باور به معاد: ایمان به شکنجه

رضا فانی یزدی


26.11.2008

باور به معاد: ایمان به شکنجه
رضا فانی یزدی
rezafani@yahoo.com

جهنم را براى كافران، زندان سختى قرار داديم. « سوره اسراء: آیه ۸»

مجرمان را با بدنهاى كبود، در آن روز جمع مى‏كنيم! « طه : ۱۰۲»

و هنگامى كه در جاى تنگ و محدودى از آن افكنده شوند در حالى كه در غل و زنجيرند، فرياد واويلاى آنان بلند مى‏شود! « فرقان : ۱۳»

روز قيامت، آنها را بر صورتهايشان محشور مى‏كنيم، در حالى كه نابينا و گنگ و كرند؛ جايگاهشان دوزخ است؛ هر زمان آتش آن فرونشيند، شعله تازه‏اى بر آنان مى‏افزاييم! «اسراء: ۹۷»

بزودى آنها را در آتشى وارد مى‏كنيم كه هرگاه پوستهاى تنشان (در آن) بريان گردد (و بسوزد)، پوستهاى ديگرى به جاى آن قرار مى‏دهيم، تا كيفر (الهى) را بچشند. « نساء : ۵۶»


جهنم كمينگاهى است بزرگ، و محل بازگشتى براى طغيانگران! مدتهاى طولانى در آن مى‏مانند! در آنجا نه چيز خنكى مى‏چشند و نه نوشيدنى گوارايى، جز آبى سوزان و مايعى از چرك و خون! « نباء : ۲۱تا ۲۵»

روزى كه آن را مى‏بينيد، (آنچنان وحشت سراپاى همه را فرامى‏گيرد كه) هر مادر شيردهى، كودك شيرخوارش را فراموش مى‏كند; و هر باردارى جنين خود را بر زمين مى‏نهد «حج: ۲ »

لباسهايى از آتش براى آنها بريده شده، و مايع سوزان و جوشان بر سرشان ريخته مى‏شود؛ آنچنان كه هم درونشان با آن آب مى‏شود، و هم پوستهايشان، و براى آنان گرزهايى از آهن (سوزان) است «حج: ۱۹ تا ۲۱»

نمى‏توانند شعله‏هاى آتش را از صورت و از پشتهاى خود دور كنند « انبیاء: ۳۹ »

هر گاه بخواهند از غم و اندوه‏هاى دوزخ خارج شوند، آنها را به آن بازمى‏گردانند؛ و (به آنان گفته مى‏شود) بچشيد عذاب سوزان را! « حج: ۲۲ »
(آنگاه به ماموران دوزخ خطاب مى‏شود) اين كافران مجرم را بگيريد و به ميان دوزخ پرتابش كنيد! سپس بر سر آنها از عذاب آب جوشان بريزيد! « دخان: ۴۷ و ۴۸»


از چشمه‏اى بسيار داغ به آنان مى‏نوشانند; غذائى جز از ضريع ( خار خشك تلخ و بدبو) ندارند؛ غذايى كه نه آنها را فربه مى‏كند و نه از گرسنگى مى‏رهاند! « غاشیه: ۵ تا ۷ »

درخت زقوم غذاى گنهكاران است، همانند فلز گداخته در شكمها مى‏جوشد، جوششى همچون آب سوزان! « دخان: ۴۳ تا ۴۷ »

براى آنان در آن ( دوزخ) ناله‏هاى دردناكى است و چيزى نمى‏شنوند « انبیاء: ۱۰۰»

در آن جا، نه مى‏ميرند و نه زندگى مى‏كنند! «طه: ۷۴ »

در جهنم جاودانه خواهند ماند! شعله‏هاى سوزان آتش همچون شمشير به صورتهايشان نواخته مى‏شود; و در دوزخ چهره‏اى عبوس دارند « المومنون: ۱۰۳ و ۱۰۴»

آنها همه اهل آتشند! « غافر: ۶»

آتشى شعله‏ور و سوزان فراهم كرده‏ايم! هنگامى كه اين آتش آنان را از مكانى دور ببيند، صداى وحشتناك و خشم آلودش را كه با نفس‏زدن شديد همراه است مى‏شنوند « فرقان: ۱۱ و ۱۲ »

آنان كه بر صورتهايشان بسوى جهنم محشور مى‏شوند، بدترين محل را دارند و گمراه‏ترين افرادند! « فرقان: ۳۴ »

جايگاه هميشگى آنها آتش است; هر زمان بخواهند از آن خارج شوند، آنها را به آن بازمى‏گردانند و به آنان گفته میشود: «بچشيد عذاب آتشى را كه انكار مى‏كرديد!» «سجده: ۲۰»

هرگز فرمان مرگشان صادر نمى‏شود تا بميرند، « فاطر: ۳۶»

عذاب آنها آتش است كه هر صبح و شام بر آن عرضه مى‏شوند « غافر: ۴۶»

آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست ،آتشى كه فرشتگانى بر آن گمارده شده كه خشن و سختگيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمى‏كنند و آنچه را فرمان داده شده‏اند (به طور كامل) اجرا مى‏نمايند! « تحریم: ۶»

آنها در ميان بادهاى كشنده و آب سوزان قرار دارند، و در سايه دودهاى متراكم و آتشزا! سايه‏اى كه نه خنك است و نه آرامبخش! « واقعه: ۴۲ تا ۴۴»

هميشه درآن باقى مى‏مانند; نه در عذاب آنان تخفيف داده مى‏شود، و نه مهلتى خواهند داشت! «بقره: ۱۶۲»
آنها جز آتش چيزى نمى‏خورند; (و هدايا و اموالى كه از اين رهگذر به دست مى‏آورند، در حقيقت آتش سوزانى است) و خداوند، روز قيامت، با آنها سخن نمى‏گويد; و آنان را پاكيزه نمى‏كند; و براى آنها عذاب دردناكى است «بقره: ۱۷۴»

در آن هنگام كه غل و زنجيرها بر گردن آنان قرار گرفته و آنها را مى‏كشند، و در آب جوشان وارد مى‏كنند; سپس در آتش دوزخ افروخته مى‏شوند! « غافر: ۷۱ و ۷۲»

آنها فرياد مى‏زنند: «پروردگارا! ما را خارج كن تا عمل صالحى انجام دهيم غير از آنچه انجام مى‏داديم!» (در پاسخ به آنان گفته مى‏شود) اكنون بچشيد كه براى ظالمان هيچ ياورى نيست! «فاطر: ۳۷»

مسلما آن (جهنم)، بد جايگاه و بد محل اقامتى است!» « فرقان: ۶۶»


ایمان به آخرت


ایمان به آخرت یکی از ا رکان‌ اساسی همه ادیان ابراهیمی است. تمام فرق اسلامی ایمان به آخرت را در کنار ایمان به خدا و ایمان به نبوت یکی از سه اصل اساسی دین اسلام به شمار می‌آورند.

در آیات قرآن و احادیث، از مفاهیمی چون برزخ،‌ قیامت، بهشت و جهنم به کرات نام برده شده است. محشر، بهشت و جهنم اجزا شکل دهنده معاد یا همان رستاخیز موعود می باشند و از نظر اسلام به همان اندازه واقعیت دارند که وعده آخرت یا اصل معاد در عقاید اسلامی واقعیت دینی است. در قرآن به دفعات از مفاهیم بالا نام برده شده است.

بطور نمونه، واژه «آخرت» حداقل ۱۰۷ بار در قرآن تکرار شده است، واژه «دوزخ» ۹۴ مرتبه، و واژه «جهنم» ۵۳ بار. همچنین از «آتش» به معنای همین آتشی که می شناسیم که سوزنده است ۱۷۸ بار در آیات مختلف قرآن نام برده شده است. بجز چند استثنا که آتش برای گرم کردن و ذوب فلزات (کهف: ۹۶) و یا روشنایی برای یافتن راه (طه:۱۰ و نور: ۳۵) بکار رفته است، درتمام موارد دیگر آتش وسیله‌ای است برای مجازات گناهکاران و سوزاندن آنها به اشکال گوناگون. گاه این آتش حتی به عنوان خوراک به گناهکاران خورانده می شود. در تمام موارد یعنی در ۱۷۵ مورد دیگر در قرآن آتش فقط و فقط وسیله‌ای است برای اعمال عذاب و شکنجه‌ی گناهکاران که یا می‌سوزاند، یا آبهایی را که باید گناهکاران را در آن فرو کرد به جوش می‌آورد و یا بادهای سوزانی را تولید می کند که همچون شمشیر بر سر و گردن گناهکاران می‌وزند و کسی را از آن راه فراری نیست، و یا موجب برشته شدن پوست و یا بریان کردن پوست و گوشت گناهکاران است.

قرآن در میان تمام کتب آسمانی از ویژگی منحصر به فردی برخوردار است که به تفصیل و جزئیات به دنیای پس از مرگ و آخرت پرداخته است. در قرآن ایمان به آخرت به اندازه ایمان به خدا و ایمان به پیامبر اهمیت داشته و در حقیقت سه اصل «توحید»، «معاد» و «نبوت» سه رکن اصلی تشکیل دهنده دین اسلام هستند و نفی هرکدام از آنها، موجب خروج از اسلام شده و عاقبتش عذاب و مجازات دائمی در جهنم و هلاکت ابدی است.

در بیشتر از ۵۰ آیه قرآن، جهنم و عذاب ابدی در آن به کسانی وعده داده شده که منکر معاد و یا آتش جهنم در زمان حیات خود بوده‌اند.

ترس از مکافات عمل

بسیاری از علمای اسلامی بر این عقیده اند که: ایمان به روز جزاء مهمترین عاملی است که انسان را از ارتکاب به گناه باز می‌دارد.

آنها همچنین بر این عقیده‌اند که "اگر از جانب خدا حسابی در کار و جزاء و پاداش در کار نباشد. دعوت دینی که مجموعه‌ای از فرمانهای خدا و اوامر و نواهی اوست کمترین اثری در بر نخواهد داشت. و وجود و عدم دستگاه نبوت و تبلیغ در اثر مساوی خواهد بود بلکه عدم آن بر وجودش رجحان دارد، زیرا که پذیرفتن این و پیروی از مقررات شرع، خالی از کلفت و سلب آزادی نیست و در صورتی که متابعت آن اثری در بر نداشته باشد هرگز مردم زیر بار آن نخواهند رفت و از آزادی طبیعی دست برنخواهند داشت. از اینجا روشن می‌شود که اهمیت تذکر و یادآوری روز رستاخیز معادل با اهمیت اصل دعوت دینی است." (علامه سید محمد حسین طباطبایی، شیعه در اسلام، ص ۱۶۴)

پس کمترین شبهه‌ای در معاد می‌تواند اساس دعوت دینی را در هم بریزد. همین امر در طول تاریخ ۱۴ قرن گذشته اسلامی موجب آن بوده است که معدودی از دانشمندان اسلامی که جرات یافته و شبهه‌ای در پذیرش معاد به گونه‌ای که در قرآن از آن یاد شده است وارد آورده‌اند، مورد بی مهری شدید دیگر علمای دینی قرار گرفته و حکم ارتداد آنها صادر شده است.

علمای دینی بر این باورند که علت اصلی پذیرش دعوت دینی و اجرای احکام دین توسط مومنین ایمان به روز مجازات و پذیرش بهشت و جهنم و حساب و کتاب در کار خداست و گرنه هیچ دلیلی وجود ندارد که انسانها از آزادی طبیعی خود دست برداشته و مقید به اجرای احکام و دستورات دینی گردند.

این تفکر موجب این نتیجه‌گیری گردیده است که هرچه مجازات سخت تر و عذاب آن شدیدتر باشد، دعوت دینی و پذیرش احکام دین بیشتر مورد قبول می افتد.

تاکید علمای دینی در ارائه تصویر وحشت‌آور دوزخ و اشکال مجازات‌های غیرقابل تحمل و ابدی در آن که اساسا برپایه آیات قرآنی است بیشتر متوجه همین اصل است که فراموشی روز جزا، موجبات انکار دین را فراهم خواهد آورد چرا که اگر حساب و کتابی در کار نباشد، چه دلیلی دارد که از آزادی طبیعی دست کشید و قید پذیرش احکام دینی و قیمومیت روحانیت را پذیرفت.

قرآن نیز خود با همین استدلال مشوق پذیرش دعوت دینی است و تا آنجا که ممکن است تصویر وحشت‌آور جهنم را به منظور تهدید و ارعاب استفاده نموده و برای منکرین قیامت شدیدترین مجازات‌های ابدی را در نظر می‌گیرد.

خدا در جهنم لباس‌هایی از آتش برتن گناهکاران می‌کند، از چشمه‌های بسیار داغ به آنها می‌نوشاند،‌ غذایی به آنها می‌دهد که همانند فلز گداخته در شکمها می‌جوشد، در آنجا نه چیزی خنکی می‌چشند و نه نوشیدنی گوارایی، جز آبی سوزان و مایعی از چرک و خون، با بدنهای کبود در حالیکه در غل و زنجیرند و فریاد واویلای شان بلند است به میان دوزخ پرتابشان می‌کند و سپس بر سر آنها از عذاب آب جوشان می‌ریزد. زمانی که پوست‌های تنشان بریان می‌گردد و می‌سوزد، پوست‌های جدیدی بر اندام آنها قرار می‌دهد تا عذاب الهی را بچشند. در آنجا نه می‌میرند و نه زندگی می‌کنند. آنجا چنان وحشتناک است که هر مادر شیردهی کودک شیرخوارش را فراموش می‌کند و هربارداری جنین خود را بر زمین می‌نهد. شعله‌های سوزان آتش همچون شمشیر برصورتهایشان نواخته می‌شود، آنها را در میان بادهای کشنده و آب سوزان قرار می‌دهد و در سایه دودهایی متراکم و آتش‌زا، هنگامی که غل و زنجیر برگردن آنها قرار گرفته آنها را کشان کشان در آب جوشان وارد می‌کند و سپس در آتش دوزخ افروخته می‌شوند.

هرگز فرمان مرگشان را صادر نمی‌کند. عذاب آنها آتش است،‌ جایگاه همیشگی آنها آتش است و هر زمان بخواهند از آن خارج شوند آنها را به آن بازمی‌گرداند و به آنها می‌گوید بچشید عذاب آتشی را که انکار می‌کردید! آتشی که هیزم آن انسانها و سنگ‌ها هستند، آتشی که مامورینی بر آن گمارده شده‌اند که بسیار خشن و سختگیرند،‌ آتشی شعله‌ور و پر لهیب که همسر ابولهب در حالیکه بر گردنش طنابی است از لیف خرما، هیزم‌کش آن است.

با ارائه چنین تصویری از جهنم و روز جزاء، قرآن پایه‌های نظام قضائی دینی را برای مسلمانان نیز تعریف می‌کند.

تصویر جهنم و انواع شکنجه‌ها و مجازات‌های تعریف شده در قرآن بقدری غیرانسانی و جنایتکارانه است که معدودی از علمای دینی به ناچار در پی راههایی برای انکار معاد جسمانی که در قرآن بر آن اشاره رفته است، برآمدند.

تمام آیات قرآن که به موضوع معاد و زندگی پس از مرگ اشاره کرده‌اند، معاد را به گونه‌ای جسمانی تعریف و توصیف کرده‌اند. در حقیقت بیشتر ادیان شناخته شده از جمله ادیان کلیمی،‌ مسیحی و اسلام در اساس از معاد برداشتی جسمانی داشته و تمام تصاویر ارائه شده و داستان‌های موجود در این متون بر اساس معاد جسمانی است. تنها استثناء در این زمینه دین بابی و دیانت بهائی است که معاد جسمانی را از اساس رد نموده و به معنای معینی از معاد روحانی باور دارد.

معاد جسمانی چیست؟

اعتقاد به معاد و زنده شدن انسانها پس از مرگ در عالم آخرت یکی از ارکان ایمانی و اعتقادی اساسی در دین اسلام است و اگر کسی منکر آن گردد از زمره مسلمانی خارج است.

اسلام معتقد است که انسانها پس از مرگ به جهان دیگری می‌روند که در قرآن از آن به عنوان «برزخ» نام برده شده است.

برزخ یا همان عالم قبر از نظر ادبیات قرآنی و اسلام، فاصله دنیا و آخرت است. یعنی انسان پس از مرگ بلافاصله وارد قیامت نمی‌شود، بلکه در برزخ می‌ماند و تا قیامت در این عالم برزخ باقی خواهد ماند.

همان جاست که نکیر و منکر بر او ظاهر می‌شوند.

در قرآن فقط در یک آیه از عالم برزخ نام برده شده است. "تا آنگاه که یکی از آنها را مرگ فرا می‌رسد می‌گوید: پروردگارا مرا بازگردان، باشد کار شایسته‌ای در زمینه‌ایی که نکرده‌ام انجام دهم. ابدا، این صرفا سخنی است که او گوینده آن است و از جلوی آنها (از حین مرگ) تا روزی که مبعوث شوند برزخ و فاصله است." (مومنون: ۱۰۰)

پس از عالم برزخ، عالم آخرت،‌ قیامت و یا همان قیامت کبری شروع می‌شود. در توصیف قیامت در قرآن به تفصیل سخن رفته است. در صدها آیه به توصیف قیامت پرداخته شده و چگونگی و شرح مراحل بازگشت به آخرت و چگونگی رسیدن به حساب و کتاب و پرونده انسانها و چگونگی پاداش و مجازات در دنیای آخرت شرح داده شده است.

صور اسرافیل

آغاز قیامت چنانچه از آیات و احادیث برمی‌آید زمانی است که تمام موجودات پس از مرگ دوباره زنده می‌شوند. گویا اسرافیل با دمیدن در صور که شیپوری شبیه شاخ گاو است، قیامت را اعلام می‌کند.

جالب است که امام علی بن حسین سجاد درباره صور چنین گفته است "صور شاخی بزرگی است که یک سر و دو طرف دارد و میان طرف پایین که در سمت زمین است تا طرف بالا که در سمت آسمان است به اندازه فاصله اعماق زمین هفتم تا فراز آسمان هفتم است و در آن سوراخ‌هایی به تعداد ارواح خلائق وجود دارد." (لئالی الاخبار، جلد ۵، ص ۵۳)

حضرت علی نیز در نهج‌البلاغه در خطبه ۱۸۶ در این مورد چنین می‌گوید: "در صور دمیده می‌شود، پس هر جانی از تن بیرون رفته و هر زبانی لال می‌گردد (مرگ همه را فرا می‌گیرد) و کوههای بلند و سنگهای محکم و استوار خرد گشته از هم می‌پاشند."

نفخ صور یا دمیدن در صور بر دو نوع است.

نفخ اماته یا دمیدن مرگ: اسرافیل بار اول که در صور می‌دمد باعث مرگ همه موجودات زنده می‌شود. در سوره زمر آیه ۶۸ چنین آمده است: "در صور دمیده می‌شود پس تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند جز کسانی که خدا بخواهد می میرند."

همچنین در آیه‌های ۱۳ تا ۱۶ از سوره حاقه در قرآن چنین آمده است: "به محض اینکه یک بار در صور دمیده شود و زمین و کوهها از جا برداشته شوند و یک‌باره در هم کوبیده و متلاشی گردند در آن روز واقعه عظیمی روی می دهد. آسمانها از هم می‌شکافند و سست می‌گردند و فرو می‌ریزند."

بنابراین پس از اولین دمیدن صور توسط اسرافیل (نفخ اماته) همه موجدات زنده و کل جهان آفرینش از میان می‌روند.

سپس اسرافیل برای بار دورم دز صور خود می‌دهد.

نفخ احیا یا دمیدن زندگی: این پایان عالم برزخ است. این بار همه موجودات جهان دوباره زنده می‌گردند و تمام مردگان از قبر در آمده و در صحنه محشر گرد هم می‌آیند. صحنه محشر محلی است که در روز قیامت همه مردگان زنده شده برای حسابرسی به اعمالشان در آنجا جمع می‌شوند.

چنانچه از آیات و روایات اسلامی برمی‌آید، گویا همه انواع بشر از ابتدای آفرینش تا لحظه‌ی نفخ اماته که مرگ جهان است در همین محل جمع می‌شوند و در صفوف مختلف برای بازجویی و سوال و جواب الهی در انتظار می‌مانند.

ادامه مطلب را در این لینک ملاحظه کنید