گزارشى از وضعيت جبهه دموكراسى خواهى و حقوق بشر


بابك مهدى زاده

سه شنبه 12 مهر 1384



وقتى تشكيل جبهه دموكراسى خواهى و حقوق بشر در ايام انتخابات توسط دكتر معين مطرح شد و با استقبال سران نيروهاى ملى- مذهبى (عزت الله سحابى و ابراهيم يزدى) روبه رو شد، در ابتدا قرار بود كه اين جبهه متشكل از تمام نيروهاى دموكراسى خواه داخل كشور باشد. حتى بحث هايى پيرامون جذب نيروهاى دموكراسى خواه خارج از كشور اما معتقد به روش هاى مسالمت آميز نيز مطرح شد اما نه تنها نيروهاى سكولار و بسيارى از روشنفكران به آن نپيوستند كه حتى بين گروه هايى كه قرار بود ركن اساسى اين جبهه باشند نيز تفرقه افتاد. به گونه اى كه وقتى دكتر معين در انتخابات پيروز شد سازمان مجاهدين انقلاب اعلام كرد كه به جبهه نخواهد پيوست و در جبهه مشاركت هم مخالفت هايى براى پيوستن ابراز شد. نيروهاى ملى- مذهبى نيز حتى از اتحاد نظر برخوردار نبودند و اين گونه بود كه كم كم اختلافات گذشته مابين گروه هايى كه صد ائتلاف داشتند سر برآورد و حرف هايى زده شد كه احتمال تشكيل جبهه را روز به روز تضعيف مى كرد. شايد تشكيل اين جبهه نياز به يك معجزه دارد. مطلب زير گزارشى است از نظرات گروه هاى مختلف اصلاح طلب پيرامون جبهه دموكراسى خواهى و حقوق بشر.
مجاهدين انقلاب اسلامى؛ ائتلاف نمى كنيم
سازمانى متشكل از انقلابى هاى مذهبى چپ گرا كه در اوايل انقلاب بيشترين چالش را با نيروهاى ليبرال طرفدار بازرگان داشتند. چالشى كه هيچ گاه توسط طرفين سعى بر حل كردن آن نشد و باقى ماند تا زمانى كه در انتخابات دور نهم رياست جمهورى به مرحله جديدى رسيد. تقريباً احتمال همكارى اين دو گروه چيزى شبيه معجزه بود كه هيچ گاه رخ نداد و وقتى انتخابات تمام شد سازمان مجاهدين انقلاب به سرعت هرگونه ائتلافى را رد كرد و آنجا بود كه براى اولين بار تشكيل جبهه اى متشكل از تمامى نيروهاى دموكراسى خواه با ترديدهايى روبه رو شد. در اين امر شكى نيست كه سازمان مجاهدين و نهضت آزادى مرزبندى هاى فكرى گسترده اى دارند. مخالفت سازمان با نيروهاى سكولار نيز كاملاً طبيعى است و اگر نهضتى ها و مشاركتى ها به رغم غيرسكولار بودنشان مى توانند با سكولارها پشت يك ميز بنشينند اين مهم حداقل تاكنون از سازمانى ها ديده نشده است. اختلاف نظرها سابقه تاريخى دارد و تا حدى است كه نقاط اشتراك را مى پوشاند و اين خود دليل محكمى است براى نپيوستن سازمان مجاهدين انقلاب به جبهه دموكراسى خواهى و حقوق بشر و در عوض ملحق شدن به دوستان قديمى دوران انقلاب در جبهه اعتدال و جبهه اصلاحات.
جبهه مشاركت؛ ترديد و دودلى
اما جبهه مشاركت آنقدر نيرو هاى جوان و مترقى دارد كه برخلاف سازمان مجاهدين انقلاب بتواند حتى با نيرو هاى سياسى ديگر از جمله سكولار ها و روشنفكران عرفى به بحث و گفت وگو بنشيند. جبهه مشاركت در دوران اصلاحات ارتباط خوبى را با نيرو هاى ملى- مذهبى و حتى روشنفكران عرفى برقرار كرد اما تشكيل يك جبهه واحد از اين نيرو را همتى ديگر مى طلبيد. هم اكنون در جبهه مشاركت اگرچه در شوراى مركزى پيوستن به جبهه دموكراسى خواهى و حقوق بشر تصويب شده است اما حرف و حديث هاى فراوانى شنيده مى شود. از طرفى نيرو هاى جوان و على الخصوص شاخه جوانان جبهه مشاركت به جد مشتاق تشكيل اين جبهه هستند و از طرفى ديگر نيرو هاى سنتى مشاركت كه ارتباط نزديكى با سازمان مجاهدين انقلاب دارند، تمايلى از خود نشان نمى دهند. نكته جالب آنكه دو عضو سازمانى جبهه مشاركت يعنى «سعيد حجاريان» و «مصطفى تاج زاده» از مشتاقان تشكيل جبهه دموكراسى خواهى محسوب مى شوند. حجاريان از تشكيل جبهه اى متشكل از نهضت آزادى تا موتلفه سخن به ميان مى آورد و تاج زاده نماينده دكتر معين براى تشكيل اين جبهه و تدوين آئين نامه است. اما يكسرى از موانع نمى گذارد كه اين جبهه هر چه سريع تر به نتيجه برسد. اينكه هادى قابل بگويد: «آيا حزبى گسترده چون مشاركت با بيش از ۱۹۰ دفتر در سراسر كشور با گروه ها يا مجموعه اى كه حداكثر ۴۰-۳۵ نفر هستند بايد داراى يك كرسى باشد؟» (روزنامه الكترونيكى روز- ۳۱ شهريور ۸۴) جز تضعيف اين جبهه نتيجه اى در بر ندارد. اينها همه نشانه هاى ترديد و دودلى است براى تشكيل يك جبهه حتى اگر هادى قابل از تشكيل آن استقبال كند و جبهه مشاركت را پركارترين حزب براى تشكيل اين جبهه بداند. به خصوص اكنون كه موسوى خوئينى ها دبيركل مجمع روحانيون مبارزشده است و ارتباط معنوى او با شاگردانش در جبهه مشاركت احتمال ائتلاف دوباره مشاركت با اين تشكل روحانى وجود دارد.
نهضت آزادى و ملى- مذهبى ها؛ جدى ترين گروه
وقتى ابراهيم يزدى كانديداى نهضت آزادى در انتخابات ردصلاحيت شد، اكثريت اعضاى نهضت به همراه برخى از نيرو هاى ائتلاف ملى- مذهبى ها گرد دكتر معين جمع شدند و در ستاد او با چپ هاى مذهبى همكارى كردند. اين همكارى دورنمايى از تشكيل جبهه اى واحد داشت و البته تمرين و آزمايشى براى ائتلاف بود. اما اين تمرين ظاهراً چندان دلپذير نبود و بسيارى از نهضتى ها گلايه هايى را در خفا از دوستان مشاركتى خود مطرح مى كردند. حتى غلام عباس توسلى نيز در گفت و گويى اظهار داشت: «مخالفت هاى بعضى از دوستان و همچنين حاميان دكتر معين [...] در مورد چگونگى تشكيل جبهه و نحوه تعامل آن با بخش هاى مختلف حاكميت موجب شده تا كارها عقب بيفتد.» او با بيان اين مطلب كه در شرايط فعلى سياسى بايد يك جبهه واحد شكل بگيرد مى گويد: «متاسفانه دوستان هنوز ضرورت تشكيل جبهه را درك نكردند.»
دفتر تحكيم وحدت؛ پرگلايه و ناراضى
دفتر تحكيم وحدت بزرگترين نماينده دانشجويان است اگرچه كم كار باشد و دوران ركود را طى كند. اعضاى دفتر تحكيم ميراث داران دانشجويان مذهبى تسخيركننده سفارت آمريكا هستند كه اكنون رو به سكولاريسم نهاده اند و اختلافات شديدى با پيشكسوتان خود كه اكنون قباى مشاركت به تن كرده اند دارد. اختلافى كه بيشتر به دلخورى ها و گلايه ها برمى گردد. دانشجويان معتقدند كه اصلاح طلبان حكومتى آنها را تنها گذاشتند و حمايت نكردند. مشاركتى ها هم دانشجويان را به تندروى متهم مى كنند. اين مسائل موجب جدايى كامل جنبش دانشجويى از اصلاح طلبان داخل حكومت شد. جنبشى كه زمانى ستون اصلاح طلبى بود و حامى اصلى اصلاح طلبان. چه آنكه وقتى جنبش دانشجويى رو به افول نهاد جنبش اصلاحات نيز به بن بست نزديك تر شد. اما حال دانشجويان احساس مى كنند كه نردبان ترقى شدند و خود را كاملاً جدا از اصلاح طلبان كردند؛ حتى در تفكر و استراتژى. چه خود را سكولار مى دانند و به گفته «على افشارى» عضو سابق شوراى مركزى اين تشكل فعاليت در چارچوب قانون اساسى فعلى را بى اثر مى بينند. همين برداشت متفاوت آنها از قانون و نوع فعاليت سياسى نيز دليلى است كه ديگر اين دو گروه (دانشجويان و دوم خردادى ها) به يكديگر نزديك نشوند؛ حتى اگر بحث تشكيل جبهه دموكراسى خواهى مطرح باشد. دانشجويان، حاميان دكتر معين (به غير از نهضتى ها و ملى- مذهبى ها) و نه خود دكتر معين را متهم به اين مى كنند كه از اين جبهه به عنوان «ترفند انتخاباتى» استفاده كردند و به نوعى از ملى- مذهبى ها سوءاستفاده نمودند. آنان از پيش شرط هايى كه مشاركتى ها براى پيوستن به اين جبهه گذاشتند گلايه دارند حتى اگر هادى قابل بگويد كه مشاركت صادق است و «هيچ حزب و گروهى مثل مشاركت روى اين جبهه وقت نگذاشته و همين ناقض حرف كسانى است كه مى گويند اين فقط شعار انتخاباتى بوده.»
جبهه ملى؛ اختلاف ايدئولوژيك
جبهه ملى را نيروهاى سكولار تشكيل داده اند. اين نيروها هم چه در برداشت از رابطه دين و دولت و چه در برداشت از قانون تفاوت هاى ماهوى با مشاركتى ها و سازمانى ها و حتى نهضتى ها و ملى- مذهبى ها دارند. آنها اگرچه به دوستان ملى - مذهبى خود احترام مى گذارند اما نظرات سياسى و ايدئولوژيك آنها را قبول ندارند و اختلاف ديرينه و اساسى آنها خود دليل مستحكمى است براى عدم ائتلاف. ورجاوند سخنگوى جبهه ملى اگرچه در حالتى خوشبينانه پيوند اين دو جبهه (دموكراسى خواهى و كنگره ملى) را دور از امكان نمى داند اما مى گويد: «اين مردم ايران هستند كه بايد تصميم بگيرند كه به كدام جريان رغبت نشان دهند.» به هر حال هر چه باشد اگر افتخار نيروهاى ملى _ مذهبى شاگردى شريعتى و بازرگان (دو بنيانگذار روشنفكرى دينى) است و چپ هاى مذهبى نيز از ياران دكتر سروش (يكى ديگر از روشنفكران مذهبى نوگرا) محسوب مى شوند، نيروهاى جبهه ملى هيچ نسبتى با اين انديشمندان ندارند و هيچ اجبارى نيز در برقرارى پيوند با اين دو نمى بينند كه الگويشان دكتر مصدق است. مردى كه بيش از وجهه دينى اش به ملى بودن شهره است.
روشنفكران عرفى؛ پشت درهاى بسته
شايد وقتى حمايت هاى گسترده از هاشمى رفسنجانى در دور دوم انتخابات توسط روشنفكران ايران صورت گرفت اين انتظار مى رفت كه در جبهه دموكراسى خواهى نيز جايى براى اين نيروها كه عضو حزب يا گروهى نيستند در نظر گرفته شود تا از تاثيرگذارى و مرجعيت آنها در جامعه نيز استفاده شود. اما اين نيز مورد اختلافى تشكيل دهندگان جبهه است. چه برخى بر جايگاه احزاب و تاثير آنها در قياس با روشنفكران بدون حزب تاكيد دارند و حاضر به دادن كرسى برابر به آنها نيستند. اين ديدگاه خود انتقادات زيادى را برانگيخته است و موجب شده كه بسيارى از روشنفكران بدون حزب كه اكثريت شان عرفى هستند سكوت معنادارى را در قبال اين جبهه اختيار كنند.
•••
ايرانى ها حافظه تاريخى ندارند، روحيه جمع گرايى نيز در آنها ديده نمى شود. روشنفكران نيز از اين قاعده مستثنى نيستند. تاريخ ايران احزاب بسيارى ديده است كه انشعاب هاى زيادى در دل آن به وجود آمد. احزاب چند نفره كه همان چند نفر هم انشعاب كردند و احزاب ديگر تشكيل دادند. تشكيل جبهه واحد از همه نيروها نيز جزء استثناها است. در مبارزات سياسى ايرانيان، تنها نمونه تاثيرگذارش شايد جبهه ملى باشد كه هم هواداران مصدق در آن عضو بودند و هم گروه هاى مذهبى سنتى. چون ايرانى ها بيش از آنكه به وجه اشتراك ها تكيه كنند اختلافات را برجسته مى كنند. حال نيز نوبت دموكراسى خواهى و حقوق بشر است. وقتى صحبت از تشكيل اش شد همه به مدحش پرداختند و بسيارى هم شگفت زده شدند از همتى كه بايد براى تشكيل آن صرف شود. اما اين جبهه تشكيل نشده متوقف ماند و انگشت اتهام گروه ها به سوى يكديگر نشانه رفت. انگار همه منتظر بودند تا گذشته ها را به ياد بياورند و گلايه ها را آغاز كنند. شايد كليد اين مشكل تنها در دست دكتر معين باشد و فردى كه حاميانش ساز جدايى زدند و متحدانش نيز بى انگيزه گشتند. اكنون زمانى است كه دكتر معين حقايق را بازگويد و چاره اى بينديشد. كسى در صداقت دكتر معين شكى ندارد.
منبع|: روزنامه شرق