تفسير خاص جمهوری اسلامی از طرح اتمی روسيه


احمد زيدآبادی

شنبه ۱۰ دى ۱۳۸۴- ۳۱ دسامبر ۲۰۰۵

پذيرش طرح روسيه از سوی ايران، بدان معناست كه جمهوری اسلامی از بين گزينه‌هايی كه برای رها كردن برنامه دستيابی به چرخه سوخت هسته‌ای، پيش رو داشته، كم سودترين آنها را انتخاب كرده است.

اظهارات جواد وعيدی عضو هيئت مذاكره كننده ايران در گفتگو با خبرگزاری دانشجويان ايران مبنی بر آمادگی جمهوری اسلامی برای بررسی طرح هسته‌ای روسيه، فضا رسانه‌ای جهان را نسبت به حل مناقشه اتمی ايران تا اندازه‌ ای خوش بين كرد، اما اين خوش بينی ديری نپاييد زيرا ظاهرا برخی رسانه‌ها در مورد اظهارات وعيدی، دچار سوءتفاهم شده بودند.

در واقع استقبال وعيدی از طرح روسيه همراه با اشاره تلويحی به اين نكته بود كه جمهوری اسلامي حاضر است در كنسرسيوم مشتركی با روسيه اقدام به غنی ‌سازی اورانيوم در خاک آن كشور كند، اما وی تصريح نكرده بود كه در مقابل اين اقدام، ايران ممكن است از تلاش برای غنی ‌سازی اورانيوم در خاک خود صرف نظر كند.

پس از آنكه برخی از رسانه‌ها سخنان وعيدی را نشانه‌ای از احتمال موافقت دولت ايران با انتقال تكنولوژی غنی ‌سازی خود به خاک روسيه تفسير كردند، وی ناگزير به ابهام ‌زدايی از سخنان نخستين خود شد و در گفتگويی با خبرگزاری فارس تاكيد كرد: "تضمين حقوق ايران برای غنی سازی در خاک ايران، فرض نخست بررسی پيشنهاد مطرح شده از سوی روسيه خواهد بود."

اظهارات وعيدی و ديگر مقام‌‌های ايرانی نشان می ‌دهد كه جمهوری اسلامی علاقه‌مند است تفسير خاص خود را از طرح هسته‌ای روسيه داشته باشد و بنا بر همين تفسير مذاكراتی را با مقام‌های روس آغاز كند.

طبق تفسير جمهوری اسلامی از طرح روسيه، اين طرح فقط به سرمايه‌گذاری مشترک تهران و مسكو برای غنی‌سازی اورانيوم در خاک روسيه محدود می‌شود و مانعی بر سر راه غنی‌سازی در داخل ايران به شمار نمی‌رود. به عبارت ديگر، جمهوری اسلامی طرح روسيه را به عنوان طرحی كه عمليات غنی‌سازی اورانيوم در داخل و خارج ايران را به طور موازی ممكن می‌سازد، تلقی می‌كند.

اين در حالی است كه پيشينه مناقشه بر سر پرونده هسته‌ای ايران نشان می‌دهد كه هدف روسيه از ارائه پيشنهاد جديد به ايران، چيزی جز انتقال غنی‌سازی از داخل ايران به خاک روسيه و در نتيجه محروم شدن جمهوری اسلامی از دستيابی به چرخه كامل سوخت هسته‌ای نيست.

در حالی كه هدف روسيه از ارائه طرح اتمی به ايران، كاملا روشن است، اعضای هيئت مذاكره كننده ايرانی به چه انگيزه‌ای اقدام به تفسير دلخواه خود از آن می‌كنند؟

واقعيت اين است كه جمهوری اسلامی در مناقشه اتمی خود با جهان غرب، به طور فزاينده‌ای خود را در تنگنا حس می‌كند و از همين رو سعی دارد تا از بين كشورهای قدرتمند از جمله اعضای دائم شورای امنيت سازمان ملل متحدانی برای خود پيدا كند.

از اين جهت، روسيه و چين به عنوان دو عضو دائم شورای امنيت، مورد توجه خاص دولت ايران قرار گرفته‌اند، به طوری كه در سال‌های اخير روابط تجاری و اقتصادی ايران با اين دو قدرت صاحب حق وتو در شورای امنيت به طرز بی‌سابقه‌ای گسترش يافته است.

از آنجا كه چين نقش بين‌المللی عمده‌ای را بازی نمی‌كند، علاقه رهبران ايران بيشتر به سوی روسيه معطوف شده است تا در مجامع بين‌المللی به دفاع از آنان برخيزد.

اين در حالی است كه روسيه به رغم آنكه متحد "استراتژيک" ايران نام گرفته است، از نقطه نظر تاريخی روابط گرم و صميمانه‌ای با ايران نداشته و اكنون نيز اختلاف‌های عميقی بين دو كشور بر سر تقسيم دريای خزر، روند صلح خاورميانه، و پديده بنيادگرايی اسلامی وجود دارد. به معنای ديگر، در پشت آنچه اتحاد ايران و روسيه خوانده می‌شود، اعتماد متقابلی ديده نمی‌شود و دو طرف سوءظن شديدی در باره پاره‌ای از مسائل جهانی و منطقه‌ای نسبت به يكديگر دارند.

با وجود سوء ظن دو جانبه، دولت ايران بسيار علاقه‌مند است كه در رويارويی خود با آمريكا و اتحاديه اروپا، روسيه را در كنار خود داشته باشد و حتی‌المقدور از اقدامی كه باعث رنجش روسها شود، خودداری كند، اما طرح روسيه برای انتقال تكنولوژی غنی‌سازی ايران به خاک خود، ادامه بازی گذشته را برای رهبران جمهوری اسلامی بسيار دشوار كرده است.

پذيرش طرح روسيه از سوی ايران، بدان معناست كه جمهوری اسلامی از بين گزينه‌هايی كه برای رها كردن برنامه دستيابی به چرخه سوخت هسته‌ای، پيش رو داشته، كم سودترين آنها را انتخاب كرده است، زيرا روسيه در ازای انتقال صنعت غنی‌سازی ايران به خاک آن كشور، امتياز چندانی برای ارائه به جمهوری اسلامي ندارد. اين در حالی است كه ايران پيش از اين، طرح اتحاديه اروپا را كه از نگاه رهبران اين اتحاديه "امتيازات سخاوتمندانه‌ای" برای جمهوری اسلامی در ازای دست كشيدن از صنعت غنی‌سازی در نظر گرفته بود، رد كرده است.

اما رد طرح روسيه نيز به معنای پايان "ماه عسل" تهران و مسكو و پيوستن روسيه و به تبع آن شمار ديگری از كشورهای آسيايی به جهان غرب برای اعمال فشار شديدتر عليه ايران است.

بدين ترتيب، رهبران ايران ترجيح می‌دهند تا زمانی كه مجبور به اتخاذ موضع صريحی در مورد طرح اتمی روسيه نشده‌اند، كماكان دو پهلو سخن گويند، اما چنين رفتاری به نظر می‌رسد فقط تا 28 دی ‌ماه يعنی تاريخ مذاكرات بعدی ايران و سه كشور اروپايی كاربرد داشته باشد.