فله ای مطبوعات و برخوردهای قضایی با فعالان سیاسی و مطبوعاتی و دانشجویی را؛ و نیز برنامه هایی چون "چراغ" و پخش گزینشی کنفرانس برلین را... آنگاه، حق است اگر پس از یادآوری آن ها و این سخن خاتمی که دولتش را هر ۹ روز با یک بحران روبرو کردند، "سید"ِ نجیب را "مظلوم" بخوانیم و برایش گریه کنیم! عمق و دشواری چالش ها و بحران هایی که او پشت سر گذاشت و صبورانه، تحمل کرد، اینک عیان تر می شود( بدیهی است که این یادداشت هرگز جای نقد "صبوری" بیش از حد او نیست !).
۵. اما مستقل از موارد پیشین و فراتر از آن ها، و در سطحی دیگر و از منظری کاملاً متفاوت، می توان در اظهار نظر اخیر احمدی نژاد، تأمل کرد؛ و آن: وضع بلوک قدرت در ایران است. ظاهراً پیچیدگی و چند گونگی نیروهای حاضر در ساخت قدرت، آن چنان است که تعدد مراکز قدرت، گاه تصمیم گیری ها و عملکردها را دچار اصطکاک و حتی تعارض می کند و تحقق اهداف را ناممکن می نماید. یک "دولت نفتی" و رانت های مترتب بر آن را، در کنار "دولت مطلقه" قرار دهید و آن ها را برتقویت بنیان ها و حضور "دولتی ایدئولوژیک" اضافه کنید که سنت گراست؛ و این همه را بر روابط و مناسبات فامیلی، جناحی، طبقاتی و امنیتی بلوک قدرت بیافزایید. نتیجه، افزون بر ساختاری که در خصوص نظام، "وحدت" دارد، "کثرت" زنی است متکی بر منافع خاصِ سیاسی، اقتصادی، ایدئولوژیک و امنیتی . در این حالت اخیر، می توان چالش ها و اصطکاک ها و سهم خواهی های و سنگ اندازی ها و مانع تراشی ها و حتی تعارضات را محتمل و عینی و واقعی دانست. این روی سکه وضع بلوک قدرت در ایران، موجد همان آشفتگی و چندگونگی در رفتارها و عملکرد هاست که صد البته دود آن به چشم ایرانیان و منافع ملی کشور می رود. و با کمال تأسف، نتایج این وضع در دیپلماسی و مناسبات بین المللی، تشخیص مصالح ملی، اداره اقتصادی کشور، مدیریت اجرایی و فرهنگی، و خلاصه ، اینجا و آنجا، با "موازی" کاری های محسوس و غیرمحسوس، قابل تحلیل و مشاهده است؛ با کمال تأسف...
منبع: میزان