تمایزات و رقابتها میان سلطنت طلبان و جمهوری خواهان
نیکروز اولاد اعظمی
05.01.2009
تمایزات و رقابتها میان سلطنت طلبان و جمهوری خواهان
موضوع و بحث سلطنت طلبی و جمهوری خواهی و نوع مناسبات و رابطه میان این دو طیف سیاسی، به دلیل شرکت منفرد دو تن از اعضاء اتحاد جمهوری خواهان ایران در کنگره حزب مشروطه خواهان هوادار استقرار سلطنت در ایران بار دیگر در میان برخی محافل جمهوری خواهی و روشنفکر ایران مطرح شده است. اگر این بحث ها حول و حوش بحث های نظری صورت پذیرد طبعأ می بایست فارغ ازهرگونه افترا و عدم نفی موجودیت یکدیگر باشد،گرچه طیف هواداران سلطنت در پرداختن بدان رغبت نشان نمی دهند و همه چیز را به آینده و سرنگونی حکومت اسلامی موکول می کنند، اما هر از گاهی و به بهانه ای از سوی جمهوری خواهان مطرح می گردد. به هر جهت دیالوگ و نقد همزمان و تعین نوع مناسبات فی مابین خواص اولیه منش دموکراتیک است و می بایست درعمل به قوائد آن تن داده و در رفتارمان بازگو شود.
ملزومات بحث نظری و نقد مواضع طیف های سرنگونی طلب و از آنجمله سلطنت طلبان از سوی اتحاد جمهوری خواهان ایران به این دلیل اهمیت دارد که: اولأ؛ هویت خود ماست که عیان و عیارش معلوم می گردد،ثانیأ؛ می بایست ضمن مشخص و معین نمودن سطح مناسبات خود با آنها، برنامه سیاسی و نوع روش پیشبرد آن برحسب قابلیت هویتی ما مستدل و مستفاد گردد تا مرزبندی های موجود مخدوش نشود. پس در نفس موضوع ( احترام به موجودیت یک جریان فکری- نظری) مناقشه ای نیست، در برقراری و حفظ رابطه ای دوستانه و دموکراتیک نیز مناقشه ای نیست، زیرا اصول و قوائد اولیه منش دموکراتیک جز این نیست بخصوص آنجایی که در زمینه رسمیت یافتن موجودیتی با انگیزه های دیگر سیاسی باشد. پس اولین گام برای دفاع از آزادی مخالف به رسمیت شناختن موجودیت آن است، زیرا مفهوم آزادی یعنی اینکه " من حاضرم جانم را فدا کنم تا تو آزاد باشی."
اما وجه دیگر موضوع (سلطنت طلبی و جمهوری خواهی) رقابت منطقی بر شالوده های قوائد دموکراتیک است که می بایست بدان گردن نهاد و با فاصله گرفتن از هر نوع افترا نقد مواضع را جایگزین ساخت.
در رویکرد به این موضوع و پذیرش رقابت آزاد سیاسی، طرفین ضمن عرضه کالای خود به بازار، مسئول مبلغ کیفیت کالای خود خواهند بود، ناشیانه خواهد بود که به هر دلیلی رقیب مبلغ کیفیت کالای رقیب مقابل خود باشد، در رقابت آزاد هر کس به دنبال سود بیشترخود است و به همین دلیل چاره ای ندارد جز تبلیغ آنچه را که می خواهد به معرض فروش مشتریان بگذارد.اعلان تأسیس حکومت موروثی بر پایه سلطنت پادشاهی و جمهوری بر پایه حکومت سکولار و پلورالیسم جامعه، حکم دو کالای متفاوت است که هر یک بوسیله هوادران خود به بازار عرضه شده و بر حسب کیفیت و مرغوبیت آن خریدارانی (مشتریانی) خواهند یافت، بنابراین این دو کالا می بایست به روشنی از هم تمیز داده شوند تا تفاوت آن برای مشتریان محرز گردد.
تلاش برای استقرار حکومت موروثی بر مبنای پادشاهی و جمهوری بر پایه پلورالیسم و انتخابی کردن عالی ترین مقام کشور و بطورکلی انتخابی بون همه نهادها از صدر تا ذیل، دارای مضامین متضاد بوده و در متن آنها نوع حکومت مطرح است. اتحاد جمهوری خواهان ایران در تلاش جمهوریت نظام سیاسی ایران است، و مشروطه خواهان موروثی کردن آن، سلطنت طلبان برای رسیدن به این نوع حکومت از روشهای خشونت مبارزه( همچون سرنگونی) تأسی می جویند و بر این مواضع بی کم و کاست اصرار و ابرام دارند و راه ها و ممکنات دیگر را آگاهانه و عمدأ کور شده القاء می کنند، زیرا می دانند که در یک شرایط و فرایند به دور از هر نوع خشونت و ممارست به مدنیت از سوی آحاد جامعه، مقصود و منظور واقعی شان که همانا قبضه حکومت است تحقق عملی پیدا نمی کند و شانس برگشت پذیر کردن نظام پادشاهی به حداقل و موضوع سلطنت در ایران به دفتر تاریخ سپرده شده و الگوی حکومتی آن برای همیشه از اندیشه ایرانیان محو خواهد شد.
این پاشنه اشیل سلطنت طلبان است که هر گز به روش مبارزه مسالمت آمیز رویکرد نشان نداده و به این سمت رهنمون نمی شوند، آنها به دنبال شور و هیجانات مردم به بهانه های گوناگون هستندبخاطر آوریم در سال های گذشته هنگام بازی های جام جهانی فوتبال و برخی پیروزی های تیم ملی ایران و هلهله جوانان و نیز نقش تلویزیون های ایرانیان پیرو رضا پهلوی در امریکا را.
هنر آنها این است تا از نارضایتی عموم مردم بعنوان اهرمی جهت پرش به رأس هرم حکومت بهره جویند، به همین خاطر به برگذاری رفراندم تن می دهند اما به تلاش برای انتخابات آزاد وقعی نمی نهند، زیرا اولی تغییر فوری و بلافصل حکومت را در نظر دارد و دومی حرکت تدریجی به سمت جمهوریت نظام است، از این رو تقویت جامعه مدنی و عنصر دموکراسی در داخل کشور چندان ارج و قُربی برایشان ندارد و به همین خاطر به مبارزه مسالمت آمیز جهت نیافته و رغبت نشان نمی دهند، به واقع امر، خود را با آرایش نیروهای سیاسی و تغیر آن در سه بُعد رأس، پیرامون و قاعده حکومت درگیر نمی کنند و بدین جهت برنامه تاکتیکی و استراتژیکی شان با شعار سرنگونی در هم آمیخته می شود.
آنها به این نمی اندیشند، آنگونه که دو تن از اعضاء اتحاد جمهوری خواهان شرکت کننده در کنگره مشروطه خواهان خیال می کنند با این اقدامشان تابو شکنی کرده و ابتکار مناسبات و رابطه دموکراتیک بین گروها و شخصیت ها را عهده دار خواهند شد، آنها خوب می دانند که شخصیت های نسبتأ با نفوذ در درون اتحاد جمهوری خواهان و بطور کلی سیاست این اتحاد در نفی تخطئه موجودیت هر حزب و گروهی است- آنچه آنها می خواهند بهره برداری سیاسی به نفع مطرح شدن بیشتر خود در منظر افکار عمومی است، بنابراین بر مبنای این نظر پرسشی مطرح می شود و آن اینکه آیا در رقابت آزاد سیاسی هر طیف سیاسی باید به نفع کیفیت کالای خود تبلیغ نماید یا مبلغ کالای رقیب خود باشد؟
می دانیم که حزب مشروطه ایران خواهان پیشبرد شعار سرنگونی است و آنها نیز می دانند که ما اتحاد جمهورخواهان ایران خواهان روش مبارزه سیاسی مسالمت آمیز در جهت پاسخگو کردن نظام حکومتی ایران هستیم، همنشینی با آنها نه تنها سودی را عایدمان نمی سازد بلکه ما را در نزد متحدینمان بد بین کرده و ما را از عنصر جمهوریت در درون و پیرامون و برون نظام دور می سازد، هنر ما بایست این باشد تا بتوانیم مجموعه ای از این عنصر را تقویت نماییم نه اینکه از جیب خود خرجی هم برای رقیب خود کنیم و بدین ترتیب از آنجا رانده و از اینجا مانده شویم.
واقعیت امر این است: اتحاد جمهوری خواهان ایران بدون چشمداشت کمک خارجی ( حمله نظامی و یا شیوه های دیگری از مظهر خشونت در ایران) در جهت تلاش برای پیشبرد کاهش و تنزل درگیری ها و تخفیف فاصله عمیق هزاران ساله میان حکومت و مردم، دولت و ملت و نقش مخرب آن بر روند حقوق اجتماعی و سیاسی و نیزعقب ماندگی جامعه عزم خود را جزم کرده و در مسیر پاسخ گو کردن حکومت و تقویت نظام سیاسی به جهت کیفیت کارکردی آنها در راستای مطالبات حقوق بشری و مدنی گام بر می دارد، که این خود خط بُطلانی است بر هر نوع مظهری از خشونت، صداقت این مشی در دوری هر چه بیشتر با گروه های خشونت طلب و احساسی نظیر مشروطه خواهان است نه رابطه مودت آمیز به بهانه ی تابوشکنی در مناسبات، اتخاذ روش مسالمت آمیز مبارزه سیاسی و تلاش برای متعارف نمودن جامعه چند صدایی از سوی اتحاد جمهوری خواهان ایران گویا تر از آنست که افرادی مجزا بخواهند اصالت مناسبات صحیح بین گروهای متمایز از هم را بر دوش گرفته و مثلأ تابوشکنی کنند.
معارضه اتحاد جمهوری خواهان ایران با موضوع و نفس حکومت نیست بلکه متد حکومت مداری و نظام بی کفایت سیاسی به جا مانده از پیشینیان که تبلور استبداد در ایران است مورد نقد و چالش می باشد، تحول این فرایند( پاسخ گو کردن ساختار نظام سیاسی) با منش تساهل و سیاست گام به گام که نزدیکی و هماهنگی با نضج روند شکل گیری ساختارهای مدرن و شاخصه ی آن، ساختار نظام دولت-ملت به مثابه امتزاج به حقوق بشر و شهروندی است، از سوی ما منتج می گردد. از این رو و بنا بر گواهی اسناد سه همایش و نیز جهت یابی عمل سیاسی ما درتلاش برای تقویت جمهوریت نظام به واسطه تقویت مبارزه مدنی، و تشویق مردم برای کسب حقوق اجتماعی و سیاسی به همین روشهای عقلانی دور از هر نوع خشونت برای تأثیرگذاری بر ساختار نظام سیاسی جهت تحول و وادار کردن حکومت به تمکین، اندیشه والای انسانی ما اتحاد جمهوری خواهان ایران را تشکیل می دهد.
در حالی که استراتژی انتخابات آزاد و تلاش برای تحقق عملی آن به منظور دستیابی به هدف ما که مرکب از آزادی، جدایی دین از دولت و در نهایت یک جمهوری سکولار بر دوش نظام سیاسی که خود پروسه ایست نسبتأ طولانی و برنامه استراتژیکی ما را تشکیل می دهد، سلطنت طلبان به سرنگونی حکومت آنهم به طریقی نظیر حضور جوانان در برخی نقاط تهران به بهانه جشن و پایکوبی برای پیروزی تیم ملی فوتبال ایران و غیره چشم دوخته اند، مفاهیمی نظیر دولت، حکومت و ملت و سیاست گذاری ها و نیز انشقاق ها و تحولات در رأس حکومت و شکل گیری آرایش نیروهای سیاسی و تحولات در سطح جامعه، در عمل در نزد آنها ارزش و اهمیتی ندارد و به همین دلیل با بسنده کردن به شعار سرنگونی عملأ در محافل سیاسی ایرانیان نقشی ایفا نمی کنند، این تفاوت جدی ای است میان اتحاد جمهوری خواهان ایران و مشروطه خواهان سلطنتی هوادار حکومت موروثی.
متحدین اتحاد جمهوری خواهان ایران نه از میان طیف اسلامیت نظام در درون حکومت جمهوری اسلامی و نه از گروه هوادار موروثی کردن نظام که هر دو طیف در طول تاریخ جهنم را بر زمین ایران پهن و فرش کردند،متحدین ما را هوادران برجسته کردن جمهوریت نظام در درون حکومت، پیرامون آن و سطح جامعه تشکیل می دهند، کدام همکاری با طیف های مطرح شده برای ما اتحاد جمهوری خواهان ایران اهمیت دارد،همکاری با رقیب یا همراهی با متحدین امروز و فردای ما؟
دو جزء مهم فلسفه یکی چگونه نگریستن به جهان و دیگری مربوط به بهترین شیوه زیستن است(سیاست). ما ایرانیان همچون مردمان سایر ملل در تلاش برای فراهم نمودن بهترین های زندگی ( فلسفه سیاسی) از طریق مراوده های اجتماعی اتفاق نظر داریم، اما جهت دستیابی بدان در چگونه نگریستن مان به موضوع زندگی و بهینه آن از هم متمایز می شویم، برخورد خردگریانه به تمایزات و روشهای مسالمت جویانه و احترام متقابل بر بستر مناسبات عقلگرایانه، ما را به سرمنزل خود که همانا رسمیت یافتن نظام پلورالیسم در جامعه ایرانی است هدایت خواهد کرد. ما نیازمند یکی شدن نیستیم، احترام متقابل به تمایزات مان مبارک است. در یکی شدن هویت فردی نمی یابیم در حالیکه در تمایزاتمان
چنین حق و حقوقی را دارا خواهیم بود.
نیکروز اولاد اعظمی
niki_olad@hotmil.com