چه کسی جانشين شارون در حزب کاديما میشود؟
احمد زيدآبادی
يكشنبه ۱۸ دى ۱۳۸۴ - ۸ ژانويه ۲۰۰۶
واقعيت اين است كه با مرگ شارون، در اسرائيل هيچ اتفاق مهمى نخواهد افتاد! اين پاسخ ساده، قاعدتاً كسانى را كه علاقه مند به تغيير و تحولات دراماتيك سياسى هستند، خشنود نمى كند، اما با توجه به ساختار سياسى جامعه اسرائيل، پاسخ واقع بينانه به پرسش فوق همين است.
در حالى كه آريل شارون در بيمارستانى در بيت المقدس با مرگ دست و پنجه نرم مى كند، بسيارى از مردم جهان مايلند بدانند كه با مرگ احتمالى يا خانه نشينى او، در اسرائيل چه اتفاقى خواهد افتاد.
واقعيت اين است كه با مرگ شارون، در اسرائيل هيچ اتفاق مهمى نخواهد افتاد! اين پاسخ ساده، قاعدتاً كسانى را كه علاقه مند به تغيير و تحولات دراماتيك سياسى هستند، خشنود نمى كند، اما با توجه به ساختار سياسى جامعه اسرائيل، پاسخ واقع بينانه به پرسش فوق همين است.
با اين همه، دولت ها در اسرائيل چندان باثبات نيستند و به زحمت عمر قانونى خود را سپرى مى كنند. احتمالاً همين نكته سبب شده است كه نظام سياسى اسرائيل در چشم ناظران بيش از اندازه متكى به افراد خاص به ويژه نخست وزيران جلوه كند. راز بى ثباتى دولت ها در اسرائيل ناشى از اتكاى ساختار سياسى به افراد نيست، بلكه در نظام چند حزبى آن ريشه دارد. تعدد احزاب در اسرائيل چشمگير است و ديگر سال ها است كه يك حزب واحد نمى تواند به اكثريت كرسى هاى پارلمان ۱۲۰ عضوى دست يابد. ۱۲۰ كرسى پارلمان معمولاً بين طيف گسترده اى از احزاب چپ و راست و مذهبى و سكولار تقسيم مى شود و تشكيل دولت را به ائتلاف جمعى از احزاب مشروط مى كند. تشكيل ائتلاف هاى پارلمانى براى معرفى دولت معمولاً بدون زحمت نيست، اما حفظ اين ائتلاف ها اغلب كارى طاقت فرسا و ناموفق است. اين مشكل به شكاف هاى اجتماعى موجود در اسرائيل برمى گردد. جامعه اسرائيل به خلاف بسيارى از جوامع ديگر، درگير شكاف هاى متعددى است كه شكاف بين ملى گرايان و طرفداران صلح، شكاف بين راست گرايان و چپ گرايان اقتصادى، شكاف بين يهوديان اشكنازى (با ريشه غربى) و يهوديان سفاردى (با ريشه شرقى) و شكاف بين مذهبى ها و سكولارها از جدى ترين اين شكاف ها است. در درون هر يك از اين شكاف ها نيز خرده شكاف هاى بى شمارى وجود دارد كه وضعيت جامعه اسرائيل را بسيار پيچيده مى كند. به همين دليل ادامه ائتلاف احزابى كه فقط بر سر يك يا دو مسئله كلان كشور با يكديگر اشتراك نظر دارند، دير نمى پايد و مسائل اختلاف انگيز به سرعت رخ مى نمايد. با اين حال، گرچه مجموعه شكاف هاى اجتماعى در اسرائيل عمر دولت هاى ائتلافى را كوتاه و موقعيت آنها را بى ثبات مى كند، اما ساختار نظام سياسى در اسرائيل به گونه اى است كه اسرائيلى ها با وجود اختلاف هاى حيرت انگيز ساختار مشخصى براى آنها دارند.
طبق اين نظم پذيرفته شده، دولت متكى بر اكثريت پارلمان هر تصميمى كه بگيرد، هيچ گروهى حق مقابله خشونت آميز با آن تصميم را ندارد، گرچه مى تواند از هر ابزار مسالمت آميزى براى ابراز مخالفت با تصميم دولت و يا تاثيرگذارى بر افكار عمومى استفاده كند.البته اين موضوع درباره پاره اى از محافل فوق افراطى مصداق ندارد، اما محافل فوق افراطى فقط نقش حاشيه اى دارند و از زمانى كه ايگال امير طلبه تندرو مدارس تلمودى اسحاق رابين را ترور كرده است، دستگاه هاى امنيتى اسرائيل سخت مراقب رفتار اين گروه ها هستند.بر اين مبنا، مرگ يا خانه نشينى شارون تاثير چشمگيرى بر رفتار سياسى اسرائيل ندارد، گرچه فقدان او مى تواند پيامدهاى حاشيه اى بسيارى داشته باشد.براى نمونه، مرگ شارون سبب تغيير سياست اسرائيل درباره صلح با فلسطينى ها نخواهد شد، زيرا اكثريت جامعه اسرائيل به اين نتيجه رسيده است كه براى بقا و امنيت خود راه چاره اى جز پذيرش دولت مستقل فلسطينى ندارد. اما در عين حال نخست وزير آينده اسرائيل، هر كه باشد، نمى تواند در اين مسير مانند شارون عمل كند.شارون ژنرال ملى گرايى است كه در بين بخش بزرگى از راست گرايان اسرائيلى از اعتبار خاصى برخوردار است. مشكل او در واقع هميشه چپ گرايان بوده اند. در سال ۱۹۸۲ اين چپ گرايان بودند كه با برپايى تظاهرات ۴۰۰ هزار نفرى در بيت المقدس شارون را به دليل نقشش در كشتار پناهندگان فلسطينى در اردوگاه هاى صبرا و شتيلا به دست شبه نظاميان فالانژيست لبنان، به استعفا از مقام وزارت دفاع اسرائيل وادار كردند. با اين همه در دو سال اخير كه شارون در موضع خود نسبت به روند صلح با فلسطينى ها تغيير جهت داده است، چپ گرايان اسرائيل در صف حاميان او قرار گرفته اند و در مقابل راست هاى افراطى از او انتقاد مى كنند.اعتبار در بين راست گرايان و برخوردارى از حمايت چپ گرايان در كنار توانايى هاى عملى شارون به او موقعيت منحصر به فردى در جامعه اسرائيل داده است كه بسيار بعيد است فرد ديگرى در غياب او از اين امتياز برخوردار باشد.اين بدان معنا است كه جانشين شارون نيز به ناگزير پا جاى پاى او خواهد گذاشت و سياست داخلى و خارجى اسرائيل مانند سابق ادامه خواهد داشت، اما اگر شارون در هر گام سياسى خود با يك مانع روبه رو مى شد، جانشين او احتمالاً با موانع سخت ترى مواجه خواهد شد.
گزارشهای پزشکی از وخامت حال آريل شارون نخست وزير اسراييل حکايت دارد.
طبق برخی از اين گزارشها حتی اگر حال شارون رو به بهبود بگذارد، احتمال ادامه حيات سياسی وی در حد مسئوليتی مانند نخست وزيری بسيار بعيد خواهد بود.
بدين ترتيب، از هم اکنون محافل سياسی اسراييل در حال گمانهزنی در باره جانشين آريل شارون در مقام رهبری حزب تازه تاسيس کاديما (پيشرو) هستند و شماری از رسانههای معتبر نيز درباره ميزان محبوبيت کاديما پس از مرگ احتمالی و يا کناره گيری شارون از رهبری اين حزب اقدام به نظرسنجی در بين مردم اسراييل کردهاند.
نتايج نظرسنجیهای صورت گرفته از سوی روزنامه چپگرای هاآرتص و کانال ده تلويزيون اسراييل، نشان میدهد که با وجود سکته مغزی خطرناک شارون، از محبوبيت حزب کاديما در بين مردم اسراييل کاسته نشده است، اما اين محبوبيت تا درجه زيادی بستگی به شخصی دارد که پس از آريل شارون رهبری حزب را به عهده گيرد.
طبق نظرسنجیها، اگر شيمون پرز رهبر سابق حزب کارگر به طور رسمی به کاديما بپيوند و به رهبری آن برگزيده شود، حزب کاديما در انتخابات پارلمانی ۲۸ مارس آينده، ۴۲ کرسی از ۱۲۰ کرسی پارلمان را به خود اختصاص خواهد داد.
اين تعداد کرسی بيش از کرسیهايی است که طبق نظرسنجیهای قبلی، کاديما تحت رهبری آريل شارون میتوانست به آنها دست يابد.
با اين همه، شيمون پرز برای به دست گرفتن رهبری حزب کاديما شانس بالايی ندارد.
در واقع بسياری از اعضای سابق حزب ليکود که از اين حزب گسسته و به کاديما پيوستهاند، در باره شيمون پرز کهنسال که وارد هشتاد و سومين سال عمر خود شده است، نظر مثبتی ندارند و حاضر به تحمل وی در مقام رهبری حزب نيستند.
اين در حالی است که پرز در چند سال اخير از نزديکترين متحدان آريل شارون بوده و به نظر میرسد اين دو رهبر که روزگاری به دليل اختلافشان بر سر فرمول صلح با فلسطينیها در دو قطب متضاد بودند، به تدريج به ديدگاه يکسانی نسبت به نوع مصالحه ارضی با فلسطينیها دست يافته باشند.
ظاهرا ديدگاه يکسان پرز و شارون در باره صلح با فلسطينیها، دليلی کافی برای حمايت متحدان حزبی آريل شارون از شيمون پرز محسوب نمیشود، زيرا آنها با توجه به سابقه پرز و مزاج ملايم سياسی او، از آن بيم دارند که رهبر سابق حزب کارگر نرمشی بيش از حد انتظار آنها در برابر فلسطينیها نشان دهد.
در عين حال بدشانسیهای مکرر شيمون پرز که شکست دائمی او را در برابر رقبای سياسیاش به صورت امری اسرارآميز در آورده است، در بدبينی برخی از اعضای کاديما نسبت به پيروزی او در انتخابات آينده بیتاثير نيست.
بر اين اساس، اگر پرز به رهبری کاديما دست يابد، احتمال اينکه اين حزب تازه تاسيس دچار انشعاب شود و يا برخی از چهرههای موثر از عضويت آن کناره گيرند، بسيار است.
اين مساله به خودی خود شانس شيمون پرز برای به دست گيری رهبری حزب کاديما را کم رنگ میکند.
اهود اولمرت، معاون آريل شارون و شهردار سابق بيتالمقدس دومين شخصيتی است که از احتمال برگزيدن او برای جانشينی شارون سخن گفته میشود.
طبق نظرسنجیها در صورت انتخاب اهود اولمرت به رهبری کاديما، اين حزب میتواند ۴۰ کرسی در پارلمان آينده به خود اختصاص دهد که با توجه به نظام چند حزبی اسراييل نتيجه بسيار خوبی است.
اولمرت تا پيش از آنکه وارد مجلس و دولت شود، شهردار بيتالمقدس بود و در آن زمان به داشتن ديدگاههای افراطی بويژه در باره سرنوشت بيتالمقدس اشتهار داشت.
اولمرت اما به تدريج تغيير جهت داد و به صورت يکی از اعضای معتدل ليکود در آمد تا اينکه از ليکود جدا شد و به کاديما پيوست.
او در طول سالهای گذشته نزديکترين فرد به آريل شارون بوده است و حتی احتمال دارد که وی در متقاعد کردن شارون برای نشان دادن نرمش در برابر روند صلح با فلسطينیها نقش مهمی ايفا کرده باشد.
اهود اولمرت اکنون در شمار "کبوتر"های کاديما است و حتی از بازپس دادن بخشی از بيتالمقدس شرقی به فلسطينیها حمايت میکند.
از نگاه بعضی از سران حزب کاديما، مشکل اولمرت نداشتن سابقه "درخشان" نظامی و امنيتی است، زيرا به نظر آنان، "حفظ امنيت اسراييل" نيازمند وجود نخست وزيری با درک روشن از نيازهای امنيتی اسراييل است.
با اين همه، به نظر میرسد که شانس اولمرت برای دستيابی به رهبری کاديما بيش از ديگران است، اما او برای رسيدن به اين موقعيت ناچار است با تزيپی ليونی، وزير دادگستری و زن قدرتمند حزب کاديما به رقابتی سخت بپردازد.
طبق نظرسنجیها اگر خانم ليونی به مقام رهبری حزب کاديما برسد، اين حزب در انتخابات آينده ۳۸ کرسی پارلمان را به دست خواهد آورد که به نوبه خود نتيجه درخشانی است.
در کنار اين افراد، کاديما دارای شخصيتهای برجسته ديگری نيز هست که آنها نيز احتمالا داعيه به دست گرفتن رهبری حزب را دارند.
شائول موفاز، وزير دفاع و میير شيتريت، وزير حمل و نقل اسراييل در شمار اين شخصيتها هستند، اما نظرسنجیها نشان میدهد که در صورت انتخاب هر يک از آنها به رهبری حزب، محبوبيت کاديما سقوط خواهد کرد و کرسیهای اين حزب در پارلمان آينده از ۲۸ کرسی فراتر نخواهد رفت.
بدين ترتيت اين افراد نيز شانس چندانی برای جانشينی شارون ندارد.
به احتمال زياد رقابت اصلی برای دستيابی به رهبری حزب کاديما بين اولمرت و خانم ليونی خواهد بود. در اين ميان اگر خانم ليونی بر رقيبش پيروز شود، او پس از خانم گولدا ماير دومين نخست وزير زن اسراييل خواهد بود.
منبع: شرق/ سایت نیروهای ملی مذهبی