گفت و گو با صاحبنظران: مسعود فتحی
مسعود فتحی
سایت جمهوری
یازده دسامبر 2005
سایت جمهوری بر آن است با گفت و گو با دست اندرکاران و صاحبنظران اتحاد جمهوری خواهان درباره مسائل سیاسی روز به روشن تر شدن فضای سیاسی یاری رساند و نظرات موجود در درون اتحاد جمهوری خواهان را درباره مسائل مختلف جامعه انعکاس دهد. برای این منظور با طرح سئوالاتی در باره سیاست روز کار خود را آغاز میکنیم و در ادامه به جنبههای دیگر ازجمله مسائل نظری خواهیم پرداخت. دومین مصاحبه با آقای مسعود فتحی عضو هیئت سیاسی اجرائی اتحاد جمهوریخواهان،تحلیل گر و نویسنده نشریات سیاسی و مدیر مسئول نشریه اینترنتی عصرنو می باشد.
- «اتحادیه اروپا پس از شنیدن دقیق دیدگاه اعضای شورای حکام، برحسب منطق فکر می کند که پنجره فرصتی که در اختیار ایران قرار داده شده است، نباید امروز بسته شود. اما این پنجره تحت هر شرایطی باز نخواهد ماند». این سخنان نماینده دولت انگلیس است که به نمایندگی از طرف اروپا بیان شد. ارزیابی های متفاوتی از این جمله شده است. برخی برآنند که این بیانگر انداختن توپ در زمین روسیه است، تا سپس با رد پیشنهاد روسیه از طرف ایران حجت بر حکومت جمهوری اسلامی تمام شود؟ برخی این جمله را بیانگر "آرامش قبل از طوفان" خوانده اند. ارزیابی شما از این جمله چیست؟ آن شرایطی که تحت آن این پنجره بسته خواهد شد چیست؟
- مساله این است که باب مذاکره با اروپا را خود جمهوری اسلامی با لغو یک طرفه توافق پاریس، یعنی شروع غنی سازی اورانیوم قبل از توافق با اروپا عملا پشت سر گذاشته است. شرط باز گشت به این در برای اروپا قاعدتا باید توقف مجدد غنی سازی و بازگشت به همان روزهای قبل از شروع مجدد آن باشد، اما مجموعه ای از اتفاقات بويژه انتخاب احمدی نژاد و تغییر کادر مذاکره و مهم تر از همه لحن دیپلماسی دولت جدید و بخصوص اظهارات که گاهی خود احمدی نژاد در مورد مسائل بین المللی و منطقه، از جمله خواست محو اسرائیل و یا انکار کشتار یهودیان از طرف هیتلر و پیشنهاد انتقال اسرائیل به خاک آلمان و اتریش، جائی برای مذاکره جدی برای اروپا باقی نمی گذارد. به هر حال مذاکراتی با جمهوری اسلامی وجود خواهد داشت، ولی این مذاکرات در سطوحی بمراتب پائین تر از حدی خواهد بود که بتواند به حل مساله کمک لازم را بکند. همان که گفته شده، پنجره ای باز گذاشته شده است. مذاکرات در سطح وزرا و به شیوه ای که در تهران و پاریس صورت گرفت، نیازمند فراهم بودن شرائطی است که در حال حاضر وجود ندارد. با کادر فعلی دولت جمهوری اسلامی این امر اگر نه ناممکن، بسیار مشکل خواهد بود. با توجه به این واقعیت هم هست که فقط پنجره ای باقی مانده است که در عرف دیپلماسی همواره هست. از طریق این پنجره به دولت فعلی ایران فقط اعلام می شود که چه باید بکند و یا نکند. دیگر صحبت از تلاش برای توافق نیست. لحن مصوبه اخیر شورای حکام هم این امر را روشن نموده است. اگر طبق توافق پاریس غنی سازی اورانیوم تا زمانی که توافق حاصل نشده است، متوقف شده بود و یا به تعلیق درآمده بود، هر چند تفسیر از این تعلیق متفاوت بود، جمهوری اسلامی آن را موقتی می دانست و اروپا، تفسیر دیگری داشت، اما هر چه بود مساله هنوز موضوع بحث بود. الان قطعنامه ای صادر شده است. حکمی داده شده است که غنی سازی اورانیوم در خاک ایران را منتفی دانسته است و در بهترین حالت انتقال آن به خاک روسیه را تصویب نموده است. دولت جمهوری اسلامی باید پاسخ دهد که قبول دارد یا نه، بعد از آن دوباره در جلسه شورای حکام در مورد همین جواب هم تصمیم گرفته شود. اروپا دیگر از طریق صدور قطعمنامه با جمهوری اسلامی صحبت می کند. جمهوری اسلامی با ترک میز مذاکره هر گونه امکان تاثیر گذاری بر روی این قبیل قطعنامه ها را از دست داده است و الان باید دست به دامن این و آن شود به دولت هائی مثل روسیه امتیاز بدهد که معلوم هم نیست که مفید فایده باشند يا نه، خود روسیه ریشش ده جا گرو است از جمله در دست اروپا و آمریکا و از برگ ایران هم فقط به عنوان برگ بازی استفاده می کند.
نتیجه می گیرم مسیر اصلی پرونده اتمی از کانال مذاکره با این دولت خارج شده است. پنجره باقی مانده برای آن است که دولت جمهوری اسلامی اگر تصمیم به پذیرش بی قید و شرط قطعناتمه های مصوب شورای حکام گرفت ، از آن طریق اعلام کند. روز شمار احاله پرونده اتمی به شورای امنیت آغاز شده است.
- رسم بر این است که پس از گذشت صد روز از تشکیل دولت جدید ارزیابی از آن ارائه شود. ارزیابی شما از این دولت چیست؟
- دولت ها را در صد روز اول معمولا با آرایشی که به خود می گیرند و سیاست هائی که اعلام می دارند و گام های اولیه ای که بر می دارند، پاسخ هائی که به مسائل حاد جامعه می دهند، مورد ارزیابی قرار می دهند.
از نقطه نظر ترکیب نیرو و آرایشی که این دولت دارد، از همان رئیس جمهور تا وزرا و .. در مقایسه با تمام دولت های تاکنونی جمهوری اسلامی، می توان گفت که دولت احمدی نژاد جزو ضعیف ترین دولت ها از نظر تجربه مدیریتی در همین کادر موجود است. ترکیب کابینه عمدتا از پرسنل امنیتی و فرماندهان سپاه تشکیل شده است. برای اولین بار در عمر جمهوری اسلامی برای پست وزارت نفت چهار بار وزیر معرفی شده است و هنوز دولت تکمیل نشده است.
از جمله اقدامات مهم این دولت تغییر کادر مذاکره بر سر مسائل اتمی، تاکید بر تغییر سیاست در این عرصه است. نتیجه کار این دولت در این مورد بعد از سفر رئیس جمهور به سازمان ملل و قطع مذاکرات با اروپا بن بستی است که هم اکنون ایجاد شده است. در طول این مدت بخصوص اظهار نظرهای آقای رئیس جمهور در مورد اسرائیل همه اذهان را بار دیگر متوجه کشور ما و فرهنگ حاکم بر حکومتگران آن نموده است. اعتراض و انزجار همگانی از دبیرکل سازمان ملل تا رئیس دولت خودگردان فلسطین را بر انگیخته است.
و اما در مورد وعده اصلی دولت بردن پول نفت بر سر میز مستضعفین، هنوز اقدامی نشده است. علاوه بر این که وزیر نفتی که این کار را سازمان دهد پیدا نشده است. فقط اخیرا دبیر شورای امنیت ملی حکومت آقای لاریجانی به کمک رئیس جمهور آمده اند و اعلام نموده اند که ایشان «سهم عدالت» از سهام انرژی اتمی را در اختیار واجدین شرائط قرار خواهند داد. از مبارزه با فساد هم هنوز خبری نیست. اما در همین مدت کوتاه، سیاست های دولت جدید باعث سقوط بازار بورس در تهران شده است و علاوه بر فرار مغزها، که بعد از تشکیل کابینه تسریع شده است، فرار سرمایه ها چنان ابعادی به خود گرفته است که داد رئیس قوه قضائیه را که معمولا کمتر از همه به مسائل حساسیت نشان می دهند، بخصوص مسائل زیر حوزه مسئولیت خود، در آورده است.
در همین صد روز دولت احمدی نژاد هم در سیاست خارجی و هم در سیاست داخلی لطمات جبران ناپذیری را به اعتبار سیاسی و ثبات اقتصادی کشور زده است.
- یکی از اصطلاحات کلیدی آقای احمدی نژاد در هنگام انتخابات، شعار «مدیریت انقلابی» بوده است. اکنون گفته می شود که ماشین پاکسازی با شتاب بسیار در حال حذف و تغییر و پاکسازی نوک هرم دیوان سالاری ایران است. برخی ها این رویداد را با تحول مدیریتی دوران انقلاب و حذف و پاکسازی آن دوره مقایسه می کنند. البته اصلاح طلبان نیز، به گفته آقای حجاریان، به هنگام به قدرت رسیدن در دوران اصلاحات دست به پاکسازی زدند. برای مثال چنین پاکسازی هایی در مدیریت روزنامه هایی مانند ایران، همشهری و یا خبرگزاری ایرنا و یا در سطح استانداران، سفرا و یا انتصاب رئیس دانشگاه تهران و غیره صورت گرفته است. نظر شما در این باره چیست؟
تغییر در کادر مدیریتی کشور معمولا بعد از دست به دست شدن دولت ها امری عادی است. همانطور که خود شما هم اشاره کرده اید و آقای حجاریان هم تاکید نموده اند. اصلاح طلبان هم این کار را در همان چند ماه اول انجام دادند. آقای عبدالله نوری همه استانداران و فرماندران کشور را در عرض مدت کوتاهی جایگزین کرد. منتها در کشور هائی که دمکراسی در آن ها وجود دارد، معمولا این تغییر و تحولات در سطوح بالا صورت می گیرد، در کشوری مثل ایران با این حکومت که هر کس هر کجا به قدرت می رسد، دست به هر کاری می زند و به کسی هم پاسخگو نیست، ممکن است این تغییرات تا سطح آبدارچی اداره هم ادامه داده شود. منظور آقای احمدی نژاد از «مدیریت انقلابی» قطعا همین بوده است که دوستان و حامیان انقلابی شان از بسیج و سپاه را از وزارت تا وکالت و مدیریت و .. رسوخ دهند. بالاخره زحمت انتخاب ایشان به نحوی باید مورد قدردانی قرار گرفته و جبران شود. آن چه که در این مدیریت، چندان اهمیت و جایگاهی ندارد، مدیریت کشور و اداره امور آن است. سامان دادن به امور«انقلابیون» زمین تا آسمان با اداره امور یک کشور فاصله دارد.