گفتگو با خجسته رحيمى درباره رامين جهانبگلو: اعتراف به كدام گناه؟

رضا خجسته‌ رحيمى
مريم انصارى/صدای آلمان


31.08.2006

دكتر رامين جهانبگلو بلافاصله پس از آزادى از زندان به خبرگزارى ايسنا مراجعه كرد تا آنچه را كه مدتى بود جسته گريخته درباره ”اعترافات” او شايع شده بود يكجا منتشر كند. اين گونه ”اعترافات” اگرچه تازگى ندارند اما سخنان جهانبگلو در ميان آنچه طى اين سالها از سوى برخى زندانيان سياسى در ايران برزبان آمده داراى ويژگى نيز هست و آن اينكه اگر از يكى دو جمله در متنى چند صفحه‌اى بگذريم، مشكل ميتوان برآن نام ”اعتراف” نهاد و جرمى را در آن كشف كرد.

آقاى خجسته‌ رحيمى،‌ آيا مى‌شود بر سخنان رامين جهانبگلو، نام اعترافات گذاشت؟ ايشان به چه چيزى اعتراف كرده؟ به اين كه كار تحقيقى كرده؟ كار تئوريك كرده؟ كار سياسى نكرده؟ علاقه‌اى هم ندارد؟ به اين كه مى‌خواسته بورس بگيرد؟ به اين كه يك مؤسسه‌ى تحقيقى آمريكايى از تحقيقاتش استفاده كرده و غيره؟ آيا مى‌شود، هر كسى را به اين جرم كه يك مؤسسه‌ى آمريكايى از نتيجه‌ى تحقيقاتش استفاده كرده، گرفت، در زندان نگاه داشت و به او تفهيم كرد كه عليه منافع ملى حركت كرده؟
رضا خجسته‌ رحيمى: همانطوريكه در سئوال شما هم مستتر بود، شيوه‌ى گفتگوى آقاى رامين جهانبگلو پس از آزادى از زندان، در گفتگويى با خبرگزارى دانشجويان ايران، تا حدودى همراه با ابهام بود. من در ادامه سعى مى‌كنم كه در حقيقت تحليل خودم را از چنين ابهامى كه شما هم به آن اشاره كرديد، روشن بكنم. در همان ابتدا بايد تأكيد كرد كه خبرگزارى ايسنا در مخابره‌ى اين گزارش تأكيد داشت كه ‌آقاى رامين جهانبگو در مراجعه به خبرگزارى ايسنا و در انجام اين گفتگو، هيجان‌زده به نظر مى‌رسيدند و بدون مقدمه و مسلسل‌وار سخن مى‌گفتند، يعنى در حقيقت تعبير اين سخن اين است كه ايشان چه بسا متنى را كه در ذهن خودشان قبلا مرور شده بود و در حقيقت به ثبت رسيده بود، به نوعى متنى كه نوشته‌ى بازجويان در دوران انفرادى و در دوران زندان در ذهن آقاى جهانبگلو بوده، ايشان با خبرنگاران ايسنا در ميان گذاشته است. اما در مرورى بر صحبت‌هاى ايشان با خبرنگارى ايسنا، ما مى‌بينيم، ايشان اشاره كرده‌اند كه به دليل ارتباط با نهادها و مؤسسات آمريكايى دستگير شدند و به ايشان تفهيم شده كه اقدام عليه امنيت ملى و ارتباط با بيگانگان داشتند و موضوع ارتباطشان هم با بيگانگان به سال‌هاى ۱۳۷۰ و ۱۳۷۸ برمى‌گردد. آنطوريكه ايشان اشاره كردند، با مؤسسه‌‌اى در آمريكا همكارى مى‌كردند كه بنا به اعلام خودشان، پول خودش را از كنگره‌ى آمريكا مى‌گرفت و بيشتر در جهت مبارزه با كمونيسم و فروپاشى كمونيسم در اروپاى شرقى كار مى‌كرده و كار خودش را بر مبناى دمكراسى در جهان قرار داده. ايشان اشاره كردند كه علت دستگيرى‌شان، فروپاشى نرم و يا فروپاشى از درون بوده و مدتى را كه در زندان بودند، احساس كردند كه نهادهاى آمريكايى ايشان را در جريانى قرار دادند كه اين جريان، جريانى نبوده كه ايشان اگر اطلاع قبلى داشتند، خواسته باشند، در مسير آن قرار بگيرند. واقعيت اين است كه به رغم صحبت‌هايى كه آقاى جهانبگلو با ما در ميان گذاشتند، واقعيت حاكى از اين است كه چنان كه ما مى‌دانيم، آقاى جهانبگلو يك روشنفكر غير سياسى بودند كه فعاليت مستمر و مستقيم سياسى نداشتند و به كارهاى روشنفكرى در حوزه‌هاى جهان و در حو‌زه‌ى ايران مشغول بودند و روشنفكرى ‌شناخته شده در عرصه‌ى جهانى بودند، اما رابطه زيادى هم با فيلسوفان و روشنفكران خارجى داشتنند. مشخصا فيلسوفان و روشنفكران خارجى،‌ چه بسا آمريكايى يا اروپايى باشند و روابط سياسى خاصى را هم داشته باشند و اين هيچ تقصيرى را بر گردن آقاى جهانبگلو نمى‌اندازد كه ايشان در ارتباط با آنها در حقيقت روابط سياسى آن روشنفكران را ناديده گرفته. به نظر مى‌رسد كه اين گفتگو در حاليكه آقاى جهانبگلو پس از آزادى از زندان، هيچ جلسه‌اى را با دوستان و همفكران خودشان نداشتند و در حقيقت از ديدار با دوستان سابق خودشان پرهيز داشتند و به نوعى شرايط زندان انفرادى را پس از آزادى خودشان از زندان هم تداوم دادند، طرح چنين سخنانى،‌ به نظر نمى‌رسد، سخنانى باشد كه ما بتوانيم روى آنها حساب باز بكنيم و آنها را عادى تلقى بكنيم. در زمانيكه ايشان در زندان بودند، اعترافاتى از ايشان پخش نشده، اين هم دليلش مشخص است. نظام جمهورى اسلامى ايران و بازجويان نهادهاى امنيتى به اين نتيجه رسيدند كه پخش اعترافات در حاليكه زندانى و متهم داخل زندان هست، چندان وجهى ندارد و چه بسا نتيجه‌ى منفى و عكس در ذهن مخاطبان برنامه‌هاى تلويزيونى و برنامه‌هاى اعتراف‌گيرى داشته باشد. بنابراين تصميم گرفتند كه آقاى جهانبگلو را از زندان آزاد بكنند، ولى با فشارهايى كه بر روى ايشان در زندان داشتند، ايشان پس از آزادى از زندان، خودشان بصورتى شبه‌داوطلبانه اين گفتگو را انجام بدهند و به نوعى خودشان را متهم بكنند و اعترافات ضمنى را عليه خودشان انجام بدهند تا در حقيقت پروژه‌ى اعتراف‌گيرى و تواب‌سازى به شيوه‌ى قابل قبول‌ترى براى افكار عمومى انجام شده باشد.

ولى حتى با توجه به همين نكته هم باز در صحبت‌هايى كه ايشان كردند، آنچه كه به اسم اتهام به خود پذيرفتند، ‌آيا اساسا مى‌تواند اتهام باشد؟ آيا تحقيق، كار تئوريك، فلسفى و روشنفكرى و اينكه كسى در كنفرانس‌ها و سمينارهاى خارج از كشور شركت كند، كه در آنها هر كسى مى‌تواند شركت كرده باشد مى‌تواند بهانه‌اى باشد براى دستگيرى يك فرد و اينكه او بپذيرد كه عليه منافع ملى حركت كرد، در حاليكه عليه منافع ملى حركت كردن، مفهوم، بار و هزينه دارد. آيا تحقيق در زمينه مسايل نظرى ، و پرداختن به نقش روشنفكران در برقرارى دمكراسى كه می‌تواند مورد استفاده هر موسسه‌اى قرار گيرد، حتى اگر آمريكايى باشد، جرم است؟
رضا خجسته‌ رحيمى: بستگى دارد كه اين اعتراف‌گيرى و دادگاه‌ها و شيو‌ه‌‌ى برخورد با متهم در چه كشورى و در ذيل چه قوانين، ديدگاه‌ها و چه حكومت‌مردانى در حقيقت برقرار باشد و برگزار شود. در حاليكه جمهورى اسلامى ايران، ترس از انقلاب مخملى دارد، در تشابه با نظام‌هاى كمونيستى و استالينيستى كه همواره ترس از انقلاب‌‌هاى مخملى داشته و دارند، مسلم است كه فعاليت آزادانه يك روشنفكر كه خواهان دمكراسى و برقرارى يك نظام سكولار در داخل كشور است و خواهان گذر از نظام استبدادى و نظامى در حقيقت، بسته و غير ‌آزاد هست، مسلما در جهت مخالفت با منافع ملى قلمداد مى‌شود، در كشورى كه ترس از انقلاب مخملى دارد، منافع ملى با منافع حاكمان در حقيقت گره خورده و منافع ملى مترادف با منافع حاكمان است. حاكمانى كه در حقيقت، روى خوشى هم به آزادى نشان نمى‌دهند، بنابراين مسلما آنها از فعاليت‌هاى آزادانه يك روشنفكر ابا دارند، ولى اگر جمهورى اسلامى ايران خودش را متفاوت از نظام‌هاى استالينى و كمونيستى مى‌داند، نبايد در ايران هم شيوه‌هاى نخ‌نما شده‌ى اعتراف‌گيرى و شيوه‌هايى كه همانطوريكه شما هم اشاره كرديد، در بطن آن هيج اثرى از اتهام و جرم ديده نمى‌شود و صرفا ظاهرى همراه با اتهام دارد، تكرار مى‌شد. اصلا ترس از انقلاب مخملى در كشورهايى وجود دارد كه حاكمان آنها، گردش نخبگان و گردش آزاد اطلاعات و تغييرات مسالمت‌آميز را برنمى‌تابند و در چنين نظام‌هايى انقلاب مخملى و چنين اعتراف‌هايى مترادف با همان اصلاح‌طلبى هست كه طى آن اصلاح‌طلبان بدنبال تغيير در ساختارهاى موجود هستند، ولى همانطور هم كه مشخص است، كسانى كه در عرصه‌ى جهانى‌ ماجراجويى را انتخاب مى‌كنند، در داخل كشور هم راهى جز تداوم اين ماجراجويى نخواهند داشت و اين ماجراجويى هم مسلما مبتنى بر عقلانيت نيست و براى همين هم اگرچه اين اعترافات آقاى جهانبگلو اعترافات خوانده و اتهامات دانسته مى‌شود، ولى در ذيل آن هيچ عقلانيتى نهفته نيست و ما مسلما آنها را اعتراف و در حقيقت اتهام نمى‌توانيم، قلمداد بكنيم.